انیمیشن‌های والت دیزنی و کلیشه‌سازی‌های جنسیتی

والت دیزنی معرّف انیمیشن آمریکایی است و کلیشه‌های جنسیتی در بسیاری از فیلم‌های کلاسیک آن وجود دارد.

اعظم صوفیانی*

کانون زنان ایرانی

بخش اول: معرفی والت دیزنی / آیا انیمیشن‌ها بی طرف هستند؟ آیا داستان‌های کهن عینا به فیلم تبدیل می‌شوند؟

در ایران همچون بسیاری از کشورهای جهان، آشنایی مردم با فیلم انیمیشن با آثار کلاسیک دیزنی شروع می‌شود. دیزنی یکی از معروف‌ترین و شاخص‌ترین شرکت‌ها در عرصه ساخت فیلم‌های انیمیشن است. والت و روی دیزنی (Walt & Roy Disney) در سال 1923 کار خود را با یک استودیوی کوچک انیمیشن آغاز کردند و اولین و محبوب‌ترین چهره انیمیشنی شرکت آن‌ها میکی ماوس (Mickey Mouse) بود که به عنوان نشان این شرکت نیز در آمد. در سال 1931 و 1932 میکی ماوس عضو ثابت فروشگاه‌های زنجیره‌ای امریکا می‌شود و چهره‌ای ثابت برای مصرف‌کننده کودک.
نویسنده مقاله

در انیمیشن، هنرهای مختلف نظیر قصه‌گویی، نقاشی، سینما، موسیقی و … دور هم جمع می‌شوند و مجموعه هنری منحصر به فردی می‌سازند؛ اگر سینما هنر ثبت حرکت است، انیمیشن هنر خلق حرکت است، به همین دلیل چند گامی از سینما جلوتر است و قدرت‌هایی فراتر از سینما دارد، نظیر توانایی انیمیشن در اغراق در تصاویر و صداها. در انیمیشن انسان‌ها، حیوانات و اشیاء می‌توانند به هر شکلی که در واقعیت ممکن نیست، درآیند. در انیمیشن اشیاء، اجسام، حیوانات و هرچیزی که تا به حال کسی صدای آن‌ها را نشنیده است، ناطق می‌شوند و جالب این است که تماشاگران این فیلم‌ها به طور غریزی از شنیدن صداهای نامتعارف از دهان شخصیت‌های انیمیشنی متعجب نمی‌شوند و به خوبی آن را باور می‌کنند. همچنین از آنجایی که انیمیشن بر مبنای تخیل، تصویر و حرکت است یعنی عناصری که برای همه انسان‌ها فارغ از سن، جنس، موقعیت جغرافیایی، زبان و فرهنگ جذابیت دارد و نیاز چندانی نیز به ترجمه ندارد، به همین دلیل می‌تواند فراتر از مرزهای زبانی، فرهنگی و حتی سنّی حرکت کند، یعنی مخاطبانی از تمام طیف‌ها داشته باشد و افرادی با فرهنگ‌های مختلف، در سنین مختلف، با زبان‌های مختلف می‌توانند مخاطب این هنر باشند. همه این‌ها، قدرت ارتباطی فوق‌العاده زیاد انیمیشن و امکان برقراری رابطه صمیمانه با مخاطب را نشان می‌دهد.

در ایران همچون بسیاری از کشورهای جهان، آشنایی مردم با فیلم انیمیشن با آثار کلاسیک دیزنی شروع می‌شود. دیزنی یکی از معروف‌ترین و شاخص‌ترین شرکت‌ها در عرصه ساخت فیلم‌های انیمیشن است. والت و روی دیزنی (Walt & Roy Disney) در سال ۱۹۲۳ کار خود را با یک استودیوی کوچک انیمیشن آغاز کردند و اولین و محبوب‌ترین چهره انیمیشنی شرکت آن‌ها میکی ماوس (Mickey Mouse) بود که به عنوان نشان این شرکت نیز در آمد. در سال ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ میکی ماوس عضو ثابت فروشگاه‌های زنجیره‌ای امریکا می‌شود و چهره‌ای ثابت برای مصرف‌کننده کودک.

داستان‌ها و افسانه‌ها در انیمیشن‌های دیزنی

در بیشتر فیلم‌های والت دیزنی، داستان‌های کلاسیک یا داستان‌های کهن و اسطوره‌ای در قالب فیلم انیمیشن درمی‌آیند و مجموعه‌ای سرشار از تخیل را می‌سازند که جاذبه بسیار زیادی هم برای کودکان و هم بزرگسالان ایجاد می‌کند. منشأ اغلب این فیلم‌ها را می‌توان در سه دسته خلاصه کرد:

  1. فیلم‌هایی که براساس داستان‌های کهن سینه به سینه یا افسانه‌ها هستند، مثل «رابین هود»، «هرکولس»، «پوکاهونتاس» و «مولان»؛
  2. فیلم‌های مبتنی بر داستان‌های پریان دارای مؤلف، مانند «سیندرلا» اثر شارل پرو، «سفیدبرفی و هفت کوتوله» اثر برادران گریم و «پری دریایی» از هانس کریستین اندرسون؛
  3. فیلم‌هایی که از روی داستان‌های فانتزی که از اواخر قرن نوزدهم بوجود آمدند ساخته شده‌اند. این داستان‌ها هر چند جدید هستند اما نویسندگان آن‌ها تحت تأثیر اسطوره‌ها و افسانه‌های عامیانه هستند، مثل «پینوکیو» از کارلو کلودی، «کتاب جنگل» نوشته رودیار کپلینگ، و «آلیس در سرزمین عجایب» شاهکار کارل لوئیس.

 این‌ها شکل کلی و غالب مجموعه فیلم‌های والت دیزنی هستند، البته فیلم‌های دیگری نیز وجود دارد که منشأ افسانه‌ای ندارند، مثلاً دیزنی از سال ۱۹۵۳ شروع به ساختن فیلم‌هایی ماجراجویانه و درباره طبیعت کرد. فیلم‌هایی نظیر «گربه‌های اشرافی»، «۱۰۱ سگ خالدار»، «ماجراهای وینی خرسه» محصول این دوره هستند و این روند تا سال ۱۹۸۸ ادامه داشت و به همین دلیل در فیلم‌های این دوران شخصیت‌های حیوانی زیادی وجود دارد. از سال ۱۹۸۹ با فیلم «پری دریایی» عصر رنسانس دیزنی شروع می‌شود و دوباره فیلم‌هایی با موضوع افسانه‌های پریان می‌سازد و این دوره تا سال ۱۹۹۹ و فیلم «تارزان» ادامه دارد. در دهه ۲۰۰۰ دیزنی فیلم‌های علمی تخیلی نظیر «آتلانتیس: امپراتوری گمشده»، «لیلو و استیچ» و «ملاقات با خانواده رابینسون» را نیز وارد کارنامه کاری خود می‌کند.

آن چه که اهمیت دارد این است که بیشتر شخصیت‌های فیلم‌های دیزنی از قصه‌های عامیانه و افسانه‌ها بیرون آمده‌اند و دیزنی از افسانه‌ها و قصه‌های عامیانه به عنوان سکوی پرش در آثار خود سود می‌برد. مهمترین و بهترین دلیل دیزنی برای استفاده از افسانه‌ها و قصه‌های عامیانه، جاودانگی آن آثار است، چون افسانه‌ها برخلاف داستان‌ها و رمان‌های اجتماعی تاریخ مصرف و انقضا ندارند و دیزنی به درستی تشخیص داد که برای ساختن بنایی ماندگار باید از مصالح ماندگار استفاده کرد.. این افسانه‌ها و قصه‌ها، آثار حاضر و آماده‌ای هستند که به دلیل شهرت، برای اکثر مخاطبان شناخته شده و به راحتی قابل درک هستند. از آنجایی که افسانه‌های مورد استفاده دیزنی، نویسنده یا صاحب امتیاز مدعی ندارند و راویان آن‌ها در قید حیات نیستند و روایت‌های مختلفی از یک افسانه موجود است، همه این‌ها، به دیزنی اجازه می‌دهد که به دلخواه و بدون مزاحمت منتقدان تغییراتی در داستان‌ها انجام دهد.

آیا داستان‌های کهن عیناً به فیلم تبدیل می‌شوند؟

شرایط رسانه یا فیلم چه تغییراتی را در اثر اصلی ناگزیر می‌سازد؟ آیا داستان‌های کهن عیناً به فیلم تبدیل می‌شوند؟ آیا اهداف نویسندگان داستان‌ها با اهداف فیلم‌سازان یکی است؟ این پرسش‌ها همواره در بحث اقتباس‌های ادبی وجود دارد. نکته مهم این است که فیلم و رمان با وجود عناصر مشترک‌شان آشکارا دو رسانه هنری متفاوتند و وانمود کردن به اینکه می‌توان از یک فیلم همان چیزهایی را به دست آورد که از یک رمان بزرگ، فریبی آشکار است. چون زبان کلامی ادبیات متفاوت از زبان بصری یا تصویری فیلم است، اهالی ادبیات غالباً بر این باورند که تبدیل قصه به فیلم یک نوع تقلیل است: فیلم از طریق به تصویر کشیدن شخصیت یا صحنه از طرف ما مجسم می‌کند آن چه را که نویسنده از ما خواسته بود مجسم کنیم

آثار دیزنی نیز صرفاً دخل و تصرف در ساختمان قصه‌ها و افسانه‌ها و اقتباسی از این داستان‌ها است و در ساخت فیلم‌ها یک سری کلیشه‌های سودآور به کار می‌رود. دو نمونه بارز این تغییر را می توان در «توبی تایلر» و «پینوکیو» والت دیزنی مشاهده کرد: هنگام ساخت فیلم پینوکیو، خصوصیات سایه‌روشن دار پینوکیو و پدر ژپتو در داستان اصلی رنگ باخت و پینوکیو تبدیل به موجودی بیش از حد خوشبخت و پدر ژپتو به انسانی بیش از حد خوش قلب تبدیل شد، یعنی شخصیت‌های سایه‌روشن رمان به شخصیت‌های سیاه و سفید فیلم تبدیل شدند. پینوکیوی واقعی، چون کلودی واقعی، به شکل غیرقابل انکاری ایتالیایی بود اما اقتباس سینمایی آن از ذهن انیمیشن‌پردازِ بلندپروازِ کتاب‌گریزی بیرون آمد که غرق در ارزش‌های امریکای اهل شکم بود و رؤیای ساختن یک امپراتوری انیمیشن کالیفرنیایی را در سر داشت. در داستان «توبی تایلر» از جیمز اوتیس کالر (۱۸۸۱) که دیزنی آن را به فیلم درآورده است، توبی فیلم برخلاف توبی رمان مجبور نیست از ماجراهای خود درس بگیرد، درسی که می‌گوید خانه خود آدم بهترین جاست. به این ترتیب هیچ موعظه‌ای اندر فواید خانه و مضرات فرار در کار نیست و پایان‌بندی آن نشان می‌دهد که دیزنی مضمونی را که کالر کتابش را بر آن استوار ساخته بود، کنار نهاده و به جز دیدگاهی کلیشه‌ای در مورد لذت مستتر در زندگی سیرک نتوانسته است چیز دیگری به جای آن بگذارد. در این فیلم، داستان کلیشه‌ای رسیدن از فقر به ثروت که ریشه در فرهنگ امریکایی دارد مطرح است. دیزنی، از رؤیای پسر امریکایی کلیشه‌ای درباره پیوستن به سیرک و تبدیل شدن به یک ستاره، بهره‌برداری می‌کند. در اینجا نیز فرمول قصه‌های پریان با پایان خوش ناگزیر تحقق می‌یابد و دیزنی همچنین از آن غم غربت برای زندگی به فرض شادتر امریکای ساده و بی غل و غش که به تاریخ آرمانی شده پیوسته است، بهره‌برداری می‌کند. فیلم دیزنی برخلاف رمان کالر، به روشنی می‌گوید که زندگی در سیرک پر است از هیجان، سفر، مردم مهربان، جایی که بچه می‌تواند به شهرت و ثروت برسد.

والت دیزنی، غول رسانه‌ای

با اینکه در آمریکا رقابت‌های زیادی بین شرکت‌های تولیدی وجود دارد اما تنها نام والت دیزنی است که معرّف انیمیشن آمریکایی است و سایر رقبا هرگز نتوانسته‌اند نام دیگری را جایگزین آن کنند. در حقیقت شهرت دیزنی تا بدانجا پیش رفته که بسیاری وی را خالق انیمیشن می‌پندارند. در امریکا مقوله انیمیشن به دو بخش عمده تقسیم می‌شود: انیمیشن دیزنی و انیمیشن همۀ کسان دیگر. همچنین، بازار انیمیشن امریکایی و عمدتاً تولیدات دیزنی به عنوان رقیب قدرتمند سبب می‌شود که برای سایر شرکت‌های انیمیشن در دیگر کشورها امکان کسب هویت پیش نیاید و دیگر شرکت‌ها از بیم شکست مالی، یا تولیدات کمی داشته باشند و یا محتوای تولیدات آن‌ها، تحت تأثیر انیمیشن‌های آمریکایی باشد. [البته در سال‌های اخیر، انیمه‌های کره‌ای و ژاپنی به رقیب قدرتمند انیمیشن‌های والت دیزنی تبدیل شده‌اند.]

نکته قابل توجه این است که مخاطب کودک و بزرگسال با هم بسیار فرق دارند؛ ما باید بین دو نشانه متفاوت مصرف، که کودک را به سینما متصل می‌کند تمایز قائل شویم. اول، کودک مصرف‌کننده فیلم‌ها است و دوم، کودک مصرف‌کننده کالاهایی است که در این فیلم‌ها نشان داده می‌شود. انیمیشن‌های دیزنی برای کودکان به ویژه از طریق مکانیسم‌های مصرف‌گرایی شکل گرفت. شخصیت‌های انیمیشنی چیزی نیستند جز فروشندگان دوره‌گرد برای انواع مختلف کالاها که به بچه‌ها فروخته می‌شوند. لباس‌ها، ویتامین‌ها، غلات صبحانه که مخصوص کودکان هستند به وسیلۀ شمار زیادی از شخصیت‌های انیمیشنی و حیوانات انسان‌نما  به فروش می‌رسند. هر چند که شبکه تلویزیونی دیزنی بدون تبلیغات است، اما به طور طبیعی، یک تبلیغ بزرگ برای امپراتوری والت دیزنی است. دیزنی از این تفاوتی که بین مخاطب کودک و بزرگسال وجود دارد، برای سود بیشتر استفاده می‌کند. به علاوه، فیلم‌های انیمیشن دیزنی مثل «شیرشاه»، «پوکاهونتاس» و «گوژپشت نتردام» نمونه‌های جالبی هستند که پیش از نمایش آن‌ها تبلیغاتی برای عرضه آن‌ها ساخته شد.

آن چه که برای شرکت دیزنی اهمیت دارد شخصیت‌سازی و ستاره‌سازی در فیلم‌ها است و ستاره‌سازی هالیوودی در آثار انیمیشنی دیزنی نیز دیده می‌شود. ماده یک قانون اساسی دیزنی تصریح می‌کند که «هر عنصر ممکن از یک تصویر باید نه بازنمایی صرف یک شخصیت یا یک عنصر چشم انداز، بلکه یک خاصیت بارز انفرادی و کاملاً مشخص باشد». به همین دلیل است که شخصیت‌های جانبی نیز همانند شخصیت‌های کلیدی فیلم‌ها ارزشمند هستند و توجه مخاطب را جلب می‌کنند. در واقع در دیزنی، رابطه بین مصرف‌گرایی، تجاری‌سازی و ظهور شخصیت‌های ستاره‌ای قابل مشاهده است. شخصیت‌های دیزنی عموماً ابتدا به عنوان ستاره‌های رسانه‌ای ظهور و توسعه یافتند و سپس وجه اسباب‌بازی و دیگر کالاها را پیدا کردند و می‌توان گفت اگر هالیوود صنعت فیلم بزرگسالان بود، دیزنی هم برای مخاطب کودک و یا به عبارتی مصرف‌کننده کودک و تقریباً با همان اهداف و رویکردها شکل گرفت.

وقتی بحث از شرکت‌های زنجیره‌ای و غول‌های رسانه‌ای می‌شود به دنبال آن بحث‌های مربوط به امپریالیسم فرهنگی و ارتباطی اهمیت پیدا می‌کند، چون فرآورده‌های تولیدی صنایع رسانه‌ای و ارتباطی با فرآورده‌های تولیدی صنایع دیگر فرق دارد. فرآورده‌های رسانه‌ای می‌توانند بر نحوه نگرش و درک ما از جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، اثر عمیقی بر جا بگذارند. بنابراین مالکیت و کنترل رسانه‌ها نه تنها عامل مهمی در تعیین ساختار و نحوه کارکرد و تولید فرآورده‌های رسانه‌ای است، بلکه در تولید فکر در جامعه نیز نقش دارد.

این مطلب ادامه دارد.

*توضیح نویسنده:این مطلب بر اساس پایان‌نامه کارشناسی ارشد نویسنده در سال ۱۳۸۹ با عنوان «والت دیزنی و کلیشه‌سازی برای کودکان؛ نحوه نمایش کلیشه‌های جنسیتی در فیلم‌های انیمیشن» و کتابی با عنوان «کودک، انیمیشن و تلویزیون» نگاشته شده است. نحوه نمایش جنسیت و کلیشه‌های جنسیتی در فیلم‌های انیمیشن والت دیزنی به عنوان برنامه‌های محبوب و پر مخاطب کودکان که بارها و بارها آن را تماشا می‌کنند، هدف اصلی این تحقیق است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.