اسانلو تا یک ماه آنیده ممنوع از ملاقات است

وقتی هر اتفاق خارج از مدار عادت در زندگی خانوداگی رخ می دهد . فشارو بار زندگی برای زنان مضاعف می شود. با این همه تعدد نقش ها که تعریف شده است برای ما.

پروانه اسانلو، از اینکه باید طبقات دادگستری را از این پله به آن پله بپیماید نگران نیست. مدام تاکید می کند از اینکه با شوهرش خارج از قانون برخورد می کنند دلخور است. خبر می دهد ا اینکه تا یک ماه دیگر ممنوع از ملاقات است و حتی تمی شود با او تماس تلفنی داشت.

به فعالیت های همسرم باور دارم و این همه دشوار های پس از دستگیری او و ۲ سال خانه نشین شدنش مشکلی را برایم به وجود نیاورده است.

حتی مشکلات اقتصادی؟

قطعا مشکلات اقتصادی به وجود می اید به ویژه با این تورم و گرانی که می بینید. من همین حالا دو شیفت در بیمارستان کار می کنم. در هرصورت زندگی خرج دارد . بچه ها و هزار خواسته شان.

منصور اسانلو، دبیر سندیکای کارگری اخیرا بازداشت شد و ۴ روز از بی خبری خانوده اش درباره وضعیت او گذشت تا تماس او از زندان نویدبخش ادامه حضور فیزیکی اش بود حتی در زندان.

پروانه می گوید: به هر کجا که تا به امروزنامه نوشت ایم و مکاتبه کرده ایم بی پاسخ مانده ایم. چه وکلا و چه پیگری های من و مادرش. در این راه پله های طولانی. بیچجاره پیر زن. مدام گریه می کند . شرایط روحی اش روی بچه ها هم اثر گذاشته . مدیریت خانه این روزها خیلی سخت است. روحیه،‌اقتصاد و پخت و پز، بماند که باید پیگیر کارهای حقوقی و پورنده او هم باشم

با مسول پرونده یا بازپرس همسرتان گفت و گویی داشتید؟

قبلا خیلی بهتر بود. می شد گپی زد و قاضی مرتضوی یا بازپزس وی حداد را ملاقات کرد. حالا دیگر اصلا امکان دیدار با بازپرس وجود ندارد.

وکلایش چه می گویند؟

تا کنون پاسخ قانع کننده ای به وکلا هم نداده اند. جرم همان جرم سابق است.‌ اقدام علیه امنیت ملی.

چیز دیگری هم اضافه شده است به این اقدام علیه امنیت ملی؟

تا حالا که نه.

تجربه کار سندیکایی هم داشته اید؟

خیر.البته علاقه مند بودم . اما با این فشار کاری و تربیت بچه ها و کارهای روزمره فرصتی برای پرداختن به چنین کارهایی پیش نیامد.

به رسیدگی به پروند چقدر امیدوارید؟

ببینید من به کار همسرم اعتقاد دارم . او شفاف و روشن عمل کرده و سال ها زندگی اش را وقف مسایل کارگری در ایران کرده است. به این کار باور دارد و من هم به او و کارش .از اینکه با او خلاف قانون برخورد می شود و اینکه شبانه او را دستگیر می کنند . چهار روز بعد خانواده اش را اینچنین در جریان قرار می گذارند دلخورم . اما این ها را می توان به چه کسی گفت. وقتی حتی مسولان هم پاسخگوی سوالات ما نیستند و اجازه ملاقات نمی دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.