حق زندگی، آزادی و خوشبختی برای زنان
کانون زنان ایرانی _رقیه قنبرعلیزاده*:از دورترین دورههای تاریخ تا عصر حاضر، هرگاه زنان فرصتی به دست آوردهاند، نسبت به وضع موجود و سنتهای جاری حاکم بر جامعه خود اعتراض کرده و خواستار رفع تبعیض موجود بین خود و مردان شدهاند.
تفاوتها و تبعیضهای ناروا بین زن و مرد در همه دورانها و نزد همه ملل و اقوام، کم و بیش وجود داشته است و همواره از سوی زنان یا گروههایی از مردان مدافع حقوق زنان، برای الغای تبعیضها، اعتراضات و اقداماتی به عمل آمده و به نتایجی هم منجر شده است و در این میان زنان آمریکایی بیش از همه برای مقابله با دستگاههای سرمایهداری دست به تظاهرات زدند و تلاش کردند تا به درجه دومی جنس زن پایان داده شود.
در این مقاله، سیر تاریخی تلاش زنان آمریکایی در به دست آوردن حقوق از دست رفتهشان به ویژه به دست آوردن حق رای بررسی میشود.
آغاز جنبش حقوق زنان آمریکا۱۳ جولای سال ۱۸۴۸،
اولین روز جنبش حقوق زنان آمریکاست. در این روز «الیزابت کدی استانتون» نارضایتی خود را از محدودیتهایی که دموکراسی جدید آمریکا به زنان تحمیل میکرد، با دوستان خود در میان میگذارد. با آن که ۷۰ سال از انقلاب آمریکا برای رهایی میهنپرستان از سلطه گذشته بود و زنان مخاطرات زیادی را تحمل کرده بودند اما در کسب آزادی موفقیتی نداشتند.
استانتول معتقد بود که قطعاً دولت آمریکا از واگذاری نقشهای فعالتر به زنان خود سود خواهد برد. دوستان استانتول با او موافق بودند بدین ترتیب این زنان، آغازگر تغییراتی عظیم شدند، زیرا که با شجاعت تصمیم گرفتند نخستین کنوانسیون حقوق زنان را در دنیا برگزار کنند.
در عرض دو روز، تاریخی برای کنوانسیون در نظر گرفته و اطلاعیه کوچکی در روزنامه محلی منتشر کردند. این گردهمایی در مورد شرایط و حقوق مذهبی، مدنی و اجتماعی زنان بود ودر کلیسای وزلی در آبشار سنکا در روزهای ۱۹ و ۲۰ جولای سال ۱۸۴۸ برگزار شد. در تاریخ تمدن غرب، هیچ گونه گردهمایی عمومی مشابهی تا آن تاریخ برگزار نشده بود.
در بیانیه همایش آمده بود: «ما این حقایق را بدیهی میانگاریم که همه زنان و مردان برابر آفریده شدهاند. حقوقی مسلم به آنان عطا شده است، از جمله حق زندگی، آزادی و جستوجوی خوشبختی.»
در این اعلامیه ۱۸ مورد ظلم به زنان برشمرده شده است: «زنان متأهل از نظر قانونی، مرده محسوب میشوند، زنان حق رای ندارند، زنان مجبور به پیروی از قوانینی هستند که در به وجود آمدنشان نقشی ندارند، زنان متاهل از حق مالکیت برخوردار نیستند، شوهران تا جایی نسبت به زنان خود حقوق قانونی دارند که میتوانند آنها را زندانی کنند یا بدون اینکه مجازات شوند آنها را کتک بزنند، قوانین طلاق و حضانت کودکان به نفع مردان است و هیچ حقی برای زنان قایل نیست، ورود به بیشتر شغلها برای زنان ممنوع است و زمانی که به زنان اجازه کار داده میشود تنها کسری از درآمد مردان را کسب میکنند، زنان اجازه ورود به شغلهایی نظیر پزشکی یا قضاوت را ندارند، زنان از آموزش محرومند زیرا هیچ دانشگاهی زنان را به عنوان دانشجو نمیپذیرد و…»
پس از انتشار اعلامیه همایش، روزنامهها چنان از جسارت گستاخانه بیانیه به ویژه در مورد درخواست حق رای برای زنان بهت زده شدند که به شدت به زنان تاختند. بدین ترتیب جنبش حقوق زنان یک روزه بود که واکنشها در برابر آن شروع شد.
کل متن بیانیه همراه با اسم امضاکنندگان آن، بارها به چاپ رسید. این حمله در مطبوعات باعث شد که بسیاری از افراد شرکتکننده در کنوانسیون در مورد مواضع خود تجدید نظر کنند. بسیاری از زنان حاضر در کنوانسیون، امضای خود را پس گرفتند. مقالات منفی در مورد فراخوان زنان برای احقاق حقوق، خود آن چنان خشمگینانه بود که نظر مردم را به مسأله حقوق زنان جلب کرد و در نهایت تأثیر مثبت این جنجالهای مطبوعاتی ورای آرزوهای سازماندهندگان کنوانسیون بود.
مردم در شهرهای بزرگ و در نقاط دور افتاده، نسبت به موضوع حقوق زنان هشیار شدند و شمار کثیری به مدافعان حقوق زنان پیوستند.
مبارزه برای حق رای
کسب حق رای زنان، ۷۲ سال طول کشید و سرانجام زنان آمریکا در سال ۱۹۲۰ موفق به کسب حق رای شدند.
پس از کسب حق رای، جنبش سازماندهی شده حقوق زنان در چند جهت ادامه مسیر داد. در حالی که اکثریت زنانی که برای به دست آوردن حق رای، راهپیمایی کرده بودند، درخواست نوشته بودند و به اعمال نفوذ و فشار دست زده بودند، به چیز دیگری فکر نمیکردند، اقلیتی مثل الیس پال دریافته بودند که مطالبه حقوق زنان یک فرآیند مداوم است که با به دست آوردن حق رای، فقط یک مرحله به جلو میرود ولی به هدف نمیرسد.
در سال ۱۹۱۹، هنگامی که پیروزی جنبش حق رای نزدیک میشد، انجمن ملی حق رای زنان آمریکا به «مجمع زنان رای دهنده» تغییر نام یافت تا اطمینان حاصل کند که زنان از حقی که به سختی به دست آورده بودند، با جدیت و عاقلانه استفاده کنند.
در سال ۱۹۲۰، دفتر زنان در وزارت کار تأسیس شد تا در مورد زنان شاغل اطلاعات، گردآوری و از تغییرات ضروری حمایت کند.
بسیاری از طرفداران حق رای به طور فعال از قوانین حمایت از زنان کارگر در برابر سوءاستفاده و شرایط ناامن جانبداری کردند.
جنبش برای احقاق حقوق برابر با مردان در قرن نوزدهم در آمریکا آغاز شد و پس از ۷۰ سال در سال ۱۹۲۰ موفق به کسب حق رای برای زنان شد.
موج دوم جنبش تساوی جریان زنان در دهه ۱۹۶۰ به تبعیض در محیطهای کار فعالیتهای سیاسی زنان توجه ویژهای کرد.
موج سوم، که از سالهای دهه ۱۹۹۰ مطرح شده است مسایل بحث برانگیزی چون سقط جنین، خشونت علیه زنان، فعالیتهای نظامی، مذهبی و… را مطرح ساخته است و ضرورت سیاستگذاری حضور زنان در جهت تسهیل اشتغال مدرن و بهرهمندی زنان از تمامی مزایای نظام تأمین اجتماعی را مورد تأکید قرار داده است.
*عضو هیأت علمی دانشگاه مازندران
