ایران دارای رتبه ۸۷ «توانمندسازی جنسیتی» در میان ۱۰۲ کشور جهان
بررسیهای گوناگون در زمینه مدیریت زنان در کشورهای مختلف اعم از پیشرفته، در حال توسعه و عقب مانده نشان میدهد که عوامل فرهنگی، امور خانهداری، بچهداری و تداخل آن با مشاغل اجتماعی و بیرون از خانه و ضعف در آموزش مدیران زن و اذهان عمومی، سهم قابل توجهی در پایین بودن مشارکت زنان در بخشهای مدیریتی دارد و به نظر میرسد که ایران و تمامی کشورهایی که سهم اندکی از مدیریت در کشورشان را به زنان اختصاص میدهند، در دام وضعیت موجود گرفتار شدهاند؛ به گونهای که سهم مدیریت زنان ایرانی در کشور کمتر از ۳ درصد است.
به گزارش سرویس «زنان» ایسنا تحقیقات صورت گرفته نشان میدهد از مجموع کل زنان شاغل در کشور، فقط ۱۷ درصد پست مدیریت را کسب کردهاند؛ در حالیکه مقایسه سطح تحصیلات زنان و مردان در پستهای مدیریتی مشابه، نشان میدهد زنان مدیر از سطح تحصیلات بالاتری نسبت به مردان برخوردارند.
«فریبا فرشادمهر» با استناد به تحقیقی پیرامون «نگاهی به حضور مدیریتی زنان در ایران و جهان» تصریح میکند: نسبت زنان مدیر و متخصص به مردان مدیر و متخصص در سال ۷۵، ۵/۱۴ زن در مقابل ۱۰۰ مرد و نسبت متخصصان غیرمدیر با تحصیلات عالی نیز ۱۰۰ مرد در مقابل ۲۷ زن بوده است؛ از سوی دیگر طی سالهای ۷۵ تا ۸۰ تعداد مدیران زن با ۳۲/۱۰ درصد رشد سالانه از ۷۲۶ نفر به یکهزار و ۱۸۶ نفر افزایش یافته است که در حال حاضر از مجموع این تعداد مدیر زن، ۶۸ درصد در سطح مدیران عالی، ۸۸/۲۴ درصد مدیران میانی و ۴۴/۷۶ درصد در سطح مدیران پایه مشغول به فعالیتاند.
بر این اساس نسبت مدیران زن به کل مدیران در سال ۸۰، علیرغم افزایش نسبت مدیران شاغل در سطح عالی به دلیل کاهش نسبت مدیران سطوح پایه و میانی کاهش یافته است.همچنین مقایسه تعداد مدیران زن و مرد در این دوره بیانگر آن است که تعداد مدیران مرد ۳۵ برابر مدیران زن افزایش داشته است و از سویی دیگر در برابر ۱۶ هزار و ۸۱۲ مرد شاغل تنها ۴۶۰ مدیر زن شاغل وجود داشته است.
به گزارش ایسنا، این تحقیق نشاندهنده پایین بودن میزان مشارکت و موفقیت زنان در کسب پستهای مدیریتی و کمبود فرصتها برای آنهاست؛ این در حالیست که متأسفانه در اغلب دستگاههای دولتی میزان حضور زنان در سطوح مدیریتی بسیار پایین است و در مطلوبترین وضعیت تنها ۶ درصد کارکنان در سطوح مختلف مدیریتی فعالیت میکنند.
گفتنی است که در سایر کشورهای جهان نیز وضع با اندکی تفاوت به همین منوال رقم خورده است؛ به عنوان مثال در سه سال گذشته زنان آلمانی فقط ۲/۹ درصد از مشاغل مدیریتی را تصاحب کردهاند که به گفته یکی از مدیران زن اتحادیه کارگری این کشور هر چند آلمان کشوری پیشرفته محسوب میشود، اما از این نظر وضعیت نامطلوبی دارد.
در سایر کشورهایی چون آمریکا، انگلستان و فرانسه نیز سهم مدیریت زنان به ترتیب ۴۳، ۳۲ و۲۸ درصد گزارش شده است.
همچنین مشارکت زنان در عرصههای سیاسی بخش دیگری از مشارکت آنها بوده که آمارهای جهانی در زمینه «زنان در سیاست» حاکیست که در میان بیش از ۱۸۰ کشور، زنان فقط در ۱۲ کشور مانند پرو، فنلاند، سنگال، هلند، اندونزی و… حکومت میکنند؛ ضمن این که ۷ درصد کل وزرای جهان زن هستند.
همچنین در مقایسه ایران با شاخصهای جهانی، شاخص توسعه مبتنی بر جنسیت(GDI) بین ۱۶۳ کشوری که این شاخص برای آنها در سال ۱۹۹۵ محاسبه شده ایران مقام ۹۲ را کسب کرده است.
از نظر معیار توانمندی جنسیتی (GEM) نیز ایران در بین ۱۰۲ کشور رتبه ۸۷ را بدست آورده است.
نتایج این بررسیها نشان میدهد هر چند تعداد زنان در نقش نیروی کار رو به افزایش بوده و از طرف دیگر جامعه و مقررات دولتی، ورود زنان به مشاغل مختلف را نسبت به گذشته آسان کرده، اما پیشرفت زنان در نقشهای مدیریتی به دلایل مختلف دارای حرکت کندی است. از جمله این دلایل، باورهای سنتی و جهتگیریهایی بر ضد زنان است که آنها را فاقد شرایط لازم برای مدیریت مؤثر میداند و به خصوصیات مردانه ارزش بالاتری نسبت به خصوصیات زنانه در سمتهای مدیریتی میدهد.
به اعتقاد برخی نظریهپردازان برای کاهش مشکل زنان از نظر نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باید به آموزش آنها توجه ویژه شود؛ چرا که در شرایط فعلی یکی از شرایط لازم برای احراز مشاغل مدیریتی، تحصیلات دانشگاهی به خصوص در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری است.
در این راستا مرکزی برای زنان و به صورت مستقل و غیردولتی با عنوان مرکز بینالمللی آموزش زنان(I.T.W) تاسیس شد تا نیازهای گسترده زنان را در خصوص آموزش مدیریت، توسعه مهارتها، استقلال اقتصادی زنان در خلال آموزش، ایجاد تساوی جنسیتی در محل کار و خانه و… مرتفع کند.
