بازخوانی تبعیضهای قانونی ازدواج زنان ایرانی با مردان افغانی
آمنه شیرافکن : زن نگاهش را از کنج چارقدش برمیگرداند روی پلکان سفارت که دو طبقه رفته است زیر زمین.
مردش رفته است افغانستان. چهرهاش به هیچ کدام از نژادهای افغان نمیماند. نزدیک که میشوم صدا و آوای کلامش رازش را برملا میکند. افغانی نیست. ۱۵ساله که بوده شوهرش دادهاند، به شاه موسی که حالا مدتی است ناپدید شده است.
اضطراب توی نگاهش موج میزند. کمتر از ۲۰ سال سن دارد و طفلی کوچک روی صندلیهای سفارت بیتاب اوست. چهرهء او اما شبیه نژادهای افغان است. اندکی به ازبکها برده با چشمهای کوچک بادامیاش.
«از این موارد، از این زنان ایرانی که با مردان افغان ازدواج کردهاند و حالا به هزار دلیل دچار مشکل شدهاند، زیادند. روزانه دست کم چهار تا پنج مورد از این قبیل زنان به سفارت مراجعه میکنند.»
اینها را سلطان احمد غریق، کارمند حقوقی سفارت افغانستان میگوید.
گزینهء ازدواج زنان ایرانی با مردان افغان، چند سالی است پس از افزایش آمار این گونه ازدواجها تبدیل به یک آسیب اجتماعی شد یک بار دیگر اشارهای روشن بود به تضییع حقی که در موضوع تابعیت از زنان ایرانی دریغ شده است.
فاطمه، سرش را در تمام زمان مصاحبه پایین میاندازد: «اسم بچه توی شناسنامهء من نیست. سرنوشتش چه میشود؟ فقط خدا میداند. پس فردای روز بخواهد برود مدرسه، چی؟»
حالا مطمئنی که شوهرت از افغانستان برنمیگردد؟
خانم، خیلیها رفتند که سند ازدواج بگیرند و برنگشتند. خیلی از مردان افغان رفتند که از دولتشان برای ثبت قانونی ازدواج مجوز بگیرند و دیگر به ایران بازنگشتند. نه مطمئنم که بر میگردد، اما حالا بدون خرجی و خبری از شاه موسی. نکند که در جنوب کشته باشندش.
غریق یکی از دلایل استقبال مردان افغان برای ازدواج با زنان ایرانی را موضوع تسهیل اقامتشان در ایران میداند و میگوید:«مردان افغان که با زنان ایرانی ازدواج میکنند به هر حال نسبت به دیگر افغانها امکان بیشتری برای زندگی بهتر در ایران دارند البته به شرط آنکه ازدواجشان ثبت شده باشد در غیر این صورت مشکلی به مشکل مهاجران افغان اضافه میشود.»
غریق میگوید:«برخی از مردان به افغانستان میروند و دیگر برنمیگردند، برخی هم میروند و کشته میشوند. برخی نیز در ایران دستگیر میشوند و چون کارت هویت ندارند «رد مرز» شده و به افغانستان بازگردانده میشوند که خیلی از این مردان فاقد کارت هویت، زن ایرانی دارند و با بازگشت آنان در حقیقت خانوادهشان بیسرپرست در ایران تنها باقی میمانند.»
به گفتهء یکی از مسوولان سفارت افغانستان تاکنون ۷۰ هزار ازدواج زن ایرانی با مرد افغانی در کشور اتفاق افتاده است. آماری دربارهء اینکه چه تعداد از این ازدواجها ثبت شده و چه تعداد هنوز ثبت نشده است در دست نیست، اما به هر حال موضوع خروج افغانها از کشور و تاکید دولت ایران بر تسریع روند خروج، یک بار دیگر در موضوع ازدواج زنان ایرانی و مردان افغان یکی از موارد تبعیضآمیز قانون اساسی ایران را مرور میکند که آن نیز همین موضوع تکراری قوانین مربوط به تابعیت است که در دالان یک سفارتخانهء شلوغ بر چهرهء زنی که هنوز از دوران نوجوانی و جوانی عبور نکرده سنگینتر از هر مقولهء اقتصادی و اجتماعی دیگری عارض است.
مدیر کل امور اتباع خارجی وزارت کشور در بخش دیگری از سخنانش با هشدار به دختران و زنان ایرانی که قصد ازدواج با افراد خارجی به ویژه مردان افغان را دارند، یادآور شد: «بر اساس قانون کشور افغانستان به محض ثبت ازدواج یک مرد افغان با زن خارجی همسر او نیز اجبارا از تابعیت این کشور برخوردار میشود و در صورت تولد فرزند او نیز تابعیت افغانستان را خواهد داشت.»
وزارت کشور ایران ازدواج زنان و دختران ایرانی با مردان افغان را که از سال ۱۳۸۰ به بعد صورت گرفته، غیرقانونی اعلام کرده است چرا که بر اساس قوانین داخلی ازدواج دختر یا زن ایرانی باید با اطلاع مقامات مسوول دولتی صورت گیرد و اگر غیر از این باشد ازدواج آنان غیرقانونی محسوب میشود.»
۷۰ هزار ازدواج زنان ایرانی با مردان افغان به گفتهء یکی از مسوولان سفارت افغانستان تاکنون ثبت شده است.
این در حالی است که وزارت کشور این آمار را در حدود ۴۵ تا ۵۰ هزار ازدواج اعلام کرده است.
یک مقام آگاه در سفارت افغانستان میگوید:«از آنجا که خیلی از ازدواجها به ثبت رسمی نرسیده و برخی صرفا عقد شرعی بوده و مدارج قانونی یک ازدواج را طی نکرده است احتمالا آمار چندان قابل تاییدی نمیتوان ارایه کرد، اما موضوع اصلی این است که قطعا آمار این ازدواجها از تعداد ۵۰ هزار ازدواج یعنی رقمی که وزارت کشور اعلام کرده بیشتر است.»
سرور احمد، مردی ۵۰ ساله در محلههای پایین شهر مشهد زندگی میکند و در سال ۵۹ زن ایرانی اختیار کرده است.
صاحب شش فرزند است که سه فرزند اولش را به نام زنش شناسنامه گرفته و سه فرزند دیگرش نیز کارت هویت افغانی دارند. او میگوید: «بعد از سال ۶۶ دیگر به نام همسرم به بچهها شناسنامه ندادند. هیچکدامشان حاضر به بازگشت به افغانستان نیستند البته اگر مجبور شویم، که باید برویم اما بزرگترها نمیآیند.»
علقههایشان و زندگیشان اینجا شکل گرفته حتی لهجهشان هم بیشتر از اینکه افغانی باشد، مشهدی است.
به موجب قانونی که در سال ۱۳۸۰ در ایران و به منظور مشخص کردن وضعیت کودکان حاصل از ازدواج زنان ایرانی و مردان افغان به وجود آمده است، «فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی که در ایران متولد شده، یا حداکثر تا یک سال پس از تصویب این قانون در ایران متولد میشوند، میتوانند بعد از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام تقاضای تابعیت ایرانی کنند. این افراد در صورت نداشتن سوءپیشینهء کیفری یا امنیتی و اعلام رد تابعیت غیرایرانی به تابعیت ایرانی پذیرفته میشوند. وزارت کشور نسبت به احراز ولادت طفل در ایران و صدور پروانهء ازدواج موضوع مادهء «۱۰۶۰» قانون مدنی اقدام میکند. نیروی انتظامی نیز با اعلام وزارت کشور پروانهء اقامت برای پدر خارجی مذکور در این ماده صادر خواهد کرد. فرزندان موضوع این ماده قبل از تحصیل تابعیت نیز مجاز به اقامت در ایران هستند.
نیمهء پنهان ماه_ مشکلات مردان افغانی
یکی از نکات مثبت حضور چند ساعته در سالن انتظار سفارت افغانستان این بود که زوایای پنهان و تبعات ناشی از ازدواج مردان افغان و زنان ایرانی این بار از دریچهء نگاه مردان افغان روایت شود.
گلمحمد، ۳۷سال سن دارد و در یکی از روستاهای مازندران زندگی میکند. هشت سال پیش همسری ایرانی از خطهء شمال برای خود برگزیده است.گلمحمد میگوید: «با پساندازهای چندین ساله در نهایت توانستم پولی جمعآوری کرده و قطعه زمینی در همان روستای محل سکونت خودمان خریداری کنم. سند را به نام همسرم که ایرانی بود تنظیم کردم.حالا بعد از چند سال زندگی مشترک مشکلات ما بالا گرفتهاست. همسرم قصد دارد از من جدا شود حالا من میدانم که با این کار اندک سرمایهء اقتصادی زندگیام را نیز از دست خواهم داد. چون زمین خریداری شده به نام من نیست نمیتوانم به هیچ دادگاهی شکایت کنم و حتی اگر هم شکایتی تنظیم شود نفعی برای من نخواهد داشت.»
فقدان اطلاعرسانی ازدواجهای نافرجام
حدودا دو میلیون افغان پناهنده در حال حاضر در ایران زندگی میکنند. بخشی از مردان افغان با زنان ایرانی و زنان افغان با مردان ایرانی ازدواج کردهاند و صاحب فرزند و خانوادهاند.
آمار ازدواج دختران ایرانی با مردان افغان این روزها چنانچه مسوولان سفارت افغانستان میگویند به شکل چشمگیری کاهش یافته است.
کاهش مهاجرت افغانها به ایران در مقایسه با سالهای گذشته و آگاهی زنان و دختران ایران از مشکلات ناشی از ازدواجهای غیرثبت شده و تبعات ناشی از آن، از جمله دلایلی است که در کاهش این نوع ازدواجها طی سالهای اخیر موثر بوده است.
با این همه غریق میگوید که تاکنون تنها پنج هزار از ازدواجهای ثبت نشده توسط سفارت به ثبت رسیده است. با این حساب تعداد زیادی از این ازدواجها هنوز به ثبت رسمی نرسیدهاند و دغدغههای فراوانی برای خانوادههایی که با این مشکل مواجهند وجود دارد.
یکی از این دغدغهها شاید موضوع بیهویت بودن فرزندان ناشی از این ازدواج است. چرا که اگر مرد افغان کارت شناسایی و هویت نداشته باشد فرزند او نیز اگرچه مادر ایرانی داشته باشد هیچ هویت و شناسهای برای زندگی به شکل قانونی نخواهد داشت.
اطلاعرسانی صحیح و تاکید مقامات مسوول برای ثبت قانونی این نوع ازدواجها میتوانست سالها پیش از به وجود آمدن چنین مشکلاتی جلوگیری کند.
یک منبع آگاه در سفارت افغانستان میگوید، پیش از سال ۸۰، نشستهای سهگانهای میان مسوولان دولت ایران، مسوولان سفارت افغانستان و کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل متحد برگزار شد که در این زمینه هیچ تصمیم مثبتی اتخاذ نشد و تا اینکه موضوع وصلتهای لجام گسیختهء زنان ایرانی و مردان افغان به شکل یک آسیب اجتماعی در ایران بروز کرد.
یکی از مشکلات عمدهء دیگری که در حل موضوع ازدواج مردان افغان و زنان ایرانی وجود دارد، این نکته است که هیچ آمار قابل استنادی در این زمینه وجود ندارد. مسوولان سفارت افغانستان نبود منابع مالی و تعدد مشکلات مهاجران را یکی از دلایل نبود آمارهای به روز در این سفارت اعلام میکنند.
این در حالی است که احمد حسینی مشاور وزیر و مدیرکل ادارهء امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت کشور میگوید: « قانون زن ایرانی را مخیر میکند; او مجاز است که مثل شهروند معمولی ویزا بگیرد و از راههای قانونی همراه خانوادهاش به افغانستان برگردد و یا اگر نمیخواهد طلاق بگیرد. در این صورت فرزندان آنها نیز چون تبعهء ایران نیستند و شناسنامه ندارند باید همراه پدرانشان از ایران بروند. زنان ایرانی هم براساس تعهدی که دولت افغانستان داده است، در آنجا مراحل کسب تابعیت را طی میکنند و ماموران وزارت خارجهء ایران نیز بر حسن اجرای این مصوبه نظارت میکنند.»
وی همچنین دربارهء اینکه آیا از سوی این وزارتخانه اطلاعرسانی شفافی در زمینهء آگاهسازی زنان ایرانی نسبت به تبعات چنین ازدواجهایی صورت گرفته است یا نه میگوید: «این موضوع دیگر خیلی تکراری شده است. من تا به حال چندین بار در مصاحبههای مختلف اشاره کردهام که حق و حقوق زنان ایرانی چگونه است. اطلاعرسانی شفاف نیز صورت گرفته است. همین کاهش آمار ازدواجها بعد از سال ۸۰ ناشی از اطلاعرسانی وزارت کشور است.»
در پاسخ به این سوال که سالهای پیش از سال ۸۰ چطور؟ آیا آن موقع اطلاعرسانی شد یا نه میگوید: «باید بروم جلسه. اینها همه تکراری شده است.»
www.sarmayeh.net
لینک اصل مطلب:
http://192.168.1.15/webfa/default.aspx?IssueType=1&IssueDate=1386/04/03&Group=153
