اسیدپاشی پدری روی پسر و عروسش در خلخال
رئیس انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی از اسیدپاشی مردی روی پسر و نامزد پسرش خبر داد. کمال فروتن در گفتوگو
ادامهرئیس انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی از اسیدپاشی مردی روی پسر و نامزد پسرش خبر داد. کمال فروتن در گفتوگو
ادامهدخترک برای فرار از دست پدر خشمگین، به سگک کمربند رهگذر آویزان شد و شروع کرد التماس کردن، آقا تو رو خدا نجاتم بده، بابام می خواد منو بکشه، آقا تو رو خدا، رهگذر حسابی گیج شده بود و ظاهرا عجله داشت و مرتب می گفت دختر جان ولم کن دیرم شده باید برم و دخترک با زجه و ناله فریاد میزد: تو رو خداااا منو از دست بابام نجات بده، اگه منو ببره خونه می کشه.
ادامههمین که از نامزد خود خیانت دید که پس از شش سال نامزدی آمد به او گفت: “نمیخواهم با تو
ادامهنوجوان بودم که ماجرایی دهشتناک دهان به دهان مردم اهواز میچرخید، شایعه یا واقعی بودنش هیچگاه ثابت نشد ولی ماجرای زنی بود که از دست تحریکات مادرشوهرش و کتک زدنهای همسرش به تنگ آمده بود، روزی تن را به آتش سپرد و آن هنگام که مادرشوهر برای نجاتش آمد او را نیز در آغوش گرفت و هر دو جان باختند.سه سال پیش تحقیقی انجام دادم در باب همسرکشی در اهواز که در خلال آن متوجه شدم تمامی زنانی که مبادرت به قتل همسر خود کرده اند از خشونتهای پی در پی همسرشان حرف میزنند.
ادامهبچه هایم هر روز از من می پرسند، پدر من کیست؟ آنها مادری با این شغل را نمی خواهند. رانی گفت: یک بار خواستم برای پسرم در بانک حسابی باز کنم، وقتی خواستیم فر را پر کنیم، مدیر پرسید نام پدر؟ بعد از آن پسرم عصبانی شد و گفت نباید مرابه این شکل به دنیا می آوردی. ما از اینکه مجبوریم چنین شغلی داشته باشیم، متاسف هستیم، اما چاره ای نداریم.
ادامهبیدارزنی زهیر باقری نوعپرست کارول پیتمن در کتاب «قرارداد جنسی» با بررسی رساله «پدرسالار» اثر سر رابرت فیلمر و رسالهی
ادامهترانه بنی یعقوب فضای خنده و شوخی داغ است. در اینستاگرام، توئیترو تلگرام و همانها که این روزها شبکه اجتماعی
ادامهنگین باقری:قدرتی دائم زنان را از فضای شهری دور میکند. همان قدرتی که شهرها را میسازد، وسایل نقلیه عمومی و پارکها و پلها را مدیریت میکند. این قدرت محدود به فرد، دولت و یا هیچ حکومتی نیست بلکه میراث نگاه مسلط مردانه در فضای شهری حضور زن را بر نمیتابد.
ادامهگلباجی در ندبه پر از امید است. او همیشه با نوحهخوانی دخترها مخالف بود و هر وقت نگرانی و دغدغهای داشت به آنها نهیب میزد مولودی بخوانید. گلباجی همیشه به بهبود شرایط امید داشت. تنها وقتی دیگر امیدی نبود به دخترها گفت نوحه بخوانند. تلاش شده این امید با دکورد دایرهای، حرکات دایرهوار و حتی دور دایره نشستن به عنوان سمبل در حرکت بودن و تکامل جهان به تصویر کشیده شود. صحنه پایانی با چرخش و دایره به عزاداری و نوحهخوانیِ اولیه باز میگردد. دایره نماد چرخش، جاری بودن و زایش است. در دراماتولوژی نمایش حرکت بازیگران، نشستن بازیگران، حضور زنان به عنوان چرخه زندگی حفظ شود. زن یعنی زمین، زن یعنی زندگی.
ادامهثمین چراغی:خودروی پرایدی پا به پایم حرکت میکند و بوق می زند. درنگ نمیکنم، نه حوصله بحث کردن داشتم و نه حتی جان این را داشتم که با راننده وارد چالش شوم. ۱۱۰ را گرفتم و پلاک ماشین را گزارش کردم. در کمال ناباوری، ۳ الی ۴ دقیقه بعد یک موتور پلیس وارد خیابان شد. هیچ وقت فکر نمیکردم نیروی انتظامی انقدر سریع خودش را بتواند به صحنه جرم برساند. راننده پا به فرار گذاشت.
ادامه