سهم زنان در رفاه و اقتصاد مشخص نیست
بر اساس تعریف ارائه شده توسط مرکز آمار ایران، “خانه دار” فردی است که شاغل ، بیکار (جویای کار) و محصل به حساب نمی آید، وی تنها به خانه داری مشغول است.
روشن است در این میان، به کارگیری واژه غیر فعال برای زنان خانه دار، حائلی است بین این گروه و نظام اقتصادی – اجتماعی ، به گونه ای که زنان خانه دار ضمن احساس خلاء در خود، از حیث تاثیر گذاری در امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نقشی برای خود متصور نمی شوند.
بنابراین ، به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده تا برنامه ریزان و سیاست گزاران جامعه دیدگاه های خود را نسبت به این امر تغییر دهند و تامین کننده نیازهای اساسی این نیروی کار فعال جامعه باشند.
قدر مسلم ، اهمیت و تاثیرات روحی ، روانی و فرهنگی که فعالیت های زنان خانه دار برای همسران و فرزندانشان به عنوان همسر ، مادر ، مربی و رفیق بر جای می گذارند ، گرچه در جایی ثبت نمی شود ، اما بر کسی پوشیده نیست و بی تردید نسل آتی که سازندگی جامعه را بر عهده دارد آیینه ای تمام نما از سلامت شخصیت و حسن اعتماد مادران یا زنان خانه دار است که به نوبه خود به طور مستقیم مسیر توسعه و رشد جامعه ، بهره وری و موفقیت آن را تضمین می کنند.
“دکتر نسرین جزئی” نویسنده و پژوهشگر می گوید:”در هزاره جدید نیاز به تغییر در نگرش در خصوص مساله زنان خانه دار در سراسر دنیا به عنوان اصلی مسلم کاملا ملموس و پذیرفته شده است . اما مهم این است که چگونه می توان آن را از یک تفکر متظاهرانه و جذاب به یک تفکر قابل اجرا تبدیل کرد.”
به گفته این پژوهشگر در سال ۱۹۸۳ موسسه instraw وابسته به سازمان ملل متحد با تشکیل جلسه ای با حضور اقتصادانان برجسته ، به تحلیل موقعیت و جایگاه زنان در اقتصاد پرداخت . نتیجه این اجلاس ، دو سال در گزارش زنان و اقتصاد جهان منتشر شد. در این جمع بندی تاکید بر ارتقای جایگاه زنان در اقتصاد و بارز کردن اهمیت نقش ملموس آنان در شاخص هایی که تعیین کننده رفاه و قابلیت های تولید یک کشور است، بیش از پیش توصیه شد.
وی اضافه می کند: “در سال ۱۹۹۳ ، instraw برنامه بلند مدتی را به منظور توسعه روش های مناسب برای جمع آوری و پردازش داده ها و تحلیل اطلاعات آغاز کرد تا بدینوسیله بر ارزش های پرداخته شده یا نشده کار زنان تاکید شود و اطمینان حاصل شود که تمامی این موارد در محاسبات ملی آورده می شوند.”
این پژوهشگر در ادامه تصریح می کند : اولین نتیجه این برنامه بلند مدت در سال ۱۹۹۵ در رساله ای با عنوان ” ارزیابی و ارزش گذاری مشارکت رایگان حسابداری از طریق زمان و بازده ” منتشر شد.براساس نتایج پژوهش اولیه ای که در کشورهای کانادا ، مجارستان ، نپال ، تانزانیا و ونزوئلا انجام گرفت ، چهارچوبی برای طبقه بندی فعالیت ها توصیه شده بود که بر مبنای آن یک ” حساب تابع برای تولیدات خانه داران ” شکل می گرفت .
وی می افزاید :هدف اساسی و اولیه این طرح دستیابی به توافق و درک جمعی در مورد روش ها و چهار چوب های اندازه گیری و ارزیابی کارهای بی مزد و تاثیرات آنها روی شاخص های اقتصادی بوده است . نتایج و دستاوردهای این گزارش ، افزون بر شناسایی ، اندازه گیری و ارزش گذاری مشکلات ، توصیه هایی برای کمک به رسیدن به هدف مورد نظر را در بر می گیرد.
جزئی با اشاره به اینکه در ایران نیز تحقیقی در این خصوص انجام شده است ، می افزاید: “بنا بر یک تحقیق انجام شده به صورت میدانی در سال ۱۳۷۳ ، ارزش افزوده طبخ غذا به عنوان یک فعالیت رایج خانه داری ۱۵ هزار میلیارد ریال تولید ناحالص ملی بوده است. با این وجود ، زن خانه دار اغلب به عنوان مدیر اقتصادی خانواده شناخته نمی شود ، گرچه یکی از ارکان اساسی و تعیین کننده مصرف در چرخه و زنجیر امور اقتصادی است.”
این پژوهشگر در خصوص نتایج این تحقیق توضیح می دهد :”بر اساس همین تحقیق که بین هشت هزار و ۷۳۲ نفر انجام شد ، یک هزار و ۹۱۶ نفر آشپزی را به عنوان اولویت اول در امور خانه داری به حساب آورده اند ، پس از آن یک هزار و ۹۱۳ نفر نظافت منزل و سپس یک هزار و ۸۶۳ نفر شستشو را به عنوان کار خانگی برشمرده اند و در نهایت مطرح می شود که به ترتیب اتو کشی ، نگهداری از فرزندان ، خرید روزانه و مسئولیت کارهای آموزش فرزندان به عنوان امور خانه داری محسوب می شود، در حالی که آوردن و بردن کودکان به مدرسه، نگهداری و مراقبت از سالخوردگان و باغبانی به عنوان امور خانه داری ملاحظه نمی شود.”
وی می افزاید :”حد متوسط فعالیت زنان در امور خانه داری قریب به هفت ساعت در طول شبانه روز است ، خانه داری و فعالیت های روزمره مربوط به آن در کشور هایی نظیر ایران به دلیل سنتی بودن ، اهمیتی بیشتر از دیگر کشورها اروپایی و صنعتی دارد.”
وی با اشاره به گام اساسی در کم کردن فعالیت های زنان خانه دار و ارزش گذاری خدمات مربوط به آنان می گوید: ” برآورد و شناسایی اموری نظیر حمل و نقل ، تغذیه ، شستشو ، نگهداری از کودکان ، نقش واسطه ای در مصرف ، زمان انجام کار و … در این خصوص ضروری است.”
این پژوهشگر با تاکید بر این نکته که فعالیت های مربوط به کارها و خدماتی که توسط زنان خانه دار در منزل انجام می گیرد را می توان از مراکز و موسساتی که مشابه این خدمات را ارائه می کنند ، دریافت کرد و در مقابل هزینه آنها را پرداخت ، اظهار می دارد:”چنین واقعیتی موید این مطلب است که مجانی شمردن فعالیت های روزمره ای که توسط زنان انجام می گیرد تا چه حد غیر منطقی ، ناصحیح و دور از انصاف است.”
جزئی درباره مطالعات و بررسی ها ی انجام شده درباره ارزش کار خانگی در ایران معتقد است که این تحقیقات ، به جز مواردی چند که درباره اندازه گیری ارزش افزوده فعالیت های زنان خانه دار در منزل به طور موردی بررسی هایی انجام گرفته ، تازه و محدود است. ارزش گذاری کار خانگی جایگاه و اهمیت واقعی خود را در پژوهش های علمی کسب نکرده است.از این رو اولین محدودیتی که پیش روی تیم پژوهشگر قرار داشت عدم دسترسی به اطلاعات درباره این موضوع در کشور بود.
وی یاد آور می کند: ” بحث سنجش ارزش خانگی و نحوه محاسبه آن به صورت کمی موضوع جدیدی در ادبیات مربوط به زنان نیست . این پندار که تولید خانگی مزایای اجتماعی قابل توجهی را در اقتصاد ملی به ارمغان می آورد در دو دهه گذشته توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرده است. این تفکر جایگاه و اهمبت ویژه مزایای ارزش خانگی و لزوم گنجاندن تولید خانگی در حساب های درآمد ملی را مدنظر قرار می دهد.”
این نویسنده در خصوص مشکللات پیش رو در برآورد و ارزیابی تولید خانگی می گوید:”تولید خانگی فعالیتی غیر بازاری است و می توان مزایا و فواید آن را از طریق تحقیق یا مشاهده ارزیابی کرد. گر چه تلاش های انجام شده برای محاسبه ارزش های کار خانگی نتایج متعددی را به وجود آورده اما به نظر می رسد هیچ کدام دریافت مستقیم معقولی برای مشکل ارزش گذاری تولید خانگی نباشد.”
وی در ادامه اظهار می دارد:” نیاز چندانی به توضیح نیست که فعالیت های تولیدی جامعه که اقتصاد خرد ، کلان و رفاه را تحت تاثیر قرار می دهند ، نه تنها شامل تولیدات بازاری بلکه شامل تولیدات خانگی غیر بازاری نیز می شوند . با این وجود نظام رسمی آماری این موضوع را به طوری ملی منعکس نمی کند و بیشتر کار زنان ، به ویژه کار زنان خانه دار که بخش عمده ای از تولیدات خانگی غیر بازاری را تشکیل می دهد ، در چهار چوب نظام حسابداری ملی گزارش نمی شود.”
جزئی در خصوص دلایل این امر توضیح می دهد : ” بخشی به عرف و بخشی به تولید کالا و خدمات ربط دارد. لزوما” به دلیل اینکه این نوع خدمات قابلیت فروش ندارد و درآمد ایجاد نمی کند ،چنین مشکلاتی در ارزیابی به وجود می آید. بنابراین سهم زنان در اقتصاد و رفاه نامشخص می شود.”
وی اضافه می کند: “بدون شک ارزش گذاری کار خانگی در حساب های ملی به فرهنگ سازی و تغییر نگرش جامعه نسبت به کار و فعالیت امور خانه بستگی دارد . به ویژه نگرش سنتی افراد جامعه که جای زنان را در اندرون و مردان را در بیرون از منزل تصور می کنند.”
این نویسنده در ادامه اظهار می دارد : ” در راستای ارزش گذاری معنوی کار خانگی ضروری است که ابتدا جامعه را از ارزش کار زنان خانه دار در فرآیند رشد اقتصادی آگاه ساخت. این خود در گرو ارائه آموزش های همه جانبه از سوی تمام نهادهای دولتی و غیر دولتی است. ”
منبع:خبرگزاری سینا
