تبعیض جنسیتی و نابرابری در مناطق گوناگون جهان

رفتارها, باورها و عملکردهایی که به حذف زنان منجر می شود, غالبا عمیقا ریشه در باورهای مذهبی, اجتماعی و فرهنگی دارند. تحقیقات و ارزیابی ها نشان می دهد که در بیشتر کشورهای جهان تبعیض جنسی غالب است. در یک نظرخواهی از شهروندان پنج کشور امریکای لاتین (آرژانتین, برزیل, کلمبیا, السالوادر, و مکزیک) آشکار شد که نیمی از پاسخ دهندگان معتقد بودند که جامعه مردان را بر زنان ترجیح می دهد. در برزیل, تنها ۲۰ درصد افراد, از زن و مرد, معتقد بودند که جامعه با هر دو جنس به طور یکسان رفتار می کند, و نیمی از پاسخ دهندگان در آن کشور و کشور همسایه اش, آرژانتین, معتقد بودند که زنان و مردان فرصت های کاری برابر ندارند.

با مطالعه رفتارهای اجتماعی در مورد موضوعات مشخص, مانند دسترسی به امکان تحصیل و کار درآمدزا, میزان تبعیض جنسی و عملکرد آن در کشورهای مختلف جهان آشکارتر می شود. یک تحقیق نشان می دهد که در اکثر خانواده ها مردان کنترل منابعی مانند فرصت های آموزشی و بهداشتی را در اختیار دارند و گمان می کنند که ضرورت آموزش دانشگاهی برای پسران بیشتر از دختران است. به عنوان مثال, حدود دو سوم مردان بنگلادشی معتقدند که آموزش دانشگاهی پسران, نسبت به دختران, باید در اولویت قرار گیرد. حدود یک سوم مردان ایرانی, مکزیکی و اوگاندایی نیز چنین عقیده ای دارند. در مورد این مسئله خاص, یک نفر از هر ۱۰ مرد چینی , و کمتر از یک نفر از هر ۱۳ مرد امریکایی , چنین نظری دارند.

دیدگاه های جوامع گوناگون نسبت به آموزش زن, شباهت زیادی به دیدگاه ها در مورد کار زنان و مشارکت آنها در سیاست دارد. بیش از ۸۰ درصد مردان در هفت کشور خاورمیانه و آفریقای شمالی معتقدند هنگامی که امکانات شغلی کم است, مردان حق بیشتری برای کار کردن دارند, و آنها رهبران سیاسی بهتری از زنان هستند. در بقیه مناطق جهان, نسبت مردانی که چنین عقایدی دارند, کمتر است.

تحقیقات هم چنین نشان می دهد که دیدگاه های زنان نسبت به جنس خود می تواند به اندازه مردان تبعیض آمیز باشد. تعداد بسیاری از زنان معتقدند که مردان رهبران سیاسی بهتری از زنان هستند. از جمله, بیش از نیمی از مردم بنگلادش, چین, ایران و اوگاندا و یک سوم مردم آلبانی و مکزیک و یک پنجم امریکایی ها, چنین عقیده ای دارند. این نشان می دهد که دیدگاه های تبعیض آمیز نسبت به زنان و دختران, مختص مردان نیست , بلکه از معیارهای کلی اجتماعی برمی خیزد. تحقیقات نشان می دهد هنگامی که زنان این معیارها و فشارهایی را که برای سازگاری خود با این معیارها متحمل می شوند, کنار می گذارند, انتخاب ها و ارزش هایشان تغییرات قابل توجهی می کند.

هر چند این تحقیقات و نظرخواهی ها پنجره ای به روی دیدگاه های جهانی راجع به زنان می گشاید, اما گستره و عمق واقعی تبعیض جنسی را نشان نمی دهد. برای به دست آمدن تصویر روشن تری از نابرابری های ناشی از تبعیض جنسی علیه زنان و دختران به شاخص های قابل اندازه گیری نیاز است. اما از آنجا که در بسیاری از تحقیقات ملی و بین المللی معمولا مولفه جنسیت نادیده گرفته شده است, چنین شاخص هایی نادر است. با این حال, از مجموعه اطلاعات موجود این نتیجه کلی حاصل می شود که: نابرابری های جنسیتی در تمام مناطق جهان هم چنان سرسختانه وجود دارد. برنامه توسعه سازمان ملل, معیار توانمندسازی جنسیتی را در برنامه کار خود قرار داده , که شامل ارزیابی برابری جنسیتی در عرصه های سیاسی و اقتصادی و مشارکت در تصمیم گیری ها است. این معیار شامل ارزیابی درآمد هر فرد در خانواده (که در میزان تصمیم گیری فرد تعیین کننده ترین عامل محسوب می شود), نسبت کار زنان در پست های عالی جامعه و تعداد کرسی های آنها در مجلس است. بر اساس چنین معیارهایی, توانمندی زنان در کشورهای خاورمیانه, آفریقای جنوبی و جنوب آسیا از همه مناطق جهان کمتر, و در کشورهای صنعتی از سایر جاها بیشتر است.

هر چند کشورهای فقیر از میزان کمتر توانمندی جنسیتی برخوردارند, هیچ مدرکی وجود ندارد که ثابت کند با بالا رفتن درآمد تبعیض جنسیتی کاهش می یابد. بنابراین, درآمد پایین تر, نمی تواند مانعی در مقابل توانمندی جنسیتی بالا محسوب شود.

شکل های پنهان تبعیض جنسیتی

اشکال پنهان تبعیض جنسیتی به اندازه خشونت آشکار زیانبار و وحشتناک است. تشخیص تبعیض نهادینه دشوارتر است و اصلاح آن به زمان بیشتری نیاز دارد. اگر کلیشه های جنسیتی هرگز با چالش مواجه نشود, سنت های فرهنگی نابرابری و تبعیض از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. تقسیم نابرابر کار خانه, مانند وادار کردن زنان و دختران به طی مسیرهای طولانی برای آوردن آب و هیزم و تقسیم نابرابر منابع در خانه, مانند دادن غذا یا مراقبت های بهداشتی کمتر به دختران, راه های ظریف تر اعمال تبعیض هستند. این اشکال پنهان تبعیض, معمولا افراد, خانواده ها و جوامع را در دام فقر نگه می دارد, و جلوی توسعه اقتصادی, سیاسی و اجتماعی را می گیرد.

علی رغم وجود نابرابری های نهادینه جنسیتی, جایگاه زنان در سه دهه گذشته در جهان بهبودی قابل توجهی یافته است. آگاهی بیشتر از اشکال سلطه, مانند خشونت جنسی و فیزیکی, ختنه زنان, بی سوادی, و غیره, تحولات چشمگیری را به نفع زنان سبب شده است. حامیان برابری جنسیتی, به واسطه اصلاحات حقوقی و اجتماعی, سعی می کنند زمینه تغییر ساختارهای سیاسی و اجتماعی را فراهم آورند. به این ترتیب, در حالی که هنوز جنسیت افراد در گزینه ها و امکانات موجود در مقابل آنها تأثیرگذار است, اما در بسیاری از نقاط جهان, دختری که در سال ۲۰۰۷ به دنیا می آید آینده روشن تری از دختری دارد که در سال ۱۹۷۹ به دنیا آمده بود.

امروز دختران و زنان به فرصت هایی دسترسی دارند که در گذشته بسیار محدود بود. تحصیلات ابتدایی دختران در تمام نقاط جهان رشد داشته و شکاف آموزشی میان دختران و پسران کاهش یافته است. تعداد زنانی که به نیروی کار می پیوندند و نمایندگی سیاسی زنان در بیشتر کشورها در حال افزایش است. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۶, در شیلی و جامائیکا زنان برای اولین بار به عنوان سران دولت انتخاب شدند. جمهوری کره اولین زن نخست وزیر در تاریخ آن کشور را به جهان معرفی کرد و در مجموع, تعداد سران دولت ها در جهان به ۱۴ تن رسید. با این که این تعداد نسبت به کل ۱۹۲ کشور جهان بسیار کم است, اما تا ۵۰ سال پیش اصولا زنان به عنوان روسای حکومتها جایی نداشتند.

علی رغم انکارناپذیر بودن دستاوردهای برابری جنسیتی, زنان و دختران بسیاری هنوز فاقد صدا و قدرتی از آن خود هستند. زنان قربانی فقر, نابرابری و خشونت هستند. آنها بیشترین تعداد فقرا و دو سوم بی سوادان جهان را تشکیل می دهند. هم چنین, آنها به همراه کودکان خود ۸۰ درصد قربانیان جنگ و مبارزات مسلحانه را تشکیل می دهند.

ترجمه: نیلوفر مهدیان

منبع: یونیسف

گزارش “وضعیت کودکان جهان در سال ۲۰۰۷”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.