پارک، تنها مکان شهری که زنان در آن توقف می کنند ،شکوفه آذر

کانون زنان ایرانی : در زمان تاسیس نخستین پارک ها در قرن نوزدهم، پارک وضعیت متفاوتی داشت. پارک در قرن نوزدهم، مکانی برای تجمع و نمایش ثروتمندان به حساب می آمد. ثروتمندان لباس ها و زیورآلات گران بهای خود را به هنگام گردش دراین پارک ها، در برابر دیگر ثروتمندان به نمایش می گذاشتند. اما به مرور پارک دموکراتیزه و به یک مکان مردمی تبدیل شد. مکانی که امروزه، زنان می توانند در آن توقف، استراحت و تجمع کنند…

شکوفه آذر

shokoofeh_azar@yahoo.com

آیا زنان تجربه مشابهی با مردان در مورد زندگی در فضاهای شهری دارند؟ و “سرزمینیت” زنانه و مردانه در شهر کجا است؟

دکتر “گائل ژیلو”، جغرافی دان و استاد جغرافی در دانشگاه سوربن، در چهارمین نشست انجمن انسان شناسی ایران، پس از طرح این دو پرسش به پاسخ آن پرداخت.

او که شنبه گذشته در جمع دانشجویان رشته انسان شناسی دانشگاه تهران و جمعی از استادان این رشته چون دکتر ناصر فکوهی، دکتر امیلیا نرسیسیانس و دکتر سعیدی سخنرانی می کرد، نتیجه تحقیقات چهار ساله خود بر پارک های قاهره، دمشق و بیروت را اینگونه بیان کرد: “من این تحقیقات را در چند فصل پی در پی در شهرهای قاهره، دمشق و بیروت انجام دادم و متوجه شدم که زنان و مردان تجربه مشابهی از شهر ندارند. به دلایل فرهنگی زنان از یکسری الزامات تبعیت می کنند که این الزامات برای مردان وجود ندارد. در نتیجه نوع استفاده از شهر برای زنان و مردان متفاوت است.”

این استاد دانشگاه پاریس ۱ در ادامه سخنان خود، از اصطلاح “سرزمینیت” استفاده کرد و توضیح داد:” سرزمینیت، سرزمین و مکانی است که ما در آن احساس راحتی می کنیم به گونه ای که انگار در خانه خود هستیم. سوال این است که این سرزمینیت زنانه و مردانه در شهر کجا است؟ زن ها برخلاف مردها در شهر و معابر عمومی نمی ایستند. آنها فقط عبور می کنند و مدام در حال حرکت هستند. اما مردها در هر کجای شهر توقف و سپس حرکت می کنند.”

گائل ژیلو که بر خیابان های شهرهای مذکور مطالعه کرده بود، ادامه داد:” در این شهرها، زنان فقط در یک نقطه احساس “سرزمینیت” دارند و آن پارک یا باغ های عمومی است. زنان در این محوطه های سبز می توانند توقف و استراحت کنند. فقط پارک است که به دلایل فرهنگی و طبیعی خاص، برای زنان این موقعیت را در شهرها فراهم می کند که با یکدیگر جمع شوند و توقف داشته باشند.”

روشی که دکتر ژیلو برای تحقیق خود انجام داده است، روشی است که در اصطلاح انسان شناسی، روش توصیفی نام دارد. دراین روش، بیش از هر چیز بر مشاهده عینی و مصاحبه با کنشگران و استفاده کنندگان تاکید می شود.

او توضیح داد:” بر اساس این روش تحقیقی، من متوجه شدم که هیچ پارکی را نمی توان به عنوان یک پدیده مجزا و مستقل از جامعه پیرامون آن، بررسی کرد. پس تحقیق درمورد یک پارک، ارتباط تنگانگی با جامعه پیرامون و مصرف کنندگان آن دارد. از سوی دیگر، انسان، پیش از هر چیز، در پارک با طبیعت سروکار دارد. هر چندکه این طبیعت، دست ساز انسان و اجتماعی شده است ام اموجب می شود که ریتم زندگی در پارک تغییر کند. دلایل این تغییر ریتم، وجود فضای سبز، هوای سالم و سکوت است. در شهرهای کنونی، تنها از طریق پارک ها می توان “اقلیم” یا تغییر فصول را احساس کرد. به همین دلیل نوع درک و دریافت از “زمان” نیز دراین گونه مکان ها، تغییر می کند. مثلا کسانی که وارد پارک می شوند، از سرعت گام هایشان کم می کنند.”

این استاد دانشگاه که مطالعات فرهنگی بر پدیده های جغرافی انجام می دهد، در مورد وجه نمادین پارک، توضیح داد: “هر چند که پارک در شب ها می تواند نیمه پنهان خود را به نمایش بگذارد و در این نیمه پنهان، انواع بزه، جرم، گناه و رفتارهای ناهنجار صورت گیرد اما چهره روزانه پارک، چهره ای معصوم است. امروز پارک، تصویری آرمانی و مثبت دارد. شاید در حقیقت پارک، شکل آرمانی شده شهر یا جامعه است یا تکه ای از بهشت. در حالی که در گذشته و در زمان تاسیس نخستین پارک ها در قرن نوزدهم، پارک وضعیت متفاوتی داشت. پارک در قرن نوزدهم، مکانی برای تجمع و نمایش ثروتمندان به حساب می آمد. ثروتمندان لباس ها و زیورآلات گران بهای خود را به هنگام گردش دراین پارک ها، در برابر دیگر ثروتمندان به نمایش می گذاشتند. اما به مرور پارک دموکراتیزه و به یک مکان مردمی تبدیل شد. مکانی که امروزه، زنان می توانند در آن توقف، استراحت و تجمع کنند”.

سخنران دیگر این نشست خانم دکتر فرانسیس بارت، استاد جغرافی در دانشگاه نانت فرانسه بود. وی که جفرافی دان فرهنگی است و تا کنون در مورد فضا و فرهنگ تحقیقاتی انجام داده است، دراین نشست در مورد تحقیقی که در زمینه پارک ها به عنوان بخشی از جامعه شهری، انجام داده است، توضیح داد: در این تحقیق، ما به جای اینکه طبیعت را در برابر شهر قرار دهیم، به عنوان فضایی از شهر، بررسی می کنیم. زیرا طبیعت امروز یک فضای اجتماعی شده است. این فضا به وسیله مسافرت در طبیعت، پیک نیک و … اجتماعی شده است. رفتار یا عملکردی که انسان در طبیعت انجام می دهد، مشابه رفتار و عملکرد او در خانه است. به این معنی که این رفتارها نیز ناشی از فرهنگ است و عاری از آن نیست.”

او در ادامه، حفظ پارک را ناشی از یک اراده سیاسی، دانست و اینگونه تشریح کرد:به دست آوردن زمین شهری، حفظ نظم در پارک و نگهداری از آن، همگی، سمبل یک اراده سیاسی است که خواهان حفظ پارک است.

همین طور پارک دارای سه جنبه است:۱. استفاده کنندگان از پارک ۲. کارکنان پارک ۳. موسسان پارک یا کنشگران سیاسی. استفاده کنندگان پارک، کسانی هستند که باید طبعا از پارک و فضای آن راضی باشند تا از آن استفاده کنند. پس موضوع رفاه، در پارک از اهمیت ویژه ای برخوردار است. کارکنان پارک، کسانی هستند که از یک سو با استفاده کنندگان پارک و از سوی دیگر با بانیان آن که کنشگران سیاسی هستند، سروکار دارند. کنشگران سیاسی یا موسسان پارک هم، کسانی هستند که پارک را بنا به منافع جامعه و خود ایجاد می کنند.”

این استاد دانشگاه نیز به وجه نمادین پارک در جامعه شهری امروز اشاره کرد و گفت:”پارک دارای یک بعد سمبلیک و نمادین است. پارک را می توان به بهشت تشبیه کرد. جایی محافظت شده و زیبا. به همین ترتیب پارک سمبل معصومیت، پاکی و نبود جرم نیز هست. انجام جرم در پارک، تخطی و گناه بزرگ تری است از آنچه که در خیابان و شهر انجام می شود. تحمل جرم در پارک کمتر از تحمل همان جرم در شهر است.

این استاد دانشگاه در پایان جنبه های مطالعه بر پارک را برشمرد و گفت: پارک ها آیینه پژواک دهنده جامعه هستند. پارک مانند یک زبان است که دارای قواعد و دستور خاصی است و ما باید آن زبان را ترجمه، کشف و منتقل کنیم. برای درک پارک، ۴ نوع قرائت وجود دارد. ۱. قرائت شهرشناسانه که نسبت پارک را با شهر بررسی می کند. ۲. قرائت زیبایی شناسانه که نسبت پارک را با زیبایی بررسی می کند. ۳. قرائت رفتارشناسانه که نشان می دهد پارک چه تیپ از کنش گران اجتماعی را در خود ایجاد می کند. ۴. قرائت آمایشی که ارتباط پارک را با چیدمان، طراحی و تاسیسات آن مورد مطالعه قرار می دهد.

گفتنی است که سخنرانی های این نشست به زبان فرانسه انجام شد و دکتر ناصر فکوهی آن را به صورت همزمان ترجمه کرد.

نشست بعدی انجمن انسان شناسی در تاریخ ۱۲ آذر ماه انجام می گیرد که در آن”عبدالله کوثری” مترجم بنام، با موضوع “درهم آمیختگی و تکثر فرهنگی در ادبیات آمریکای لاتین” سخنرانی خواهد کرد. همین طور روز ۱۳ آذر، انجمن انسان شناسی در ادامه نمایش فیلم های مستند اتنوگرافی در سینما تک موزه هنرهای معاصر دو برنامه خواهد داشت: نمایش فیلم مستند “من، یک سیاه” ساخته ژان روش و نمایش عکس های اتنوگرافی از سفر یک روزنامه نگار به افغانستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.