روایتی از یک خیانت

چندی پیش بود که به نظرم رسید آخرین مرحله گذر از این بحران، برون ریزی است. نه درد و دل و یا گفتن به اطرافیان بلکه سر برآوردن از درون خود، بیرون آمدن از مِه و تاریکی. برای همین تصمیم گرفته ام وبلاگی راه اندازی و فرصتی ایجاد کنم برای بیان برای طرح موضوع برای خیانت دید گان خیانت کنندگان و آنها که شریک جرم خیانت بوده اند، خواستم که فاش بگویم.
راجع به خیانت نیز چون بسیاری دیگر از دردها و آسیب های این جامعه سکوت می شود و پنهان کاری، برای همین مهم است که بگوییم از تجربیاتمان و بشنویم از زنان و مردانی که چنین تجربیاتی داشته اند و کمک کنیم به هم و فریاد بزنیم این درد مشترک را و شاید کسانی که خیانت هم می کنند و آنهایی که شراکت هم می کنند جرات و جسارت پیدا کنند و بگویند.

ادامه