اهالی جنبش زنان در همه سختی ها حضور دارند
کانون زنان ایرانی – طلعت تقی نیا : قانون نقض می شود هزینه آن را فعالین، روزنامه نگاران، و مردم می پردازند. بسیاری از بازداشتی های حدود دو ماه اخیر از روز بعد از انتخابات در بازداشت موقت به سر می برند . آن هابیش چند بار اجازه تماس با خانواده های خود را نداشتند. از داشتن وکیل، حقوقی که قانون جمهوری اسلامی ایران بر آن تاکید دارد محرومند . روزنامه نگاران و فعالینی که در جریان ماجراهای پس از انتخابات آموخته اند بر اساس رسالت حرفه ای به تهیه خبر , گزارش و تحلیل بپردازند در حال حاضر بدون دادگاه و حکم در سلول های زندان به سر می برند و از آن حقوقی که مکتوب است و باید بر اساس قانون از آن برخوردار باشند محرومند .
برابر آییننامه اجرایی بازداشتگاههای موقت، مصوب « ۲۰ آبان ۱۳۸۵ آیتالله شاهرودی رئیس قوه قضاییه» متهمانی که با قرار بازداشت موقت در زندان بسر می برند طبق این آییننامه باید در بازداشتگاههای مخصوص نگهداری شوند که دارای امکانات مکفی از قبیل تلفن و برخورداری و استفاده نشریات، کتاب ، مجلات و روزنامهها و وسایل ارتباط جمعی به طور تمام وقت است.
و هم چنین تاکید میشود ، متهمی که در بازداشتگاه موقت بسر میبرد اجازه دارد همه روزه با وکیل مدافع ، بستگان و سایر افراد مورد درخواستش به طور حضوری ملاقات کند. نمیتوان متهم را به هیچ نحوی از داشتن وکیل مدافع و ملاقات با او در زمانی که در بازداشت موقت بسر میبرد محروم کرد .
« پیمان حاجمحمود عطار وکیل دادگستری معتقد است» گروهی از روزنامه نگاران که تنها سلاح آنها قلم و فکرشان است، بدون هیچ گونه اتهامی بازداشت شدهاند و متاسفانه تا به امروز هیچ گونه اطلاع رسانی درباره نوع اتهامات این افراد به خانواده یا وکلای آنها ابلاغ نشده است. نکته تاسف برانگیز این است که بسیاری از این دستگیریها بدون رعایت هیچ گونه اصول مصرح در قانون آیین دادرسی و حقوق شهروندی رخ داده است و گزارشهای دریافتی از خانوادههای زندانیان به انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران حاکیست که وضعیت نگهداری روزنامه نگاران زندانی نیز بسیار نامطلوب و بدون رعایت حقوق یک زندانی است.
در اصول قانون اساسی، به خصوص اصل ۲۴ بر آزادی بیان و اندیشه تاکید شده هیچ مقامی حق ندارد آزادیهای مشروع را، با وضع قوانین و مقررات سلب کند. در حالی که طبق ماده سوم قانون مطبوعات« کسب و انتشار اخبار داخلی و خارجی به منظور افزایش آگاهی عمومی ،حق قانونی مطبوعات است» عملا این حق از سوی نهادهای نظامی و انتظامی از روزنامه نگاران و جراید سلب شد و حضور هر روزنامهنگاری در محل رخدادهای اخیر با دستگیری و ضرب و شتم همراه بوده است.حتی کار به آن جایی می رسد که از سوی دادستانی استان تهران، بدون هیچ توجیه قانونی نمایندهای در چاپخانه روزنامهها حاضر میشود و راسا به سانسور پیش از چاپ مطالب روزنامهها اقدام میکند، در حالی که طبق قانون مطبوعات نظارت پیش از چاپ ممنوع است و حتی این کار جرم محسوب میشود .
فیلترینگ گسترده سایتها و وبلاگها، قطع اس ام اس و تلفن همراه همگی مانع جریان آزاد اطلاع رسانی است، از دیگر رفتارهای غیر قانونی است که حقوق شهروندی و حق اطلاع رسانی روزنامه نگاران و جراید را زیر سوال برده است. هر اندازه که نگاه می کنیم قانونی که مسئولان باید بیشتر از همه رعایت کنند نقض میشود و هزینه نقض آن را روزنامه نگاران ، فعالین و مردم می پردازند !
در گیرودار اعتراضهای مردم روزنامه نگاران متعهد در کنار مردمند و با انتشار درست اخبار که اساسا وظیفه آنهاست تلاش می کنند و می دانند که روزنامهنگاران ، فعالان جنبشهای اجتماعی سوی نوک تیز حمله هستند.
دولت محافظه کار که کوچکترین مخالفتی را تاب نمیآورد ، اهالی جنبشهای اجتماعی را بیش از پیش سرکوب میکند. در این میان زنان برابری خواه که همواره به اقدامات مسالمتآمیز اعتقاد دارند هرچند که سر انجام همین اقدامات نیزبه دستگیری و زندانی شدن می انجامد .
اتهامات واهی به فعالان زن نمیتواند از پویایی حرکت آنان بکاهد. زیرا این جنبش در گسترش فضاهای مدنی تأکید دارد حول خواستههای برابری خواهانه ، چهره به چهره همراه با مردم است . و می داند که رمز پایداریش در حرکتی مشترک در میان مردم با گرایشهای فکری و تفکرات گوناگون است .
هر روز خورشید طلوع می کند تا روزی نو اَغاز شود نه مثل دیروز و نه مثل فردا تخیل زنانه ام می گوید به خاطر نو آوری و خلاقیت است که خورشید از تکرار روزها خسته نیست. خلاقیتی که به ویژه زنان اَن را به خوبی می فهمند و آن را دوست دارند و هر بار آنرا می خواهند. تغییر و حرکت های اجتماعی نماینده امید به زندگی و آینده است. آرمان های بزرگ در یک موقعیت زمانی پیدا میشوند و امید جریان ساز که از حقیقت آرمان و عشق و زندگی می گوید همواره روشن و زنده است و چون خورشید بر پهنه آسمان زندگی بعضی ها بیشتر می تابد، انسان های امیدوار و سالم همچون خورشید هستی ساز جاری و بی ادعا ،بر پهنه آسمان زندگی هر روز طلوع می کند.
ژیلا بنی یعقوب ، بهمن امویی احمدی، کاوه مظفری و آنانی را که نمی شناسم ….. از جنس همین تلاش مستمر و روشن اند باید از آنها آموخت امید را به یاد داشت، امید رهایی و عشق را تکرار کرد، این قانون زندگی است .میدانم آنان هم روشنی بخش امیدو آرمان های انسانی هستند آرام و مسالمت آمیز مانند هم صبور!
آن روزی که فعالان جنبش زنان ، روزنامه نگاران و دوستان با خانواده ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی و کاوه مظفری روزنامه نگار و فعال جنبش زنان و دیدار کردند تا به خانواده نگران آنها بگویند که آنها تنها نیستند و در قلبشان جای دارند.تاکید کردند که نه آنها و نه بقیه زندانی ها را فراموش نکرده اند و همگی خواستار آزادی هر چه زودتر این روزنامه نگاران و دیگر زندانیان شدند و در تخیلشان مدرسه ای را به جای زندان ساختتد .
مادران داغدار می گریند ! مادران زندانی ها نگران ! مادر کاوه دلتنگ است مادر ژیلا دل شکسته، نگران بلاتکلیفی دخترش .. مادر ژیلا می گوید :«ما حتی نمی دانیم که ژیلا و همسرش برای چه در خانه شان دستگیر شده اند آنها یک سالی بود که در روزنامه ای کار نمی کردند و اگر هم به عنوان روزنامه نگار گاه گاهی مطالبی می نوشتند جز حقایق نبوده است آنها در دانشگاه های روزنامه نگاری آموخته اند که پس از هر اتفاقی آن را بی طرفانه گزارش دهند آیا این جرم است ؟ »
بی خبری از زندانی ها خانواده را در رنج و عذاب قرار داده است ، آن ها چشم براهند تا هرچه زودتر این زندانیان بی گناه را آزاد ببینند .
احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی این امید را در دل ناامیدان از دادگری و دادخواهی زنده می کند که شاید مردمان، شهروندان و در این مرز و بوم حقی دارند که برای صاحبان قدرت محترم شمرده شود. طبق قانون در جریان دستگیری و بازجویی و تحقیق، از آزار و خشونت بستن چشم و سایر اعضاء، تحقیر به آنان، اجتناب کنند. باز درهمین قانون آمده است هرگونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدین وسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت.
آیا این موارد قانونی را قبول دارید و در بازداشت دستگیر شدگان رعایت می کنید ؟
همه چیز تغییر می کند و هیچ چیز ابدی و ازلی نیست ! چرخش روزگار همیشه بر یک پاشنه نمی چرخد . به یاد آورید زندان و شکنجه را. دلتنگی فرزندان و همسران بازداشت شدگان را، حس کنید درد جدایی و بیخبری یک خانواده را، تحمل خشونت و آزار به خاطر آرمان های اجتماعی و اعتقادی را ! قطار انسانی پشت در دادگاهها و زندان ها را ببنید. آن ها کم نیستند آنها گرچه دل آزرده و خشمگین هستند اما صبورانه انتظار می کشند و نمی توان آنها را دست کم گرفت. امروز حداقل خواسته آنها رعایت “حقوق شهروندی ” است . امروز خانواده هزاران بازداشت شده ، یک خواسته کوچک قانونی دارند، که برایشان بسیار حیاتی و دلنشین است و آن آزادی و سلامتی عزیزانشان است . اما فردا روز دیگری است باز هم خورشید طلوع خواهد کرد .

