بررسى تأثیر اضطراب بین زنان ایرانى و اروپایى

زنان فاتحان فردا :

در دنیاى کنونى اضطراب، به منزله یک بیمارى حاد میان افراد شایع است و همه به نوعى آن را تجربه کرده اند، هیچ کس نمى تواند ادعا کند تا به حال اضطراب نداشته و مضطرب نشده است، چرا که انسان به رغم تمام توانایى ها و آموخته هایى که دارد باز هرازچندگاهى به این ترس ناشناخته گرفتار آمده است و حتى قوى ترین انسان ها هم از لحاظ روحى و جسمى در مواقعى اضطراب را تجربه کرده اند. اضطراب احساس ناخوشایند و حالتى دردناک است که توأم با نگرانى، دلواپسى و تشویش خاطر است و با اضطراب، با علائمى همچون تپش قلب، تنگى نفس، سرگیجه، نفس زدن، درد قفسه سینه، تعریق، لرزش دست ها و لب ها، سستى و لرزش پاها، تهوع، سردرد و احساس خفگى همراه است.

اضطراب جزئى جدایى ناپذیر از زندگى انسان است و بخشى از حیات روانى – اجتماعى انسان را تشکیل مى دهد این احساس کمک مى کند تا به خواست هایمان برسیم و در حد متوسط محرک رفتار و کوشش براى رفع مشکلات روزمره زندگى و پیش گیرى از مخاطرات و رویدادهاى آسیب زاى آینده است که البته بعضى از آن ها در دراز مدت بیمارى هاى جسمى و روانى مستعدى را باعث مى شوند. اگر راه تسلط یافتن بر اضطراب را بدانیم در کنار سود جستن از آنها زندگى لذت بخشى را تجربه خواهیم کرد.

اگر اضطراب وجود نداشته باشد باعث مى شود که فرد هیچ کوشش و تلاشى را انجام ندهد و حالت سستى و بى حالى داشته باشد یک اضطراب در حد متوسط مى تواند باعث موفقیت و پیشگیرى از آسیب ها و خطرات باشد اما اگر از این حد متجاوز باشد و با موقعیت هاى پیش آمده تناسب نداشته باشد به جاى این که عامل سازگارى باشد به عکس موجب اختلال و آشفتگى روانى، رنج و احساسات دردناک مى شود و در صورتى که این احساسات تداوم داشته باشند باعث آسیب هاى اجتماعى، شغلى، خانوادگى و جسمانى مى شوند. تحقیقات نشان داده به دنبال بروز اضطراب در افراد هورمون هایى ترشح مى شوند که از تعداد گلبول هاى سفید خون که از بدن در برابر عوامل بیمارى زا حمایت مى کنند کاسته مى شود به همین دلیل بدن در مقابل عفونت ها و سرطان ها خلع سلاح مى شود و موجب بروز بیمارى هاى قلبى- عروقى، گوارشى، پوستى، نزاع هاى خانوادگى، افت توانایى هاى ذهنى، بالا رفتن میزان سرماخوردگى و گلو درد، آلرژى، مشکلات تنفسى، زخم معده، یبوست، سردرد، مشکل بلع، عرق سرد، بى خوابى، خستگى مزمن، دل به هم خوردگى، تکر ادرار، اسهال، سرگیجه، اختلال حافظه و گرفتگى عضلات و پر فشارى خون مى گردد.

در نیم قرن اخیر، تغییرات زیادى در شیوه زندگى زنان رخ داده است. با افزایش پیچیدگى زندگى اجتماعى و عدم تسلط و شناخت کافى انسان بر اوضاع اجتماعى، اضطراب بشر زیادتر شده است. براساس این واقعیت افرادى که فاقد حمایت و پشتیبانى هاى اجتماعى، اقتصادى و عاطفى هستند و یا افرادى که شناخت و درک کافى از موقعیت کنونى یا آینده زندگى خود ندارند و در هاله اى از ابهام به سر مى برند مستعد ابتلا به اضطراب در سطح مرضى هستند.

در گذشته مرد نان آور خانه و تأمین کننده مخارج خانواده محسوب مى شد و زن در ازاى این خدمت مرد، وظیفه به دنیا آوردن و نگهدارى فرزندان را برعهده داشت. اما امروزه زنان به گونه اى دیگر زندگى مى کنند. سن شروع به اشتغال زنان و تعداد زنانى که تنها به نقش خانه دارى بسنده کرده اند روز به روز کاهش مى یابد. همچنین موقعیت شغلى و اجتماعى زنان ترقى چشمگیرى کرده است. در حدود ۲۰ درصد زنان جامعه آمریکا تن به ازدواج نمى دهند. حال آن که این رقم در سال هاى قبل فقط ۶ درصد بود، نکته دیگر آن که زنان نسل جدید کمتر از مادران خود نیاز به وجود مرد را در کنار خود احساس مى کنند. به علاوه زن در فضاى کنونى، براى کمک به اقتصاد خانواده و گاه به منظور گرداندن آن، ناگزیر از کار کردن است.

بسیارى از زنان شاغل سپرى کردن ساعات روز را در بیرون از منزل کوتاهى در انجام دادن امور تلقى مى کنند و ساعات استراحت شبانه را به جبران کارهاى عقب افتاده اختصاص مى دهند. این ایفاى نقش دوگانه بر فشار روانى زنان مى افزاید. طبق آمار، ۵۶ درصد زنان معتقدند از این که بیرون از خانه کار مى کنند و کمتر در خانه هستند احساس گناه مى کنند.

زنان در تمام دنیا از جمله کشور ما از سطح اضطراب بالایى برخوردارند یکى از عوامل عمده آن احساس ناتوانى و عدم کنترل آنها بر سرنوشت و وضعیت زندگى شان است. حال اگر خانمى بر وضعیت اقتصادى همسرش، نحوه صرف اوقات او، کنترل بر وضعیت اخلاقى و تربیتى فرزندان به هر دلیلى تسلط نداشته باشد در این شرایط او مبتلا به اضطراب بالا و ناهنجارى مى گردد. اضطراب بالا در یک مادر على رغم این که او را از نظر جسمى، رفتارى، عاطفى و گفتارى به هم ریخته مى کند، دیگر اعضاى خانواده بخصوص فرزندان را نیز از نظر روانى -عاطفى تحت تأثیر قرار مى دهد. هرچه فرزندان کم سن تر باشند این تأثیر سوء بیشتر خواهد بود. خلق یک فضاى آرام، شاداب، برانگیزاننده، ایمن و متنوع براى رشد فرزندان یک ضرورت است.

روانشناسان معتقدند مادر مضطرب فرزندان خود را نیز مضطرب مى کند و اضطراب مزمن و طولانى مدت حتى بر فرایند رشد جسمى و عصب شناختى کودکان خردسال نیز آسیب وارد مى کند . فرد مضطرب در برقرارى ارتباط رضایت بخش ناتوان است. زیرا زودرنج، تحریک پذیر ، ناشکیبا، تکانشى، بیقرار و فاقد تمرکز حواس مى گردد و قدرت گفتار و رفتار آرام و مهربانانه را از دست مى دهد و به راحتى عصبى و پرخاشگر مى شود. در نتیجه موجب رنجش و دفع دیگران مى شود.

فرد مضطرب معمولاً در روابط خانوادگى با همسر و فرزندان عملکرد خوبى ندارد. خواب ، وزن و اشتهاى فرد مضطرب نیز ناهنجار مى گردد.

دکتر مهرى نژاد- روانشناس و استاد دانشگاه – در این مورد مى گوید: افرادى که مشغله هاى بیشترى دارند آمادگى بیشترى براى اضطراب دارند. زنانى که شاغل هستند اگر اضطراب شغلى داشته باشند چون انرژى زیادى را صرف خانه دارى و بچه دارى و تعهدات خانوادگى مى کنند مبتلا به اضطراب بالا مى شوند. اما ممکن است یک زن خانه دار نسبت به یک زن شاغل مضطرب تر باشد که این به توانایى زن شاغل در اداره امور شغلى، فرزندان و خانواده برمى گردد که مى تواند با مهارتهاى شناختى و رفتارى از پس مسائل زندگى شغلى و خانوادگى به راحتى برآید. اما آن زن خانه دارى که نسبت به زن شاغل اضطراب بیشترى دارد به هر دلیلى توانایى او دراداره زندگى خانوادگى اش پایین تر است و نگرانیها و ابهاماتى در زندگى او وجود دارد که براى او تهدید محسوب مى شوند.

علاوه بر نقش میزان تسلط فرد بر زندگى در ایجاد اضطراب، شخصیت فرد و زمینه هایى که در فرایند رشد در خانواده طى نموده است نیز در ایجاد اضطراب نقش دارند. برخى افراد از نظر شخصیتى مضطرب تر از افراد دیگر هستند در نتیجه در واکنش به موقعیت اجتماعى یکسان اضطراب بیشتر راتجربه مى نمایند. در نهایت وضعیت جسمى را در ایجاد اضطراب نباید از یاد برد که بسیارى از بیماریهاى جسمى همانند پرکارى غده تیروئید، سندروم قاعدگى در زنان،کمبود ویتامین و املاح معدنى، آلرژیها، بیماریهاى قلبى – عروقى، آسیب هاى مغزى مى توانند فرد را براى رفع اضطراب درگیر کنند براى رفع اضطراب باید اقداماتى همچون افزایش شناخت و آگاهى فرد از اوضاع روانى – اجتماعى خویش ، افزایش مهارتهاى مقابله با مخاطرات و استرسها، تقویت توان جسمى از طریق تغذیه و ورزش، تعمیق روابط صمیمى و عاطفى با افراد دیگر به خصوص نزدیکان، جذب حمایت هاى بیشتر، پیدانمودن نگرش باز نسبت به تجربیات کنونى و احتمالاً آینده ، آشتى با تضادهاى درون روانى و بین فردى، اجتناب از کمال گرایى و عدم پافشارى در تحقق امیال و خواسته ها، رفع نیازهاى جسمى و غریزى، تقویت قدرت اراده وپشتکار در مدیریت امور زندگى ، اجتناب از مقایسه هاى اجتماعى، کنترل بر افکار مزاحم و نگران کننده ،تقویت توکل به خدا و پذیرش قدرت باریتعالى در روند حیات هستى با تمام مخلوقات آن، توجیه خود و پذیرش قدرت محدود انسان در تسلط کامل برسرنوشت خود، زندگى در زمان حال و مهار بر تخیلات معطوف بر آینده، خواب کافى، تنفس صحیح ،مدیریت بر وضعیت عضلانى بدن و سعى در رهاسازى و آرام نمودن آنها در همه لحظات، پیدانمودن معنایى در زندگى براى توجیه زحمات روزمره، کاهش سلطه جویى بر افراد دیگر بخصوص همسر و فرزندان ، عدم وابستگى به تأیید و حمایت هاى گستردگى دیگران، کاهش توقع از خود و دیگران و زندگى ، تسلط فکر بر زندگى و مهار احساسات، کاهش مشغله هاى زندگى و برقرارى تناسب بین مشغله ها و تواناییها را به کار گرفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.