هشتاد سال محتوای کلیشهای در والت دیزنی
انیمیشنهای والت دیزنی و کلیشهسازیهای جنسیتی
–بخش ششم و پایانی
تحلیل و بررسی فیلمها و شخصیتها
اعظم صوفیانی
همانطور که در بخش های پیشین گفته شد رسانهها تفاوتهای افراد درگروههای مختلف را به شکل تفاوتهایی طبیعی نشان میدهند و به این منظور تفاوتها را دائماً تکرار میکنند. هدف این پژوهش نحوه نمایش جنسیت و کلیشههای جنسیتی در فیلمهای انیمیشن والت دیزنی به عنوان فیلمهای پرمخاطب نزد کودکان بود. به این منظور، ۱۵ فیلم و ۹۲ شخصیت از نظر ویژگیهای ظاهری، ویژگیهای شخصیتی، رفتارهای شخصی و رفتارهای ارتباطی بررسی شد تا مشخص شود که آیا شخصیتهای زن و مرد در این فیلمها به شکل کلیشه ای نشان داده میشوند و تفاوتهای بین زنان و مردان بر حسب تفاوتهای طبیعی بین این دو جنس است یا بر مبنای کلیشهها. همچنین ویژگیها و رفتارهای شخصیتها را در سه دوره تاریخی (آغازین، میانی و اخیر) و در سه نژاد (سفیدپوست، سرخپوست و زردپوست) بررسی کردیم. این ۱۵ فیلم مربوط به دهههای ۱۹۳۰ تا ۲۰۰۰، عبارتند از: ۱- سفیدبرفی و هفت کوتوله (۱۹۳۷)، ۲- پینوکیو (۱۹۴۰)، ۳- پیتر پن (۱۹۵۳)، ۴- زیبای خفته (۱۹۵۹)، ۵- ۱۰۱ سگ خالدار (۱۹۶۱)، ۶- گربههای اشرافی (۱۹۷۰)، ۷- پری دریایی کوچک (۱۹۸۹)، ۸- علاءالدین (۱۹۹۲)، ۹- پوکاهونتاس (۱۹۹۵)، ۱۰- هرکولس (۱۹۹۷)، ۱۱- مولان (۱۹۹۸)، ۱۲- زندگی جدید امپراتور (۲۰۰۰)، ۱۳- آتلانتیس: امپراتوری گمشده (۲۰۰۱)، ۱۴- خرس برادر (۲۰۰۳)، ۱۵- ملاقات با خانواده رابینسون (۲۰۰۷). از آنجایی که کودکان از نظر جنسیت با شخصیتهایی که شکل انسانی دارند همذاتپنداری میکنند، در این تحقیق فقط شخصیتهای انسانی موجود در این فیلمها را بررسی میکنیم و دیگر موجودات از جمله حیوانات و شخصیتهای حیوانی انسان نما، موجودات فرازمینی مدّنظر نیستند.
از نظر «ویژگیهای ظاهری»، میتوان گفت که در فیلمهای والت دیزنی، مردان بیشتر از زنان و تقریباً دو برابر آنها ایفای نقش کردهاند. سفیدپوستان، بیشترین حضور را دارند و علیرغم نسبت جمعیت سیاهپوستان در امریکا، سیاهان در این فیلمها تقریباً اصلاً نشان داده نشدهاند و برعکس، زردپوستان و سرخپوستان حضور زیادی دارند. بیش از ۸۰ درصد شخصیتها با وضعیت اقتصادی-اجتماعی متوسط و بالا نمایش داده شدهاند. تنهایی و تجرد به میزان زیادی نمایش داده شده است و در مقابل شخصیتهای متأهل خیلی کم حضور دارند. دو گروه سنی کودک و نوجوان کمتر از سایر گروههای سنّی نشان داده شدهاند و در مقابل شخصیتهای جوان بیشترین حضور را دارند. شخصیتها با اندام متوسط و لاغر بیشتر به تصویر در میآیند و در مقابل چاقی و ورزشکاری کمتر نشان داده میشود. بیش از نیمی از شخصیتها با لباسهایی کاملاً پوشیده به نمایش در آمدهاند. شخصیتها با رنگ موی مشکی خیلی بیشتر نشان داده میشوند و سپس دو رنگ موی سفید و طلایی میان شخصیتها غالب است. از لحاظ شکل صورت، بیشتر شخصیتها با شکل صورت طبیعی نشان داده میشوند و بینی و چانه، دو عضوی هستند که بیشتر از سایر اعضای صورت برای کاریکاتوری کردن صورت شخصیتها استفاده میشود. شکل بدن شخصیتها نیز در اغلب موارد طبیعی نشان داده میشود. از نظر ویژگی خاص شخصیت از لحاظ توانایی و قدرت، در بیش از سه چهارم موارد توانایی و قدرت خاص ندارند و در میان شخصیتهایی که دارای توانایی فوقالعاده هستند، قدرت فوقالعاده ماورائی که به کمک نیروها و ابزارهای جادویی است، بیشتر نشان داده میشود.
بررسی «ویژگیهای شخصیتی» در میان شخصیتها نشان میدهد که در فیلمهای والت دیزنی شخصیتها با صفات و ویژگیهای خونگرم، مستقل، مسئولیتپذیر، واقعگرا، سرکش و مقتدر، فعال و کنشگر، مهربان و با عاطفه، جذاب و زیبا، متمدن، شجاع و جسور، باهوش، شاداب و سرزنده، نه مغرور نه متواضع، نه ساده لوح و نه فریبکار، نه مقاوم و نه زودرنج بیشتر نمایش داده میشوند. در مقابل صفتهای بیمار و رنجور، سادهلوح، حساس و زودرنج، متواضع و نسبتاً ظالم کمتر به تصویر درمیآیند.
از نظر «رفتارهای شخصی»، رفتارهای مطالعه کردن، گریه کردن، انجام فعالیتهای خانگی و انجام فعالیتهای فنّی بسیار کم حضور دارند و در مقابل رفتارهای عصبانی شدن، تصمیمگیری کردن، جیغ و فریاد زدن و انجام فعالیتهای رزمی و نمایشی زیاد نشان داده میشوند. همچنین بررسی نحوه رفتارهای شخصی نشان میدهد که در فیلمهای والت دیزنی، تمایل به رابطه معمولی و صمیمانه با حیوانات خیلی بیشتر از رابطه خشونتآمیز است. نحوه رابطه با اشیاء از رابطه معمولی به خشونتآمیز گرایش دارد. نحوه رابطه با طبیعت از رابطه معمولی به صمیمانه گرایش دارد. در مورد مقولههای نحوه صحبت کردن و نحوه راه رفتن هر دو حالت مؤدبانه و آزاد و راحت در میان شخصیتها نشان داده میشود.
به علاوه، شخصیتها کمتر با مواد غذایی و خوراکی نشان داده میشوند و در اغلب موارد نحوه غذاخوردن سبکسرانه و آزاد و راحت است.
از نظر «رفتارهای ارتباطی»، در فیلمهای والت دیزنی، رابطه میان شخصیتها با هم کمتر نشان داده میشود و بیشتر افراد به خصوص نقشهای اصلی با حیوانات و سایر موجودات ارتباط دارند و کمتر با انسانها نشان داده میشوند و به همین دلیل فراوانی حضور اغلب رفتارهای ارتباطی کم است. در میان مقولههای رفتارهای ارتباطی، رفتارهای پرخاشگری کردن، دستور دادن و همدردی کردن بیشتر نشان داده میشوند.
در فرضیه اول بررسی کردیم که آیا ویژگیهای ظاهری، ویژگیهای شخصیتی، رفتارهای شخصی و رفتارهای ارتباطی در میان شخصیتهای مذکر و مؤنث فیلمهای والت دیزنی به طور معنیداری متفاوت نشان داده میشود یا خیر. نتایج به دست آمده نشان میدهد که بسیاری از کلیشههای جنسیتی در فیلمهای والت دیزنی حضور دارند: شخصیتهای زن کمتر از شخصیتهای مرد در فیلمها نشان داده میشوند؛ آنها اغلب با اندام میانه و لاغر نشان داده میشوند و اصلاً عضلانی و ورزشکاری به تصویر در نمیآیند چون کلیشه رایج این است که زنان برای امر ورزش مناسب نیستند؛ معیار انتخاب زنان برای حضور در برنامهها جوانی و زیبایی است، همچنین کارهایی نظیر در آینه خود را نگاه کردن، اهمیت دادن به لباس و وضع ظاهری و آرایش کردن مو، رفتارهایی مختص شخصیتهای زن هستند؛ تأهل به عنوان یک ویژگی کلیشه ای زنانه، در فیلمهای والت دیزنی مشاهده میشود؛ مردان با شغلهای متنوع و متفاوتی از مشاغل ریاستی و سطح بالا تا مشاغل سطح پایین و منفی نشان داده میشوند اما در مورد زنان تعداد معدودی شغل آن هم در دوره اخیر وجود دارد که مشاغلی در ارتباط با شخصیتهای مرد است؛ زنان در رابطه با شوهر، پدر، پسر و رئیسشان و یا یک مرد دیگر تعریف میشوند؛ در خصوص نحوه رابطه با اشیاء، کلیشه لمس زنانه به چشم میخورد، در حالی که مردان بیشتر متمایل به رابطه خشونتآمیز با اشیاء هستند؛ زنان نه تنها در نحوه صحبت کردن بلکه در نحوه راه رفتن و غذاخوردن نیز رفتاری مؤدبانهتر از مردان دارند چون انتظار اجتماعی از زنان این است که مؤدب باشند؛ در فیلمهای دیزنی میتوان بسیاری از چیزها را به زنانه و مردانه تفکیک کرد، به طور مثال حیوانات، اشیاء، دخانیات و موادخوراکی زنانه و مردانه قابل تشخیص است. نکته دیگری که در این فرضیه به آن دست یافتیم این است که وقتی زنان کارهایی را که کلیشهای زنانه است انجام میدهند، نظیر گریه کردن، انجام کارهای خانگی، توجه به شکل ظاهری، فضولی و دخالت کردن، عواملی نظیر نژاد، گروه سنی (کودک و نوجوان یا پیر بودن)، وضعیت اقتصادی اجتماعی و شغل تأثیری ندارد. اما زمانی که شخصیتهای زن کارهای کلیشهای مردانه انجام میدهند، عوامل گروه سنی، نژاد، نقش مثبت یا منفی داشتن، شغل (خدمتکار و زیردست) اهمیت زیادی پیدا میکنند، به این ترتیب که انجام کارهای مردانه توسط زنان زمانی اتقاق میافتد که نقش منفی (ضدقهرمان) دارند یا رنگینپوست هستند و یا در گروه سنی پیر قرار میگیرند مثل انجام فعالیتهای بدنی، فعالیتهای رزمی و نمایشی، مسخره کردن، اشیاء و حیواناتی که با آنها نشان داده میشوند، شغلهای مردانه و سیگار کشیدن. در مورد شخصیتهای مرد نیز همینطور، زمانی که آنها کارهای کلیشهای مردانه نظیر فعالیتهای بدنی، فعالیتهای رزمی و نمایشی، مسخره کردن، عصبانی شدن و … انجام میدهند عوامل گروه سنی، نژاد، نقش مثبت یا منفی داشتن، شغل (خدمتکار و زیردست) نقش چندانی ندارند، اما زمانی که آنها کارهای کلیشهای زنانه انجام میدهند مثل گریه کردن، انجام کارهای خانگی، تعریف و تمجید کردن، فضولی و دخالت کردن، توجه به شکل ظاهری و … در این موارد شخصیتهای مرد، یا خدمتکار و زیردست هستند، یا رنگینپوست هستند و یا به گروه سنی کودک تعلق دارند.
در فرضیه دیگر، به دنبال این بودیم که آیا ویژگیهای ظاهری، ویژگیهای شخصیتی، رفتارهای شخصی و رفتارهای ارتباطی شخصیتها در سه دوره تاریخی فعالیت شرکت دیزنی (آغازین، میانی و اخیر) تغییری کرده است یا خیر. بررسیها نشان داد که در موارد زیادی تفاوت معنی داری بین سه دوره وجود ندارد، در واقع، دو دروه آغازین و میانی تفاوت چندانی با هم ندارند و بیشتر تفاوت مربوط به دوره اخیر با دو دوره دیگر است. دوره اخیر یا دهه ۱۹۹۰ نقطه عطفی برای تغییر در برخی ویژگیهای زنان و مردان است، هرچند که تغییرات مشاهده شده بیشتر در ویژگیهای ظاهری شخصیتهاست (نظیر تغییر در نحوه پوشش شخصیتها و روی کار آمدن لباسهای باز، ورود رنگینپوستان، تغیییر شکل بدن مردانه به صورت عضلانی و ورزشکار و اهمیت یافتن افراد دارای وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالا) و در شخصیتها تفاوت چندانی از نظر ویژگیهای شخصیتی و رفتارها مشاهده نشد.
این یافته نشان میدهد که ۸۰ سال تحولات اجتماعی و فرهنگی تا حدی بر کمیّت فیلمها تأثیر داشته است یعنی مثلاً تولیدات افزایش یافته، تعداد شخصیتهای فیلمها در دوره اخیر نسبت به دورههای آغازین و میانی بیشتر شدهاند و بر تعداد افراد بازیگر فیلم افزوده شده است، طبیعیگرایی در فیلمها بیشتر شده است، اما در کیفیت و محتوای فیلمها تغییر چندانی حاصل نشده است. در واقع در این ۸۰ سال محتوای داستانها همچنان کلیشهای (تقابل نیروهای خیر و شر و پیروزی نیکی بر بدی، روابط دگرجنسخواهانه زن و مرد) مانده است و فقط در برخی موارد ویژگیهای ظاهری شخصیتها تغییر کرده است. به نظر میرسد عوامل سیاسی (جنگ جهانی، جنگ سرد، انتخابات ریاست جمهوری) بیشتر از عوامل فرهنگی و اجتماعی در فیلمهای والت دیزنی تأثیر داشته است، که البته آن هم نه در جزئیات فیلمها و ویژگیهای شخصیتی و رفتاری شخصیتها بلکه به صورت کلی تأثیرگذار بوده است.
در فرضیه سوم، ما به دنبال بررسی تفاوتهای معنیدار میان شخصیتهای سفیدپوست، سرخپوست و زردپوست از نظر ویژگیهای ظاهری، ویژگیهای شخصیتی، رفتارهای شخصی و رفتارهای ارتباطی بودیم. نتایج بررسیها نشان داد که از نظر تفاوت میان ویژگیهای ظاهری و نژاد شخصیتها، تنها در مقوله وضعیت اقتصادی-اجتماعی تفاوت معنیدار وجود دارد، یعنی در فیلمهای والت دیزنی، سفیدپوستان با هر سه وضعیت اقتصادی-اجتماعی نشان داده شدهاند، در حالی که در مورد دو نژاد دیگر، شخصیتهای دارای وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین خیلی کم و تقریباً اصلاً به تصویر در نیامده اند. علاوه بر تفاوتهای معنیدار، در این بخش تفاوتهای قابل توجهی نیز مشاهده شد که از لحاظ آماری معتبر نبودند اما نکات مهمی را در فیلمهای والت دیزنی نشان میداد که عبارتند از: تنوع رنگ مو در سفیدپوستان خیلی بیشتر از دو نژاد دیگر است، شخصیتهای سرخپوست و زردپوست تنها با دو رنگ موی مشکی و سفید نشان داده میشوند، اما شخصیتهای سفیدپوست با همه نوع رنگ مو حضور دارند، هر چند که بیشتر با رنگ موی مشکی و سپس طلایی، سفید و قهوهای به تصویر در میآیند؛ نحوه پوشش باز در شخصیتهای مذکر و مؤنث سرخپوست و زردپوست خیلی بیشتر از شخصیتهای سفیدپوست دیده میشود؛ حالت موی آرایش شده بیشتر مختص شخصیتهای سفید پوست است و سرخپوستان و زردپوستان بیشتر با حالت موی طبیعی به تصویر در میآیند؛ شخصیتهای سرخپوست بیشتر با شکل صورت طبیعی نشان داده میشوند، اما شخصیتهای سفیدپوست و زردپوست تقریباً هم به شکل کاریکاتوری و هم به شکل طبیعی به نمایش در میآیند؛ برای کاریکاتوری نشان دادن بدن، در مورد شخصیتهای سفیدپوست، در اغلب موارد، اغراق در شکم و دست و پا دیده میشود، اما شخصیتهای سرخپوست و زردپوست با سرشانه کاریکاتوری میشوند که در واقع اغراق در نشان دادن آنها به صورت افرادی با بدنهای عضلانی و ورزشکار است. همچنین، این فرضیه نشان داد که سیاهپوستان شخصیتهای جذابی برای کودکان نیستند و طبق کلیشههایی که فانون از سیاهان میگوید که سیاهپوستان بد، حیوان، بدجنس و زشت هستند، پس در نتیجه این شخصیتها برای مخاطب کودک مناسب نیستند. به علاوه، در فیلم علاءالدین برخی از کلیشههای منتسب به شرقیها (اعراب و مسلمانان) همانطور که در بخشهای قبلی اشاره شد مشاهده میشود مانند کلیشههای ثروت بی حد و حصر داشتن، وحشیگری و درندهخویی، شتر و شترسواری، تنبلی و تنپروری و تمایل جنسی زنان. نکته مهم دیگر نمادهایی است که برای بازنمایی یا ارجاع دادن به نژادهای مختلف در فیلمهایی که به رنگینپوستان اختصاص دارد به کار میرود. یکی از مهمترین نمادها برای ارجاع و نشان دادن نژادها حیوانات هستند، اژدها، شتر، خرس و لاما نمونههایی از آن هستند. در موارد زیادی رفتارهای کلیشهای جنس مخالف از سوی افراد رنگینپوست سر میزند نه شخصیتهای سفیدپوست یا ویژگیهای کلیشهای جنس مخالف را افراد رنگینپوست داشتند. پادشاه، سلطان و امپراتور رنگینپوستان سلطه و قدرت چندانی ندارد و کارهایشان را دیگران (مشاور) انجام میدهند و در اغلب موارد زنان مشاور پادشاهان هستند. به این ترتیب شاید بتوان گفت در خصوص رنگینپوستان (به ویژه زردپوست و سرخپوست)، زنان کمتر در وضعیت فرودستی قرار میگیرند بلکه بیشتر مردان رنگینپوست فرودست هستند و زنان در مقایسه با مردان همنژاد خود در وضعیت بالاتری نشان داده میشوند. فقط در مورد زنان سیاهپوست شاید بتوان گفت که از نظر جنسیت، نژاد و طبقه در وضعیت فرودستی قرار میگیرند.
بازنمایی مفهومی است که تحت تأثیر عوامل زیادی (شامل عوامل رسانهای و عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی) است و نمیتوان آن را محدود به تحلیل متون رسانهای کرد، بلکه صنایع رسانهای و فرایندی که یک فیلم برای تولید پشت سر میگذارد، بر نحوه بازنماییها تأثیر دارد.
به این ترتیب، تحلیل جامع بازنمایی مفاهیم در رسانهها از جمله مفهوم جنسیت، نیازمند بررسی موارد زیادی است که تحقیقهای متوالی و متفاوتی را میطلبد. این پژوهش بازنمایی جنسیت را بیشتر از منظر تحلیل متن مورد توجه قرار داد و در مجموع نشان داد که کلیشهسازی و دو بخشی کردن جنسیت و طبیعیسازی آن در فیلمهای والت دیزنی مشاهده میشود. در این تحقیق نه در تمام موارد، اما موارد زیادی وجود دارد که در آنها زن و مرد از هم تفکیک و متمایز میشوند، تفکیک و تمایزی که بیانگر تفاوت طبیعی دو جنس نیست بلکه ناشی از تفاوتهایی است که سازندگان فیلمها برای زن و مرد در نظر گرفتهاند. در فیلمهای والت دیزنی هم کلیشههای رایج زنان و مردان که تحقیقات قبلی به آن رسیدهاند وجود دارد و هم کلیشههایی که مختص فیلمهای والت دیزنی است. شخصیتهای زن و مرد در بسیاری از موارد از هم تفکیک میشوند، هر چند که دوبخشی کردن زنان و مردان لزوماً به صورت خوب یا بد و بهنجار و نابهنجار نیست. همچنین، همانطور که در فرضیه دوم مشخص شد، تفاوت زیادی میان سه دوره تاریخی مختلف مشاهده نشد و در واقع یکسری ویژگیهای شخصیتی، رفتارهای شخصی و رفتارهای ارتباطی در تمام دورههای تاریخی تکرار میشود و به این ترتیب این رفتارها و ویژگیها به شکل رایج، عادی و طبیعی میشوند که تصور چیزی خلاف آن تعجب برانگیز است و طبیعیسازی به حدی است که حتی انتظار جابهجایی و عوض شدن ویژگیها و رفتارهای منتسب به شخصیتهای زن و مرد وجود ندارد. در خصوص نژاد نیز دیدیم که بین سفیدپوستان و رنگینپوستان اختلاف زیادی وجود دارد و مردان رنگینپوست در وضعیت فرودستی قرار میگیرند و برخلاف تحقیقات پیشین که معتقد بودند به زنان رنگینپوست هم نابرابری جنسیت و هم طبقه و نژاد تحمیل میشود اما در مورد دو نژاد سرخ و زرد تقریباً به خلاف آن دست یافتیم.
نتایج این پژوهش مشخص میکند که تحلیل و بررسی محتواهای رسانهای (به ویژه برنامههای خاص کودکان) اهمیت زیادی دارد، چون این برنامهها تأثیر زیادی بر کودکان میگذارند و از طرفی، رسانهها و از جمله فیلمهای انیمیشن والت دیزنی در بازنماییهای خود چندان بی طرف نیستند و سوگیریهای زیادی در آنها مشاهده میشود. این امر ما را متوجه دقت در انتخاب برنامههای کودکان، آموزش خوانش انتقادی رسانهها یا به نوعی سواد رسانهای به آنها میکند. همچنین از آنجایی که کودکان در مقابل برنامههای رسانهها آسیبپذیر هستند، بررسی محتواهای برنامههای آنها ضروری است به خصوص شخصیتهای انیمیشنی و شخصیتهایی که به صورت کلیشهای در میآیند و کودکان به مخت شکلهای مختلف نه فقط در رسانهها با آن روبهرو هستند بلکه در اسباببازیها و سایر لوازم کودکانه نیز این شخصیتها مشاهده میشوند.

