۲۲ خرداد، مخالفان و موافقان
کانون زنان ایرانی:برگزاری تجمع ۲۲خرداد سال گذشته بر ضد قوانین نابرابر در میدان هفت تیر از همان ابتدا مخالفانی داشت. مخالفتهایی که هنوز هم ادامه دارد. مهمترین استدلال مخالفان به خاطر هزینههای سنگین چنین حرکتهایی از جمله دادگاه، بازداشت و زندان است. اما موافقان معتقدند هزینههایی که فعالان زن با احضار به دادگاه، پرداخت وثیقههای سنگین و زندانی شدن پرداختهاند، هنوز در برابر هزینهای که زنان به خاطر قوانین تبعیضآمیز میپردازند، ناچیز بوده است.
یکی از منتقدان به برگزاری تجمع سال گذشته در فضای باز فریده غیرت، حقوقدان است. او میگوید: «با اینکه با چنین حرکتهایی برای بیان اعتراض موافق هستم اما معتقدم که در آن موقعیت خاص، جهات منفی قضیه بیشتر از جهات مثبت آن بود. منظورم این نیست که ۲۲ خرداد ۸۵ دستاوردی نداشته اما همین جهات مثبت میتوانست به دور از جنجال و هیاهو در تجمعهای مشابه در سالن یا محیطهای سربسته هم به وجود بیاید و صدای مخالفت زنان با قوانین تبعیضآمیز و زنستیز را به گوش همه برساند.»
او که معتقد است چنین حرکتهایی تا شرایطش در جامعه مهیا نباشد نتیجه مطلوبی نخواهد داشت، میگوید: «آیا بهتر نبود قبل از آن تجمع، تجمعاتی در چند سالن و محیطهای سرپوشیده با حضور صاحبنظران و مردم برگزار و بیانیهای هم صادر می شد وبعد اگر این عمل نتیجه نمیداد، اعتراض به خیابان کشیده میشد؟»
او با تأکید بر اینکه در شرایط کنونی تکرار چنین تجمعاتی صدمه و لطمههای جبرانناپذیری بر جنبش زنان وارد میکند، میگوید: «من با برگزاری این تجمعات به دلیل پرداخت هزینههای سنگین، شدیدتر شدن حساسیت حکومت نسبت به مساله زنان و ریزش گروههایی از زنان، به عنوان اولین قدم برای بیان خواسته ها مخالف هستم اما شاید روزی با برگزاری چنین تجمعاتی به عنوان قدم آخر در بازگو کردن خواستهها موافق باشم.»
فاطمه فرهنگخواه، از دیگر فعالان جنبش زنان نیز با تایید این مطلب میگوید: «۲۲ خرداد ۸۴ مقطع تاریخی خاصی بود، ما از فضای انتخاباتی برای برگزاری تجمع استفاده کردیم. آن زمان، نیروی انتظامی در حد تذکر با ما برخورد کرد و کسی بازداشت و زندانی نشد اما در خرداد ۸۵ ما سرکوب و دستگیری را پیشبینی میکردیم و معتقد بودیم که نباید جمع را در معرض خطر قرار دهیم به ویژه اینکه حضور نیروهای جوان در چنین حرکت خیابانیای میتوانست زندگی آینده آنها را دچار آسیب کند همان طور که برخی از این جوانان دانشجو نیز ستارهدار شدند.»
او که معتقد است هزینه این حرکت بیشتر از سود آن بوده، میگوید: «وقتی فضا بسته است باید با برگزاری نشستها و سمینارها حرکت را ادامه بدهیم تا شاید در دولت بعد فضای بهتری ایجاد شود و زنان راحتتر بتوانند مطالباتشان را مطرح کنند و در حال حاضر نیز باید به دنبال استفاده از فرصتهایی باشیم که با سرکوب و انگ و مجازات توأم نباشد.»
پروانه حاجیلو، فعال دیگر جنبش زنان نیز میگوید: «به نظر من برگزار کردن بزرگداشت در ۸۵برای ۲۲ خرداد ۸۴ لزومی نداشت. چرا که آن حرکت فقط در آن فضای انتخاباتی میتوانست پیامد مثبتی داشته باشد. در تجمع ۸۴، پلیس جلوی جمع را گرفته بود تا دیده نشوند و با بلندگو اعلام کرد که این تجمع بهخاطر فوتبال است.»
او در ادامه میگوید: «هرچند فعالان جنبش زنان در هشت مارس سال ۸۴ مورد ضرب و شتم قرار گرفتند اما این هزینه در مقابل دستگیریهای زیادی که در خرداد ۸۵ شد، هزینه سبکی بود و نیروی انتظامی از کسانی که در هشت مارس ۸۴ ضرب و شتم شدند حمایت کرد و از آن ها خواست اگر شکایتی دارند اعلام کنند در حالی که در ۸۵ دختران جوان در خیابان کتک خوردند و بازداشت شدند و تبعات بعدی آن بسیار سنگین بود.»
حاجیلو میگوید: «شاید بهتر بود که به جای این تجمع با یک پیاده روی آرام یا دوچرخهسواری حضور خود را اعلام میکردیم.»
اما رضوان مقدم، دیگر فعال حوزه زنان و از مدافعان تجمع ۸۵میگوید: «براساس اصل ۲۷ قانون اساسی حق تجمعات مسالمتآمیز برای بیان خواستهها بدون حمل اسلحه، آزاد است و ما براساس این اصل تجمع مسالمتآمیزی برای بیان خواستههای خود برگزار کردیم و به شیوهای مدنی خواستههای خود را بیان کردیم اما همه ما از برخورد خشونتآمیزی که شد متعجب شدیم چرا که چنین حرکتی را از سوی حکومت دور از تدبیر میدانستیم.»
او که شیوه بیان اعتراضات به صورت تجمع را شیوه نامناسبی نمیداند، میگوید:«اگر نیروی انتظامی دخالت نمیکرد، حداکثر پس از یک ساعت تجمع خاتمه مییافت اما با این برخورد خشونتآمیز احساسات مردم برانگیخته و بسیاری از مسوولان نیز متوجه برخورد اشتباه نیروهای انتظامی شدند و نتیجه همه اینها بود که صدای زنان نه تنها به گوش مسوولین بلکه به گوش همه جهانیان نیز رسید. در حالی که تجمع ۲۲ خرداد ۸۴ با بیش از شش هزار نفر که به مراتب وسیعتر از ۸۵ برگزار شد، بازتاب خبری بسیار کمتری داشت.»
مقدم ادامه میدهد: «کمپین یک میلیون امضا که خواستههای آن سابقهای طولانی دارد پس از این تجمع رسما شکل گرفت و این تجمع باعث شد، زنان به دنبال شیوههای دیگری از حرکت اجتماعی باشد.از جمله تلاش برای تدوین منشور زنان از حرکتهای بعدی آنها بود.»
جلوه جواهری، از فعالان جنبش زنان نیز که از مدافعان این تجمع است، درباره تجمع سال ۸۴ میگوید: «تجمع ما در آن فضای انتخاباتی باعث سوءاستفاده برخی قدرتطلبان و تبلیغات انتخاباتی از طریق جنبش زنان شد و اگر ۲۲ خرداد ۸۵ شکل نمیگرفت، در واقع خط بطلانی بود به تجمع ۸۴ و تمام مشکلات و سختیهایی که جنبش زنان تحمل کرده بود.»
او که معتقد است راه دیگری برای بیان خواستههای زنان در آن شرایط وجود نداشت، میگوید: «چه تریبونی برای مطرح کردن خواستههایمان داشتیم؟ آیا تریبونهای رنگارنگی در اختیار داشتیم و از آنها استفاده نکردیم؟ در آن شرایط اکثر گروههای زنان منفعل شده بودند و نیاز به یک تلنگر بود تا دوباره جرقه فعالیت پس از این رکود زده شود. در آن شرایط برگزاری نشست و سمینار جواب نمیداد و باید کاری میکردیم که همه از خواب بیدار شوند.»
مریم حسینخواه، دیگر فعال حوزه زنان نیز میگوید: «هدف ما از برگزاری این تجمع این بود که کمی صدایمان بلندتر شود. متاسفانه مسایل زنان خیلی در رسانهها مطرح نمیشود و بیشتر در صفحه حوادث راجع به زنان نوشته میشود آنهم از کشته شدن یا مورد تجاوز قرار گرفتنشان.»
او میگوید: «حتی اگر مراسم را در سالن هم برگزار میکردیم احتمال بازداشت وجود داشت. چرا که اگر ما هیچ کاری هم نکنیم باید هزینه بپردازیم مانند شادفر که به دلیل تلاش برای برابری حقوق زنان در خانهاش دستگیر شد.»
حسینخواه نیز معتقد است که تجمع باعث شکلگیری انگیزه کمپین شد و در واقع نقطه عطفی شد تا مردان و زنانی هم که دغدغه مسایل زنان را نداشتند، به کمپین بپیوندند.
او میگوید: «همیشه باید برای تغییرات هزینه داد همچنانکه در تاریخ جنبش زنان نیز هیچ تغییری بدون صرف هزینه ایجاد نشده است. در عین حال هزینه خودسوزیها، خودکشیها، قتلها و تجاوزات به زنان بسیار بیشتر از هزینههایی است که فعالان جنبش زنان به خاطر دو ماه زندان رفتن دادهاند.»
او همچنین به روش جدیدی که در فراخوان تجمع ۸۵ از آن استفاده شده بود اشاره کرده و میگوید:«تا پیش از آن، فراخوانها به صورت اینترنتی یا از طریق روزنامه و دانشگاهها توزیع میشد که باعث جذب گروه و طبقهخاصی از جمله تحصیلکردگان و روشنفکران میشد اما سال گذشته با یک اقدام ابتکاری پنج هزار دفترچه که در آن راجع به قوانین نابرابر و تاثیر آن بر زندگی زنان نوشته شده بود، تهیه و در میان مردم توزیع شد و در تجمع افرادی دیده شدند که با خواندن دفترچه به تجمع آمده بودند. به همین خاطر پس از نتیجه مثبتی که از این کار گرفتیم از این روش چهره به چهره با مردم در کوچه و خیابان که از دستاوردهای تجمع بود در کمپین یک میلیون امضا نیز استفاده کردیم.»
حسینخواه میگوید: «در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵، علاوه بر فعالان جنبش زنان، مردم عادی و روشنفکرانی هم که دغدغه مسایل زنان را نداشتند، آمدند و این باعث شد صدای ما بهتر شنیده شود.»
