تفکیک جنسیتی مشکل زنان افغانی
سعد محسنی
طی دو دهه جنگ و سیاستهای خشونتبار طالبان در افغانستان، زنان افغان،فراموش شده بودند و اهمیت نقشی که میتوانستند در جامعه ایفا کنند دستکم گرفته میشد. اکنون هم در میان افغانها و هم جامعهء بینالمللی انگیزههایی برای جبران ضایعاتی که در آن سالها بر زنان افغانی رفته به وجود آمده است.
از یک سو صدها سازمان غیردولتی زنان برای رسیدگی به امور زنان در افغانستان تاسیس شده و از سوی دیگر در برنامهریزیها و سیاستهای کلان و دولتی سعی میشود به نیازهای زنان توجه شود.
یکی از مسایل مورد اختلاف در چارهجویی برای حل مشکلات زنان افغان این است که آیا باید پروژههایی را صرفاً برای زنان پیاده کرد یا نهادهایی که زنان و مردان را در برمیگیرند با امتیازات ویژه برای زنان تقویت کرد. این مساله از آنجا اهمیت مییابد که جامعهء افغانستان هم اکنون جامعهای شدیداً تفکیک شده است. زنان و مردان افغانی عموماً زندگیای موازی با یکدیگر دارند. آنها از کودکی از هم جدا میشوند و فرصتی برای شریک شدن در امور یکدیگر و یاد گرفتن مهارتهایی که برای پیوند اجتماعی لازم است، نمییابند. این مساله بازتاب خود را در اقتصاد خصوصی نوپای افغانستان به شدت نشان میدهد. مرزهایی که میان زنان و مردان در دسترسی به منابع محدود بخش خصوصی کشیده میشود موانع جدیدی پیش روی زنان گذاشته و عرصهء اقتصادی را از فعالیتهای طبیعی ناشی از همبستگی دو جنس تهی ساخته است.
در سالهای گذشته تلاش سازمانهای غیردولتی بینالمللی در آموزش زنان برای مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی بسیار موثر بوده و اعتماد به نفس و استقلال آنها را افزایش داده است. با این حال، تفکیک جنسیتی در افغانستان ابعاد پیچیدهای به مسایل زنان بخشیده و اثربخشی الگوهای از پیش تعیین شده را بعضاً زیر سوال برده است. در چشماندازی وسیع، میتوان گفت که هنوز زنان افغان تا حد زیادی منزوی هستند و به خصوص از بخش خصوصی اقتصاد عملاً برکنار ماندهاند. گاهی پروژههای بینالمللی، باوجود آنکه با هدف رونق اقتصادی و مشارکت بیشتر زنان و مردان آغاز میشود، اما در عمل راه را برای مشارکت میبندد و مشکلات جدیدی پدید میآورد.
به عنوان مثال، چندی پیش یک سازمان مرتبط با صندوق توسعهء سازمان ملل برای زنان (یونیفم) پیشنهاد کرد که یک پارک صنعتی برای زنان در کابل احداث شود. قرار بود این پارک با نام آثار منسوجات کابل در حومهء کابل به این منظور تاسیس شود که زنان برای کار و خرید از خانههایشان خارج شوند. اما از آنجا که فاصلهء این پارک تا شهر زیاد بود زنان در طی مسیر با خطر تهدید و ارعاب یا آزار و اذیت مردان روبه رو میشدند یا ناچار میشدند از ایستگاههای بازرسی عبور کنند. این سبب شد که زنان افغانی استقبالی را که انتظار میرفت از این پارک به عمل نیاورند. هم اکنون کارفرمایان افغانی متوجه شدهاند زنانی که میخواهند کار کنند با مشکل حمل و نقل برای طی مسیر خانه تا محل کار و اجازه گرفتن از خانوادههایشان برای خروج از منزل روبه رو هستند. به این ترتیب، احداث این پارک نه تنها نتوانست مشارکت فعال زنان را به همراه بیاورد، بلکه ناخواسته به تفکیک جنسیتی دامن زد و چشمانداز وضعیتی مانند آنچه در عربستان سعودی بر زنان میرود، به وجود آورد.
یکی دیگر از پروژههای بحث برانگیز بانک زنان بود که با تناقضهای مشابهی روبهرو بود. با توجه به آنکه بیشتر زنان افغان بیسواد هستند ممکن بود چنین بانکی درست مانند یک بانک عادی به بهرهکشی از زنانی که قصد کمک به آنها را داشت بپردازد. برخی ضمن این انتقادات، پیشنهاد میکردند که از بانکهای موجود درخواست شود که خدمات ویژهای برای مشتریان زن خود ارایه دهند و به این وسیله آنها را به مشارکت بیشتر دعوت کنند.
در مواجهه با مسالهء تفکیک جنسیتی در افغانستان، برخی استفاده از تجربیات سایر کشورها را در برخورد با انواع تفکیکهای اجتماعی موثر میدانند. به عنوان مثال در آمریکا، سیاستهای مبتنی بر سهیمسازی سیاهان در امور اقتصادی و فعالیتهای مثبت و تاکیدی در جلب مشارکت آنها را بسیار موفق میبینند و پیشنهاد میکنند که در کشوری مانند افغانستان نیز باید تاکید بیشتری بر از میان بردن تفکیک جنسیتی با تقویت نقش زنان در نهادهای مختلط صورت گیرد. به نظر ایشان ایجاد نهادهایی صرفاً برای زنان ممکن است به تفکیک جنسیتی بیشتر منجر شود. زنان و مردان افغان نیاز دارند که در کنار هم کار کنند و از ظرفیتهای متقابل خود بهره ببرند. این همکاری تنها از طریق سیاستهایی که با تاکید بر مشارکت بیشتر زنان تنظیم میشود و به ظرفیتهای بالقوهء آنها امکان بروز میدهد امکانپذیر خواهد بود.
منبع: www.questia.com
ترجمه و تنظیم: نیلوفر مهدیان،سرمایه
