آخرین وضعیت حقوقی و مددکاری رعنا و نازنین +گزارش کمک های مالی مردم +تصویر پرینت های بانکی
کانون زنان ایرانی
شهرزاد همتی
«آرزو دارم کنار پدر و مادرم باشم، کاشکی مادرم زنده بود، آرزو میکنم زودتر خوب بشود….»
این جملهها با خطی کودکانه روی یک کاغذ سفید نوشتهشده بود. کاغذی که دخترک بهجای امضا پایش دایره کشیده بود. نازنین، دختر بزرگ سمیه، آرزوهایش را برای مددکارش نوشته است. نازنین در خیالاتش یکخانه امن دارد و پدر و مادری در کنار هم. مادری که صورتش هنوز زیباییهای جوانیاش را دارد و پدری که شمایل واقعی پدرانی را دارد که خانوادهشان را دوست دارند.
اما حقیقت زندگی رعنا و نازنین جور دیگری رقم خورد. حالا نزدیک به سه ماه است که آنها مادرشان را ازدستدادهاند و پدرشان نیز به اتهام حمله با اسید به سمیه و دخترانش رعنا و نازنین در زندان به سر میبرد.
به گزارش کانون زنان ایرانی، در جلسهای که خبرنگاران و فعالان حوزه حقوق زنان با فاطمه دانشور در موسسه خیریه مهر آفرین داشتند، شرایط فعلی دو کودک بازمانده از سمیه مهری تشریح شد. فاطمه دانشور عضو شورای شهر تهران و مدیر موسسه خیریه مهر آفرین، به همراه فرشته خواجویی مددکار ارشد این موسسه فعالیتهای موسسه را برای این دو کودک شرح دادند.
در ابتدای این گفتگوی چندنفره بود که فرشته خواجویی از سابقه آشنایی موسسه مهر آفرین با سمیه مهری گفت: «روزی که رعنا را به مامعرفی کردند من خیلی سریع یک بازبینی از محل زندگی آنها داشتم. آن زمان سمیه هنوز زنده بود. فکر میکنم ۱۰ بهمن سال ۱۳۹۳، کمتر از ۳ ماه از فوت سمیه به منزل او رفتیم. مدارک درمانی او را خواستیم و او چیزی از مدارکش را نداشت و مدارکش دست شخص دیگری بود، من با آن شخص صحبت کردم و گفتم شما اگر مدارک پزشکی و فاکتورهای سمیه مهری را در اختیار ما قرار بدهید، تمام مخارج و هزینههای درمانی این خانواده با ما خواهد بود. مدارک را این شخص به ما نداد و بعدازاین ماجرا من مجدد با خود سمیه تماس گرفتم و مدارک او را کامل کردم و تشکیل پرونده دادم. خانهای هم که برای سمیه پیش از مرگش تهیهشده بود، از پولهایی تهیه شد که انجمن مهر آفرین آن را جمعآوری کرده بود.ما در روال کار بودیم و با دکتر رفیعی که یکی از پزشکان رعنا، فرزند سمیه مهری بود ارتباط گرفتیم. بعد از مدتی دیگر خبری از سمیه نبود تا اینکه خبر فوتش به ما رسید. بعد از فوت سمیه بود که من بهعنوان مددکار به بم رفتم و با خانوادهاش ارتباط برقرار کردم و آنها را دیدم. آن زمان متوجه شدم که چقدر شایعههای زیادی در مورد خانواده سمیه وجود دارد. همه میگفتند مادربزرگ رعنا و نازنین نامادری سمیه مهری بوده است و بچهها را اذیت میکند و به بچهها غذا نمیدهد. هیچکدام از این مسائل حقیقت نداشت. او مادر خود سمیه است و زنی خوب و دلسوز و آرام است. این مسئله درباره پدربزرگ و داییهای رعنا و نازنین هم صدق میکرد. تمام اتفاقات اطراف سمیه و فرزندانش کمی بزرگنمایی شده بود. شاید تنها مسئله این باشد که این خانواده بهشدت فقیر هستند و به کمک و مدیریت نیاز دارند.»
خانم خواجویی سکوت میکند و حاضران درباره وضعیت سمیه مهری صحبت میکنند. اتفاقاتی که شاید اگر مدیریت میشد، میتوانست جلوی فوت زودهنگام مادر دو کودک را بگیرد.
فاطمه دانشور معتقد است که در این اتفاقات کسی به دنبال مدیریت ماجرا نبود:«:یک مددکار وظیفه تسهیلگری دارد. درزمانی که قرار شد برای سمیه خانه بگیریم، چند نفر از اطرافیان سمیه پول بیشتری میخواستند تا خانه را نزدیک منزل خودشان برای سمیه بگیرند که به او بیشتر کمک کنند، این مسئله به نظر ما درست نبود، هرچند راضی به تهیه پول بیشتری هم شدیم. اما وظیفه مددکار تسهیل گری است، یعنی خانه سمیه هرجایی میتوانست باشد اما رفتوآمدهای او بهوسیله تاکسی صورت بگیرد و یا اینکه از کرمان تا تهران را بهوسیله هواپیما رفتوآمد کند.»
فرشته خواجویی ماجرا را به کرمان بازمیگرداند. به خانه بزرگ پدربزرگ رعنا و نازنین. خانهای که این دو کودک در آن احساس راحتی میکنند. خواجویی ادامه میدهد: بعد از فوت سمیه انقدر حرفهای ضدونقیض شنیده بودیم که تصمیم گرفتیم خودمان سفری به کرمان داشته باشیم. من دو شب در کنار این خانواده بودم و متوجه شدم خیلی از این صحبتها حقیقت ندارد، خانواده سمیه خانواده خوبی هستند و هوای کودکان رادارند. آدمهای بسیار فقیر اما خانوادهدوست هستند.
از اولین اقداماتی که باید انجام میدادیم، گرفتن وکیل برای خانواده و سروسامان دادن به وضعیت خانه آنها بود. در حال ساخت خانهای با امکانات کامل برای سمیه بودیم، اما دست نگه داشتیم که وضعیت حقوقی و حضانتی این بچهها مشخص شود . مسئله اینجاست که زمینی که در حال ساخت است، متعلق به پدربزرگ رعناست، برآورد مشاورین ما برای ساخت یک آپارتمان مجهز ۵۰ میلیون تومان بود، ما باید بررسی کنیم و مطمئن شویم که این زمین به نام رعنا و نازنین میشود و اگر پدربزرگ روزی نباشد، چندین ورثه وجود دارد و معلوم نیست آنها خانه را به این دو کودک بدهند. و وضعیت حقوقی باید بهگونهای پیش برود که زمین به نام بچهها بشود. بحث حضانت و وکالت را هم وکیل باید پیش ببرد. ما امروز با وکیل حرف زدیم و متوجه شدیم که خودش را به دادگاه بهعنوان وکیل خانواده معرفی کرده است. وکیل تازه خانواده مهری خانم مجد زاده، رئیس کانون وکلای کرمان است و معتقد است که پرونده حضانت کودکان باید مرحلهبهمرحله پیش برود. از همان ابتدا رعنا و نازنین و سمیه تحت حمایت مهر آفرین قرار گرفتند .ما حمایت میکنیم که خانواده بهدرستی بتواند به مسیر خود ادامه بدهد. حضانت بچهها را وکیل پیگیری میکند و با نظر مددکار پدربزرگ بهترین کسی است که میتواند حضانت این دو کودک را داشته باشد. »
مسئولین موسسه مهر آفرین از تعویض وکیل پیشین به دلیل عدم صداقت صحبت میکنند. خواجویی میگوید: «ما مجبور به تعویض وکیل سمیه شدیم، چراکه خانواده سمیه مهری به ما اطلاع دادند که این وکیل وکالت متهم را هم برعهدهگرفته است. خانواده سمیه هم با شنیدن این خبر تصمیم میگیرند وکیل دیگری را انتخاب کنند، ما هم خانم مجد زاده رئیس کانون وکلای استان کرمان را بهعنوان وکیل جدید اعلام کردیم. وکلای زیادی از تهران خواستار قبول وکالت شده بودند، اما ما به دلیل بعد مسافت و اینکه تصمیم داشتیم به دلیل اینکه کار اصولی باید جلو برود،کار دست یک نفر باشد.»
از شرایط روحی بچهها که سؤال میکنیم، خانم خواجویی میگوید:« شاید شرایط نازنین بدتر باشد. چراکه او بزرگتر است و درد بیشتری میکشد و نگاه جامعه را احساس میکند. میگوید در مدرسه رفتن رعنا باید بهشدت دقت شود تا توی ذوقش نخورد، باید معلمین و مسئولان مدرسه و دانشآموزان آماده شوند تا با ورود رعنا برخوردی با او نشود که بخواهد خودش را به انزوا بکشد. حتی با خانوادههایی که کودکشان را به مدرسه میفرستند هم باید صحبت شود تا این کودک به انزوا کشیده نشود. اینها کارهای مقدماتی ماست تا رعنا را برای مهر آماده کنیم. هم اکنون دکتر اصحاب یمین تحت نظر دکتر رفیع، پزشک اصلی رعنا، تزریقهای او را در کرمان انجام میدهد.»
فاطمه دانشور بحث را به سمت خوردوخوراک وزندگی کودکان بازمانده از سمیه مهری میکشاند. او میگوید: «خانواده ضعیفی هستند، ماهیانه به آنها ۳۰۰ هزار تومان کمک میکنیم، بهاضافه اینکه تمام کالاهای اساسی آنها از قبیل مرغ، گوشت، برنج و کل خواروبار و روغن را برایشان تأمین میکنیم. پوشاک بچهها را هم تأمین میکنیم. البته این پول ماهیانه از صندوق مهر آفرین داده میشود و ربطی به پولی که در حساب این بچهها جمع شده ندارد. ما میخواهیم با پولی که در حساب آنها جمع شده برایشان خانه بسازیم و همچنین پساندازی برای آینده شان باقی بگذاریم.»
درباره رابطه مددکار و رعنا و نازنین که سؤال میکنیم، خانم خواجویی لبخند میزند، او میگوید:
«خوشبختانه رابطه خیلی رابطهی دوستانهای داریم. بچهها خیلی زود ارتباط برقرار میکنند و مددکار ما آنها را هر هفته میبینند و روزهای چهارشنبه رعنا را پیش دکتر مستقر در کرمان میبرد و ماهی یکبار هم به تهران میآورد.»
پیش از تمام شدن این جلسه دانشور میگوید: «این بچهها نیاز به حمایت دارنده مدیریت صحیحی روی زندگی آنها نیست. پولهای زیادی در تمام این مدت جمع شده بود که به هدررفته است، حالا باید برای زندگی آنها برنامه ریزی و مدیریت انجام بگیرد.
درحال حاضر جمعه ۲۶ میلیون تومان در حساب اختصاصی رعنا و نازنین جمع شده است و ما پرینت گزارش حساب را در اختیار مردم قرار می دهیم. از این ۲۶ میلیون تومان یک میلیون تومان بابت تنخواه خارج شده که ۱۵۰ هزار تومانش خرج شده است. الباقی پیش مددکاری است.
دانشور تاکید میکند که موسسه تحت مدیریتش درمان و کارهای قانونی شان را به صورت رایگان انجام می دهند و ما باید به فکر آینده این کودکان باشیم. یاوران عزیز جهت حمایت از رعنا و خانواده وی میتوانند با شماره ۳۵۲۶۰ تماس حاصل نمایند و یا از طریق شماره جام بانک ملت به نام موسسه خیریه مهر آفرین به شماره ۰۱۳۷۳۴۰۸۳۳۰ و یا با شماره کارت ۶۱۰۴۳۳۷۹۰۰۲۷۳۸۰۴ واریز کنند.
رعنا و نازنین کودکان بازمانده از سمیه مهری هستند، سمیه که در اردیبهشتماه سال ۹۰ از سوی همسرش مورد اسیدپاشی قرارگرفته بود، چند هفته قبل، پس از مدتها تحمل بیماری و دو روز بستری در بیمارستان و زیر چادر اکسیژن بودن، به دلیل ازکارافتادگی ریه در اثر زخمهای ناشی از اسید دریکی از بیمارستانهای تهران درگذشت. در آن شب که شوهر و برادرشوهر سمیه بر روی اسیدپاشیاند، سروصورت رعنا نیز بهشدت آسیب دید و بینایی یکی از چشمانش را از دست داد. بدن این دختر که اکنون ششساله است بهشدت سوخته است. دستهای نازنین هم کمی آسیب دید، آثار این سوختگی هرچند چندان عمیق نیست اما هنوز بر دستهای این دختر ۹ ساله دیده میشود.
گزارش کمک های مالی مردم +تصویر پرینت های بانکی






