تناقض فمینیستی سیمون دوبوار ،سخنرانی فاطمه صادقی
کانون زنان ایرانی_فریده غائب:”سیمون دوبوار ,فمینیست و فیلسوف فرانسوی در تشخیص این نکته که زنان “دیگری “بوده اند ،موفق بوده است ,اما در چاره اندیشی بر این انقیاد مجددا مردسالارانه می اندیشد و این تناقض دوبوار است.”
تناقض و دوگانگی نه تنها در آثار دوبوار بلکه در زندگی خصوصی وی و رابطه اش با سارتر موج می زند. همین موضوع دکتر فاطمه صادقی ،استاد دانشگاه را وا داشت تا از این تناقض تحت عنوان “ایهام فمنیستی دوبوار “یاد کند.
این استاد دانشگاه سخنرانی خود را در حالی بر گزار کرد که تالار گفتگوی خانه هنرمندان در تهران چهارشنبه ای پر جمعیت را شاهد بود.
فمینیسم دوبوار رنگ و بویی کاملا مدرن دارد و تکیه اش بر اندیشه های مدرنی همچون عقلانیت ،رد ناخودآگاه،عاملیت فردی سوژه , امکان درک عقلانی جهان و … او را از فمینیستهای فرانسوی پس از خود جدا می کند.
فاطمه صادقی به حضور رهیافت اگزیستانسیالیستی و اصالت سوژه (مردانه) در آثار دوبوار به ویژه در کتاب جنس دوم اشاره کرد و گفت : “در جنس دوم ،دوبوار بر این نکته تاکید می کند که زنان تنها با پرورش قوای ذهنی خود و قدم گذاردن در مسیر مردان می توانند به رهایی ،آزادی و خود مختاری دست یابند.”
این استاد دانشگاه وجود تناقض در جنس دوم را اینگونه بیان کرد :”جنس دوم کتابی است که با بررسی تفاوتهای زیستی زنان و مردان آغاز می شود. تفاوتهایی که طبیعت در زنان نهاده است.مسائلی چون عادت ماهانه ،زایمان و…او در این کتاب به گونه ای مفصل این تفاوتها را مورد بررسی قرار میدهد.طوری که حتی ممکن است تصور شود که به عقیده او به موجب این تفاوتهای طبیعی است که زنان تاکنون جنس دوم و دیگری بوده اند.”
و از اینجاست که تناقضها آشکار میشود.چرا که به نظر صادقی د ر جلد نخست کتاب با نوعی انحراف از اگزیستانسیالیم دوبوار مواجه ایم.
تفاوت ماهوی جلد اول و دوم کتاب با بررسی فاطمه صادقی بیشتر آشکار میشود:”در جلد دوم ،دوبوار وضعیت زنان را ناشی از ضعف خود آنها تلقی می کند و آنها را به شدت به خاطر آنچه که هستند مورد انتقاد قرار می دهد.”
و اینگونه بازهم میان این دو موضع یعنی اگزیستانسیالیم فمینیستی از یکسو و فمینیسم ساختار گرایی از سوی دیگر در نوسان است.
صادقی به نظرات برخی درباره نگرش تحقیرآمیز دوبوار به زن و زنانگی در این کتاب اشاره کرد و گفت:
“نسخه ای که دوبوار برای زنان می پیچد ,به نفع زنانگی تمام نمی شود.برعکس او به زنان توصیه می کند برای رهایی تا آنجا که ممکن است از طبیعت خود فاصله و راهی همانند مردان در پیش بگیرند.خود او نیز چنین مسیری را در زندگی شخصی پیموده است. او هرگز ازدواج نکرد و هرگز نخواست بچه دار شود. هر چند برخی زندگی شخصی او را بدین منوال نمی پسندیدند.زیرا معتقد بودند بر خلاف میل دوبوار ،این سارتر بود که از ازدواج با دوبوار سرباز زد,وگرنه دوبوار حتی آنجایی که با مردان دیگر روابط عاطفی برقرار کرد ، همچنان با سارتر دارای پیوند عاطفی دیرین بوده است.”
همین الگوی دوگانه در سایر آثار دوبوار نیز به چشم می خورد .فاطمه صادقی دوگانگی کتاب وانهاده را اینگونه توصیف کرد:”دوبوار داستان زنی تنها را بیان می کند که شوهرش به او خیانت می کند. هرچه از این داستان به انتهای آن نزدیک تر میشویم بیشتر با عیب جویی های نویسنده و قهرمان زن داستان از خود او مواجه می شویم به نحوی که حتی می توان گفت دوبوار،مرد را به خاطر خیانت تلویحا مورد بخشش قرار می دهد.”
در واقع در غالب رمانهای دوبوار ,زنان عمدتا دارای شخصیتهایی حسود,مزاحم,تنگ نظر,ناتوان,مشغول به خود و سرگردان اند.در مقابل مردان از توانایی و قابلیت بیشتری برخوردارند.
رابطه با سارتر
ایهام فمینیستی دوبوار حتی در زندگی خصوصی او نیز پا گذاشته است و دیگران را نیز بر آن داشته این تناقض را در زندگی خصوصی دوبوار جستجو کنند.
سارتر و دوبوار یکدیگر را در ۱۹۲۹ در پاریس ملاقات کردند.در آن هنگام سارتر ۲۴ ساله و دوبوار ۲۱ ساله بود.
فاطمه صادقی با استفاده از دو نظریه در این باره ،مسئله خود را تبیین کرد و گفت:یک نظریه دوبوار را در ارتباط با ژان پل سارتر ,شخصیتی پرایایی نمایش می دهد.شخصیتی که به رغم تعلق داشتن به یک واقعیت
جنسی,مذهبی,قومی,نژادی,همواره از تعلق داشتن به آن احساس سرافکندگی می کند و دوست تر دارد که با گروه قدرتمندی که اقلیت او را مورد سرکوب قرار می دهند،پیوند برقرار کند.دوبوار همواره سارتر را به جهت برتری ذهنی بر خود مورد ستایش قرار می داد در حالی که سارتر هرگز خود را با دوبوار مقایسه نکرد.”
نظریه دوم بیشتر رنگ اگزیستانسیالیستی دارد و همانند نظریه اول دوبوار را به چشم قربانی نمی نگرد.صادقی در حالی که خود را طرفدار این نظریه میدانست,گفت:”طبق این نظریه ،دوبوار به رغم اعتراف به توانایی بیشتر سارتر,در واقع مهندس رابطه ی میان خود و سارتر بوده است. حتی میگویند سارتر با ذهن خلاق خود آنچه را که از دوبوار فرا گرفت,به صورت دستگاه قلمی ای درآورد که به نام خود او شهره شد.”
صادقی که موضوع سخنرانیاش”ایهام در فمینیسم دوبوار” بود ،در نتیجه گیری اش از این رابطه و نظریات متعلق به آن گفت:”آنچه هر یک از این دو تصویر به نمایش میگذارند,نمایش دوگانگی است.یعنی رابطه دوبوار با سارتر با یک دوگانگی همراه است.از یکسو خواست استقلال ,خودمختاربودن,خود بودن,قبول مسئولیت و از سوی دیگر دست دادن و همراهی کردن با همان قدرتی که او میخواست نقدش کند,افشایش کند و از آن تبری جوید.
دوگانگی دوبوار یادآور “روسو” است. روشنفکری که از یک سو هوادار اخلاقیات است و از سوی دیگر اعمالی را مرتکب میشود که به هیچ وجه توجیهی برای دفاع از او به عنوان یک انسان اخلاقی باقی نمی گذارد.”
او همچنین درباره فرایند بوجود آمدن یک زن رشنفکر و رابطه اش با این دوگانگی گفت:”روشنفکری کاری مردانه است و بوجود آمدن یک زن روشنفکر,فرایندی دشوار است.دوبوار از یک سو به نقد فکری به عنوان تنها راه نقد سنت اعتقاد دارد و از سوی دیگر,این نقد همواره سنتی مردانه بوده است و دوگانگیاش حاصل این موضع است.
