مادران فلسطینی؛ حاملان میراث معنوی
خبرگزاری میراث فرهنگی _ گروه بینالملل _ لادن صادقیون
آذر ماه سال ۱۳۸۴ هنگامی که ایران در ثبت نوروز به عنوان میراث معنوی ناکام ماند ۴۳ کشور موفق به ثبت گوشه هائی از فرهنگشان در فهرست شاهکارهای شفاهی شدند. فلسطین هم از جمله این کشورها بود که سنت داستان سرائی را ثبت کرد.
حکایت، نوعی داستانگویی ویژه فلسطینیهاست که در بین زنان و کودکان در طول قرنها متداول بوده است.
این داستانها، ساختار افسانه ای دارد ولی مبتنی بر مسایل مرتبط با جوامع عرب خاورمیانه و مشکلات خانوادگی آنها است.
به این ترتیب حکایت در واقع نقد جوامع از دیدگاه زنان و ارایه تصویری از ساختار اجتماعی است که مستقیما با زندگی زنان در ارتباط است.
بیشتر مشکلاتی که در این داستانها نقل میشود بیانگر شکاف بین خواستههای زنان و وظایفشان است.
حکایت معمولا در شبهای زمستان به هنگام جشنها و مناسبتها در خانهها نقل میشود.
در این مراسم داستانگویی گروههای کوچکی متشکل از مادران و فرزندانشان شرکتمیکنند.
مردان به ندرت در این مراسم حاضر میشوند چرا که این عمل برای آنها ناپسند شمرده میشود.
قدرت بیان داستان به چگونگی بکارگیری زبان، تاکید، آهنگ صدا، تاثیر کلامی، به توانایی جلب توجه شنوندگان و انتقال آنها به دنیای خیال و رویا بستگیدارد.
سبک و شیوههای داستانگویی از قوانین زبانشناسی و ادبی پیروی میکند که با دیگر گونههای نقل داستان در بین مردم تفاوت دارد و مبتنی بر اصول کلامی و اشکال زبانشناسی است که در محاوره استفادهنمیشود.
این داستانها به لهجه فلسطینی در دو قالب لهجه روستایی «فالاهی» و لهجه شهری «مادانی» نقلمیشوند.
تقریبا تمامی زنان فلسطینی بالاتر از ۷۰ سال داستانگویان حکایت تلقی میشوند و این سنت توسط زنان سالمند ادامه مییابد.
البته داستانگویی بین دختران و پسران جوان برای تمرین یا تفریح غیرعادی نیست. با توجه به گسترش استفاده از تلویزیون و دیگر رسانههای جمعی که موجب میشود مردم آداب داستانگوی خود را حقیر و قدیمی بشمارند حکایت به سرعت در حال نابودی است.
در نتیجه مادران به جای نقل داستانهای فلسطینی برای کودکان خود، داستانهای خارجی تعریف میکنند.
عامل دیگری که تداوم حکایت را مورد تهدید قرارمیدهد عدم انسجام زندگی اجتماعی مردم به دلیل وضعیت سیاسی موجود در فلسطین است.
