یاسمین سینایی: به کودکان رنگ،کاغذوقیچی بدهید
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ هنر ـ سارا امت علی:
«همه صفحه را رنگ کنید، شهری بکشید پر از خانه های رنگی. یکبار هم که شده دست از کوه و دشت و درخت بردارید، شهر باید پر از خانه باشد» یاسمین سینایی در کارگاه نقاشی کودکان این ها را گفت و بچه ها را آزاد گذاشت تا شهر خیالی شان را تصویر کنند. او که از ده سال پیش تا کنون آموزش هنر به کودکان مدرسه آلمانی ها را به عهده دارد، معتقد است مربی تنها باید ذوق بچه ها را هدایت کند. او با دخالت مستقیم در صفحه نقاشی بچه ها مخالف است. درباره چند و چون این بخش از آموزش هنر که با روح حساس و بکر کودکان ارتباط دارد، با او به گفت و گو نشستیم.
بچه ها از چه زمانی می توانند خلاقیت خود در عرصه هنر را بروز دهند؟
بچه ها به طور عادی از سن ۵ سالگی دقت کردن در محیط اطراف را شروع می کنند و محیط پیرامونشان را با جزییات بیشتری می کشند. ولی این مسئله در مورد همه کودکان صدق نمی کندو در بچه های مختلف تفاوت دارد. بچه های سه سال و نیمه و چهار ساله ای هستند که ایده مورد نظر در نقاشی را کاملا اجرا می کنند. به عنوان مربی هنر فکر می کنم بچه ها باید از ۵ سالگی در معرض آموزش هنری قرار گیرند.
ـ یعنی پیش از آن هیچ برنامه ای برای رشد و بروز خلاقیت کودکان نداریم؟
منظور من آموزش نقاشی از سن پنج سالگی است. در سنین پایینتر آشنایی با رنگ بسیار مهم است، اما نه صرفا از مسیر نقاشی. در این دوره تمرینهایی مثل انواع شیوههای ساده چاپ رنگی، قیچی کردن کاغذ، نحوه استفاده درست از مداد، نقاشی با انگشت و بازیهای مختلف با رنگ، بهترین وسیله برای رشد خلاقیت کودکان است. اما از پنج سالگی به بعد می توان به بچه ها موضوع داد و آنها را برای رسیدن به تکنیک درست در نقاشی، آموزش داد.
پژوهشهای اخیر در حوزه آموزش کودکان نشان میدهد کودکانی که پیش از دوسالگی در معرض آموزش هستند، نسبت به همسالان دیگر هوشمندترند. بچههایی که از دوران طفولیت در معرض آموزش هنر هستند چه تفاوتی با دیگران دارند؟
روند بروز آثار خلاقه در افرادی که پیش از دوسالگی آموزش هنر میبینند، سرعت می گیرد. در واقع تنها کودکانی به هنرمندان نام آور تبدیل می شوند که از نخستین ماه های زندگی در معرض آموزش قرار گیرند. مگر در موارد خاص که فرد استعدادی فوق العاده دارد و در واقع یک نابغه است. زمانی که کودک مداد را به دست میگیرد و نقاشی را شروع میکند، میتوان فهمید تا چه اندازه با هنر روبه رو بوده است. به عبارت دیگر این آموزشهای ابتدایی که باید نامحسوس باشند، روی رفتار کودک با رنگ و کاغذ هم نمود مییابد.
پس خانواده نقشی موثر در عرضه هنرمند به جامعه دارد.
معتقدم این مسئله صد درصد به خانواده بستگی دارد. رنگ و کاغذ تاثیر انکارناپذیری بر روحیه کودکان می گذارد. آنها باید با رنگ راحت باشند، ترس از درست یا غلط در نقاشی، ذوق بچه را کور میکند. در این میان به همان اندازه که خانواده میتواند هنرمند تربیت کند، میتواند مانعی برای تربیت هنرمندان هم باشد. متاسفانه از آنجا که پدرها و مادرهای امروز هم به شیوه ای نادرست آموزش دیده اند، کارهایی می کنند که باعث کور شدن ذوق هنرمندان کوچک میشود. البته خانواده هم بیتقصیر است، آنها هم به همین روش نقاشی کردن را یادگرفتهاند.
برای از میان بردن این نگاه چه باید کرد؟
برای جلب توجه پدر، مادرها برنامه های آموزشی باید به طور مداوم اجرا شود. این راهکار قطعا خیلی آرام پیش می رود، اما بی نتیجه نخواهد بود. مادرها باید خود را کنترل کنند و برای مقابله با دخالت در نقاشی فرزندان، تنها جعبه مدادرنگی و کاغذ را در اختیار کودک قرار دهند. اجازه ندهند فرزندشان از روی مدل نقاشی کند. دخالت در صفحه نقاشی بچه های کم سن که به تکنیک اشراف چندانی ندارند، اشتباه است اما در مورد بچههای دبستانی بیشترین کمک والدین در زمینه انتخاب موضوع است. موضوع باید توجه بچه را جلب کند. باید به کودکشان اجازه دهند ذهنیت خود را بر کاغذ پیاده کنند.
پدر، مادرها چطور می توانند بفهمند کودکشان در کدام رشته هنری مستعد است؟
موسیقی رایجترین رشته هنری در جامعه است. بچههایی که بدون برنامه آموزشی و بهطور عادی در معرض موسیقی قرار میگیرند، علایمی از خود بروز میدهند که نشان دهنده استعداد آنها است. علاقه به رنگ و گذران وقت با قیچی و کاغذ و مدادرنگی نشانه ای است حاکی از علاقه کودک به هنرهای تجسمی. والدینی که به رشد هنری فرزندشان اهمیت میدهند، باید به دنبال نشانههایی کوچک باشند که از علاقه درونی فرزندشان حکایت دارد. البته در حوزه آموزش هنر به کودکان همه چیز به هم مربوط است، بچه ها در فضایی مرتبط با موسیقی نقاشی میکنند زیرا موسیقی احساسی به بچه ها میدهد که باعث فوران هنری میشود.
روش هایی مدون برای پرورش خلاقیت در کودکان وجود دارد تا والدین از آن استفاده کنند؟
حتما روشهای مدونی وجود دارد که متاسفانه به زبان فارسی ترجمه نشدهاند. بیشتر منابع موجود برای آموزش مربی است. آموزش در واقع هدایت کردن کودک است به این شرط که خانواده هم سطح مطالعاتش را در همین زمینه هنر بالا ببرد. متاسفانه مربیان با یک پرسش عذاب آور از طرف خانواده ها رو به رو هستند. مادرهایی که کودکانشان را برای آموزش میآورند، مدام میپرسند بچه ما از کی میتواند رنگ و روغن یاد بگیرد؟ این دیدگاه در اغلب خانوادهها وجود دارد. آنها تصور میکنند نقاشی حتما باید با رنگ و روغن باشد و بتوان آن را به دیوار خانه آویخت. در حالی که تعریف نقاشی برای بچه ها خیلی فراتر از این است.
تعریف نقاشی برای بچه ها چیست؟
پیاده کردن تخیل کودکانه که بازتاب شرایط زندگی و دیدگاه کودک نسبت به زندگی و تجربه های هنری است که تا کنون فراگرفته است. دید و سلیقه هنری مهمترین بخش آموزش هنر به آنها است. اینکه بچه بتواند آنچه را در فکر و تخیلش هست روی کاغذ بیاورد. هدف ما در آموزش نقاشی به کودک این نیست که به او بیاموزیم چطور یک نقاشی را برای نصب روی دیوار خانه ترسیم کند.
قرار نیست همه هنرجویان شما ۱۵ سال بعد نقاشان تراز اول باشند ولی به هر حال این آموزش بر ذهن کودکان تاثیر می گذارد، ابعاد این تاثیر چیست؟
می توان کودکی را در نظر گرفت که در دوران کودکی به شنیدن موسیقی مبتذل عادت کرده، زدودن عادت به این نوع موسیقی در سنین بزرگسالی بسیار سخت است. در دیگر حوزه ها هم همینطور است. هدف نهایی آموزش هنر در واقع بالابردن سطح سلیقه جامعه است. کودک وقتی جایگاه هنر در زندگی انسان را دریافت، بهطور ناخودآگاه آن را در تمام شئون زندگیاش به کار میگیرد. ریشه بیتوجهی به هنر و معماری ایران در آدم بزرگهای امروز را باید در روزهای کودکی شان جست و جو کرد، روزهایی که هنر در زندگی آنها هیچ جایگاهی نداشت.
شیوه آموزش هنر در ایران و غرب را می توان با هم مقایسه کرد؟
در سیستمهای آموزشی مدرن آموزش هنر جایگاهی غیرقابل انکار دارد. بچهها در رشتههای غیر مرتبط با هنر به طور عادی هفتهای سه ساعت آموزش هنر دارند. علاوه بر این بچههای علاقهمند آموزشهای دیگری نیز دریافت میکنند. مثل کارگاههای عروسک سازی، نمایش سایه، کارگاه جواهرسازی و عکاسی. همه اینها بهانههایی هستند برای آشنا کردن کودکان با مقوله هنر. به عنوان مثال یکبار که قرار بود کافه تریای مدرسه آلمانی ها راهاندازی شود، به کمک دانش آموزان مدرسه محل کافه را آماده کردیم. رنگ میز و صندلی را بچهها به عهده گرفتند و لوگوی کافه را طراحی کردند. در قالب این سرگرمی بچهها احساس مسئولیت و همکاری با جمع را فراگرفتند. امروز آموزش هنر در مدرسه دیگر تنها آموزش مبانی هنری نیست. کارشناسان آموزش از این مسیر مهارتهای مختلفی را که در زندگی انسان موثر است، به بچهها آموزش میدهند. اما در ایران تنها تعداد اندکی مدرسه آنهم تنها در پایتخت به آموزش هنر توجه میکنند. در مدارس معمولی هنر کمرنگترین ماده درسی است. به ویژه در دبیرستان که به دلیل فشار درس، هنر به راحتی قلم گرفته میشود. بهنظر من نوجوانی که بهترین سالهای زندگیاش را در رقابتی شدید و سخت برای رسیدن به دانشگاه سپری میکند، حتما باید برای تخلیه این فشار جایی داشته باشد و زنگ هنر بهترین زمان برای این کار است.
برای رفع این معضل چه می توان کرد؟
میتوان با گروهی از دانشجویان هنر که هدف خودشان هم یادگیری است، آموزشهای هنری را به صورت کارگاههای آموزشی در مدارس تهران آغاز کرد و پس از مدتی به شهرستان ها تعمیم داد. این کار نیاز به هزینه گزاف ندارد. حمایتی مختصر از سوی آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای تحقق آن کفایت میکند.
در آخر میرسیم به توصیههای ایمنی. کودکان امروز باید چه روش هایی را یادبگیرند، تا نقاشان بزرگ فردا شوند؟
بچه ها باید استفاده از رنگ را یاد بگیرند و مدادسیاه را زمین بگذارند. باید یادبگیرند نقاشی شان را تمام کنند. برای افزایش تمرکز از پاک کن استفاده نکنند و به چیزی که می خواهند بکشند، فکر کنند. بچه ها باید یادبگیرند نقاشیشان را نجات دهند.
