تجاوز و آزار جنسی نتیجه بنیادگرایی و جدائی طلبی
لیلا اسدی
” سفر به کشمیر فرصت منحصر به فردی بود که با دعوت دوستی روزنامه نگار، برایم به وجود آمد. تازمانی که پا در خاک این گوشه از زمین گذاشتم، نام کشمیر همواره با خاطراتی دور از داستان های مادربزرگ یا نوعی شال و روسری مرغوب برایم تداعی می شد،کشمیر سرزمینی بود با ۴ ساعت فاصله از ایران، که هیچگونه تصوری از آن نداشتم. اما این سفر مجالی برایم فراهم کرد تا علاوه بر سیاحت در این ایالت کوهستانی و زیبای هند ، آشنایی اولیه با فرهنگ این ایالت، نیم نگاهی نیز به وضعیت زنان آن در گرماگرم جدائی طلبی، تروریسم و حکومت نظامی بر آن داشته باشم. این که در کشمکش چندین ساله این درگیری، زنان کشمیر چطور بیرحمانه از سوی نظامیان مستقر در هند به عنوان نمادی برای سرکوبٍ مخالفت های جدایی طلبانه مورد تجاوز قرار می گیرند؟ چگونه آزار جنسی و تجاوز به زنان در زمره تجربه هر روز آنها قرار گرفته؟ و چگونه فقدان امنیت، سایه خود را بر زوایای زندگی این زنان گسترده است؟ آنچه در زیر می آید، مختصری است از دیده ها و شنیده ها در کشمیر. از تأثیراتی که منازعه ۳۰ ساله بر زندگی زنان این ایالت گذاشته است. ”
کشمیر ایالت شمالی هند است. قطعه ای از سرزمین هند که شهرت آن در خارج از این مرز و بوم با اخبار تروریسم ، جدائی طلبی و افراط گرایی والبته مکانی مفرح برای طبیعت گردان گره خورده است و من در گریز از گرمای طاقت فرسای هند بی توجه به توصیه های دوستانم وارد آن شدم. اختلاف دمای این ایالت با دهلی پایتخت هند حداقل ۲۰ درجه سانتیگراد است.کوهستانی وخوش آب و هوا. اماز همان لحظه ورود به فرودگاه، تعداد بیشمار نظامیان، گیت های امنیتی متعدد شاید بیش از هر فرودگاه دیگری که تاکنون دیده ام، پر کردن فرم های مشخصات و جستجوی کیف و وسایل شخصی با کوچکترین شک و تردید از سوی نظامیان، از یک امنیت سست و لزران حاکم بر این ایالت خبر داد. به نوعی که ترس از تروریست ها و حملات جدائی طلبان را به وضوح در پوشش نظامی شهر و آرامش پوشالی حاکم بر آن می دیدم. ساختمان های ویران شده، آسیب دیده و یا سوخته شده که به وفور در خیابان های شهر اسرینگار دیده می شد. ایستگاه ها و کمپ های نظامیان که همه جا از تپه های دیدنی آن تا در گوشه و کنار شهرها وجود داشت، حتی در میان مزارع و زمین های کشاورزی با نظامیان هندی تفنگ بردوش.
با این حال در کنار فوج نظامیان مستقر در شهر اسرینگار، پایتخت کشمیر، جایی که من چند روزی اقامت داشتم، جلوه های زیبای طبیعت این شهر اولین چیزی است که توجه هر تازه واردی را به خود جلب می کند. مکانی مفرح برای توریست های طبیعت گرد. طبیعت زیبای شهر از دریاچه های آرام تا خانه های قایقی تماما ساخته شده با کنده کاری های زیبای دست بر چوب و پارک های سرسبز با درخت های بلندی که تنه های قطور آنها یادگار قدمت طولانی تاریخ این سرزمین است، لحظه به لحظه در عمق نگاه من جای می گرفتند و چشمانم از هجوم انبوه زیبایی این سرزمین با تاریخی چند صدساله مدام لبریز می شد. از سوی دیگر شباهت های فرهنگی و زبانی قابل توجه از بریانی تا زیره بادیان تا فرش های نفیس و گران قیمت کشمیر…و بیش از همه اظهار علاقه به ایران و ایرانیان که بر لطف اقامت چند روزه در این شهر افزوده بود.
اما گفتگو با دوستان کشمیری که یا روزنامه نگار و یا فعال حقوق بشر بودند، به سرعت واقعیت های نهفته در دل این جلوه های طبیعی را آشکار ساخت. این که درست پیچیده در همین زیبایی ها مردمی- مسلمان سنی و شیعه- زندگی می کنند که سالهاست سرنوشت آنها با جنگ و حوادث ناگوار آن رقم خورده است. تنها سینمای شهر اسرینگار به دلیل حملات تروریستی سال های گذشته ویران شده و دولت نیز انگیزه ای برای بازسازی مجدد آن ندارد و گشت و گذار در میان درختان و مزارع و پارک ها تنها تفریح مردم است. فقر شدیدی که بر گوشه و کنار شهر حاکم است، کودکان کار، اعتراض های همیشگی، البته در کنار جلوه های زیبای طبیعی شهر تناقض شدیدی را به رخ می کشد و چهره چند وجهی آشوب و درگیری در این کشور را نمایان می سازد. در جریان منازعه چندین ساله میان هند و پاکستان بر سر کشمیر منجر به کشته شدن بیش از ۱۰۰ هزار نفر، داغدار شدن خانواده ها به دلیل حملات تروریستی متعدد، از دست رفتن مردانی که به دنبال فضای نظامی امنیتی حاکم بر آن تنها با ظن تروریست بودن هر لحظه در آماج گلوله قرار گرفتند و تجاوز و آزار جنسی مکرر زنان از سوی نظامیان شده است. پدیده ای که کشمیر را در سطح جهانی در ردیف کشورهایی قرار داده که دارای آمار بالای خشونت جنسی نظامیان نسبت به زنان است.
زنان و دختران کشمیر، مهمترین قربانیان منازعه
قدم زدن در شهر اسرینگار اولین چیزی را که نمایان می ساخت، حضور نامحسوس و یا ناچیز زنان بود. درواقع زنان زیادی در خیابان ها تردد نمی کنند. فقدان امنیت موجود در شهر اولین چیزی است که به ذهن می رسد.اگرچه طی دیدار از یک کالج مخصوص دختران و گفتگو با یاسمینا استاد این کالج، تمایل به تحصیل دختران کشمیر و تلاش آنها برای کسب شغل طرح شد؛ اما در عین حال در نقیض این امیدواری ها از آمار نگران کننده خودکشی و بیکاری در میان دختران تحصیلکرده و نهایتا تجاوز و آزار جنسی سخن رفت که مکررا نسبت به زنان این ایالت و متأثر از منازعات نظامی در کشمیر اتفاق می افتد. آمار نگران کننده زنان بیوه، شوهر و فرزند از دست داده که امکان معاش و تأمین زندگی خود را به راحتی ندارند و طبق آمارها و گزارش ها در زمره فقیرترین افراد به شمار می روند. دخترانی که در نبود شغل، امکانات تفریحی و … فرصت کنش گری را از دست داده اند و تنها مرحله تغییر در زندگی آنها ازدواج است. ازدواجی که ممکن است هر لحظه با کشته شدن شوهر به بیوه شدن و تنهایی آنها بیانجامد.
آمار بالای تجاوز به زنان از سوی نظامیان
۲۱ سال بعد از تجاوز دسته جمعی که در روستای پوشاپورا، کونان در ناحیه مرزی کوپاورا اتفاق افتاد- سال ۱۹۹۱- ، هنوز قربانیان این واقعه نتوانسته اند از تأثیرات ناگوار این واقعه رهایی یابند. پس از این تجاوز هولناک،این روستا به نام منطقه تجاوز نام گرفت. دولت و ایالت های مرکزی به دلایل سیاسی از پی گیری موضوع و درمان قربانیان سرباز زدند. آمار ۷۵ هزار مورد تجاوز به زنان در طول جنگ و درگیری های میان کشمیر آماری نیست که قابل چشم پوشی باشد. درواقع با شروع اولین زمزمه های جنگ و درگیری در کشمیر در سال ۱۹۸۹-۱۹۹۰ زنان کشمیر به طور مرتب آماج خشونت تجاوز، شکنجه، آزار و قتل قرار گرفته اند. بر اساس گزارش سازمان پزشکان بدون مرز، زنان کشمیر در میان بدترین آسیب دیدگان ناشی از خشونت جنسی در سراسر دنیا قرار دارند. خشونت جنسی به طور مرتب نسبت به زنان کشمیر ارتکاب یافته و می یابد. بر اساس یک مطالعه انجام شده در سال ۲۰۰۵ ،۶/۱۱ درصد از مصاحبه شوندگان اعلام کرده اند که قربانی تجاوز بوده اند. این آمار بسیار بالاتر از سیرالئون، سری لانکا و چچن است. ۳
به بیان یکی از روزنامه نگاران کشمیری، رنج زنان در کشمیر سمبلی از رنج زنان در سراسر دنیاست. رنجی که حاصل بنیادگرایی، جنگ و سلطه طلبی است. اگرچه ارتش هند تجاوز را به عنوان ابزاری برای تسلط و انقیاد سیاسی در این جامعه به شدت محافظه کار به کار می گیرد، اما پس از آن زنان تجاوز شده از سوی جامعه مسلمان کشمیر نیز طرد و منزوی می شوند. ۴
در کشمیر تعقیب یا اقدام قضائی علیه پلیس به دلیل مصونیت اعطاء شده به آنها طبق قوانینی مانند قانون قدرت های ویژه نیروهای نظامی کاری است بسیار دشوار. دشواری این موضوع با تعداد بالای تجاوز به زنان در کشمیر از سوی نظامیان آشکار می شود و نمونه های اخیر آن تجاوز به دو مادر و دختر و یا تجاوز ۱۸ سرباز هندی به دو دختر جوانی است که با وجود اعتراض مردم و فعالان حقوق بشر به نتیجه ای دست نیافت. ۵
تجاوز و سیاست های ناموسی که در اعمال آن نقش دارند،مانع از این می شود که دولت به دنبال فشار بر نظامیان، یا محکومیت علنی خشونت جنسی علیه زنان مسلمان کشمیری باشد. این مسئله وخامت بیشتری می یابد وقتی قربانیان تجاوز از ترس داغ و ننگ اجتماعی و انتقامجویی اصلا موارد تجاوز را گزارش نمی دهند. ۶
در فوریه سال ۱۹۹۱ بر اساس گزارش سیما قاضی ۳۰ زن توسط سربازان در منطقه کوپاوارا در کشمیر مورد تجاوز قرار گرفتند. همچنین زنان کشمیر از اشکال متعدد خشونت خانگی رنج می برند. پروفسور حمیده نعیم، استاد دانشگاه کشمیر می گوید نیاز برای یک رنسانس اخلاقی رفتار مردسالارانه با زنان این کشور را در چالش قرار داده است. بخشی از مشکلات زنان کشمیر به وضعیت سیاسی حاکم بر کشمیر باز می گردد. بخشی دیگر نیز به جو عمومی رایج در این کشور، تفسیرها و برداشت های نادرست مذهبی نیز عدالت جنسیتی را برای زنان در خطر قرار داده است. ۷
بیوه زنان کشمیر و چالش فقر وتنگدستی
از سوی دیگر در طول سال های درگیری، ۶۲۳۵کشمیری فعال در زمینه آزادسازی این ایالت، مطابق قوانین
سرکوبگرانه دولت هند به زندان های بلند مدت محکوم شده اند. بنابراین هزاران زن کشمیری و تعداد بیشتری از کودکان آنها با فقر و تنگدستی مواجهند که تنها تعداد ناچیزی از آنها فرصت دریافت حمایت را از سازمان های غیردولتی یا بشردوستانه داشته و دارند. بر اساس مطالعه ای که اخیرا در ارتباط با وضعیت این زنان در کشمیر صورت گرفته، نداشتن پناهگاه، از میان رفتن فرصت آموزش، افسردگی شدید، اختلال در روابط اجتماعی ، عدم امنیت، مسائل بهداشتی،وابستگی به دیگران و… به عنوان برخی از مشکلات مهمی طرح شده که زنان بیوه و کودکان بی سرپرست ناشی از مناقشه در کشمیر را رویاروی خود قرار داده است.
این زنان پس از مرگ همسران خود معمولا تحت حمایت هیچ نهادی قرار ندارند. حقوق مربوط به ارث آنها نادیده گرفته می شود و به تنهایی مجبور به تأمین هزینه های زندگی خود و کودکانشان هستند. بر اساس گزارش وزارت رفاه اجتماعی دولت در ایالت کشمیر فهرست بلند بالایی از کودکان یتیم و زنان همسر از دست داده وجود داردکه دولت تنها می تواند ماهانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ روپیه به این خانواده ها کمک کند. حمایتی که تاکنون فراتر از حمایت مالی نرفته است. یک نمونه این زنان نوری است که صاحب ۷ فرزند است و دوبار در طول زندگی ۲۹ ساله خود بیوه شده است. اولین شوهرش با به جای گذاشتن ۴ فرزند توسط نظامیان هند کشته شد. شوهر دوم این زن نیز ۴ سال به همین سرنوشت دچار گردید. در حالی که ۳ فرزند دیگر بر تعداد فرزندانش افزوده شده بود. زندگی وی هم اکنون به کار فرزند ۱۲ ساله اش بستگی دارد که با ۹ ساعت کار درآمدش کمتر از ۵۰ روپیه در روز است. از همین رو کودکان زیادی را می توان به وفور در شهر دید که با کیسه های بزرگ زباله بر دوش بی اعتنا به دیگران و به سرعت رفت و آمد می کنند.
کودکانی که دستانشان از فرط حمل زباله چروکیده شده و گرد محرومیت بر چهره آنها نشسته است. مرگ پدر برای این کودکان به معنای ترک تحصیل و آغاز بلوغ زودرسی است که آنها را وارد دوران خشن کار صرفا برای کسب معاش به منظور تأمین خانواده های خود می کند. فقر مفرط حاکم بر این خانواده ها مانع از امکان پرداخت هزینه تحصیل آنهاست و در همین شرایط دختربچه ها نیز به طور مستمر از سوی نیروهای امنیتی مورد سوء استفاده و آزار جنسی قرار می گیرند. ۸
همچنین مطالعات نشان می دهد که زنان کشمیری بیشتر از مردان دست به خودکشی می زنند. دکتر بشیر احمد، جامعه شناس مشهور کشمیر می گوید: در سراسر دنیا کشف شده که آمار خودکشی در میان مردان و در مناطق شهری بسیار بالاتر است اما در کشمیر درست عکس آن اتفاق می افتد. زنان ۶۰ درصد مراجعین به بیمارستان روان درمانی کشمیر در اسرینگار را تشکیل می دهند. در حالی که برخی از زنان نیز به دلیل بی سوادی یا تابوهای اجتماعی مربوط به روان درمانی مراجعه نمی کنند و همچنان به طور خاموش به رنج کشیدن ادامه می دهند. تنها بعد از ۲۵ سال مناقشه،در سال ۲۰۰۵، دادگاه عالی کشمیر و جامو حکم کرد که زنانی که با اتباع خارجی ازدواج می کنند، حق خود بر اقامت، کار، آموزش و ارث را از دست نمی دهند. یعنی تا پیش از این زنان حق کسب یا بدست آوردن مشاغل دولتی، تملک زمین و اموال، آموزش عالی و حضور در انتخابات دولتی و شهرداری ها را از دست می دادند. در حالی که زنان خارجی ازدواج کرده با مردان کشمیری بعد از ازدواج تبعه این کشور محسوب می شوند. ۹
سخن آخر این که سفر به کشمیر اگرچه جذابیت های بسیاری داشت اما واقعیت دردناک تثبیت سلطه نظامی با ابزار تجاوز به زنان در جریان منازعات را نیز به روشنی برایم به تصویر کشید. ابزاری که همراه با زندگی در یک جامعه مردسالار بیش از پیش آزادی، کرامت و حق بر حیات زنان کشمیر را در چنبره نقض و نادیده انگاری قرار داده است و تصویر ملموس آن قدم زدن نظامیان در گوشه و کنار شهر و در مزارعی است که هر لحظه هراس از تجاوز و آزار جنسی را بر جسم و جان زنان و دختران بی گناه می افکند. پس شاید حضور نامحسوس یا ناچیز زنان در خیابان های شهر منطقی به نظر برسد، چه این که هر لحظه می تواند آبستن فاجعه ای هولناک برای تمام زندگی آنها باشد.
رفرنس ها :
۲ ۱sons killed, 3rd lost in custody, 4th maimed, Spare A Thought For This Mother, ZULFIKAR MAJID, Greater Keshmir, Srinagar, Dec 18
2HRW report on Kashmir skips ‘rapes’ , by Shahnawaz Khan,Srinagar, Sep 14, 2006.
3Showkat A. Motta, OneWorld South Asia , 06 April 2009
4THE SUFFERING OF WOMEN IN KASHMIR, Taiba bulletin, Muzaffarabad, AZAD Kashmir, February 26, 2002
5Justice murdered: Jan Commission way, What a mockery they have 5made of it. A cruel joke played with all Kashmiris in general and victim in particular, Zulfikar Majid, Greater Keshmir
6Seema Qazi, the author of recently released book: Between Democracy and Nation: Gender and Militarisation in Kashmir
7Two Reports on Challenging facing Women in Kashmir, March 13, 2009. Hameeda Nayeem
8Denied Inheritance Rights, Forces Harassing Girls, Future Bleak, Zulfikar Majid, Greater Keshmir, March 11, 2009.
9IDndian held Kashmir,. 80% war widows have suicidal tendencies, ArshadD Me’raj, 2004-11-18, Impact of Conflict Situation on Children and Women in Kashmir, Sheikh Zahoor, 2002-02-21
