نه فمنیسم تغییر ناپذیر است و نه مذهب
گفتگو با شهلا حائری,مدرس مطالعات زنان در دانشگاه بوستون
کانون زنان ایرانی _فریده غائب :چهار سال پیش که من به ایران آمدم، تعدادی از خانم ها خود را کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری کرده بودند و من با شش نفر از آنها مصاحبه کردم. یکی از این خانم ها بسیار با اقتدار صحبت می کرد و تمام ریشه های نابرابری و عدم عدالت جنسیتی را زیر سئوال می برد و می گفت که خدا هرگز نگفته زن و مرد برابر نیستند و مرد جلال خدا و زن جمال حق است. این ” فمنیسم اسلامی” است.اینها گفته ی دکتر شهلا حائری است .
او که مدرس گروه مردم شناسی و مطالعات زنان بوستون آمریکا ست,به فمنیسم اسلامی امیدوار است و معتقد است زنان مذهبی امروز ایران نابرابریها را درک کرده اند و دارند مبارزه میکنند.
برخی از مفاهیم رشته مطالعات زنان مفاهیمی اساسی هستند که با ورود دیدگاههای پست مدرن، تعریفشان تغییر کرده است. دو مفهوم جنس (sex)وجنسیت (gender) از آن دسته اند. شما از این دو مفهوم چه تعریفی می کنید؟
جنس به ساخت بیولوژیک انسان ها یعنی زن یا مرد بودن اشاره دارد. اما جنسیت بستگی به این دارد که چه نقشی در جامعه برای افراد، بر مبنای این که زن یا مرد هستند؛ در نظرگرفته می شود. در هر جامعه بسته به این که من مرد یا زن هستم، نقش، پایگاه و منزلتی برای من در نظر گرفته می شود.
جنسیت ساختی اجتماعی- فرهنگی دارد. یعنی اجتماع، فرهنگ، مذهب و قانون نقش های گوناگونی را برای افراد در نظر می گیرد.پس جنسیت می تواند به میزان وسیعی متنوع باشد.
مثلاً آن کسی که در آمریکا راجع به نقش زن فکر می کند با کسی که در مملکت ما راجع به نقش زن فکر می کند، خیلی فرق دارد. حتی در طول تاریخ و در یک فرهنگ خاص هم جنسیت تغییر می پذیرد. مثلاً اگر در ایران صد سال پیش برای زن نقش مادری و خانه دار بودن تعریف و پذیرفته شده بود و برای مردان نقش بیرون از خانه، الآن این وضعیت تغییر کرده است.
در فمنیسم ” جنسیت” هویت ثابتی است که از لحظه تولد همراه زنان و مردان است. این هویت جنسیتی ثابت در فمنیسم اسلامی مورد پرسش قرار نمی گیرد. بر عکس در فمنیسم اسلامی تعیین جنسیت بر این فرض بنا شده است که انسان ها زن یا مرد آفریده شده اند و جامعه برای هر یک از این ها هویت جنسیتی مشخصی را تعیین کرده است. اما بررسی های فمنیستی در دو دهه اخیر ثابت بودن هویت جنسیتی و قائل بودن به مبانی بیولوژیک برای تفاوت های جنسی را مورد پرسش و تردید قرار داده و به نقش عوامل اجتماعی- فرهنگی در این مورد تکیه کرده اند. نظر شما در این مورد چیست؟ چرا” فمنیسم اسلامی” نمی تواند وارد این مقوله شود؟
همان طور که گفتم جنسیت قابل تغییر و با عوامل گوناگونی مرتبط است و هرگز یک چیز ثابت نیست، هر چند که مبنای جنسی و فیزیولوژیک داشته باشد. اگر جنسیت یک امر ثابت، ذاتی و سرشتی بود، تمام مردها در دنیا باید شبیه هم رفتار می کردند و زن ها هم شبیه هم. ولی ما می بینیم که انواع و اقسام رفتارها وجود دارد. رفتارهای متفاوت زنان و مردها در سراسر دنیا بستگی به خصوصیات فرهنگی دارد و این خصوصیات فرهنگی بر مبنای تاریخ است که تاریخ هم پویایی بسیاری دارد.
برای پاسخ دادن به سئوال شما باید ” فمنیسم اسلامی” را توضیح داد. اما فمنیسم، فمنیسم است و دموکراسی ، دموکراسی. ولی این به معنای این نیست که تفاوت های فرهنگی را نشناسیم.
ما می دانیم جامعه ما با جامعه آمریکا خیلی فرق دارد . بنابراین وقتی می خواهیم در جامعه خودمان، حقوق زنان را به دست بیاوریم، اول باید یک تعریف از “فمنیسم”داشته باشیم.
فمنیسم یک امر ثابت و همگون نیست. خواسته های زنان رنگین پوست با زنان سفید پوست در آمریکا تفاوت دارد. به همین ترتیب خواسته های یک زن ایرانی مذهبی با یک زن ایرانی سکولار تفاوت دارد.
چارچوب اندیشه “فمنیسم اسلامی” این امکان را برای یک زن مذهبی فراهم می کند که به خود بگوید چرا باید مورد ستم قرار بگیرد؟ اصلاً احتیاجی نیست که از چارچوب مذهبی بیرون بیاید. می تواند در همان چارچوب بماند و همین اعتراض را داشته باشد. در خواسته های او فردیت انسان ها لحاظ می شود.
نه فمنیسم تغییر ناپذیر است و نه مذهب. هر دو پویا و دائماً در حال تغییراند.
چهار سال پیش که من به ایران آمدم، تعدادی از خانم ها خود را کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری کرده بودند و من با شش نفر از آنها مصاحبه کردم. یکی از این خانم ها بسیار با اقتدار صحبت می کرد و تمام ریشه های نابرابری و عدم عدالت جنسیتی را زیر سئوال می برد و می گفت که خدا هرگز نگفته زن و مرد برابر نیستند و مرد جلال خدا و زن جمال حق است. این ” فمنیسم اسلامی” است. چرا که دقیقاً از روی چارچوب مذهبی حرکت می کند.
یکی از راه حل های پیشنهادی برای از میان برداشتن ارزیابی نابرابر جامعه از ویژگی های زنانه و مردانه و تقسیم کار سنتی جنسی ” زنمردی” بوده است. بنابراین نظر، زنان و مردان باید از سنین کودکی بیاموزند که هم ویژگی های مردانه داشته باشند و هم ویژگی های زنانه. در نتیجه، انسان ها نه زن می شوند و نه مرد، بلکه “فراجنسیت” رشد می کنند. وقوع چنین امری چقدر امکانپذیر است؟
به نظر من نباید فرق ها را خیلی پررنگ کرد. به این معنی که اگر یک دختر یا پسری با یک کامیون یا یک عروسک بازی کرد، بگوییم نه، حق نداری. باید شرایطی را آماده کرد که دخترها و پسر ها بتوانند استعدادهای خود را بپرورانند. پدر و مادر باید بداند که استعداد کودک در چیست؟ باید زمینه را آماده کرد تا استعداد ها رشد کند.
یک زن می تواند کارهای فنی انجام دهد و یک مرد هم می تواند از کودک خود نگهداری کند.
تونی بلر نخست وزیر انگلیس، سه سال گذشته وقتی همسرش پنجمین فرزندش را دنیا آورد، مرخصی گرفت تا به عنوان پدر در خانه از بچه نگهداری کند. ولی این حتی به ذهن مردهای جامعه ما هم خطور نمی کند. نه به این معنی که مرد ایرانی نتواند این کار را انجام ندهد. بلکه فرهنگ پدر سالار ایرانی این آموزش و اجازه را به او نداده است.
