آن روز در کلاس درس فاطمه چه گذشت؟
اعتماد: یکی از شاهدان حادثهیی که برای فاطمه دانشجوی دانشگاه سمای کرمان رخ داد ماجرای آن روز کلاس را شرح داد: «ساعت حدود چهار بعدازظهر (۱۷ مهر ۹۰) بود که محمد چاقو به دست و آماده وارد کلاس شد؛ چاقویی که تیغهاش از دور به نظر ۱۰ سانتیمتری میآمد. حدود ۱۷-۱۶ دانشجو سر کلاس درس بودند و استاد مشغول تدریس بود. فاطمه ردیف دوم کلاس، وسط نشسته بود و در سمت چپ و راست او افرادی روی صندلی نشسته بودند. وقتی محمد وارد کلاس شد سریع فاطمه را در بین دانشجویان شناسایی کرد و به سمت او آمد اما فاطمه به دلیل صندلیهایی که در کنارش بودند و سرعت ماجرا امکان هیچ واکنشی پیدا نکرد. محمد با چاقو به سمت او آمد و سریع چند ضربه به پشت او وارد کرد. ضربهها به بخش بالایی کمر او بین گردن تا قسمت میانی کمر خورده ضربهها عمیق بودند و تقریبا چاقو کامل به پشت وارد شده بود.» این شاهد که خود در کلاس حضور داشته در تشریح ماجرا افزود: بعد از اینکه محمد سه ضربه را به پشت او زد و میخواست ضربهیی دیگر را وارد کند، فاطمه دستش را بالا آورد و چاقو به ساعد او برخورد کرد. محمد فریاد میزد و از طرف دیگر هم دانشجوها که همگی دختر بودند شوکزده شده بودند و جیغ و فریاد میکردند. در همین زمان محمد که چاقو در دست داشت سریع از کلاس خارج شد و شروع کرد به فرار کردن. شاهد ضرب و جرح در دانشگاه سما همچنین توضیح داد: همزمان با فرار محمد و خارج شدنش از کلاس فاطمه که قصد داشت از جای خود بلند شود به دلیل ضربهها روی زمین افتاد. بین ردیفی که او نشسته بود با ردیفهای صندلی جلویی کمی فاصله وجود داشت. بدن فاطمه در همین فضا روی زمین جای گرفت. خونریزی شدید داشت. بدنش را چرخاند و دایم میگفت که پشتش میسوزد.
شاهد ماجرا در گفتوگو با «اعتماد» به چگونگی دستگیری محمد اشاره کرد و گفت: در همین فاصله در خارج از کلاس و در راهرو که حدودا ۳۵ متر طول دارد چند دانشجوی پسر محمد را چاقو در دست دیدند و با توجه به فریادها، سعی در گرفتن او کردند. حتی محمد با چاقو سعی کرد به آنها ضربه وارد کند. او کمی فاصله میگرفت ولی در نهایت پنج، شش متر قبل از خارج شدن او از در اصلی چند دانشجوی پسر او را گرفتند و روی زمین خواباندند. آنها سعی کردند چاقویش را از او بگیرند اما محمد سعی میکرد از دست آنها خارج شود و چند ضربه هم به دست این افراد میزند و بعد که میبیند راه فرار ندارد شروع به خودزنی میکند و حتی ضربهیی هم به پای خود وارد میکند که در نهایت چاقو از دست او گرفته میشود. به گزارش اعتماد، بعد از دستگیری محمد از سوی دانشجوها مسوولان دانشگاه سریع با اورژانس و ماموران پلیس تماس گرفتند و چند دقیقهیی طول نکشید که دو مامور پلیس و یک ماشین آمبولانس به دانشگاه رسیدند و محمد تحویل ماموران پلیس و فاطمه به بیمارستان باهنر کرمان منتقل شد. شاهد در این حادثه همچنین گفت: من خودم همراه فاطمه در ماشین آمبولانس بودم، دایم میگفت پشتش میسوزد و خونریزی شدیدی داشت. چند دقیقه بیشتر طول نکشید که به بیمارستان رسیدیم و سریع مراقبتها از او شروع شد. بعد از انتقال فاطمه به بیمارستان موضوع را به خانواده او هم اطلاع دادیم و برادر و دایی او خود را به بیمارستان رساندند.

