جنبش زنان ایران برانداز نیست

«تونل کنش سیاسی برای مردم کم‌هواتر و تنگ‌تر شده و این‌جا‌ست که فمینیسم اجتماعی ضرورت می‌یابد و باید جایگزین فمینیسم سیاسی در جنبش زنان ایران شود.»

این بخشی از گفته‌های فاطمه صادقی، استاد دانشگاه است که با حضور در جلسه‌ای تحت عنوان «جنبش زنان و دموکراسی‌خواهی» که کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ترتیب داده بودند، تاکید کرده که «هنوز در ایران فمینیسم به شدت سیاسی است.»

صادقی در ابتدا فمینیسم سیاسی و فمینیسم اجتماعی را تعریف کرد: «منظور از فمینیسم سیاسی جنبشی است که خواسته‌هایش حول قوانین و ساختارهای سیاسی متمرکز است که این نوع فمینیسم در دنیا نیز قدمتی طولانی دارد.

در حالی که فمینیسم اجتماعی رویکردی است که هدفش وسعت دادن به افق‌های زندگی و سرنوشت زنان در مناسبات قدرت هر روزه است.»

این استاد دانشگاه تاکید کرد که فمینیسم در ایران سیاسی است و تا اجتماعی‌شدن فاصله وجود دارد: «فمینیسم در ایران همیشه زیر سایه احزاب و گرایش‌های سیاسی کلان‌تر قرار گرفته است مثلا در فمینیسم مارکسیسم همیشه سوسیالیسم بر فمینیسم تقدم داشته است. در فمینیسم اصلاح‌طلب دموکراسی بر فمینیسم، در گرایش فمینیسم اسلامی، اسلام بر فمینیسم و در فمینیسم سکولار گفتار حقوقی بر گفتار سیاست زندگی تقدم داشته است.»

به گفته صادقی فمینیسم بعد از انقلاب هرچند به سمت استقلال فکری گام‌هایی برداشته اما هنوز خویشاوندی‌های آن با سیاست‌ دیده می‌شود: «مثال‌هایی برای نشان دادن این خویشاوندی وجود دارد، این‌که چرا زهرا شجاعی به عنوان رییس مرکز امور مشارکت زنان می‌گوید فمینیست نیستم و از آن کناره‌جویی می‌کند؟ و این‌جا‌ست که سیاست بر فمینیسم تقدم می‌یابد.»

به عقیده این فعال حوزه زنان «همیشه این سوال که آیا در ایران جنبش زنان وجود دارد یا نه مطرح بوده است اما هیچ وقت به این سوال پاسخ داده نشده که جنبش زنان ایران سیاسی است یا اجتماعی؟ آیا فمینیسم سیاسی برای جنبش زنان ایران ضرورت دارد یا فمینیسم اجتماعی؟»

فاطمه صادقی این سوال را مطرح کرد و ادامه داد: «وقتی روی این مساله که حرکت‌های اعتراضی زنان شکل خیابانی داشته باشد یا نه، بحران به وجود می‌آید، دلیلش این است که ما همواره فمینیسم را در ایران سیاسی تعریف کرده‌ایم و برای فمینیسم اجتماعی جای تنگی را در نظر گرفته‌ایم به طوری که وقتی با ما در خیابان برخورد می‌شود و یا عرصه کار سیاسی را به رویمان تنگ‌تر می‌کنند با بحران هویت مواجه می‌شویم این که آیا اساسا جنبش زنان وجود دارد یا نه؟ و این نوعی ناکامی در جنبش زنان ایران است.»

صادقی به نکته دیگری اشاره کرد تا اثبات کند که نیمه اجتماعی در ایران ضعیف است: «در همه طیف‌های فمینیسم، اعم از سکولار یا مذهبی، هنوز با فقدان اندیشه‌های قوی برای نقد درونی آموزه‌های اسلامی مواجه‌ایم. در این دو طیف نقد گفتار دینی به شکلی که بتواند پاسخگوی زندگی روزانه زنان باشد، کم‌تر دیده می‌شود. مثلا نقد گفتار درون دینی در جنبش زنان به ویژه در طیف اسلامی حتی از گفتار نواندیش دینی، ‌بسیار ضعیف‌تر عمل کرده است.»

او در این‌جا حرکت زنان نواندیشی را نقد کرد که «نتوانسته‌اند گفتارهایی همگام با اجتماع داشته باشند و نیز سکولارهایی را نقد می‌کند که به آموزه‌های دینی که زنان به طور روزمره با آن مواجه‌اند، بی‌توجه مانده‌اند.»

صادقی ضمن مطرح کردن این سوال که چرا فمینیسم اجتماعی ضرورت دارد، ادامه داد: «مردم بعد از انقلاب و با فاصله گرفتن از جریان‌های کلان سیاسی به سیاست‌های زندگی روزمره گرایش یافته‌اند و کنش جمعی، روبه‌افول است و وقتی تونل کنش سیاسی کم‌هواتر شود، فمینیسم اجتماعی ضرورت بیش‌تری می‌یابد.»

اما چرا مردم از کنش جمعی به سمت کنش‌های فردی در حرکتند؟ صادقی در پاسخ به این سوال گفت: «کنش‌های جمعی برای مردم جذابیت ندارد و آن‌ها از سیاست سرخورده‌اند. چرا که برخی معتقدند انقلاب در حال فاصله گرفتن از آرمان‌های خود است و آنان سرشان با انواع مسایل و خطابه‌های سیاسی گرم شده و جنبش زنان هم به آن دچار است.»

به گفته این استاد دانشگاه این‌که «کنش جمعی در جنبش زنان ایران کمرنگ شده، ناشی از کم‌کاری فعالان جنبش زنان نیست بلکه به ساختار نظام اجتماعی برمی‌گردد که در آن مردم هر روز از سیاست در قالب کنش‌های جمعی فاصله می‌گیرند و به سمت کنش‌های فردی میل می‌کنند. زنان هم در زندگی روزمره خود با بسیاری از نابرابری‌ها مواجه‌اند اما به خاطر سرخوردگی از حوزه سیاست حاضر نیستند به کنش جمعی دست بزنند که این وضعیت در جنبش دانشجویی، جنبش دموکراسی‌خواهی و جنبش اصلاحات هم دیده می‌شود.»

به اعتقاد او، فقدان کنش جمعی به معنای انفصال مردم در زندگی روزمره‌شان نیست بلکه مقاومت از شکل جمعی به شکل فردی تغییر یافته است.

او ادامه داد: «مقاومت از بین نرفته بلکه به شکل هر روزه و هر لحظه درآمده است که باید جنبش زنان ایران، تاکتیک‌هایش را بر این اساس تعریف کند.»

او به حرکت‌هایی مثل منشور زنان ایران و کمپین‌های یک میلیون امضا و کمپین سنگسار اشاره کرد. حرکت‌هایی که در روند اجتماعی شدن فمینیسم در ایران در حرکت‌اند.»

جنبش زنان ایران، ائتلافی مردمی

جنبش زنان ایران هیچ وقت اعلام نکرده که برانداز است بلکه هدفش را روی تغییرات حقوقی آن هم از طریق اثرگذاری بر سیستم قانون گذاری کشور متمرکز کرده است.

محبوبه عباسقلی‌زاده، فعال جنبش زنان ایران از دیگر سخنرانان جلسه‌ای است که سازمان دانش‌آموختگان به مناسبت سالگرد ۲۲ خرداد، روز همبستگی ملی زنان ایران برگزار کرده است.

او اشکال متفاوتی که جنبش زنان ایران در چند دهه گذشته گذرانده را بررسی کرد و گفت: «محل اصلی مطالبات زنان در دهه اول انقلاب، به صورت گروهی و محفلی بوده و مطالباتش در چارچوب اعضا و برای توانمندی اعضا متمرکز بوده است. اما در دهه دوم بعد از انقلاب محفل‌های روشنفکران هم اضافه شد و صدای جنبش زنان ایران از طریق روشنفکران و رسانه‌ها شنیده شد. در دوره اصلاحات هم این گره از پوسته نوشته‌ها و رسانه‌ها خارج شد و به سمت جامعه مدنی خیز برداشت.»

به عقیده عباسقلی‌زاده، جنبش زنان ایران در حالی به سمت جامعه مدنی در حرکت است که دولت نهم به «ان‌جی‌او»ها بی‌اعتقاد و دچار توهم توطئه شده است.

این فعال جنبش زنان ایران معتقد است که در حال حاضر جنبش زنان ایران به شکل ائتلاف‌ها و شبکه‌هایی درآمده است: «در فاصله سال ۸۴ تا سال ۸۵ زمان سازمان‌دهی مجدد جنبش زنان ایران بود. وی در این زمان فهمید که نمی‌تواند هویت و کارکردش را در قالب تشکل و ان‌جی‌او حفظ کند بنابراین به ائتلافی تبدیل شد که از زیرساخت‌های آن می‌توان به کمپین‌ها، منشور زنان ایرانی و ائتلاف زنان اصلاح‌طلب برای گرفتن سهم خاصی در مجلس اشاره کرد.»

دموکراسی و حقوق زنان لازم و ملزوم یکدیگرند

فریده ماشینی، یکی از اعضای ائتلاف زنان اصلاح‌طلب نیز پشت تریبون آمد تا برنامه‌های این ائتلاف را تشریح کند.

به گفته او «جنبش زنان ایران همچون پازلی است که هر گروه برای ارتقای یکی از جنبه‌های اجتماعی-فرهنگی و سیاسی در تلاش است و ائتلاف زنان اصلاح‌طلب هم تقویت مشارکت سیاسی زنان و نیز نقد درون دینی را هدف قرار داده است.»

او با تاکید بر این‌که «ورود زنان به عرصه سیاست در همه جای دنیا بسیار سخت است»، گفت: «نمی توان نادیده گرفت که حضور زنان سیاست‌گر در احزاب تاکنون به عنوان اشانتیون در فهرست احزاب سیاسی بوده‌اند. ورود زنان در احزاب سیاسی دشوار است و مسایل زنان در احزاب در حاشیه قرار دارد. مردان در احزاب سیاسی همیشه معتقدند که دموکراسی بر حقوق زنان اولویت دارد و زنان باید در انتظار بنشینند تا مشکل دموکراسی حل شود.»

در این هنگام ماشینی مورد انتقاد برخی از حاضران قرار گرفت که تاکید داشتند که زنان در احزاب سیاسی در پیشبرد کیفیت زندگی زنان نقشی ندارند، اما وی پاسخ داد: «ضروری است که زنان در احزاب سیاسی حضور پیدا کنند و ما تلاش کرده‌ایم که توضیح دهیم دموکراسی محقق نمی‌شود مگر با توجه به حقوق زنان. ما نه تنها باید زنانی با نگرش‌های جنسیتی وارد پارلمان کنیم بلکه به مردانی که به این مسایل حساس‌اند نیز در ورود به مجلس کمک کنیم.»

او گفت: «بخش قابل توجهی از فعالان جنبش زنان به شدت اصرار دارند که سیاسی نیستند این در حالی است که سیاست ابزاری برای طرح مشکلات زنان است و می‌توان از این ابزار برای تحقق اهداف جنبش زنان سود جست.»

مرضیه مرتاضی لنگرودی هم آخرین سخنران این جلسه گفت: «جنبش زنان برای آگاهی‌بخشی و تکان دادن افکارعمومی در خصوص مسایل اجتماعی از جمله مساله زنان به میزان پذیرش دموکراسی بستگی دارد.»

او افزود: «اگر رفتار مردم‌سالارانه به فعالیت‌های انتخابی نمایندگی و چهره شدن محدود شود، تنها می‌تواند یک رفتار و هویت موقتی بیافریند. قطعا، وجدان انسان برای اولین بار در خانواده اجتماعی می‌شود و خرد اجتماعی و وجدان جمعی در خانواده پایه‌گذاری می‌شود به همین دلیل است که جنبش زنان در ایران نمی‌تواند دموکراسی‌خواه نباشد.»

به گفته او، هویت انسان طرفدار مردم‌سالاری دموکراتیک در خانواده شکل می‌گیرد و زن‌ها مجبورند در درجه اول مردم‌سالاری را از خود شروع کنند.»

منبع:روزنامه سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.