ضرورت توجه به نیازهای زنان ، همگام با رشد شهرنشینی
رحمتالله خدادادی
باران ، بدون در نظر گرفتن شرایط سخت عابران پیاده، بشدت میبارید و رفته رفته خیابان به رودخانه تبدیل میشد و در آن زمان به تنها چیزی که فکر میکردم این بود که بتوانم با هجوم مسافران خسته و گریزان از باران در میدان فاطمی، سوار خودرویی شده و راهی خانه شوم.
پیکان مدل پایینی در کنارم برای سوار کردن مسافران توقف کرد و بیدرنگ نام مقصد خود را به راننده گفتم و با تکان دادن سرش متوجه شدم که باید به سرعت سوار شوم.
به سرعت ، در جلو را باز کردم و سوار شدم، راستی این قانون جدید (یک نفر جلو) چقدر خوب است ، مخصوصا مواقعی که باران میبارد.
داخل خودرو، برعکس ظاهر بیرونی و اوراقیش ، خیلی تمیز و ساده بود و راننده آن شخص جوانی با سن کمتر از سی سال با موهای مجعد و پرکلاغی بود که تارهای سفید زیادی در لابلای موی وی دیده میشد. سبزه رو ، چشمان درشت ، صورتی کشیده و بینی کوچکی داشت و کم حرف و پرانرژی به نظر میرسید.
از وقتی که سوار ماشینش شدم تا زمانی که سه مسافر پیاده شدند، صدایش را جز در کلمات محاورهای دویست تومان، قابلی نداره، به سلامت و… نشنیدم و آهنگ ملایم رادیو ، فضای ماشین را تسخیر کردهبود.
پس از پیاده شدن مسافرین ، با اولین سووالم ، که آیا شغل اصلی شما مسافرکشی است؟ ، بسیار خودمانی ، لب به سخن گشود.
۲۴ساله بودم که پدرم ورشکسته شد و بعلت کهولت سن توان کارکردن نداشت و مجبور به خانهنشینی شد ، مادرم نیز یک زن سنتی و خانهدار بود. به همین دلیل مجبور شدم ، نانآور خانه شوم.
“منصور” افزود: اولین کاری که میتوانستم انجام دهم این بود که به دنبال کار بگردم، الحمدالله موفق شدم و توانستم در یک بیمارستان خصوصی با عنوان ” کمک بهیار” استخدام شوم.
بخاطر اینکه بتوانم از پس مخارج زندگی برآیم تا دیر وقت اضافه کاری میکردم اما اضافه کاری هم محدودیتهایی داشت که جوابگوی مشکلات مادی مثل اجارهخانه و خوراک یک خانواده پر جمعیت در این شهر درندشت ، نبود.
با مشکلات فراوان و با گرفتن قرض از دوستان و آشنایان ، توانستم پیکانی بخرم و با آن مسافرکشی کنم.
اما با مشکلات جدیدی روبهرو شدم چون مجبور بودم بدلیل حفظ امنیت خود ، فقط در مراکز پر رفت وآمد شهر کار کنم و از طرفی تا زمانی که هوا تاریک نشده بهخانه برگردم.
در این هنگام با نگاهی تاکیدی و مکثی معنیدار گفت: “” خوب ، یک زنم دیگه ، نمیتوانم هرجا و هر زمانی کار کنم “”.
سعی کردم ، تعجب خود را بروز ندهم ، اما خیلی جا خوردم.
وی ادامه داد: از آنجایی که مسافرکشی یک راننده زن میتوانست اذهان بیمار بسیاری از افراد محیط پیرامونم را برانگیزاند و ایجاد شائبههای متفاوتی کند، بههمین دلیل تصمیم گرفتم با ظاهر مردانه در اجتماع حاضر شوم تا شرافتم زیر سووال نرود ، الحمدالله نتیجه مثبتی هم داشت.
به تدریج ، وضعیت زندگیم ، براساس ظاهرم، متحول شد. بطوری که بارها در مواقع اضطراری توانستم در اوایل بامداد از خانه خارج شوم و هیچ مزاحمتی برایم از سوی دیگران به وجود نیاید.
حالا دیگر میتوانم مسافران بین شهری را نیز جابجا کنم و تا پاسی از شب کار کنم و با ظاهر جدید، دیگر محدودیتی برای بیرون ماندن از خانه ندارم.
از او که کاملا پوشش و آرایش پسرانه داشت ، پرسیدم که حجاب از دیدگاه تو، چه تعبیری دارد ؟ ، او گفت: میدانم منظورتان چیست ، اما مجبورم! ” درعین حال که معتقدم ، در دنیای متظاهر امروز، آنچه که اهمیت دارد این است که انسان با دل و روحش مومن و معتقد باشد و رفتار و کردار آدمی ، منزه و شسته،رفته و به اصطلاح “با حجاب” باشد.”
از او پرسیدم که تا بحال شده با ظاهر مردانه با ماموران انتظامی برخورد داشته باشی ، گفت : تا بحال با ماموران نیروی انتظامی برخورد نداشتم، اما بارها شده که با ماموران راهنمایی و رانندگی به خاطر تخلف در رانندگی ، برخورد کنم.
” تمامی ماموران راهنمایی و رانندگی که با آنان برخورد داشتم پس از دیدن گواهینامه رانندگیم و مطلع شدن از اقدامی که کردم ، در ابتدا شوکه میشوند و یادشان میرود که بهچه دلیل مرا متوقف کردهاند و در اکثر مواقع جریمه نمیکنند.”
از او پرسیدم، بزرگترین آرزویت چیست؟ پاسخ داد: “ای کاش مرد بودم”.
” منصور” یا ” منصوره” ۳۸ساله است و دغدغه اصلی او قبل از اینکه بهفکر بالا رفتن سن و زندگی خصوصیاش باشد ، حمایت از پدر و مادرش است ، بطوری که وی با خوشبینی خاصی در این خصوص نیز گفت: انسان اگر بخواهد در سن ۶۰سالگی نیز میتواند ازدواج کند.
بهنظر نمیآید که امثال “منصور” یا “منصوره” در جامعه ما کم باشند ولی آنچه که مسلم است ، هستند زنانی که برای لقمهای نان حلال و پاکدامنی خود آنقدر ارزش قایل هستند که پا روی خواستهها، غرایض و طبیعت خدادادی خود میگذارند.
دکتر” فربد فدایی ” روانپزشک و جرمشناس درباره وجود اینگونه افراد در جامعه گفت: زنان همیشه دچار محرومیتهای بیشتری نسبت به مردان بوده و از بدو تولد این تبعیضات از شیردهی بیشتر فرزند پسر نسبت به فرزند دختر شروع شده و به شکلهای گوناگون ادامه مییابد.
وی افزود: دختران در مورد ادامه تحصیل با محدودیتهای بیشتری مواجه هستند و خانوادهها امکانات تحصیلی کمتری به دختران اختصاص میدهند.
وی با اشاره به اینکه هنوز هم کارکردن دختران خیلی پسندیده شمرده نمیشود، گفت : معمولا زنان و دختران در قبال کار مساوی با مردان دستمزد کمتری نیز دریافت میکنند.
وی دلیل تغییر هویت اینگونه زنان را فرصت شغلی کمتر نسبت به مردان دانست و افزود: جامعه اکثریت مشاغل را مختص مردان میداند، بنابراین امکان یافتن شغل برای زنان ، کمتر است.
” فخرالسادات محتشمی پور” کارشناس و فعال حوزه زنان در اینباره گفت:
در قانون اساسی، دولت موظف شده برای همه مردم اشتغال فراهم کند و در چند سال اخیر نیز به مقوله اشتغال زنان توجه بیشتری شدهاست.
محتشمی پور گفت: اقداماتی در برنامه چهارم توسعه انجام شده و درباره موضوع تبادل جنسیتی در بازار کار بحثهایی شدهاست.
در عین حال ، وی تلاشهای صورت گرفته را خیلی اندک دانست و گفت: با توجه به این شرایط ، بسیاری از دختران فارغالتحصیل دانشگاهی نیز بعد از اتمام تحصیلات ، بخاطر نبودن شغل و یا امنیت شغلی ، خانهدار میشوند.
وی افزود: برخی مخالف حضور زنان در مشاغلی هستند که در فرهنگ عامی شغلهای تخصصی مردانه به حساب میآیند مثل شرکت زنان در سیستم حمل و نقل عمومی که با مخالفت تعاونیهای تاکسیداری نیز روبهرو شد.
وی مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان را مستلزم تامین امنیت دانست و گفت: بیشترین دلیل مشارکت نکردن زنان در برخی مشاغل ، نبود امنیت کافی در آن مشاغل است.
ظاهرا تشکیل اولین و آخرین مجموعه ” زنان تاکسیدار” که میتواند به نوعی این نیاز جامعه را مرتفع کند ، هماکنون در شهر کرج تجربه شده ، در صورتی که این تجربه میتواند در دیگر مناطق بخصوص کلان شهرها، علاوه بر نیاز زنان نیازمند به اینگونه کسب درآمد ، نیاز بخشی از قشر زنان جامعه را به عنوان ” مسافر ” تامین کند.
“عبدالله شجاعی” مدیرعامل و عضو هیات مدیره سازمان مدیریت و نظارت تاکسیرانی شهر کرج در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفت: هماکنون ۵۰تن از بانوان کرجی دارای پروانه تاکسیرانی در شهر کرج هستند که بسیاری از آنان ، خود رانندگی تاکسی را بهعهده دارند و برخی نیز با گرفتن راننده، بطور غیرمستقیم از این راه ، کسب درآمد میکنند.
وی تصریح کرد: بانوان راننده تاکسی ، مانند دیگر تاکسیداران (مردان) مرتب در شهر تردد میکنند و نسبت به جابجایی مسافران مرد و زن اقدام میکنند.
وی افزود: البته معمولا در مسیرهایی از شهر تردد دارند که از نظر فرهنگی و اجتماعی در شرایط منطقهای بهتری باشد و بتوان پذیرش بیشتری را از سوی مسافران این مناطق ، نسبت به این رانندگان پیش بینی کرد.
شجاعی همچنین به وجود یک شرکت حمل و نقل درون شهری به نام ” یاس ” که دارای حدود ۱۲۰راننده زن است ، اشاره کرد و افزود: این شرکت که مانند ” آژانس تاکسی سرویس ” عمل میکند ، از صبح تا ساعت ، ۱۹فقط مسافران خانم را توسط خانمهای راننده ، جابهجا میکند.
وی درپاسخ به این سووال که چون مسافران این شرکت باید فقط “خانمها” باشند ، آیا درآمد رانندگان این شرکت میتواند کفاف نیازهای زندگیشان را بدهد ؟ گفت : بله ، خوشبختانه درآمدشان هم بد نیست چون خیلی از خانمها تمایل دارند که برای جابهجایی در سطح شهر، از رانندگان زن استفاده کنند و برای اینکار ، با شرکت یاس ، تماس گرفته و درخواست وسیله ایاب و ذهاب میکنند.
” حسین تیموری کرمانی ” مدیرعامل تاکسیرانی تهران نیز در این ارتباط به خبرنگار گروه اجتماعی ایرنا، گفت: هنوز پروانه تاکسی بهنام حتی یک زن در شهر تهران صادر نشده چون هنوز طرح آن در دست مطالعه و بررسی است.
وی بااشاره بهاینکه تاکنون چند درخواست از سوی بانوان متقاضی پروانه تاکسی داشتهاست ، افزود: مطمئنا این نیاز کلان شهری همچون تهران است که گروهی از بانوان نیز با توجه به شرایط شهرنشینی ، نیازمند سرویس دهی خاصی از سوی مسوولان شهر باشند و تمایل داشته باشند که با راننده زن در شهر تردد کنند.
وی تاکید کرد: از سویی نمیتوان توانمندی عدهای را با این فرض که ممکن است مساله خاصی پیش بیاید ، محدود کنیم.
وی در عین حال تصریح کرد: اما این کار نیاز به برنامهریزی کامل و صحیحی دارد تا بتواند پوشش کامل دهد و عواقب و راهکارهای آن را نیز از قبل پیش بینی کند.
تیموری کرمانی ابراز امیدواری کرد، تا شش ماه آینده، کار مطالعاتی طرح مربوطه در شهر تهران به نتیجه برسد و افزود: پیش بینی میشود که با همکاری بخش خصوصی (تاکسی تلفنی) بتوانیم ، این مجموعه را تشکیل دهیم و نیاز مسافران خانم به راننده زن و خانمهای نیازمند به شغل “رانندگی” را رفع کنیم.
منبع:ایرنا
