فروخواباندن خصومت‌های خونین با هدیه دادن زن

کانون زنان ایرانی -چشمان نگران تسلیم بی‌بی از پشت چادر مشکی‌اش یک لحظه نمایان می‌شود. هفده سال پیش پدرش برای رهایی از زندان، با حریف خود قراردادی شیطانی بسته بود. اکنون دخترش باید بهای آن را بپردازد. خانواده حریف از پدر تسلیم خواسته بود که او را به ازدواج یکی از پسرانش دربیاورد. اکنون ازدواج تسلیم بخشی از توافقی است که میان دو خانواده انجام گرفته است.

در آن زمان تسلیم تنها پنج سال داشت. اکنون، او در سن ۲۲ سالگی حاضر به ازدواج نیست. خانواده حریف، خشمگین و مجهز به سلاح است و تهدید کرده که او را به قتل می‌رساند. تسلیم زمزمه می‌کند: «این بی‌رحمی است.» دستانش از پشت در خانه‌ پدری‌اش در مزرعه گندم می‌لرزد. می‌گوید: «من که گناهی نکرده‌ام. چرا باید مجازات شوم؟»

او قربانی سنت بی‌رحمانه‌ای است که طبق آن زنان جوان پاکستانی برای حل اختلافات خانوادگی مثل حیوانات معامله می‌شوند. معمولا اختلافات بر سر قتل است. خانواده قاتل تعهد می‌کند که یکی از زنانش را به ازدواج پسری از خانواده مقتول درآورد. دختری که معامله می‌شود ممکن است در زمان عقد قرارداد دو سال بیشتر نداشته باشد. اما ده یا پانزده سال بعد، هنگامی که به سن بلوغ می‌رسد، زمان ازدواجش فرا می‌رسد. ازدواجی که جز حادثه‌ای دردناک و ننگین نیست.

خلیل الرحمان، وکیل و فعال حقوق بشر در میانوالی، منطقه‌ای در حدود ۲۰۰ کیلومتری اسلام‌آباد که این سنت منحوس در آن رایج است، می‌گوید: «زن مثل حیوان معامله می‌شود. او بعد از ازدواج وضعیتی بهتر از یک برده برای خانواده جدید ندارد.»

در برخی موارد چند زن مورد معامله قرار می‌گیرند. محمد زمان، پدر تسلیم، در یک دعوای ننگین بر سر زمین، متهم به کشتن مردی بود. او برای خواباندن قائله توافق کرد مبلغی معادل ۳۳۰۰ پوند به علاوه پنج زن، بپردازد. تا حالا دو زن را داده است. تسلیم و خواهرش سومی و چهارمی هستند که قرار است به ازدواج ممتاز و غلام اکبر درآیند. آنها دو راننده کامیون هستند که به بی‌رحمی و خشونت معروفند. به همین دلیل تسلیم از این ازدواج سر باز می‌زند، و برادرانش از او حمایت می‌کنند. یکی از آنان، به نام شعرعباس نیازی، ۲۸ ساله، می‌گوید: «ما او را دوست داریم و با این سنت مخالفیم.»

خانواده حریف چندین بار به برادران حمله کرده‌اند. اما انها هر بار موفق به فرار شده‌اند و از بزرگان ده خواسته‌اند میانجی‌گری کنند. دو تا از دخترعموهای تسلیم به نام‌های رحمت و نصرت به این شیوه ازدواج کرده‌اند و تسلیم از عواقب این ازدواج به خوبی آگاه است. او می گوید: «با زنی که این طوری ازدواج می‌کند مثل آشغال رفتار می‌کنند. مردها همان‌طور که کفششان را می‌پوشند از او استفاده می‌کنند.»

مدافعان این سنت بیشتر پیران محافظه کار قبیله‌اند، و در توجیه آن می‌گویند که از خون و خونریزی میان قبایل متخاصم جلوگیری می‌کند. حاجی شعر بهادر خان، یکی از همین پیران ده می‌گوید: «ما برای سرگرمی و تفریح شخصی دخترانمان را نمی‌دهیم. برای پایان دادن به دشمنی این کار را می‌کنیم.»

پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان مدعی است که طرفدار حقوق زنان است. او خود را حامی “توانمندسازی زنان” می‌داند و در یکی از دیدارهایش با جرج بوش، رئیس جمهور امریکا، قانونی در ممنوعیت این سنت در سال ۲۰۰۴ امضا کرد.

با این حال قوانینی که در اسلام‌آباد وضع می‌شوند، نفوذ اندکی در مناطق روستایی پاکستان که هنوز با نظام فئودالی اداره می‌شوند، دارند. آقای رحمان می‌گوید: « تحت قانون جدید، ۱۵ پرونده معامله زنان از میانوالی به دست آمد، اما تنها پنج مورد آن موفق بود.»

به گفته آقای رحمان، قانون جدید نقایص زیادی دارد و پلیس و مقامات محلی غالبا مایل به پی‌گیری پرونده‌ها نیستند. سیاستمدارانی چون عمران خان، ستاره پیشین کریکت، که نماینده مردم میانوالی در مجلس است، حاضر نشد راجع به این مسئله اظهار نظری بکند.

آمار دقیقی از تعداد معاملات زنان به این شیوه در دسترس نیست، اما برآوردها حاکی از صدها نمونه در گوشه و کنار پاکستان است. سنت “قتل ناموسی” نیز انگیزه‌هایی مشابه دارد.

اخیرا، یک زن و دخترش در بازار مرکزی میانوالی به جرم روسپی‌گری به قتل رسیدند. بعدا معلوم شد که قاتل زن، برادرش بوده است. عبدالرشید، معلم یک مدرسه محلی پسرانه می‌گوید: «او احتمالا زندانی می‌شود، اما ظرف یک ماه آزاد خواهد شد. در جامعه ما یک چنین قاتلی قهرمان تلقی می‌شود.»

خشونت خانوادگی در پاکستان به شدت رواج دارد. آقای رشید اخیرا زنی را دیده است که توسط شوهرش به زنجیر کشیده شده و شلاق خورده بود. پزشکان ۲۲ جراحت روی بدن او یافتند. آقای رشید در حالی که سرش را با تاسف تکان می‌دهد می‌گوید: «من باورم نمی‌شد.»

به گفته مدافعان حقوق بشر، اصلاح قانون معامله زنان و پابندی بیشتر مقامات محلی به اجرای آن تنها راه پایان دادن به این سنت خشونت‌بار است. آموزش نیز البته ضروری است. تنها حدود یک سوم کل زنان پاکستانی باسواد هستند و این نسبت در روستاها بسیار پایین‌تر است.

با این حال برخی زنان باسواد در چنین مواردی بیشتر قادر به دفاع از خود هستند. چندی پیش، نصرت بی‌بی، ۲۰ ساله و خواهرش کلثوم بی‌بی، ۲۱ ساله، قرار بود در دادخل، در ۳۰ کیلومتری میانوالی مراسم عروسی خود را جشن بگیرند. درست چند ساعت مانده به مراسم، که قرار بود با حضور ۱۵۰ مهمان برگزار شود، دو برادر از خانواده‌ای دیگر ادعا کردند که طبق سنت، مالک دو خواهر هستند.

دو خواهر برافروختند، چون هر دو برادر معتاد به هروئین بودند. اما روحانی محل جانب برادرها را گرفت. خواهران که از این روحانی ناامید شده بودند، به سراغ یک روحانی روشنفکرتر رفتند و از او فتوایی در منع ازدواج با آن دو برادر گرفتند. به این ترتیب توانستند با کسانی که خود می‌خواستند، ازدواج کنند. نصرت می‌گوید: «آن مردها هنوز هم ما را تهدید می‌کنند، اما ما دیگر نمی‌ترسیم. ما تسلیم نمی‌شویم. این سنت به زودی برخواهد افتاد.»

علی‌رغم بسیاری از اصلاحات در پاکستان، قتل‌های ناموسی، تجاوز، حمله با اسید، ازدواج اجباری، و خشونت‌های شدید دیگر در این کشور رواج دارد. قوانین جدید در منع برخی از سنت‌های بی‌رحمانه علیه زنان معمولا به اجرا گذاشته نمی‌شود. چندی پیش برخی پیران قبایل در اقدامی جمعی در دفاع از “فرهنگ بومی”، تهدید کردند که زنانی را که جنایت علیه خود را به پلیس گزارش می‌کنند، مجازات خواهند کرد. این اقدام پس از ان بود که مختاران بی‌بی، زنی که مورد تجاوز گروهی از مردان قرار گرفته بود، متجاوزان را تحت پیگرد قانونی قرار داد و خبر آن در رسانه‌های بین‌المللی منعکس شد. پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان، اخیرا “حقوق زنان” را در زمره “اولویت‌های سیاسی” کشور برشمرده است، هر چند اضافه کرده است که برخی از زنان از راه تجاوز “پول در می‌آورند”.

گاردین، ۲۱ آوریل ۲۰۰۶

دکلان والش

ترجمه: نیلوفر مهدیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.