زنان فقط با تحصیل توانمند نمی‌شوند

کانون زنان ایرنی -سحر افاضلی:

«تحصیلات به تنهایی زنان را توانمند نمی‌کند» این نتیجه سال‌ها تحقیقات انسان‌شناسی ثریا شیبانی، عضو گروه انسان‌شناسی دانشگاه آکسفورد است. هر چند که تاکید می‌کند مخالف تحصیل زنان نیست چرا که تحصیلات شاید زنان را نسبت به حقوق خود آگاه کند اما معتقد است:«جامعه و خانواده برای آن‌ها محدودیت ایجاد می‌کند و حق انتخاب را از آن‌ها می‌گیرد.»

تریا شیبانی ،محقق با بیان این مطلب ، به سیاست‌های موفق جمعیتی ایران در سال‌های اخیر اشاره می‌کند که توانسته تا حدی زنان را توانمند کند چرا که با کنترل باروری نسبت به بدن خود اختیار پیدا کرده‌اند و می‌توانند در سال‌های غیر باروری با فرصت بیش‌تری به توانایی‌های خود بیفزایند.

ثریا شیبانی نوهء شاهزاده خانم فروغ‌السلطنه زنی است که در عصر مشروطه اولین مدرسهء دخترانه را در مشهد تاسیس کرده است، دربارهء مادربزرگش می‌گوید: «فروغ‌السلطنه همزمان با صدیقه دولت آبادی مدرسه‌ای را با تشویق مردان خانواده تاسیس کرد.

من معتقدم پشت سر هر زن موفق یک مرد روشنفکر ایستاده تا از او حمایت کند. برخی از روحانیون آن زمان از اقدام او پشتیبانی کردند و بعضی مردان نیز او را تهدید می‌کردند. در آن زمان تمام مردان فامیل اطراف مدرسه می‌ایستادند تا دختران راحت وارد مدرسه شوند. فروغ‌السلطنه ۴۰ سال در آن مدرسه خدمت کرد و درحال حاضر نیز آن مدرسه به اسم فروغ همچنان پا برجاست.»

ثریا در تهران به دنیا آمد تا سوم ابتدایی در تهران تحصیل کرد و زمانی که انگلیسی‌ها از صنعت نفت خلع ید شدند به خاطر شغل پدر که عضو گروه بازپس‌گیری شرکت نفت از انگلیسی‌ها بود، دوران ابتدایی را در آبادان به پایان رساند.

در زمان کنسرسیوم پدرش مدیر عامل شرکت نفت شد به همین دلیل دوباره عازم تهران شدند و ثریا شیبانی پس از گذراندن دوران دبیرستان در رشتهء تازه تاسیس علوم اجتماعی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد:«من دانشجوی دورهء دوم علوم اجتماعی در دانشکدهء ادبیات بودم. از کلاس درس دکتر صدیقی ،جمشید بهنام، شاپور راسانی و نراقی استفاده کردم. بعد از اخذ مدرک لیسانس به دانشگاه سوربن فرانسه رفتم و تحصیلاتم را تا مقطع دکترای انسان‌شناسی ادامه دادم.»

پایان‌نامه‌اش را با عنوان ساختار و تغییرات اجتماعی و فرهنگی در دو روستا در منطقهء زیباکنار کنونی انجام داد، در یکی از این روستا‌ها اصلاحات ارضی انجام شده بود و در دیگری نه. می‌گوید: «آن سال‌ها دکتر نراقی مدام به پاریس سر می‌زد تا دانشجویان فارغ‌التحصیل را برای تدریس در دانشگاه‌ها به ایران بازگرداند در همان روزها من به عنوان استادیار در دانشگاه‌های شهید بهشتی و تهران به تدریس انسان‌شناسی مشغول شدم. در همان زمان با شورای عالی فرهنگ و هنر به ریاست جمشید بهنام نیز همکاری می‌کردم به واسطهء پاره‌ای مقررات اداری ناچار به ترک تدریس در دانشگاه تهران شدم.» مدرسهء خدمات اجتماعی و مددکاری ستارهء فرمان فرماییان در آن روز‌ها موفق و پررونق بود .

ثریا شیبانی که به خاطر علاقه‌اش هفته‌ای سه ساعت در آنجا تدریس می‌کرد دربارهء ستارهء فرمان فرماییان می‌گوید :«زن مقتدر و فعالی بود و برای حل مشکلات به شکل مثبت از موقعیت اجتماعی خود استفاده می‌کرد. ستاره با تربیت مددکاران توانا خدمات بسیاری به ایران کرد.»

در همان ایام ثریا شیبانی به ریاست اولین موزهء مردم‌شناسی تهران که در کاخ گلستان تاسیس شده بود، انتخاب شد. در همان سال‌های مدیریت و سامان‌دهی موزهء مردم‌شناسی با همسرش که کارمند شرکت نفتی شل بود ازدواج کرد. می‌گوید:«به خاطر شغل همسرم با تاسف اما به میل خود ایران را ترک کردم و یک سال در نیجریه زندگی کردم چرا که هیچ چیز برای یک انسان‌شناس جالب‌تر از زندگی در جوامع آفریقایی نیست. بعد از چند سال زندگی در انگلستان به خاطر شغل همسرم به رومانی کمونیستی سفر کردم. سه سال اقامت در رومانی تجربه‌ای را دربارهء جوامع کمونیستی در اختیارم گذاشت.»

همکاری شیبانی با دانشگاه آکسفورد با بازگشت به وطن همسرش آغاز شد. او در مرکزی با عنوان مطالعات بین فرهنگی زنان، مطالعات تطبیقی دربارهء زنان را آغاز کرد. او ادامه می‌دهد:«به خاطر شغل همسرم نمی‌توانستم به عنوان عضو دایم این مرکز مطالعاتی کار کنم و تدریس دانشگاهی داشته باشم اما این باعث شد تحقیقاتی را دربارهء مردم مالزی انجام دهم و در زمان اقامت در هنگ‌کنگ و چین شروع به تدوین نتایج تحقیقاتم کردم.»

او مدتی رییس مرکز مطالعات بین فرهنگی زنان در دانشگاه آکسفورد بود اما به عنوان یک انسان‌شناس اعتقاد داشت نمی‌توان زنان را بدون در نظر گرفتن وضعیت مردان مطالعه کرد. به همین دلیل مدیریت این مرکز را به کس دیگری سپرد و فعالیت پژوهشی خود را در مرکز مطالعاتی دیگری با محوریت توسعه دنبال کرد.
او سال‌ها در حوزهء جنسیت و توسعه مشغول تحقیق و مطالعه بود:«در دانشکده انسان‌شناسی دانشگاه آکسفورد گروهی تحقیقاتی ایجاد کردیم با عنوان مطالعات باروری و تولید مثل از منظر فرهنگی و اجتماعی.»

محققان این گروه هر کدام در کشوری مشغول به فعالیت هستند و همهء مسایل انسانی را از زمان تولد تا مرگ در ارتباط با جنسیت، سکسئوالیته،‌بلوغ، ازدواج، زاد و ولد و مطالعات جمعیت‌شناسی از دیدگاه انسان‌شناسی توجه می‌کنند.

سقط جنین و روش‌های جدید تولید مثل در ایران موضوعاتی است که شیبانی در این سال‌ها به آن پرداخته است:«من به عنوان عضو تحقیقی در این گروه فعالیت می‌کنم چرا که به‌رغم رسیدن به آستانه بازنشستگی درخواست بازنشستگی‌ام پذیرفته نمی‌شود به همین دلیل در شش سال گذشته به عنوان ویراستار سلسله کتاب‌های انسان‌شناسی مشغول به فعالیت هستم.»

او از آغاز تحقیقات خود دربارهء زنان ایران چنین می‌گوید:«حدود ۱۰ سال پیش به پیشنهاد بانک جهانی که مسایل جنسیتی را در راس برنامه‌های خود قرار داده بود به ایران سفر کردم تا برای توسعهء جنسیتی در ایران یک استراتژی تهیه کنم ،این استراتژی با محوریت آگاهی نسبت به مسایل جنسیتی زنانی که در دستگاه‌های دولتی مشغول به کار بودند تدوین شد.»

شیبانی معتقد است مسایل جنسیتی تنها دربارهء زنان نیست اما چون زنان همیشه در اجتماع محروم‌تر بوده‌اند در توسعهء جنسیتی به آ‌ن‌ها توجه ویژه‌ای شده است .

ثریا شیبانی انسان‌شناس ۶۵ سالهء مقیم انگلستان چندین سال دربارهء ازدواج زودرس یا زیر پانزده سال در شهر یزد پژوهش کرده است .او دربارهء پژوهش خود چنین توضیح می‌دهد:«من یزد را به خاطر این‌که آمار طلاق در آن پایین‌تر است انتخاب کردم زیرا به نظر من نتیجهء این آمار نشان‌دهندهء خوشبختی این زوج‌ها نیست.»

او در تحقیقات انسان‌شناسی خود در مورد ازدواج زودرس در یزد به شکل موردی سه نسل از زنان یک خانواده را مطالعه و بررسی کرده: «چندین هفته در یکی از خانواده‌های گسترده یزدی که بسیار محافظه‌کار بودند و سنت و مذهب (نه به شکل افراطی) در زندگی‌شان حضور داشت زندگی کردم.

زندگی اینگونه خانواده‌ها بیش‌تر از آن‌که از مذهب متاثر باشد وابسته به سنت‌هاست. در این خانواده زن و شوهر با هم فامیل بودند و هر کدام هفت یا هشت خواهر و برادر داشتند. مادربزرگ‌های این خانواده همه زیر سن ۱۵سال ازدواج کرده بودند. مادران هم همین طور اما نیمی ‌از دختران خانواده به مدرسه می‌رفتند و هنوز ازدواج نکرده بودند.»

شیبانی در تحقیق‌اش سعی داشت چند فرضیهء جهانی در زمینهء زنان و جنسیت را در زنان ایرانی بسنجد. نظریه‌ای وجود دارد که توانمندسازی زنان را تابع وضعیت دانش و تحصیلات آن‌ها می‌داند و نظریهء دیگر تحصیل زنان را باعث تاخیر سن ازدواج و به توانمند شدن آن‌ها منجر می‌داند. در ضمن یک نظریهء فمینیستی ازدواج زودرس را اجباری می‌داند.

نتیجهء تحقیقات شیبانی نشان می‌دهد: «در دو نسل پیرتر ازدواج‌ها با خویشان نزدیک و یا در نهایت با پسر همسایه مرسوم بوده نسل مادربزرگ‌ها بی‌سواد بودند و مادران سواد ابتدایی داشتند همهء آن‌ها نیز زیر ۱۵ سال ازدواج کرده بودند اما هیچیک از آن‌ها معنی اجبار را نمی‌دانستند چرا که حق انتخاب را نمی‌شناختند چرا که انتخاب شخصی برای کسی که به خانواده متعهد است معنی ندارد، مثلا زنی به خاطر خواسته و حفظ آبروی مادرش حاضر به ازدواج با پسردایی خود شده است.»

شیبانی می‌گوید:«در جوامع محافظه‌کار افراد تمایلات شخصی خود را کنار می‌گذارند و برای تمایلات گروهی ارجحیت قایل‌اند.»

تحقیقات انسان‌شناسی دربارهء زنان یزدی نشان می‌دهد:«زنان با قرار گرفتن در یک گروه بسته ازدواج اجباری را به شکل ازدواج متعهدانه می‌دیدند .»

اما او به مشکلات دختران جوان یزدی می‌پردازد:«دختران مجرد بالای ۱۵ سال که دبیرستان را تمام می‌کردند اگر در خود شهر یزد در دانشگاه پذیرفته نمی‌شدند حق ادامه تحصیل نداشتند و به ناچار در خانه می‌ماندند چون اجازهء کار نیز نداشتند از سویی موقعیت‌های ازدواج خود را نیز تا حدی از دست داده بودند چرا که پسران خانواده به دانشگاه می‌روند و برای خود همسر دیگری پیدا می‌کردند و بعضی نیز که بعد از پایان تحصیل به یزد برمی‌گردند به خاطر سنت دختران کم سن را ترجیح می‌دهند.»

شیبانی نتیجه می‌گیرد: «هنوز ازدواج زیر ۱۵ سال در یزد بسیار زیاد است دختران مجرد دیپلمه توانمند نشده بودند چرا که نه تنها حق انتخاب نداشتند بلکه اجازهء کار و استقلال نیز نداشتند.»

او از مدیر مرکز بهزیستی یزد نقل قول می‌کند:«سالانه بیش از۳۰ هزار تماس تلفنی از سوی زنان یزدی داریم که دچار خشونت‌های مختلف هستند اما نمی‌توانند طلاق بگیرند چرا که سنت‌ها به آن‌ها چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد.»

شیبانی به پدیدهء تعصب برادران در جوامع سنتی و محافظه‌کار فعلی هم اشاره می‌کند:«پسران جوان خانواده که در جامعه حضور بیش‌تری دارند تغییرات اجتماعی را می‌بینند در حالی‌که سنت‌ها همچنان در ذهنشان پر رنگ است به همین دلیل سختگیر شده‌اند در بخشی از قتل‌های ناموسی نقش برادران بیش از دیگر اعضای خانواده موثر است.»

شیبانی به فشار اجتماعی ناشی از تجرد دختران در ایران نیز اشاره می‌کند:«زنی که در جامعهء ایران ازدواج نکند سختی می‌کشد چرا که ازدواج برای زن ایرانی منزلت می‌آورد. اگر زنی مجرد در محیط کار هم منزلت داشته باشد در خانواده و جامعه منزلت ندارد. البته این پدیده در جوامع دیگر نیز دیده می‌شود حتی در انگلستان اما نه به این شدت چرا که فشار اجتماعی روی زنان مجرد وجود ندارد اما همچنان اولویت دختران انگلیسی ازدواج است.»

او می‌گوید: «در اروپا نیز زنان در حال مبارزه‌اند. من ۳۸ سال در انگلستان زندگی کرده‌ام و قوانین و وضعیت در سال‌های اخیر برای زنان بهتر شده و در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی تقریبا به تساوی رسیده‌اند اما زنان انگلیسی هنوز خود را با مردان برابر نمی‌دانند.»آیا همانقدر که شوهر انگلیسی‌تان در شغل‌اش پیشرفت کرده شما هم پیشرفت کرده‌اید؟ پاسخ می‌دهد:«نه اگر در تدریس دانشگاهی‌ام وقفه نمی‌افتاد و مدام سفر نمی‌کردم پیشرفت بیش‌تری می‌کردم اما خودم این وضعیت را انتخاب کردم چرا که می‌توانستم از خانواده‌ام چشم بپوشم و در شغلم پیشرفت کنم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.