جزییات اخذ تابعیت ایرانی برای فرزندان ۱۸ ساله
خبرگزاری میراثفرهنگی ـ سیاست و فرهنگ/ نگار حسینی
بحث دادن تابعیت به فرزندان متولد از مادر ایرانی و پدر غیر ایرانی بر اساس قانون تابعیت جمهوری اسلامی ایران بر دو اصل خون و خاک با ارجحیت خون بنا شده است. این بدان معناست که در قوانین تابعیت ایران، خون علت قطعی و بلاشک تابعیت بوده است و این قاعده در بند ۲ ماده ۹۷۶ قانون مدنی نمود بارز دارد و خاک از نقش ثانوی در این رابطه برخوردار است.
ماده ۹۶۴ قانون مدنی، روابط بین ابوین و اولاد را تابع قانون متبوع کشور پدر میداند مگر اینکه نسبت طفل فقط به مادر مسلم باشد.
” علیرضا احمدی” رییس اداره تابعیت وزارت امور خارجه درباره دریافت تابعیت ایرانی برای این فرزندان گفت: «افرادی که از ۱ فروردین ۱۳۵۸ به بعد با دارا بودن مادر ایرانی و پدر خارجی متولد شدهاند میتوانند پس از ۱۸ سالگی تابعیت ایرانی بگیرند. این در شرایطی امکانپذیر است که این افراد بعد از ۱۸ سالگی تابعیت خارجی خود را که از طرف پدر به آنها اعطا شده است، رد کنند.»
پیش از این مجلس شورای اسلامی اردیبهشت ماه سال جاری، طرح اعطای تابعیت ایرانی از طریق مادر به کسانی که دارای پدر غیرایرانی هستند یا خارج از ایران متولد شدهاند را رد کرده بود.
پیش از مصوبه امروز مجلس در دادن تابعیت فرزندان متولد از مادر ایرانی و پدر غیر ایرانی، احمدی” رییس اداره تابعیت وزارت امور خارجه در گفت و گو با میراث خبر به تشریح اقدامات این اداره و نیز ارایه جزییات بیشتر در این باره پرداخته بود. متن کامل این گفت و گو منتشر می شود.
مجلس شورای اسلامی اردیبهشت ماه سال جاری طرح اعطای تابعیت از طریق مادر را رد کرد. دیدگاه وزارت امور خارجه در این باره چیست؟
اصولا در دنیا سیستم تابعیت بر دو اصل استوار است. خون و خاک. اگر پدر کودکی ایرانی باشد در هر جای دنیا که به دنیا بیاید، ایرانی محسوب میشود. نسب به پدر میرسد و قانون تابعیت ایران نسب مادری را نمیپذیرد.
در تابعیت فرزند، نسب پدر شرط است. بنا بر اصل خاک، کودک در هر کشوری به دنیا بیایید، معمولا تابعیت همان کشور به او تعلق میگیرد. اگر فرزند از مادری ایرانی و پدری غیر ایرانی در ایران به دنیا بیاید، ایرانی محسوب میشود.
تصور نکنید که در این قوانین حق و حقوق خانمها نادیده گرفته شده است. تصویب هر یک از قوانین فلسفه خاصی دارد و اگر میخواهید فلسفه آن را بدانید حتما باید مذاکرات مجلس را در آن دوره بخوانید.
فلسفه قانونگذار در آن زمان که این قانون را تصویب کرده است، این بوده که ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی را ترویج نکند. برای این منظور به زن هشدار میدهد که در صورت ازدواج با غیر ایرانی حتی بچه او را ایرانی تلقی نمیکند. ضمن این که به خاطر رعایت اصل وحدت خانواده نمیتواند یک شوهر خارجی باشد و همه اعضای خانوادهاش ایرانی باشند یعنی واقعیت این است که معمولا مردان این را نمیپذیرند.
در این میان حقوق پدر غیر ایرانی چه می شود؟
ما باید حق و حقوق مرد غیر ایرانی را بپذیریم. او میخواهد فرزندش تابعیت کشور خودش را داشته باشد و ما نمیتوانیم به زور به او بگوییم چون زن ایرانی گرفتهای، حتما فرزندت ایرانی است. این فرد قطعا مقاومت میکند.
حتی در مورد اتباع افغانستان هم این طرز برخورد وجود دارد. آنها میخواهند فرزندشان از طریق مادر تابعیت ایرانی داشته باشد و در عین حال تابعیت افغانی نیز داشته باشد. این افراد معمولا نمیخواهند فرزندشان صرفا ایرانی باشد.
متاسفانه مادران ایرانی که در حاضر دنبال گرفتن شناسنامه برای فرزندانشان هستند، به این نکته توجه ندارند که شوهران اینها نمیخواهند بچه را دو دستی تقدیم کشور مادری کنند و تابعیت خود را نادیده بگیرند. این برای ما مشکل ایجاد میکند.
تمایل مادر ایرانی برای تابعیت فرزندش به کشور مادری چه جایگاهی دارد؟
فضایی که درباره تابعیت از طریق مادر وجود دارد بیشتر احساسی است. حتما باید به احساسات خانمها احترام بگذاریم. آنها احساس میکنند که اگر بچه تابعیت ایرانی داشته باشد، از امکانات بهتری برخوردار میشود، اما باید در تصویب و اجرای قوانین مصالح کشور را نیز در نظر بگیریم.
ما به طور کلی با موضوع مخالف نیستیم. برای رسیدگی به این موضوع، جلسات زیادی تشکیل شده است و من در همینجا به مادران ایرانی میگویم که ما مخالفتی با اصل موضوع نداریم.
یعنی شما با تابعیت از طریق مادر مخالفتی ندارید؟
نه، تعبیرش این نیست. ما در واقع میخواهیم یک احساس امنیت خاطر به مادران ایرانی بدهیم. تعبیر حقوقی این است که ما پیشنهادی به مجلس دادهایم مبنی بر اینکه اجازه بدهند این بچهها به سن ۱۸ سالگی برسند، وقتی ۱۸ ساله شدند با این شرط که خودشان تمایل داشته باشند، ما تعهد میدهیم که تابعیت ایرانی به آنها بدهیم و این موضوع به قانون تبدیل شود.
فکر میکنم باید به این بچهها اجازه بدهیم خودشان تصمیم بگیرند که میخواهند تابعیت پدر را داشته باشند یا تابعیت ایرانی را.
اگر این افراد تا ۱۸ سالگی مشکلی پیدا کردند چطور؟ مثلا در مورد افاغنه و عراقیها که در حال حاضر در کشورشان با مشکلاتی روبرو هستند. آیا این افراد میتوانند شناسنامه بگیرند؟
نه، اگر حضورشان قانونی نباشد، شناسنامه نمیتوانند بگیرند.
اگر تا ۱۸ سالگی شناسنامه نداشته باشند، نمیتوانند به مدرسه بروند و از حقوق اساسی دیگری نیز محروم میشوند.
در این موارد دیده شده است که مادران ایرانی میگویند فرزندانشان هویت ندارند. از نظر ما این بچهها بیهویت نیستند تابعیت پدرشان را دارند. یعنی برای مثال افغانی هستند یا عراقی.
تابعیت به خاک هم بازمیگردد. وقتی کودکی در ایران به دنیا بیاید تابعیت ایرانی دارد. از خون به افغانستان و از خاک به ایران. در این مورد چگونه رفتار می شود؟
این مورد ضوابط خاصی دارد. این قانون شامل کسانی میشود که قانونی وارد ایران شده باشند و در ایران هم حضور قانونی داشته باشند.
پس در مورد افاغنه و عراقیهایی که مشکل قانونی ندارند، مشکلی وجود ندارد؟
نه، ما به فرزند هر مرد غیر ایرانی که قانونی وارد ایران شده باشد و قانونی ازدواج کرده و فرزندش در ایران به دنیا بیاید، تابعیت ایرانی میدهیم.
حتی در مورد عراقیها و افغانیهایی که اینجا پناهنده هستند، یا با گذرنامه وارد شدهاند و اقامت قانونی داشتهاند، این قانون اجرا میشود و روزانه تعداد زیادی از این افراد شناسنامه ایرانی میگیرند.
اگر این حضور در ایران قانونی نباشد، تا ۱۸ سالگی باید صبر کنند سپس تابعیت را انتخاب کنند؟
ول بگذارید این نکته روشن شود، از نظر ما کسانی که از پدر افغانی به دنیا آمدهاند، افغانی هستند. نکته دوم این که این افراد حتما باید برای گرفتن گذرنامه افغانی یا کشور دیگر اقدام کنند و سومین اقدامی که توسط دولت ایران صورت میگیرد، این است که ما به این افراد اقامت میدهیم چون مادرشان ایرانی است. آنها میتوانند تا ۱۸ سالگی از همه امکانات جاری مانند مدرسه ، دانشگاه و بهداشت استفاده کنند. ۱۸ ساله که شدند، خودشان تصمیم بگیرند.
طرحی که ما به مجلس و دولت ارائه کردیم این است که این افراد ۱۸ ساله، اگر میخواهند تابعیت ایرانی بگیرند، باید تابعیت پدر را ترک کنند. هیچ شرطی هم نمیگذاریم. حتی در قانون تابعیت ایران آمده است که هر فرد باید ۵ سال مقیم ایران باشد و بعد تابعیت بگیرد، ما این شرط را هم برای این افراد برداشتهایم.
امتیاز آن در این است که فرزندان همه خانمهای ایرانی که در خارج از ایران متولد میشوند، میتوانند ایرانی شوند. در واقع بحث شما این بود که در ایران به دنیا آمده باشند اما با این طرح، فرزندان مادران ایرانی در هر جای دنیا که به دنیا آمده باشند، می توانند تابعیت مادرشان را بگیرند.
بحث دوتابعیتیها از چه زمانی باب شد؟
در بحث حقوق بینالملل در سالهای اخیر وقتی بحث دو تابعیتی مطرح شد که تعداد زیادی از افراد به خصوص مهاجرانی که ترجیح میدادند در کشور دوم، اقامت دائمی داشته باشند، تابعیت آن کشور را گرفتند. یک سری از این کشورها به نیروی انسانی نیاز داشتند و گرفتن نیروهای جدید را در دستور کار قرار دادند. برای نمونه آمریکا از بدو تاسیس تا به حال هر ساله تعداد زیادی مهاجر میپذیرد. استرالیا و کانادا نیز از این دست کشورها بودند. بعد از این که این کشورهای جدیدالتاسیس شروع به دادن تابعیت به این مهاجران کردند، بحث تابعیت دو گانه مطرح شد زیرا بسیاری از این افراد تابعیت دولت پیشین خود را ترک نکرده بودند.
حدود ۱۰۰ سال از بحث تابعیت دوگانه میگذرد. در قانون مدنی ایران، در ماده ۹۸۹ تکلیف این موضوع روشن شده است. در این ماده آمده است که کسانی که بعد از سال ۱۲۸۰ شمسی اقدام به گرفتن تابعیت خارجی بدون طی مراحل قانونی کنند (به این معنا که تابعیت ایرانی را ترک نکرده باشند)، از نظر دولت ایران کماکان ایرانی هستند و تابعیت خارجیشان کان لم یکن تلقی میشود.
البته در سالهای بعدی اصلاحاتی در این قانون انجام شد. مجازاتهایی هم برای این افرادی که پیش از ترک تابعیت ایرانی تابعیت دیگری را پذیرفتهاند، مقرر شد. این مجازاتها دو بعد دارد، بعد اقتصادی و سیاسی.
این مجازاتها چگونه است؟
این افراد باید همه اموالی را که در ایران دارند، بفروشند. اگر خود این افراد این اقدام را انجام ندهند، دادستان به عنوان نماینده حکومت اموال آنها را میفروشد و پول آنها را میدهد. این مجازات اقتصادی است.
مجازات سیاسی هم داریم. این افراد در واقع به تابعیت کشور خودش پشت کردهاند. مجازات سیاسی این است که آنها دیگر نمیتوانند مشاغل دولتی مانند نمایندگی مجلس و شوراها را بگیرند. البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی بحث مجازاتهای اقتصادی مسکوت ماند و تا به حال اعمال نشده است. حتی وزارت امور خارجه پیشنهاد حذف این بند را داده است که در طی مراحل قانونی هنوز موفق نشده است. حذف این بند در مجلس ششم در شور اول تصویب شد ولی با پایان یافتن عمر مجلس ششم، به شور دوم نرسید. دلیل پیشنهاد وزارت امور خارجه مبنی بر حذف این بند، این اعتقاد بود که با وجودی که این قانون اجرا نمیشود، برای ایجاد احساس امنیت اقتصادی بهتر است حذف شود.
در سایر کشورها شرایط دو تابعیتیها چگونه است؟
وقتی بحث مشکل ایران و آمریکا مطرح شد عدهای ایرانی با تابعیت آمریکایی علیه دولت ایران شکایت کردند و این نخستین باری بود که تبعههای یک کشور دیگر از کشور اولیه شکایت میکردند. در دادگاه لاهه بحثهای مفصلی میان بهترین استادان حقوق دنیا درباره اینکه آیا این شکایت اصولا شدنی هست یا خیر در گرفت.
این بحث یک سال طول کشید و در نهایت دادگاه لاهه رای داد که در واقع به نوعی آخرین حرف در موضوع دوتابعیتیها است.
این رای، تابعیت موثر یا غالب را مطرح کرد. در این رای آمده بود ما قبول داریم که فردی که تابعیت کشور دومی را گرفته است، تابعیت کشور اولیه را ترک نکرده است و هنوز تبعه کشور اولیه است اما یک واقعیت وجود دارد که او تبعه کشور دومی نیز هست. به جهت اقتصادی و دیگر شاخصها باید بسنجیم و ببینیم کدام تابعیت موثرتر و سرنوشتسازتر است. هرکدام که موثرتر بود، تابعیت موثر او در نظر گرفته میشود.
سرنوشت ساز به چه معنا؟ چه ویژگی خاصی وجود دارد؟
همه چیز. همه موارد مانند موارد اقتصادی، به این معنا که داراییهای مهم این فرد در کدام کشور قرار دارد، بررسی میشود.
بررسی موردی می شود؟
بررسی ماهوی می شود و به طور کلی نمیتوان قضاوت کرد. اگر ارزیابی کنیم این یک واقعیت است که صدها میلیون نفر دوتابعیتی هستند و باید بپذیریم که یکی از این دو در سرنوشت فرد غالب است.
آیا ایران تابعیت موثر را میپذیرد؟
تابعیت موثر یک دیدگاه بینالمللی است اما دولت ایران این دیدگاه و بحث تابعیت موثر را نمیپذیرد. به هر حال تابعیت دوگانه در ایران جرم نیست، فقط فرد را از یک سری حق و حقوق محروم میکند. اگر افراد آگاهانه اقدام کنند و بدون ترک تابعیت اولیه تابعیت دیگری را بپذیرند، باید این حق را به دولتشان بدهند که همه حق و حقوقی که به یک شهروند عادی میدهد به آنها اعطا نکند.
طبق قانون ایران این فرد اگر مراحل قانونی مثل خدمت سربازی را طی کرده باشد می تواند از تابعیت ایران بیرون برود. اما دولت ایران امکان دیگری نیز فراهم کرده است که فرد هر زمان که خواست، به تابعیت ایرانی برگردد و از همه حقوقش هم بهرهمند میشود.
برمیگردیم به بچههایی که از والدین ایرانی در اروپا و آمریکا متولد شدهاند و ظرفیتهای بالقوه گردشگری ایران محسوب میشوند، اینها برای آمدن به ایران مشکلی ندارند؟ برای مثال بچهای که در آلمان به دنیا آمده، اگر بخواهد به ایران بیاید با توجه به اینکه تابعیت کشور دوم را دارد و تابعیت ایران را نیز از نظر دولت ایران دارد، با مشکلی مواجه خواهد شد؟
همانطور که گفتم از نظر ما اینها ایرانی هستند و مثل همه اتباع ایران باید با گذرنامه ایرانی وارد ایران شوند. برای این افراد تسهیلات ویژهای قرار دادهایم که حتی بچههای من و شما در ایران از آن بهرهمند نیستند.
برای کل نظام ایران اعم از نیروی انتظامی و نظام وظیفه و وزارت ارشاد و وزارت امور خارجه، این موضوع که ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل برقرار باشد، بسیار مهم است. عمده این اهمیت به لحاظ فرهنگی است و بخشی از آن نیز اقتصادی است.
واقعیت این است که یک ایرانی مقیم خارج از کشور، وقتی به ایران بیاید، به اندازه یک توریست و حتی خیلی بیشتر برای ایران منافع اقتصادی دارد. او خیلی از ضروریاتش را از ایران با خود میبرد. ضروریاتی مانند پوشاک و مواد خوراکی.
بنابراین نظام ایران همه موانع را برای حضور این افراد در ایران رفع کرده است. عمدهترین مانعی که برای افراد مذکور وجود داشته، مشکل سربازی بوده است که با موافقت مقام معظم رهبری این افراد، در سال ۳ ماه میتوانند به ایران بیایند و نگران سربازی هم نباشند. حتی در صورت اضطرار، میتوانند اقامت خود را تا ۳ ماه دیگر تمدید کنند.
در واقع مساعدت لازم از طریق وزارت امور خارجه، نیروی انتظامی و نظام وظیفه انجام میشود تا این افراد بتوانند به راحتی سالی یک بار به ایران سفر کنند.
پس در عمل این افراد با گذرنامه ایرانی در ورود به ایران مشکلی ندارند؟
بله درست است.
اگر با گذرنامه خارجی به ایران بیایند چه اتفاقی برایشان میافتد؟
اگر فرد شناسنامه ایرانی گرفته باشد، در این صورت حتما با مشکل مواجه میشود. من به این افراد توصیه نمیکنم که با گذرنامه خارجی به ایران وارد شوند، چون نه تنها هیچ امتیازی برایشان تلقی نمیشود بلکه محدودیت نیز برایشان به وجود میآید.
البته وزارت امور خارجه مسوول ورود و خروج افراد نیست. ممکن است در بدو ورود این افراد به کشور، افسر نیروی انتظامی متوجه شود که ایرانی هستند، در نتیجه موظف است که گذرنامه آنها را بگیرد و برای وزارت امور خارجه بفرستد. این افراد اگر شناسنامه ایرانی نگرفته باشند، باید شناسنامه بگیرند، سپس باید گذرنامه ایرانی بگیرند تا بتواند از کشور خارج شوند. با این حساب، سفر این افراد مجموعه ای از مشکلات میشود.
ممکن است افرادی از این موارد اطلاع نداشته باشند؟
موراد نادری اتفاق میافتد. البته اگر از نمایندگیهای ما سوال کنند، پاسخ میگیرند. در سایت وزارت امور خارجه نیز در بخش توصیههای سفر به کشورها، چنین توصیهای وجود دارد.
همچنین در موقع گرفتن ویزا به فرد اطلاع میدهند که با گذرنامه خارجی نمیتواند به ایران وارد شود، چون میدانید که یکی از ممنوعیتهای صدور روادید خارجی برای متقاضیان ورود به ایران این است که مسوولان صدور روادید متوجه شوند فرد ایرانی است و ترک تابعیت نکرده است. این موارد ممکن است در رابطه با کشورهایی اتفاق بیفتد که مسافران برای ورود و خروج به این کشورها نیازی به روادید ندارند، کشورهایی مانند ترکیه.
اما وزارت امورخارجه به طور کلی این شکل ورود به ایران را توصیه نمیکند چون اگر متوجه این موضوع شود، مجبور است گذرنامه خارجی آنها را بگیرد، البته بعدا به آنها برگردانده میشود ولی با آن گذرنامه نمیتوانند از ایران خارج شوند و گرفتن گذرنامه ایرانی نیز مستلزم گذر زمان است.
پیشنهادی که ما داریم این است که سازمان میراثفرهنگی و گردشگری با همکاری بخش خصوصی یعنی آژانسها تسهیلاتی مانند تور ویژه ایرانیان خارج از کشور برای این افراد برگزار کنند.
در کشورهای خارجی به ویژه آمریکا، تعدادی از ایرانیان هستند که ایران را ندیدهاند و تمایل دارند به ایران بیایند و در عین حال قوم و خویش درجه یکی هم در ایران ندارند و انگیزهای هم برای ماندن در ایران ندارند و بعضا پدر و مادر این افراد هم نمیخواهند همراه آنها بیایند. برگزاری این تورهای ویژه ایرانیان خارج از کشور موجب میشود این افراد بتوانند به ایران بیایند و در مورد ایران تصور واقعی پیدا کنند.
