دشواریهای زنان بیوه در بوشهر
۸۰درصد زنان بیوه بوشهری خواهان به وجود آمدن مؤسسه یا سازمانی جهت آماده کردن زمینهء مناسب برای ازدواج دوبارهاند.
طبق نتایج پژوهشی که در شهر بوشهر به منظور بررسی وضعیت اقتصادی زنان بیوه و بیسرپرست انجام شده، زنان بوشهری مهمترین راه بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعیشان را وجود مؤسسه یا سازمانی جهت ازدواج مجدد اعلام کردهاند.
نتایج به دست آمده همچنین نشان میدهد که ۲/۴۹ درصد از پاسخگویان وجود چنین مؤسسهای را خیلی خوب، _۷/۳۱ درصد متوسط و در مجموعه_ ۹/۸۰ درصد پاسخگویان نسبت به وجود چنین مؤسسهای در حل مشکلات اقتصادی و اجتماعیشان نظر مساعدی داشتهاند.
تحقیق حاضر که با روش پیمایشی و در بین ۷۴۰ خانوار بیوه و بیسرپرست شهر بوشهر با حجم نمونه ۱۲۰ خانوار انجام شده، همچنین حاکی از آن است که مهمترین مشکل زنان بیوه در مورد خود و فرزندانشان نداشتن مسکن و مشکلات مالی بوده و پس از آن بیماری و معالجهء خود و فرزندانشان در اولویت بعدی قرار گرفته است. همچنین درخواست کمک و مساعدت مالی نیز از مهمترین خواستههای پاسخگویان بوده و به دلیل نداشتن مهارت، حرفه و تخصص بهترین راه برای حل این مشکل از نظر آنان ازدواج مجدد ارزیابی شده است.
۵۸ درصد از جمعیت مورد مطالعهء پژوهش حاضر بومی و ۴۲ درصد دیگر نیز غیربومی (مهاجر) بودهاند و از مجموعهء علل منجر به بیسرپرستی آنها فوت همسر با ۷۶ درصد بالاترین علت و پس از آن طلاق با ۱۹ درصد در درجهء دوم قرار گرفتهاند.
در این پژوهش که علل طلاقهای صورت گرفته نیز مورد توجه قرار گرفته رابطهء بین اختلاف سنی و ارتباط بین شناخت قبلی زوجین و طلاق مورد آزمون قرار گرفته است. از نتایج این آزمونها میتوان گفت: «هیچ رابطهء معناداری بین اختلاف سنی و عمل طلاق دیده نشده اما بین شناخت قبلی زوجین و طلاق ارتباط کاملائ معناداری دیده شده است. به نحوی که هر گاه شناخت قبل از ازدواج کمتری میان زوجین دیده شده آمار طلاق در آن مورد افزایش یافته است.»
آزمون برخورداری از سطح سواد نیز نشان دهندهء آن است که ۸۹ درصد از زنان بیوه بیسواد بوده که این درصد در میان جمعیت بومی ۱/۸۸ درصد و در میان جمعیت غیربومی ۳/۹۲ درصد بوده است و رابطهء بین این عامل یعنی درصد بالای بیسوادی میان زنان بیوه با سطح پایین اقتصادیشان کاملائ معنادار به نظر میرسد. در مجموع دو عامل بیسوادی و بالا بودن سن جامعهء آماری که میانگین آن حدود ۶۰ سال بوده است نشان میدهد که هرگونه برنامهریزی مدون در جهت توانمندسازی و باسواد کردن زنان بیوه با مشکلات بسیاری مواجه است و راهحل مشکلات اقتصادی زنان بیوه را با امکانات دیگری باید سنجید. هرچند استفاده از کلاسهای نهضت سوادآموزی برای زنان بیوهء بوشهری با در نظر گرفتن پاداشهای مادی سازمانهای حمایتکننده امکانپذیر به نظر میرسد.
طبق نتایج این پژوهش فقط ۲۳ درصد از جمعیت مورد مطالعه مالک محل سکونت خود بوده و بقیهء زنان بیوه به صورت اجارهای و یا در خانهء پدری یا منزل سایر وابستگان سکونت داشتهاند. بنابراین داشتن مسکن نیز یکی از خواستههای اساسی زنان بیوه عنوان شده است. همچنین ۴۶ درصد از زنان بیوهء مورد مطالعه ۱۰ سال به تنهایی زندگی کرده، یعنی پس از فوت و یا جدایی از همسر و یا سایر عوامل اقدام به ازدواج نکرده و ۴۴ درصد علت این تصمیم را داشتن مشکلات خانوادگی و شش درصد نیز فراهم نشدن زمینه یا پیدا نشدن فرد مناسب برای ازدواج عنوان کردهاند.
طبق نتایج این پژوهش نیمی از زنان مورد مطالعه غیربومی بودهاند. بنابراین میزان تمایل این افراد به سکونت یا اقامت در شهر با تعلقات ملکی آنها مورد بررسی قرار گرفت، اما رابطهء معناداری در این باره به دست نیامد. اما در مجموع از لحاظ پراکندگی محل سکونت زنان بیوه و بیسرپرست در سطح شهر، جمعیت بومی نسبت به جمعیت غیربومی از تنوع پراکندگی بیشتری برخوردار است. از لحاظ محل سکونت ناحیهء شکری با_ ۵/۱۳ درصد بیشترین جمعیت بیسرپرست بومی را در خود جای داده و در ناحیه صلحآباد بیشترین محل تجمع مربوط به کوی فضیلت است. این به دلیل استفاده از منزلهای سازمانی یا مجانی در آن محدوده است.
نگرانی از بابت آیندهء فرزندان نیز یکی از دغدغههای اساسی زنان بیوه بوده که از مجموع فرزندان آنان ۶۹ درصد دانشآموز و ۵/۳۲ درصد در دورهء ابتدایی و ۱/۲۰ درصد در دورهء راهنمایی و ۴/۱۶ درصد در دوره دبیرستان مشغول به تحصیلند. از لحاظ وضعیت جسمانی نیز تنها ۷/۷ درصد دچار معلولیت جسمانی بوده و از نظر وضعیت تاهل فرزندان آنها نیز ۷۷ درصد مجرد و ۷/۱۵ درصد متاهل بودهاند. از آنجا که ۱/۹ درصد زیر شش سال و _۱/۸۹ درصد بالاتر از شش سال بودهاند بار تکفل همچنان به عهدهء مادر خانواده بوده است.
طبق نتایج این پژوهش مهمترین نیاز زنان بیوه حل مشکلات اقتصادیشان شناخته شده است. آنچنان که بیشتر زنان بیوهء بوشهری از تهیهء ابتداییترین نیازهای خود عاجز بوده و به دلیل بیسوادی و کهنسالی تنها راه نجات خود را ازدواج دوباره از طریق سازمانها و نهادهای متخصص دیدهاند. نهادهایی که بتوانند سایر مشکلات تربیتی و مشورتی آنان را بررسی و افراد تحت پوشش را در مورد حل مسایل و مشکلات یاری رسانند.
در نهایت اینکه با توجه به مشکلات مالی زنان بیوه و بیسرپرست بوشهری حمایت از آنان در قالب سازمانهای حمایتی، اعطای وامهای کوتاهمدت جهت راهاندازی صنایع دستی خانگی یا کارهای تولیدی در سطح خانوار و زمینهء مناسب برای ازدواج دوبارهء برخی از آنان ضروری به نظر میرسد.
