زنان دامدار نسبت به سایر زنان روستایی مشارکت اقتصادی-اجتماعی بیشتری دارند
سرمایه: طبق نتایج پژوهش خدیجه رضایی قادری کارشناس ارشد مطالعات زنان که با موضوع بررسی راههای جلب مشارکت اقتصادی اجتماعی زنان روستایی انجام شده زنان دامدار نسبت به سایر زنان روستایی اعم از کشاورز، خانه دار، قالیباف و… مشارکت اقتصادی اجتماعی بالاتری دارند. همچنین زنان روستایی که همسران کارمند داشتهاند از سایر زنان روستایی مشارکت اقتصادی اجتماعی پایینتری داشتهاند.
برخلاف تصور عامه مردم نیز زنان مجرد روستایی میزان مشارکت اقتصادی اجتماعی بیشتری از سایر زنان روستایی داشته و پس از آن زنان مطلقه قرار داشته، در این میان زنان متاهل کمترین مشارکت اقتصادی اجتماعی را از خود نشان دادهاند.
همچنین میان تعداد فرزندان زنان روستایی و امکان فعالیت آنان رابطه معکوس وجود داشته. بدینمعنا که زنانی با فرزند زیادتر کمتر به مشارکت اقتصادی علاقهمند بودهاند. همچنین هرچه میزان تحصیلات زنان روستایی بیشتر بوده مشارکت آنان نیز افزایش یافته است.
این پژوهش که در دهستان لفور، شهرستان سواد کوه روی ۱۴۳ زن روستایی انجام شده حاکی از آن است که نهادهای سنتی زنان روستایی در گذشته نقش مهمی را در توسعه مشارکتهای آنان ایفا کردهاند. به گونهای که متلاشی شدن این نهادهای سنتی در توقف فعالیت زنان روستایی نقش به سزایی داشته است.
این پژوهش که با روش پیمایشی انجام شده نشان میدهد که ۴۹۹۷ درصد زنان روستایی علاقمند به مشارکت اجتماعی اند و در این راستا خواهان نوعی تشکیلات ویژه زناناند تا بتوانند در آن به فعالیت بپردازند.
تمایل این زنان به مشارکت در سازمانهای غیردولتی بیشتر است. آنچنان که مهمترین خواستهء این زنان تشکیل نهادهای خاص زنان، نهادهایی که به افزایش محصولشان، درآمد، اطلاعات، توسعه و عمران روستایی، آموزش و مهارت بینجامد است.
این تحقیق همچنین قسمتی از توجه خود را به دلایل فروپاشی نهادهای سنتی زنان روستایی معطوف کرده که طبق نتایج آن سطح تحصیلات، ورود فنآوریهای اطلاعاتی، ناتوانی جسمانی زنان قدیمی و خارج شدن آنها از کار گروهی و بیتجربگی نسل نو به ترتیب از عوامل فروپاشی این نهادها است.
محقق در پایان این تحقیق نتیجه میگیرد که از بین رفتن نهادهای سنتی زنان چون واره، همیاری و… با ورود فنآوری به روستاها از بین رفته و موجب تغییر در این نهادها شده که خود به کاهش مشارکت زنان روستایی انجامیده است.
به نظر محقق ایجاد نهادهای خاص زنان به تشکیل مجدد نهادهایی این چنین یاری میرساند. همچنین زنان روستایی مورد مطالعه معمولائ همسران خود را به عنوان تکیه گاه معرفی کردهاند که این امر نشان از عدم اعتماد به نفس این زنان است بنابراین توجه به این نهادها در تقویت اعتماد به نفس زنان روستایی نیز مؤثر است.
