سرگشتگی هویت دختران بیانگر اشتباهات تاریخی ماست
مهدیس کامکار :تحلیل تاریخ اجتماعی معاصر نشان میدهد، آنجا که عقل از رفتن باز میماند، جهل و تعصب به نام تعلقات و حتی عشق و دلبستگی آغاز میشود.
تحلیل تاریخ جامعهشناختی ایران بیانگر آن است که تندروی و افراط به همان نسبت تاخیر، تعلل و تفریط زیانبار است.
این به معنای آن است که تصمیمهای یک شبهء تاریخی به اندازهء مسامحه و به تعویق انداختن تغییرات اجتماعی مضر، آسیبزا و خطرناک است.
تحولات اجتماعی اگر به درستی ارزیابی، کارشناسی و علمی و عینی مورد بررسی قرار نگیرند و اگر رویکرد بازنویسی بسیاری از تعاریف و مفاهیم اخلاقی – اجتماعی و حتی قوانین حقوقی و مدنی با بهرهگیری از دانش نوین امروزین و کارشناسان ورزیدهء مربوطه نباشد، آسیبهای اجتماعی در بستری زیرزمینی، چون آبهای زیرزمینی سفرهء گسترده، عمیق و وسیعی خواهند یافت که دسترسی، پیشگیری، درمان و بازتوانی آنها ناممکن و یا بسیار گران به لحاظ هزینههای تاریخی و اجتماعی تمام خواهد شد. این یادداشت در راستای احترام به ارزشهای اخلاقی، انسانی، قانونی و علمی این مرز و بوم و به امید برداشتن گامهای نوین و یا سرعتی متناسب با پیشرفتهای جهانی در سطوح مختلف اجتماعی، سیاسی، فنآوری روزافزون که گهگاه با سرعت نجومی نسبت به شرایط اجتماعی ما در حال تکوین و تکامل است نگاشته میشود.
خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است. خانواده و جامعه، فرد و اجتماع در تعامل تنگاتنگ و پایاپای هستند و تدوین قوانین اجتماعی در یک جامعهء مدنی مردمسالار به منظور حفظ ارزشهای اخلاقی و انسانی تکتک انسانهاست که سرمایهء اجتماعی یک جامعه محسوب میشوند. در این میان یکی از بزرگترین اقشارسرمایهء اجتماعی، به ویژه سرزمین مادری ما، شهروندان زیر سن ۳۰ سال هستند که رقمی در حدود ۷۰ درصد جامعهء آماری ما را تشکیل میدهند پس حداقل به همین دو دلیل برشمرده یعنی جوانانی که آتیهء کشور را میسازند و کثرت جمعیت بسیار حایز اهمیت هستند.
و ما به لحاظ تحولات اجتماعی ۱۰۰ ساله و به ویژه ۲۸ سالهء اخیر تغییرات ارزشی، اخلاقی، بیثباتی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، از میان رفتن تعریف طبقات اجتماعی و تقلیل طبقهء متوسط اجتماعی که بیانگر و معرف آماری یک جامعه است، تبعیض اجتماعی شهروندی، سرازیر شدن کثرت عظیم جمعیت به سوی طبقهء اقتصادی اجتماعی پایین شهروندی، تغییرات یک شبهء مکرر سوگیری قانونی با مشکلات و آسیبهای اجتماعی در یک بحران هویت ملی دایمی به سر میبریم. آنچه که تا دیروز زشت، ناپسند، غیراخلاقی و غیرقانونی و در خفا بود امروز به دلیل همین بیثباتی ثابت! رفتار و کرداری عادی، معمولی جرم زدوده یا حتی قانونی قلمداد میشود. این تفاوت نگرش حقوقی و اخلاقی در سطح کلان و خرد اجتماعی آنقدر تکراری است که پایههای کوچکترین، سادهترین و سطحیترین کنش، واکنشهای شهروندی را در تمامی سطوح اجتماعی لرزان ساخته است.
هیچ واحد اجتماعی کوچک و بزرگ تعریف ثابت و قاطع و در عین حال به دور از دورویی و تظاهر ندارد، خانه، مدرسه، نهادها، ادارهها، حتی موضعگیری سیاسی داخلی و خارجی در سطح کلان جامعه ثابت و قاطع نیست و تمامی این معضلات همراه با تغییرات سریع و روزافزون فنآوری جهانی سالهاست تودههای جامعهء ایرانی را بحرانزده و معلق نگاه داشته است.
حال چگونه میخواهیم یا میتوانیم برخورد علمی، عملی صحیح و نوگرایی با پدیدههای طبیعی رشد و نمو فرزندان این آب و خاک داشته باشیم و اصولائ چگونه میتوانیم خط قرمز، زرد و سبزی برای تربیت نسل آینده رسم کنیم، سرگشتگی و سردرگمی هویت و نقش اجتماعی کودکان، نوجوانان و جوانان جامعه بیانگر بازخورد اشتباهات اجتماعی تاریخی ماست.
بحث دوم
شناخت تفاوت کنجکاویهای جنسی کودکان و نوجوانان در روند به هنجار رشد روانی جنسی چرخهء زندگی انسان، تعیین مرزهای سالم و ناسالم رفتار (کلامی غیرکلامی) و کنش، واکنش هنجار و نابهنجار.
برای تشخیص، پیشگیری، درمان و بازتوانی رفتارهای خطرآفرین نوجوانی از جمله بیمبالاتی جنسی و نیز رویکرد برخورد با آسیب روانی، فردی و اجتماعی مقولهء روسپیگری بسیار خطیر، جدی و ضروری است.
نوجوان در مرحلهء کسب هویت به معنای «من که هستم، کجای جهان ایستادهام و به کجا میروم» از مرحلهء خطیری عبور میکند که مرز سالم ناسالم شدن هویت و نقش اجتماعی را به منزلهء واحدهای سازنده و سامانهء اجتماعی طی میکند و اشتباهات آگاهانه یا ناآگاهانه در چگونگی برخورد و کنش، واکنش دیگرانی که این مرحله را طی کردهاند، تاثیرات اساسی و اصلی در شکلگیری این هویت دارد. نوجوان هویت کودکی را برای پاسخ به نیازهای فیزیولوژیک و روانی خود ناکافی میداند، اما هنوز قادر به دستیابی به سطوح بالغانهء زندگی برای کسب هویت مستقل نیست. پس برلبهء تیغ راه میرود. تیغ و شمشیری که میتواند بر سر خود او و سایر اعضای جامعه چون شمشیر داموکلس فرود آید. پدر و مادر، مربیان، آموزگار، مسؤولان متخصص رشتههای مختلف اجتماعی حقوقی، انتظامی نقش اصلی را در این بحران ایفا میکنند.
پس اگر ندانند بسیاری از رفتارهایی که کودک و نوجوان درست مثل خود آنان به صورت طبیعی طی میکند و یا در بسیاری از موارد بروز رفتارهای خطرآفرین نوجوانی چون مصرف الکل، مواد روانگردان، ورزشهای خطرناک، سرعت غیرمجاز، بیمبالاتی جنسی معادل چه مشکلات روحی، روانی، خانوادگی و تربیتی است و تفاوت غیرقابل جبران برخورد صحیح علمی اخلاقی و برخورد غیرمسؤولانه و غیرکارشناسانه چه عواقب وخیم و در بسیاری از موارد غیرقابل جبرانی دارد. به صورت مستقیم و غیرمستقیم نوجوان را به سوی معضلات و آسیبهای اجتماعی سوق میدهند. این ناآگاهی عمدی یا غیرعمدی در اکثر موارد در مورد دختران و زنان جوان جامعه صورت مضاعف به خود میگیرد و این قشر عظیم نسل امروز تحت ستم مضاعف و قربانی شدن مکرر قرار میگیرند.دانش اجتماعی، شعور و هوش اجتماعی، ظرفیت شخصیت، شکنندگی روانی از موارد مسلم و خطیر مؤثر بر لغزندگی نوجوانان در این سنین است. به مانند راه رفتن یا حتی دویدن بر روی زمین یخ بستهء زمستانی، بدون تجهیزات، امکانات و لوازم و حتی آگاهی کافی.
بنابراین اگر ما به عنوان شهروندان جامعهء رنگارنگ، هزار و یک چهره، هزار و یک طبقه و هزار و یک تعریف آن هم تمامی بیثبات که نمیدانیم و نمیتوانیم بدانیم شب هزار و یکم داستان تاریخ اجتماعی چه احکامی برای مجاز یا غیرمجاز، پاداش یا تنبیه، افتخار یا تقبیح در انتظارمان است، چگونه میتوانیم از سقوط و در غلتیدن خود و فرزندان این آب و خاک جلوگیری کنیم. تعلیق مدام و همواره رو به افزایش تعریف ساز و کار (مکانیسم) فرضیهء درماندگی ناامیدی است.
خاکستری بودن، زیر غبار مدام بودن و غیرقابل پیشبینی آب و هوای اخلاقی، ارزشی، انتظامی و قانونی جغرافیای شهروندی از موارد خطیری است که باعث میشود کودکان و نوجوانان ایران زمین از چاله که در بعضی موارد چالههای طبیعی چرخهء زندگی فردی اجتماعی است، به قعر چاههای غیرقابل بازگشت اخلاقی و قانونی فرو روند. چراغها را باید روشن کنیم و روشن نگه داریم، تا زمانی که به فردای روشن و آفتابی در مقطع تاریخی دست یابیم.
مهدیس کامکار ،روانپزشک و پژوهشگر آسیبهای اجتماعی
(این مطلب در روزنامه سرمایه منتشر شده است.)
