زنی که شهر سوسک‌ها را نابود کرد

ترانه بنی یعقوب:«همه چیز از آپارتمان قدیمی پر از سوسکم آغاز شد.» این را شکوه‌السادات هاشمی اولین تولیدکنندهء حشره‌کش‌های غیرسمی ایران می‌گوید.

پشت میز با دست‌های ستون کرده و رو به جلو، صاف و مستقیم نشسته است. هنگام صحبت دست‌هایش را کم‌تر تکان می‌دهد. مگر هنگامی که می‌خواهد مقنعهء قهوه‌ای رنگش را بر سر جابه‌جا کند روی دیوار پشت سرش تابلویی از علامت تجاری حشره‌کش معروفش دیده می‌شود علامتی که اولین تولیدکنندهء حشره‌کش‌های غیرسمی ایران را معرفی می‌کند نامی که به قول خودش مطمئن بوده که روزی می‌درخشد.

اما همه ماجرای تولید حشره‌کش‌های غیرسمی به همان آپارتمان قدیمی مدیر فعلی شرکت توره شیمی پارس برمیگردد، آپارتمانی که همجوار یک حمام قدیمی و رودخانه بود: «دوستان و همسایگان خانه‌ام را دهکدهء سوسک‌ها، بعد شهر سوسک‌ها و به تدریج کشور و قارهء سوسک‌ها نامیدند. از این موضوع، خیلی ناراحت بودم به همین دلیل و کم‌کم به محصولی رسیدم که سوسک‌های خانه‌ام را نابود کرد.»

این زن ۵۱ ساله که برای تاریخ دقیق تولدش پنجم تیرماه ۱۳۳۴ اهمیت خاصی قائل است، ریشهء همهء اکتشافات و اختراعات را نیاز بشر می‌داند. نیازی که سرانجام او را به کشف می‌رساند همچون او که به دلیل نیازش خمیری ساخت که تمام سوسک‌های خانه‌اش را نابود کرد.

بعد از این موفقیت و نابودی همهء سوسک‌ها، شکوه تصمیم به تولید انبوه خمیر سوسک‌کش گرفت. او با پرس‌وجو از همسایگان و دوستانش و با آزمون و خطا به صورت کاملائ تجربی به فرمول خمیر نابودکنندهء سوسک‌ها رسید. فرمولی که تمام سوسک‌های خانه‌اش را که حالا دیگر به شکردان، یخچال و مواد غذایی‌اش هم رسیده بودند، نابود کرد.

با لبخندی می‌گوید: «آن روزها، سم‌پاشی مرسوم‌ترین کار برای از بین بردن سوسک بود اما سم‌پاشی سخت بود و مشکلات بسیاری داشت وقتی دیدم «قارهء سوسک‌ها» عاری از سوسک شده فکر تولید انبوه خمیرم یک لحظه هم آرامم نگذاشت.»

او این خمیر را اولین بار در خانه‌اش تولید کرد: «تیوپ‌های آکواریوم را می‌خریدم و در خانه و به کمک خانواده‌ام خمیرها را در لگن رخت‌شویی درست می‌کردم و بعد در تیوپ‌ها می‌ریختم و چون آن زمان مربی ورزش بودم به شاگردانم می‌فروختم و مخارج زندگی‌ام را تامین می‌کردم.»

آن‌روزها، نتیجهء کار و استقبال از محصولش رضایت بخش بود. همین موضوع او را بیش‌تر ترغیب کرد تا به تولید انبوه محصولش بیاندیشد.

خمیر دست‌ساز او، از مواد معدنی و آلی تشکیل شده که به عنوان یک ماده خوراکی برای سوسک‌ها جالب است. البته او توضیح بیش‌تری دربارهء ترکیب خمیر دست‌سازش نمی‌دهد.

آهی می‌کشد و می‌گوید: «حتی نزدیک‌ترین دوستان و کسانم وقتی پای درآمد به میان آمد به من خیانت کردند و خواستند فرمولم را به هر نحوی به دست بیاورند.»

به گفته او، خیلی‌ها مشابه فرمولش را ساختند که البته همیشه به آن‌ها گفته است اگر خلاقیت خود را به کار بیندازند قطعائ موفق‌تر خواهند بود.

او با لبخندی می‌گوید: «باید کارم را ثبت می‌کردم به همین خاطر آن روزها به هرجا که فکر کنید، سرزدم; از وزارت بهداشت گرفته تا ادارهء مالکیت صنعتی و سازمان پژوهش علمی – صنعتی طی یک یا دو سال رفت‌وآمد بالاخره گواهی ثبت اختراعم را گرفتم. اختراع خمیری غیرسمی برای نابودی سوسک‌ها و بدون لطمه به انسان‌ها.»

در آن دوره، کار تولید برای شکوه _بسیار سخت بود اما به قول خودش همه _مشکلات را تحمل کرد. او سرانجام ،بدون _هیچ سرمایه‌ای کارش را از قوه به فعل درآورد. آن روزها، حرف و سخن هم زیاد می‌شنید: ‌ «یکی از آن روزهای پرتلاش برای گرفتن وام به اداره‌‌ای رفتم که برای طرح‌های نو به کارآفرینان وام می‌داد. اما متولی آن‌جا که آقای مهندس میانسالی بود با شنیدن طرح‌ام با لحنی تمسخرآمیز گفت که«سوسک‌کش این دیگر چه صنعتی است.» در پاسخ گفتم این هم بالاخره چیزی است و سوسک‌ها را نابود می‌کند. آن زمان یعنی سال ۷۸، _۵۰ میلیون تومان وام می‌خواستم. آن آقای مهندس با تحقیر، روبه من گفت که«۵۰ میلیون تومان برای سوسک‌کش، » اما چند روز بعد وقتی برگشتم تا نتیجه را بپرسم با حالتی نه چندان راضی گفت که درخواستت را بنویس. دیروز در کمیتهء بررسی، سوسک فرستاده بودی تا از دیوار بالا برود. درست موقع بررسی طرحت سوسکی از دیوار بالا می‌رفت و با دیدن آن سوسک یادم آمد که باید از سوسک‌کش ۵۰ میلیونی‌ات حمایت کنم.»

همان روزها، او کارخانه‌اش را تاسیس کرد. آهی می‌کشد و با چشمانی که اراده‌اش از آن‌ها کاملائ هویداست، می‌گوید: «کارخانه‌ای خریدم و بدون سرمایه و فقط با وام‌هایی که گرفته بودم در ناحیهء صنعتی فیروزکوه تولید انبوه محصولم را آغاز کردم.»

کارخانهء او امروز از حالت تک‌محصولی‌اش درآمده و برای نابودی سوسک‌های جدیدتر و مورچه، کک، ساس و موش هم تولیداتی را عرضه می‌کند.

او که بدون تحصیلات دانشگاهی یک مدیر موفق شده و برگزیده دومین جشنواره کارآفرینی شیخ بهایی است با این همه هنوز بزرگ‌ترین آرزو و حسرتش را در زندگی ادامهء تحصیل عنوان می‌کند: «موقع ازدواج با همسرم فقط یک شرط برایش گذاشتم، این‌که اجازه دهد تا ادامهء تحصیل بدهم ولی باوجود این قول پس از ازدواج با ادامهء تحصیلم مخالفت کرد.»

او پس از ازدواج بارها در کنکور سراسری دانشگاه‌ها شرکت کرد و بارها هم قبول شد. اما هر بار با مخالفت شوهرش برای ادامهء تحصیل مواجه شد.

«یک‌بار در رشتهء مامایی، بار دیگر پیراپزشکی و یک بار هم مدیریت قبول شدم اما شوهرم، هر بار مخالفت می‌کرد.»

شکوه از این مخالفت‌ها آزرده می‌شد اما چون تربیت شش فرزند (دو فرزند همسرش و چهار فرزند خودش) را برعهده داشت هرگز موفق به ادامهء تحصیل نشد.

سال‌های کودکی او نیز به سختی گذشته است: «تا به خودم آمدم متوجه شدم که پدرم زن دیگری گرفته است. حضور دو زن در یک خانه و مشکلات مالی موجب شد از _۱۴ سالگی روزها به سختی کار کنم و شب‌ها درس بخوانم اما همهء این مشکلات آب‌دیده‌ام کرد و سرانجام پاداش بزرگی هم گرفتم.»

او یکی از دلایل موفقیت‌اش را پشتکارش می‌داند: «هیچ‌وقت تبعیض‌ها دلسردم نکرده، نه تنها دلسرد که مصمم‌ترم هم کرده است. همیشه در مواقع بروز مشکلات جنسیت‌ام را نادیده گرفته و سعی کرده‌ام خودم را تثبیت کنم.»

منبع: روزنامه سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.