تابو شکنی زنان فوتبالیست گرگانی،ایمان مظفری

حضور زن در جوامع در حال توسعه با مشکلات خاص خود همراه است. بیشتر این مشکلات را می توان در زیر ساخت فرهنگی آنها جستجو کرد.

همینطور از میان تمام عرصه هایی که می توان برای حضور زنان، شناسایی کرد، عرصه ی ورزش، میدانی جدید و عموما نو بنیاد برای زنان است.

حال بماند که به دلیل ایدئولوژی مذهبی حاکم بر جامعه، به طور اتوماتیک وار، زنان از حضور در برخی از رشته های ورزشی و رشد و بالندگی در آنها باز می مانند، اما به نظر می رسد زنان در همان عرصه هایی که قانون، شرع و مذهب جایز می داند، نیز با مشکلاتی مواجه هستند.

فوتبال زنان گرگانی نیز می تواند در محدوده ی این بررسی قرار گیرد.

با آنکه فوتبالیست های زن گرگان، از نظر حجاب و پوشش در هنگام بازی، تمام مسایل را رعایت می کنند، اما در مقابل فرهنگ مسلط جامعه به دلیل نگاه فرودستانه به زنان، همچنان با مشکل مواجه هستند.

مردان و پسرانی که در باورشان نمی گنجد، دختران هم بتوانند پشت خط ۱۸، با شوتی کات دار، توپ را وارد دروازه کنند، عموما با رفتارهای پست اجتماعی و آمیخته با خرده فرهنگ های شهری، موجب برهم زدن آرامش زنان فوتبالیست می شوند. آنچنان که چندین بار در تمرینات فوتبالیست های زن گرگانی در زمین چمن این اتفاق تجربه شده است.

مردانی که از دیوارهای استادیوم بالا می روند تا در اوج ناباوری ببینند یک زن چگونه شوت می زند. پسرانی که دستان خود قلاب می کنند تا دوست دیگرشان به بالای دیوار برسد و با سوت و هیاهو نشان دهد که دارد فوتبال زنان را تماشا می کند و یا مرد جوانی که از ساختمان روبرویی زمین چمن استادیوم، دقیقه های طولانی را صرف می کند تا نحوه ی تحرک اندام و بدن های زنان را در هنگام بازی تماشا کند، نمونه هایی از سطحی نگری و بیماری فرهنگ مسلط جامعه هستند.

در نگاه آسیب شناسانه، این نوع رفتار مردان، از جمله خشونت های پنهان خیابانی قلمداد می شود.

تصورم بر این است که با تمام این مشکلات، اما تلاش های زنان فوتبالیست گرگانی تاثیرات مثبتی هم با خود همراه داشته است.

این زنان، از جمله کسانی اند که تابوهای ناپسند اجتماع را درباره ی ورزشکار بودن زنان، می شکنند. درست است که در این راه هم می بایست متحمل هزینه هایی شوند، اما مهم آن است که فضای بیمار گونه فرهنگ مسلط جامعه را می شکنند و تلاش های امروز آنها زمینه را برای حضور دختران آینده در چنین عرصه هایی فراهم و سهل تر می کند.

متاسفانه کوته بینی، نداشتن آگاهی و فقدان آموزش های تربیتی، تجربه نکردن و بسته بودن فضای فکری مردان و پسران جامعه ی ایران، موجب شده است تا الگوهای نقش آفرینی زنان در عرصه هایی چون ورزش، همچنان در پایین ترین سطح خود بماند.

این مردان پرورش یافته ی فرهنگی هستند که به آنان آموخته است تا زنان را در کلیشه های جنسی، خانگی و غیرت و جوانمردی ببینند و بنابراین بهترین حوزه برای زنان را پستوی خانه ها و انجام اموری چون آشپزی، خانه داری، رسیدگی به امور شوهر و … می دانند. این فرهنگ از مردان می خواهد تا انتظاراتشان از زن در همین حد باقی بماند.

بنابراین بی جهت نیز نخواهد بود در چنین شرایطی، مرد تصور کند، تمام فضای جامعه – فضای بیرون از خانه – مال اوست و چنانچه عده ای از زنان بخواهند فضایی کوچک از این اجتماع را به خود اختصاص دهند، گویی متجاوزانی به سرزمین های ممنوعه هستند.

آنها در تلاش اند تا با سوت و شیون و هیاهو، به زنان بفهمانند که به پستوی خانه هایتان بر گردید.

اکنون برای فاصله گرفتن از این فضا بیش از پیش نیازمند ترویج الگوهای فکری هستیم که مبتنی بر رعایت حقوق انسانی، فارغ از جنس افراد باشد.

بنابراین هر مرد و زن آزاد اندیشی، می بایست به سهم خود، برای رهایی جامعه اش از این وانفسا، گام های برابر خواهانه را با جدیت بیشتری بردارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.