ریشه های تجاوز به دخترک یازده ساله

حتا ما فعالان حقوق زنان نه صدایش را می شنویم و نه واکنشی در خور نشان می دهیم! اگر زنان به خیابان ها می آمدند و می گفتند ما امنیت روز و شب می خواهیم آیا این عمل شان “اقدام علیه امنیت ملی” به حساب می آمد؟

ادامه

من این روزها به مهدیه فکر می‌کنم

احمد زیدآبادی، پس از پایان شش سال زندان مستقیم از زندان به تبعید برده شده است و این روزها خیلی‌ها از احمد می‌نویسند، من اما می‌خواهم از همسرش مهدیه بنویسم، مهدیه محمدی گرگانی. از همان لحظه که شنیدم احمد را به تبعید می‌برند چهره مهدیه یک‌لحظه رهایم نمی‌کند. مهدیه صبور و خوب.معمولاً در این‌جور مواقع بیشتر زندانی سیاسی را می‌بینیم و کمتر همسرش ر

ادامه

تفاوت زندگی زندان و بیرون زندان

این مرخصی آمدن و رفتن یک خصوصیت خوب دارد آنهم حداقل دیدن زندگی های بیرون است هرچند همدیگر را درک هم نکنیم حداقل دیدنش خوب است .من آدمهای همیشه گوشی به دست و مشغول کامپیوتر را درک نمی کنم آنهم دائم در حال عکس گرفتن! احتمالا بقیه هم من را درک نمی کنند

ادامه

مکالمه تلفنی شوهرم با زنان دیگر، هنگامی که من باردار و در منزل در حسرت تماسش بودم

مریم برای کانون زنان ایرانی نوشته است:« این فقط بخشی از مکالمه ی تلفنی همسرم فرامرز با زنان دیگر است، آن هم هنگامی که من باردار و در منزل در حسرت یک تماس کوچکش بودم.»
نوزاد مریم در حال حاضر هفت ماهه است و فرامرز مانع دیدار مریم با فرزندش می شود.او از شوهرش به دادگاه خانواده شکایت کرده اما تاکنون به آن رسیدگی نشده است.مریم به دلیل مشکلات مالی نمی تواند وکیل بگیرد.مریم بارها ازسوی شوهرش فرامرز مورد خشونت خانگی قرار گرفته است.خودش در این باره می گوید:فرامرزاولین بار دو هفته بعد از عقدمان مرا مورد ضرب و شتم قرارداد و سپس سه هفته بعد از عقد و فردای آن روز و بعد به‌طور مداوم و خیلی خشن‌تر و محکم‌تر و گاهی با کمربند مرا کتک می‌زد،

ادامه

روزی که فهمیدم من فرزند دو نفرم!

فرهاد میثمی:در را زد و و وارد اتاق شد. مدیر یکی از بخشهای دیگر مؤسسه بود. یک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری٬ فرم را داد دست من و
گفت: “نگاه کن، این چه جالبه!”. کمی بالا و پایین فرم را ورانداز کردم. به نظرم یک فرم معمولی می آمد حاوی مشخصات خانمی که برای استخدام مراجعه کرده بود.

ادامه

من زنم، درد می کشم٬ باز هم می خندم

کانون زنان ایرانی -من زنم٬ من مادرم٬ من رویشم٬ من زایشم٬ بارور می شوم٬ بارور می کنم عشق را٬ ایثار را٬ زندگی را من اگر نباشم خانه بی رنگ است٬ خانه می میرد٬ خاک می گیرد٬ ستونش را موش می جود.خانه درد دارد٬ ناله می کند٬ من اگر نباشم.کلاس درس خسته می شود٬ لحظه می میرد٬ کارخانه می خوابد٬ بیمارستان بستری می شود٬ گلخانه خشک می شود.ببین چگونه گرد و غبارها٬ بدی ها٬ پلیدی ها را می روبم. ببین چگونه بذر گل٬ شادی و امید را در گوشه گوشه زندگی می کارم.

ادامه

مجبوریم یا انتخاب کرده ایم ؟

کانون زنان ایرانی -مدت یک سال برای ادامه تحصیل از ایران دور بودم ؛ خیلی ها این روزها می پرسند چرا برگشتی؟چرا اونجا نموندی؟ با این همه مشکلات و فشار در اینجا . نه مشکلاتی برای من و ویژه من که برای خیلی ها. خیلی از برگشتنم نگذشته و تصمیم گرفته ام برخی از دیده هام رو بنویسم ،برخی از گفتگو ها با دوستان رو .برخی تفاوتها رو و مشاهداتم و برخی دلایلم برای برگشت و خیلی چیزها که شاید گفتنش سختتر باشه از نوشتنش .

ادامه