نوشابه ی زرد، نوشابه ی سیاه
سیما حامد
کانون زنان ایرانی
بسیاری از آنانی که حرفی برای گفتن در عرصه ی علم سیاست دارند معتقدند دموکراسی بیش و پیش از اینکه یک مقوله ی سیاسی باشد یک مقوله ی فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی است. به این اعتبار که مهمترین مولفه ی یک جامعه ی دموکرات در درجه ی اول پذیرفتن تکثر و حتی نقص های دیگران و درک آن ها و تلاش برای داشتن رابطه ای انسانی،اخلاقی و معقول در پرتو همین تفاوت ها و یا شاید نقایص به تعبیر ما است.
حتی یکی از معروفترین شان که در ایران هم چندان نا آشنا نیست و هابر ماس بحثی به این مضمون دارد، پذیرفتن افراد بر اساس آن چه که هستند و نه آن چه که ما می خواهیم، شاید سخت ترین مرحله ی حیات هر انسان باشد پیچ سختی که فرد را از فردیت خودش خارج می سازد نماها و جلو ه های جدید و متفاوت از حیات و هستی را به رویش می گشاید و از او می خواهد که تمامی این تکثرها را هم بپذیرد و هم با آن ها زندگی کند.و به خود اجازه ندهد که با شاقول ها و معیارهای خود افراد را بسنجد و در باره ی آن ها قضاوت کند.
این طرز تفکر در حوزه ی سیاسی منجر به ارتکاب بشریت به بزرگترین جنایت ها شده و در حوزه ی اجتماعی باعث آسیب های شدید اجتماعی شده است.”
این مطلب را همین جا داشته باشید. از آن طرف هم جمعی دیگر از همان علمای علم سیاست معتقدند: قدرت از حوزه های پایین اجتماعی است که شکل می گیرد و در حوزه های بالاتر تنها باز تولید می شود. یعنی برای تحلیل یک جامعه ی مستبد بیش و پیش از سنجیدن رفتارهای حاکمان باید به نوع روابط افراد در حوزه های خردتر مانند خانواده و مدرسه پرداخت و پرده از مولفه های ضد دموکراتیک آن برداشت.
پس در مجموع رفتارهای ساده، کوچک و به ظاهر بی اهمیت ما از سطوح پایین زندگی اگر آمیزه ای از رفتار های غیر دموکراتیک در جهت خلاف به قول معروف تساهل و تسامح باشد می تواند به برخوردهای وسیع تر ضد دموکراتیک در سطوح گسترده تر بیانجامد.
به اعتقاد همان علمای فوق الذکر اگر نتوان این آفت را از حوزه های خرد مثل خانواده، مدرسه یا روابط بین زن و شوهر و والدین با فرزندان یا روابط فرد یا سایر گروه ها شناسایی و در جهت اصلاح آن ها در همان سطوح خرد تلاش کرد، نمی توان با آن در سطوح گسترده تری مثل جامعه و یا پهنه ی حوزه ی سیاسی به مبارزه برخاست.
به همین دلیل فکرمی کنم به عنوان یک شهروند، یک زن و یک مادر یک پدر یک رئیس یک کارمند یک معلم یک دوست یک … در حوزه ی خرد و یک طرفدار دموکراسی در حوزه ی کلان اجتماعی و سیاسی اول به بررسی آفت های دموکراسی در رفتارهای زندگی روزمره ی خود با سایران بپردازیم. و سپس در حوزه های کلان به دنبال گمشده های خود بگردیم.
این کار هم کم ضررتر است هم به ما کمک می کند تا ناسازه های رفتاری و گفتاری خود را شناخته و به نقد آن ها بپردازیم هم شاید اگر خدا بخواهد برای اولین بار در زندگی مان قبل از شعار عمل کنیم.
نامش را هم می گذاریم دموکراسی خانگی یا دموکراسی خودمانی، خودمانی از این نظر که خوانندگان هم دم در نمی ایستند، داخل می شوند و از تجارب خود در خصوص ناسازه های رفتاری خود و دیگران در تقابل با منش های آزاد منشانه سخن می گویند. برای بر آوردن این منظور از این پس در این ستون کانون زنان ایرانی با نوشتن مطالبی از رفتارهای روزمره مان دمکراسی را در رفتارهای خود کاوش خواهیم کرد.
نوشابه ی زرد، نوشابه ی سیاه
پدر،عمو و پسرک ۱۰ – ۱۲ ساله ای وارد مغازه شدند، پدر از عمو پرسید نوشابه ی چه رنگی میل دارد،عمو گفت نوشابه ی زرد و پدر سفارش ۳ عدد نوشابه ی زرد تگری را داد. پسرک یک بار اعلام کرد که نوشابه ی سیاه را ترجیح می دهد، اما پدر با بی اعتنائی از پسرک خواست به همان نوشابه ی زرد رضایت دهد و از خیر نوشابه ی سیاه درگذر. پسرک هیچ نگفت و نوشابه را گرفت و با تانی و بدون هیچ شتابی آن را مزه مزه کرد. پدر و عمو نوشابه شان را تمام کردند به پسرک سفارش کردند تا هر چه سریعتر نوشابه اش را خورده و از پی آنان روان شود.
پسرک اما بلافاصله بعد از رفتن پدرو عمو تقریبا تقریبا تمامی نوشابه ی زرد را در جوی آب خالی کرد به سرعت داخل مغازه شد یک نوشابه ی سیاه تگری سفارش داد و آن را تا ته سر کشید دور دهانش را پاک کرد و از پی پدر و عمو روان شد.

