جنسیت افراد براساس روان آن‌ها مشخص می‌شود نه ظاهر جسمی

کانون زنان ایرانی:«قبول این باور که جنسیت افراد نه براساس جسم ظاهری بلکه براساس روان و ماهیت درونی آن‌ها تعیین می‌شود، زمینه صدور فتوای تغییر جنسیت در ایران را فراهم کرد.»

این را افسانه نجم‌آبادی استاد مطالعات تاریخی و جنسیتی دانشگاه هاروارد چند روز پیش در اولین جلسه انجمن انسان‌شناسی دانشگاه تهران که با موضوع تحولات مفهوم جنس و جنسیت در دوران معاصر ایران برگزار شده بود، گفت.

این استاد دانشگاه معتقد است که برای پی بردن به مفهوم جنسیت در ایران توجه به افرادی که تغییر جنسیت می‌دهند موثر است چرا که در این میان مطالبی درباره مرز زن بودن و مرد بودن و معنای این مرزها مشخص می‌شود.

او تئوری جنسیتی‌ای را مطرح می‌کند که در صدور فتوای تغییر جنسیت در ایران موثر بوده است. براساس این تئوری انسان موجودی فرض می‌شود که دارای یک جنبه روانی و یک جنبه جسمانی است که اگر این دو جنبه با هم هماهنگ باشند. به طوری که روان و ماهیت مردانه در بدن مردانه و روان و ماهیت زنانه در بدن زنانه وجود داشته باشد در این صورت افراد تمایلات جنسی طبیعی داشته و به سمت جنس مخالف خود تمایل دارند. اما در صورتی که جنبه روانی و جسمانی فرد با هم هماهنگ نباشد و برای مثال روح زنانه در بدن مردانه وجود داشته باشد چنین فردی دارای تمایلات جنسی غیرطبیعی بوده و تمایل جنسی او به یک مرد خواهد بود. بعضی از این افراد ترنسکچوال یا مبتلا به اختلال هویت جنسی هستند و گاه از نظر عوام با همجنس‌گرایان اشتباه گرفته می‌شوند.

نجم‌آبادی در ادامه به متفاوت بودن این نظریه با مفاهیم کلاسیک اسلامی اشاره می‌کند و به بررسی تحولاتی می‌پردازد که مسبب گذار از آن مفاهیم اسلامی به این نظریه و در نهایت صدور فتوای تغییر جنسیت شده است.

به گفته نجم‌آبادی در قرن ۱۹ و اواخر دوران قاجار دیدگاه متفکران ایرانی درباره جنسیت و این تمایلات جنسی طبیعی و غیرطبیعی از دیدگاه‌های کلاسیک اسلامی فاصله گرفته بود، اما این متفکران تمایلات جنسی طبیعی و غیرطبیعی افراد را بر اساس این تئوری که در آن روان افراد عامل موثری در طبیعی بودن یا نبودن این تمایلات است، توضیح ندادند بلکه معتقد بودند که تمایل جنسی غیرطبیعی و گرایش یک مرد به همجنس‌اش ناشی از عقب‌ماندگی اجتماعی، حجاب زنان و محرومیت مردان از معاشرت با زنان است.

او در ادامه سوالی را مطرح می‌کند: «در حالی که غیرطبیعی بودن تمایل جنسی و گرایش به همجنس در اواخر دوران قاجار ناشی از شرایط اجتماع و جدا بودن زندگی اجتماعی مردان و زنان دانسته شده است، چه تحولاتی از آن زمان تا به امروز اتفاق افتاده و سبب شده که امروز به این باور باشیم که روان افراد مشخص‌کننده جنسیت و بروز تمایلات جنسی طبیعی و غیرطبیعی باشد.»

جوابی که او به این سوال می‌دهد حاکی از جوش خوردن گفتمان‌های فقهی و گفتمان‌های پزشکی و روان‌پزشکی در این ۶۰ سال اخیر است که سبب شده روان درونی فرد، جنسیت یا زن بودن و مرد بودن او را مشخص کند و در نتیجه آن فتوای تغییر جنسیت در ایران صادر شود.

تحول مفهوم جنسیت در دوران قاجار

نجم‌آبادی ابتدا به بررسی مفاهیم کلاسیک اسلامی قبل از دوران قاجار می‌پردازد و سپس تحولاتی را که در دوران قاجار در مفهوم جنسیت یا زنانگی و مردانگی ایجاد شده را بازگو می‌کند، به گفته نجم‌آبادی اصولاً موضوع مجزایی به نام خواست و میل جنسی متمایز از خواست‌ها و امیال دیگر انسان‌وجود ندارد و تمام انگیزه‌های انسانی بین دو طبقه غضب و شهوت دسته‌بندی می‌شود. در عین حال شهوت‌هایی چون کلام، غذا و فرج نیز همه یک نوع احساسی انسانی تلقی می‌شوند. دومین موردی که او به آن اشاره می‌کند این است که آن‌چه تحت عنوان شهوت فرج نامیده می‌شود احساسی مربوط به درون انسان نبوده بلکه چیزی است از بیرون و از راه دیدن برانگیخته می‌شود. او در همین جا به تفاوت تئوری‌های جنسیت امروزی و متون اسلامی اشاره می‌کند و می‌گوید: «میل جنسی چه در روان‌شناسی و چه در پزشکی چیزی متعلق به درون انسان است و از درون انسان بیرون می‌آید اما بر طبق متون اسلامی این میل و خواست با نگاه کردن بر انگیخته می‌شود، طوری که حتی فرد می‌تواند به طبیعت نگاه کند و همان احساس در او برانگیخته شود.»

نکته سومی که او بیان می‌کند این است که بر طبق این متون میلی که از راه دیدن زیبایی در انسان برانگیخته می‌شود طبیعی و غیرطبیعی ندارد بلکه این میل به حرام و حلال و سایر طبقه‌بندی‌های دیگر تقسیم می‌شود.

نجم‌آبادی اما معتقد است که در قرن ۱۹ این مفاهیم چه در سطح فرهنگی و چه در سطح پزشکی به کلی عوض شدند به طوری که شاهد تحولاتی در اواخر دوران قاجار هستیم که از جمله آن‌ها به تمایز بین زن و مرد در اوصاف زبانی و تصویری و دوم ورود مفاهیم طبیعی و غیرطبیعی در حیطه جنسیت می‌توان اشاره کرد.

او در توضیح این تحولات می‌گوید: «اگر به نقاشی‌های دوران قاجار توجه کنید صورت مردان و زنان از هم قابل تشخیص نیست به طوری که فقط از راه توجه به پوشش آن‌ها می‌توانیم زن و مرد را از هم تشخیص دهیم.»

به گفته نجم‌آبادی هر آن‌چه که در صورت زن زیبا نقاشی می‌شود در صورت مردان هم نقاشی شده و تصویر فتحعلی‌شاه مانند تصویر یک زن میان‌باریک کشیده شده است. از طرف دیگر در نوشته‌های مکتوب نیز همان صفاتی که برای زن زیبا به کار رفته در توصیف مردان هم استفاده شده است. این اوصاف زبانی و تصویری زنان و مردان در اواخر دوران قاجار از هم متمایز می‌شوند.

او در ادامه به ورود مفاهیم طبیعی و غیرطبیعی در زمینه تمایلات جنسی می‌پردازد: «به خلاف انتظار ما ورود این مفاهیم از راه علوم پزشکی نبوده است بلکه از راه تغییر گفتمان فرهنگی این اتفاق افتاده است.»

به گفته نجم‌آبادی برداشت اروپاییان از روبوسی مردان در خیابان و در آغوش گرفتن یکدیگر، رواج روابط جنسی میان مردان در ایران بود. به طوری که اروپاییان رابطه عشقی و جنسی میان مردان ایرانی را یکی از خصوصیات ملل ایرانی خوانده و قضاوت‌های منفی‌ای نسبت به ایرانی‌ها داشتند.

به عقیده این استاد دانشگاه ایرانیان که در تلاش برای تغییر این قضاوت‌ها بودند کم‌کم به قضاوت درباره خودشان پرداختند تا اگر جامعه چنین عیبی دارد آن را رفع کنند و در پی چنین تلاشی مفاهیمی در فرهنگ ما ایجاد شد که خواست‌های جنسی طبیعی و غیرطبیعی را از هم متمایز کرد و در حالی که در متون کلاسیک اسلامی هرگز صحبتی از این تمایلات نشده بود، تمایل بین زن و مرد تمایل طبیعی انسانی و تمنایی جز آن غیرطبیعی خوانده شد. اما این تمنای غیرطبیعی جنسی و گرایش دو فرد همجنس ناشی از جدایی زنان و مردان دیده شد.

او در ادامه تفکرات میرزاآقاخان کرمانی به عنوان نظر غالب نوگرایی ایرانی تا پایان قرن ۱۹ را درباره تمایلات جنسی بیان می‌کند: «میرزاآقاخان کرمانی معتقد است که میل مردان به معاشرت زنان میلی طبیعی است و نیازی به آوردن دلیل ندارد، اما در ایران، احتجاب زنان و و محرومیت مردان از معاشرت با زنان آن‌ها را به سوی بچه‌بازی و عشق‌بازی با پسران کشیده است.»

نجم‌آبادی به دو نکته مهم گفته‌های کرمانی اشاره کرده و می‌گوید: «این فرض طبیعی بودن کشش مرد به زن و طبیعی بودن دگرجنس‌خواهی که کرمانی مطرح می‌کند در تفکرات ایرانی و اسلامی مطرح نبوده است. کرمانی انسان‌ها را طبیعتاً دگرجنس‌خواه معرفی می‌کند به شرطی که شرایط اجتماعی اصلاح شود و مردان و زنان امکان هم‌صحبتی و آمیزش اجتماعی را داشته باشند.»

به عقیده این استاد دانشگاه هر چند که کرمانی همجنس‌خواهی را ناشی از شرایط اجتماعی و حجاب زنان می‌داند، اما همان زمان نظریاتی در اروپا در حال شکل‌گیری بود که انسان را به عنوان موجودی معرفی می‌کرد که از یک عمق درونی و دو جنبه جسمانی و روانی برخوردار است و بنابراین استدلال، اکثریت افراد تمایلات و ذات جنسی طبیعی و اقلیتی همذات جنسی غیرطبیعی دارند.

نجم‌آبادی نتیجه می‌گیرد که فرآیند شکل‌گیری فکر ایرانیان و همه‌دولت‌هایی که تحت تسلط دولت عثمانی بوده‌اند از فرآیند شکل‌گیری‌تفکر اروپایی‌ها در توضیخ مساله همجنس‌خواهی و دگرجنس‌خواهی متفاوت است.

به اعتقاد نجم‌آبادی اگر رفتارهای جنسی به جای درون انسان‌ها از رسوم اجتماعی نشأت گرفته باشد با تغییر رسوم باید تغییرپذیر باشد، اما چنین نیست. او با مشاهده وضعیت کنونی ایران و مطابقت تفکر امروزی ایرانیان با همان تفکر اروپایی‌ها به این فکر می‌افتد که چه تحولاتی از اواخر دوران قاجار تا امروز سبب این تغییر نگرش شده است.

تحولات مفهوم جنسیت از اواخر دوران قاجار تا امروز

نجم‌آبادی با اشاره به این‌که استفاده از مفهوم میل جنسی و کلمه جنس در زبان فارسی به معنای مردانگی و زنانگی تا ۶۰ سال گذشته هنوز رایج نبوده است، به عواملی که سبب ورود مفاهیم جنسیت در فرهنگ ایرانی شده می‌پردازد.

او آغاز این تحول را مربوط به دوره‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ می‌داند که برای اولین بار ترجمه کتاب‌های روانشناسی به وفور در بازار کتاب ایران دیده شد. کتاب‌‌هایی با مضامینی چون چگونه ازدواج خوبی داشته باشید، اسرار جنسی زنان و مردان و… به اعتقاد او در این مقطع مدرنیت ایرانی با متون فرهنگی گذشته‌اش قطع رابطه کرد و برای آموختن رفتار و آداب معاشرت به زنان و مردان جوان به جای بازپردازی متون فرهنگی قبلی از ترجمه‌هایی از فرهنگ‌های دیگر بهره برد.

به گفته نجم‌آبادی همین ترجمه‌ها سبب ورود مفاهیم امروزه در حیطه جنس و جنسیت شده و برای نخستین بار لغت جنس به معنای رایج و امروزی آن در ترجمه‌ها پدیدار شد.

او لغت‌نامه دهخدا را به عنوان شاهدی بر این موضوع می‌آورد که در آن در توضیح کلمه جنس معانی‌ای چون کالا و متاع آمده و دهخدا معنی جنس به معنای زنانگی و مردانگی را به عنوان اصلاحی جدید در پرانتز آورده است.

نجم‌آبادی در ادامه می‌گوید: «گفتمان روان‌کاوی و روان‌شناسی با ترجمه متون فروید درباره جنسیت و متون دیگر به ایران آمد و برنامه‌های رادیویی در دهه ۱۳۳۰ در زمینه روان‌شناسی نیز در جاانداختن گفتمان روان‌شناسی و روان‌کاوی تاثیر گذاشت.»

او به انکشاف علوم پزشکی و هورمون‌شناسی و ژنتیک اشاره کرده و می‌گوید: «در نتیجه این گفتمان‌های روان‌شناسی و پزشکی و ادغام گفتمان‌های فقهی با این گفتمان‌ها، مفاهیم کلاسیک اسلامی در زمینه زنانگی و مردانگی مدرنیزه شد.

به عقیده او جوش خوردن گفتمان‌های فقهی با گفتمان‌های پزشکی و روان‌پزشکی نقطه عطف مهمی بود که سبب شد انسان به عنوان موجودی با روان و عمق درونی و رفتارهایی معین که یا مردانه یا زنانه است در نظر گرفته شود و زمینه صدور فتوای تغییر جنسیت مهیا شود. به طوری که برای هماهنگی ظاهر و روان افرادی که دچار تمایلات جنسی غیرطبیعی هستند، از راه‌حل پزشکی استفاده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.