زنان در صلح و جنگ
کانون زنان ایرانی – ترجمه ی سونیا غفاری :
هرگونه بحثی که به دنبال بررسی رابطه زنان و صلح است باید مراقب دامهای بیشماری باشد که در این گونه تحلیلها وجود دارند . مثلا گرایش به معرفی کردن زنان به عنوان گروهی یکدست و ندیده گرفتن عواملی چون نژاد، طبقه و مذهب …. در حالیکه هویت انسانها ترکیبی از تمام این ویژگیهاست. در بحث زنان و صلح فرضیات زیادی هستند که باید مورد تردید قرار بگیرند. یکی از آنها این است که تمام زنان را ضرورتاً صلح طلب بدانیم در صورتی که در واقعیت زنان زیادی وجود دارند که از جنگ حمایت میکنند و همیشه هم قربانی نیستند. جنگ و صلح مسئلهای مردانه/ زنانه نیست. بنابراین نباید فرض قربانی سازی تمام زنان را پذیرفت و آگاه بود که هم زنان و هم مردان قربانیان جنگ هستند.
در سال ۲۰۰۰ تحقیقی توسط کمیته بین المللی صلیب سرخ صورت گرفت که هدفش درک بیشتر خواسته های زنان در جنگ بود. یکی از نتایج این تحقیق این بود که نباید زنان را تنها به عنوان افرادی آسیب پذیر و یا قربانی در جنگ دید. زنان به عنوان اعضای ارتش و نیروهای نظامی در جنگها حضور دارند. زنان سیاستمدار، مدیران برخی سازمانهای غیردولتی و گروههای اجتماعی و سیاسی مختلفی هستند که برخی جنگ طلب و برخی نیز صلح طلب هستند.
زمانی که زنان به جنگ می روند
زنان ده درصد از نیروهای نظامی حاضر در افغانستان و عراق را تشکیل می دهند. در اول اکتبر ۲۰۰۶، شصت و شش زن نظامی در این کشورها کشته شده و تعداد بسیار بیشتری نیز دچار جراحات و آسیب های دائمی شده بودند. نقش و حضور زنان در ارتشها از زمان جنگ ویتنام که هشت زن نظامی در آن جان خود را از دست دادند رو به رشد گذاشت. بر اساس آمار وزارت دفاع آمریکا ، در سال ۲۰۰۵ دویست و دوهزار و چهل و نه نفر زن در حال خدمت نظامی بودندکه پانزده درصد پرسنل و افسران را تشکیل می دادند. یکصد و پنجاه هزار نفر از این زنان در عراق و افغانستان به کار گرفته شدند. زنان به عنوان راننده های کامیون، خلبان، پزشک و افسرهای دژبان مشغول به فعالیت هستند که در مناطق جنگی مشاغل خطرناکی به شمار میروند. به همین خاطر هم هست که این زنان از زمان جنگ در عراق و افغانستان مدالهای متعدد، ستاره های برنزی و نقره ای را به نشانه شجاعت دریافت کردهاند. اما این افزایش حضور چالش های خاصی نیز برای این زنان داشته است که یکی از آنها مسئلۀ زندگی خانوادگی است.
مشکلات زنان نظامی در خانه
بسیاری از نظامیان وقتی به منزل بر می گردند با مشکلاتی مواجه می شوند که برخی از انها مربوط به آسیبهای جسمی و روحی آنها از جنگ است. قطع دست و پا و مشکلات بینایی ، شنوایی، گوارشی و بیماری های ذهنی به همراه مشکلات اقتصادی برای این افراد وجود دارد. تحقیقات نشان دادند که نیروهای نظامی حاضر در افغانستان و عراق تنها زمانی که در حال انجام وظیفه جنگی خود هستند مورد حمایت های اقتصادی قابل قبولی قرار میگیرند و دامنه این کمکها به دوران پس از آن کشیده نمیشود.
پیوند دوباره به خانواده وضعیت حساسی است که برای تمام نظامیان بعد از برگشت بسیار مهم تلقی میشود اما برای زنان نظامی ماجرا به شکل خاصی مشکل است. زیرا زنان که در جامعه به عنوان مراقب شناخته می شوند حال خود نیاز به مراقبت دارند و حتی باید فرایند انتقال از سرباز به مادر و همسر را طی کنند. آنتوانت اسکات یکی از زنان نظامی حاضر در جنگ عراق می گوید: ” من زمان ترک خانه چهار دختر داشتم که یکی از آنها چهار ماه بیتشر نداشت و من آنها را با همسرم در خانه گذاشتم. من دلم برای اولین دندان، اولین قدمها و اولین کلماتی که به زبان می آورد تنگ می شد و حالا تمام این لحظات را از دست دادم” . او بعد از برگشت هم احساس دوری شدیدی نسبت به همسر و فرزندانش می کرد به گونهای که قادر به برقراری ارتباط دوباره با فرزندانش نبود. او می گوید” من خودم را پشت جراحات جسمی پنهان کردم و الان همسرم من را تشویق می کند تا از کمک مشاور استفاده کنم” .
داستان آنتونی تنها یکی از بی شمار داستان های زنانی است که در جنگ به خود و مادران دیگر آسیب می رسانند.
منابع:
Women and War / Special Report / March 2003:
www.reliefweb.int/rw/lib.nsf/db900sid/LGEL-5KHHQU/$file/icrc-waw-
mar03.pdf?openelement
www.bpwusa.org/i4a/pages/index.cfm?pageid=5133

