در تهران انگار همه دستفروش شده اند

ترانه بنی یعقوب :حول و حوش ساعت پنج بعد از ظهر که تصمیم می گیرم بزنم بیرون. انتخاب لباس مناسب کلی وقتم و می گیره فکر می کنم بحث حجاب هم که نباشه اینکه آدم با هر لباسی بپره بیرون چقدر خوبه. به این موضوع خیلی فکر می کنم، چیزی که قبلا برایم عادت بود الان خیلی سختم شده .

ادامه

زینب سلبی، زندگی میان زنان جنگ زده

سالگرد آغاز جنگ ایران-عراق است. زینب سلبی عراقی ۱۱ساله بود که جنگ شروع شد و برای همیشه زندگی او را تغییر داد. پدر زینب، از آغاز جنگ ایران و عراق خلبان شخصی صدام حسین بود. از چندسال قبل پدر و مادر تحصیل‌کرده‌‌ی او از دوستان خانوادگی صدام حسین بودند و هرچه دیکتاتور قدرت‌‌مند و وحشی‌‌تر شد، فرار از حلقه‌‌ی نزدیکان او هم بیشتر رویای محال شد.

ادامه

صدای زنان: بیسان ق – جنگ در غزه

در سوم آگوست ۲۰۱۴، زنی در غزه توضیح می دهد که چگونه درد زایمان خواهرش آغاز شد اما بسیار وحشت داشت که به داخل آمبولانس برود زیرا گزارش ها حاکی از آن بودند که آمبولانس ها توسط ارتش اسرائیل مورد هدف قرار می گیرند.

ادامه

صدای زنان:سمر

سمر می گوید: تلفن زنگ زد و همسرم پاسخ داد. دیدم در حالی که گوش می دهد رنگ از چهره اش پریده است و هیچ نگفت. گوشی را گذاشت و به من گفت تماس، پیام ضبط شده ارتش اسرائیل بود که می گوید خانه ی تان را ترک کرده و به جای دیگر بروید…

ادامه

من و این سه نفر

به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات ١٣ اردی‌بهشت – ثور (سوم ماه می)، گزارش‌گران
بدون مرز برای نخستین بار فهرست ١٠٠ قهرمان اطلاع رسانی در جهان را منتشر کرد که در میان آنها نام چهار روزنامه نگار ایرانی دیده می شود: ژیلا بنی یعقوب، عدنان حسن‌پور، سیامک قادری و سعید متین‌پور.

ادامه

بهار که نزدیک می شود بهاره جانم

بهاره عزیزم! می‌دانم آن روزهایی که در حبس گذراندی دیگر برنمی‌گردد. یعنی قسمتی از جوانی تو روی دیوارها و میله‌ها می‌ماند و تاریخ می‌شود. بالأخره روزی تو هم برای همیشه از آنجا بیرون میایی اما چیزهایی را در آنجا جا می‌گذاری که شاید سلامتی و بخشی از عمرت باشد. اما نکته تأسف‌بار این است آن‌ها که بیرون از آن دیوارها هستند آن قدر اسیر زندگی راکد شده‌اند که دیگر برایشان هیچ‌چیزی فرق نمی‌کند. نمی‌دانم از کجایش شروع کنم و بگویم.

ادامه

بیا دختر عزیز

بیا دختر عزیز، منتظرتیم، نمیتونم بگم که “شادی آزادی” ات اندوهی توی خودش نداره، که میدونم داره. اما هر چی باشه، آزادیه دیگه، اصلا کل داستان هم سر همین بود و ما گاهی فراموشش می‌کردیم! بیا خودت مزه اش کن و برامون بگو که به نظرت واقعا انتظارش می‌ارزید؟!

ادامه

داستان خشونت علیه من کوتاه بود!

من آزار دیدم در فضای لودگی برخاسته از فرهنگ معیوب زن ستیز … و این خشونتی بود علیه روح من، علیه زنانگی ام، علیه توانایی ام و در یک کلام خشونتی بود علیه شخصیت وجودی ام تنها برای زن بودنم!
داستان خشونت علیه من کوتاه بود!

ادامه