همجنسان خود را باور کنیم

مینا جعفری

ساعت ۸:۳۰ صبح، مسیر میدان جمهوری-توحید ؛ پراید سبز رنگ راننده زن، چند قدم آنطرف تر جلوی پای دو زن می ایستد. جلو می روم تا بپرسم توحید می رود یا نه .اما راننده می خواهد با مبلغ ۵۰۰ تومان دربستی ، آنها را سوارکند و چون مسافری پیدا نمی کند می رود.

زنی که گوشه خیابان ایستاده و راننده به او پیشنهاد دربست را داده، با شکل و شمایل رسمی و البته امروزی و آرایشی کمتر از هفت قلم ، با تفاخراعلام می کند که حق زنهاست که نمی گذارند رانندگی کنند! (مطمئنا به عنوان راننده تاکسی) و دیگری نیز سخنان عاقلانه وی را تایید می کند.

می گویم مگر چیزی غیر از یک پیشنهاد دربستی سوارکردن به شما داده ، امری که مردان راننده با مبلغ دوبرابر این به شما می گویند؟ ولی تا کنون نشده که به مردانگی وی توهین کنید؟!

قاطعانه می گوید هیچ گاه رانندگان مرد چنین حرفهایی نمی زنند. می گویم در همین ایام سرما، برخی رانندگان مرد نبودند که باوجود آنکه می دیدند مسافران از سرمای استخوان سوز به خود می لرزند جز به دربستی بردن راضی نبودند؟و مگر چند سال است که ما چشممان به جمال راننده تاکسی زن هم روشن شده؟ زنانی که پس از قرنها تحقیر و در اندرونی ماندن ، راهی به خارج یافته اند و در پی کسب استقلال مالی و یا از سر نیاز به کارهای آبرومندانه تن می دهند؟

معتقد است که جنس خودش یعنی زن را بهتر از هر کس دیگری می شناسد!

باز رو به زن می گویم این زن راننده که حتما مسوول تامین معاش خود و یا چندین نفر دیگر است بیشتر از همه به کمک من و شما که زنیم و از جنس او، نیاز دارد و این وظیفه هر زنی است تا به همجنس خود یاری برساند.

زن که گویا دیوانه ای در برابر خود می بیند که نه تنها به اعتقادات نخ نما شده اش پایبند نیست ؛ بلکه همه باورهای خورانده شده به اورا نقد میذکند، با پرایدی که راننده مرد (که از جنس او نیست و گویا زن با چنین عقایدی ، نسبت بیشتری با او دارد تا با همجنس اش) ، بر آن حکمفرماست، دورمی شود!…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.