دیوار کوتاه دختران ایرانی
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و مردود خوانده شدن الگوهای وارداتی برای زنان ایرانی بر پایهء آموزههای اصیل دینی، انتظار زنان ایرانی برای رفع بیعدالتیها و تبعیضهای تاریخی گسترش یافت. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر اساس تعالیم اسلام دولت را موظف کرد برای همهء شهروندان ایرانی در جهت رفع تبعیضهای ناروا اقدام کند (اصل ۳.) بر اساس همین اصل دولت موظف شد تا امکانات عادلانه برای همهء مردم در تمام زمینههای مادی و معنوی را فراهم آورد. عدالتخواهی و عدالتطلبی از ویژگیهای انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن معرفی شده است. در اصل «۱۹» قانون اساسی نیز برابری حقوقی همهء شهروندان ایرانی مورد تصریح قرار گرفته و این که همهء مردم از حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
بدون تردید یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی حضور گستردهء زنان در حیات سیاسی- اجتماعی ایران بوده است. بر اساس نگرش امام خمینی (ره) زنان نه تنها میتوانند در حیات اجتماعی کشور ظاهرشوند، بلکه باید در «مقدرات اساسی کشور» نقش داشته باشند. آموزههای ایشان و شاگردانشان که همیشه در پی دفاع از حقوق انسانی زنان همانند همهء آحاد بشری حرکت کردهاند، شرایطی را برای زنان ایرانی فراهم کرد تا بتوانند از تواناییها و استعدادهای انسانی خود در خدمت منافع خود و جامعه بهره گیرند. نقش زنان در برپایی و پیروزی انقلاب، دفاع از ایران و پیشبرد برنامههای اصلاحی در همهء زمینهها غیرقابل انکار بوده است. نه تنها جهانیان که حتی مردم کشورهای مسلمان به روشنی این دستاوردها را مورد تمجید قرار دادهاند. تلاش خستگیناپذیر زنان ایرانی برای دستیابی به حقوق حقهء خود مورد ستایش بسیاری از ناظران منطقهای و جهانی قرار داشته است.
در آستانهء سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و با وجود همهء دشواریها و محدودیتها، زنان ایرانی با بهرهگیری از دیدگاههای روشن امام خمینی(ره) و کوششی مستمر و بیپایان توانستهاند الگویی متفاوت با دیگر کشورهای اسلامی را به نمایش بگذارند. اگر در عراق و افغانستان با فشار و برنامههای آمریکا مسیرهای رشد و ارتقای زنان گشوده شده، در ایران تحت نفوذ ارادهء زنان ایرانی بسیاری از دشواریها کاهش یافته، هر چند این میراث قدرتمند تاریخی به سادگی قابل تغییر نیست. قرنها حاکمیت نگرش مردسالارانه بر جامعهء ایرانی تامین حقوق انسانی زنان را با دشواریهای جدی مواجه ساخته است، ولی زنان ایرانی توانستهاند برای دفاع از حقوق انسانی خود گامهای بلندی بردارند.
یکی از گامهای اساسی زنان ایرانی در مسیر شکوفایی استعدادهایی که خداوند به آنها عطا کرده فعالیتها و موفقیتهای چشمگیر در عرصهء آموزش و پژوهش بوده است.
در سال ۱۳۷۹ نسبت دانشجویان دختر در کل جمعیت دانشجویی ۳۷ درصد بوده در حالی که در سال ۱۳۵۷ حدود ۳۰ درصد بود. از سال ۱۳۷۹ نسبت دانشجویان دختر به پسر در بدو ورود به دانشگاه از ۵۲ درصد گذشت. در همین دوره یعنی از ۱۳۵۷تا ۱۳۷۹ تعداد استادان زن در دانشگاهها تنها از ۴/۱۷ درصد به ۶/۱۹ درصد ارتقا یافت. این انتظار برحق زنان تحصیلکردهء ایرانی بوده که متناسب با تلاشهای مجدانهء آنان ،جامعه و دولت نیز شرایط لازم را برای ارتقای آنان فراهم آورند. روند افزایشی تعداد دانشجویان دختر در رشتههای کارشناسی طی سالهای بعد نیز ادامه یافته، در حالیکه در دورههای کارشناسی ارشد و دکترا در اساس تعداد دختران همچنان بسیار نازل مانده است.
طی سالهای اخیر در مورد علل و پیامدهای افزایش تعداد دانشجویان دختر بحثهای بسیاری مطرح شده است.
برخی ابعاد مثبت و گروهی ابعاد منفی آن را در توازن نیروی کار و بازار کار مورد توجه قرار دادهاند. بدون تردید تقسیم کار طبیعی که زنان را شایستگی «مادر شدن» بخشیده است، در عمل زنان را به بنیانگذاران فرهنگ و تمدن بشری تبدیل کرده است و برای جامعهء ما نهاد خانواده از اهمیت والایی برخوردار است. این یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی است که شرایط برای آموزش زنان و ارتقای تحصیلات آنان به طور گستردهای فراهم آمده است.
با افزایش دانشجویان دختر در دانشگاهها و به دنبال آن افزایش تقاضای کار آنها که در بازار اشتغال دولت را با تکلیف افزایش فرصتهای شغلی مواجه ساخت، تصویر ساده شدهای از رابطهء میان افزایش تحصیلات دختران و افزایش تقاضای کار و به دنبال آن از دست رفتن فرصتهای شغلی پسران ارایه شده است. در حالی که بررسی های گوناگون نشان داده اشتغال زنان در خارج از خانهء خود سبب ایجاد چرخهای از مشاغل میشود، به ویژه آنکه در کشورهای شمال اروپا که تعداد بیکاران اندک است، عموماً اشتغال زنان بالاست. جالب آنکه در جنوب اروپا که بیکاری بالاست، تعداد زنان شاغل نیز اندک است!
البته این سادهترین راهحل برای سرپوش گذاشتن بر علل و عوامل گوناگون بیکاری کنونی در کشور است، که البته دیوار زنان همواره آنقدر کوتاه است که هزینهء اشتباهات و سیاستهای نادرست دولت را بپردازند. طرح اخیر برخی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در اعمال سهمیه برای ورود دانشجویان دختر، ضربهای سنگین به دستاوردهایی است که مایهء مباهات جمهوری اسلامی بوده است. افزایش تعداد دانشجویان دختر و بالا رفتن سطح سواد و آگاهی مادران ایرانی که فرزندان بهتری را میتوانند پرورش دهند، آنها را بر اساس نیازهای جامعهء امروزی تربیت میکند. اینک در سراسر جهان این ادراک عمق و گسترهء چشمگیری یافته که ایجاد یک جامعهء توسعهیافته، متعالی و مرفه با مشارکت کامل زنان و مردان تحقق مییابد. زنان و مردانی که از فرصتها و امکانات برابر برای شکوفا کردن استعداد و تواناییهای خود بهرهمند بودهاند. برای افزایش تعداد زنان فرهیخته و دانشمند برای تربیت انسانهای هوشیار و سلامت، باید موانع ادامهء تحصیل زنان را از میان برداشت، نه اینکه با نگرشهای محدود و تکبعدی بر پایهء شاخصهای جنسیتی به ایجاد مانع در مسیر ارتقای مادی و معنوی آنان مبادرت ورزید. امروزه صدها هزار دختر ایرانی اساساً فرصت ازدواج و تشکیل خانواده را از دست دادهاند، صدها زن ایرانی سرپرستی خانوادههای خود، کودکان یا پدر و مادران خود را عهدهدار هستند، اینک صدها هزار زن ایرانی در غیبت همسران خود به هر دلیل، سرپرست و نانآور خانوادهء خود هستند، رفع موانع ادامهء تحصیل زنان و دختران ایرانی کمک به ارتقای جامعهء ایرانی و رفع بسیاری از دشواریهای کنونی است.
توجه به این نکته نیز لازم است که افزایش تعداد دختران در دانشگاهها ارتباط مستقیم با تعداد شرکتکنندگان در کنکور سراسری دارد. اگر طراحان محترم سهمیه بندی علیه ورود گستردهء دختران به دانشگاهها اندکی دقت در این آمارها داشته باشند، در مییابند که از حدود ۶۰ درصد شرکتکنندهء دختر، حدود ۶۰ درصد پذیرفته شدهاند! علت کم شدن اقبال پسران به دانشگاه را باید در عوامل دیگری جستوجو کرد. پاک کردن صورت مساله کمکی به حل آن نمیکند. علل و عوامل بسیاری سبب کاهش اقبال پسران به دانشگاهها و در نتیجهء افزایش تعداد دانشجویان دختر شده است، که باید از آموزش متوسطه و دورههای فنی – حرفهای برای این عدم تعادل را آغاز کرد، نه اینکه به سادگی با حذف حقوق حقهء ادامهء تحصیل انسانها (اعم از زن و مرد) بر اساس توانایی و استعداد آنان بر گسترهء تبعیضهای تاریخی علیه زنان افزود.
*استاد دانشگاه تهران
www.sarmayeh.net
