قندفروش، مشاور استاندار تهران در امور بانوان:تابوی مد را می شکنیم
فریده غائب :فرحناز قندفروش، مشاور استاندار تهران در امور بانوان چادر معمولی بر سر دارد. وقتی از او میپرسم که چرا خودش از چادرهای طراحی شدهای که در جشنوارهء زنان سرزمین من نیز به صورت شوی زنده ارایه شده، استفاده نمیکند، میگوید: «به خاطر مسوولیتام و به خاطر جلساتی که با آقایان دارم.»
او معتقد است، در ذهن زنان ایرانی تابویی به نام «نظر دیگران» وجود دارد. اینکه دیگران دربارهء ما چه فکر میکنند، مانع شکستن سدی به نام مد است.
تیر ماه امسال هم مانند سال گذشته جشنوارهء زنان سرزمین من در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار میشود.
از برپایی جشنوارهء زنان سرزمین من و اولین شوی زندهء لباس در کشور یک سال گذشته است. دستاورد عینیتان در این یک سال را بگویید؟
قبل از این جشنواره طراحان نادیده گرفته میشدند. دوم اینکه من به عنوان کسی که در این عرصه وارد شدهام، در جلسات ساماندهی مد و لباس از اعضای این جلسات هستم و از طرف طراحان لباس سخن میگویم. همچنین یکی از دستاوردهایمان این بود که قبولاندیم مد نیاز زن است و باید در طراحیها زیبایی را در نظر بگیریم. ما بحث رنگ را خیلی جدی مطرح کردیم. اگر قبلا از رنگ استفاده میشد، کسی نمیتوانست به صراحت بگوید که رنگ لباس برای زنان اشکالی ندارد، اما ما گفتیم رنگ نه حدود را تعریف میکند و نه حدود را میشکند، جز یکی دو رنگ جیغ که زنان ما هم عادت به استفاده از آن رنگها ندارند. ما روی رنگ پافشاری کردیم به طوری که دیروز، سردار نجفی، رییس ادارهء اماکن نیروی انتظامی خطاب به من گفت روی رنگ حساسیت نشان نمیدهند.
مهمترین دستاورد چنین طرحهایی، تاثیر در بطن جامعه است. پس چرا طرحهای شما در میان پوشش زنان جامعه دیده نمیشود؟
حرکتهای فرهنگی که نتیجهءآنی نمیدهد.
یک سال از قضیهء پر سر و صدای طراحی لباس برای زنان ایرانی گذشته، اما همچنان در جامعه نمود عینی ندارد، چرا؟
جشنوارهء زنان سرزمین من از ۲۵ تیر ماه سال ۸۵ برپا شده و هنوز یک سال از آن نگذشته است.
سال گذشته خیلیها کار ما را بایکوت کردند.
چه کسانی؟
رسانهها. وقتی که کار عرضه شد رسانهها (تلویزیون) یک بار مجال مصاحبهء رودررو و گفتوگو را در بخشهای خبریاش نداد آن هم برای یک رویداد فرهنگی عظیمی مثل این طرح.
آیا واقعا برگزاری این جشنواره را یک رویداد فرهنگی میپندارید؟
بله، چرا که چنین کاری برای اولین بار در کشور اتفاق افتاد.
اما در همین سال گذشته قبل و بعد از جشنوارهء زنان سرزمین من، چندین نمایشگاه پوشاک زنان مثل نمایشگاه ریحانه برگزار شد.
نمایشگاه ریحانه با کار ما کاملا تفاوت دارد. آنجا فقط یک بازار فروش بود، در حالی که ما بازار فروش نداشتیم. ما کاملا فرهنگی وارد قضیه شدیم و انتظارمان هم این بود که حمایت شویم، به ویژه از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که هیچ حمایتی از ما نکرد.
گفته میشود که امسال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای برگزاری این جشنواره مدعی صدور مجوز شده و اگر شما از ارشاد مجوز نداشته باشید، حق برگزاری جشنواره از شما سلب میشود. درست میگویم؟
هنوز نامهای برای ما نیامده است ولی بر اساس دیدهها و شنیدهها، این کار مصوب شده، اما هنوز به ما ابلاغ نشده است. تازه در این طرح، مجوز را نباید من بگیرم. ریاست جشنواره را استاندار تهران بر عهده دارد و او به عنوان رییس جشنواره هر طور که مصلحت بداند کار را انجام میدهد. ما تنها مجری هستیم.
این طرح به قول شما فرهنگی، چه زمانی قرار است در پوشش زنان تاثیر بگذارد؟
الان جلسات لازم را با تولیدکنندگان، صنوف، مسوولان وزارت بازرگانی و حتی تولیدکنندگان خرد برگزار میکنیم. وزارت بازرگانی هم اقدامات انگیزشی خوبی در این زمینه انجام داده است. مثلا قرار است به تولیدات انبوه تولیدکنندگان در نمایشگاهها، غرفهء رایگان داده شود و حتی آنها را از پرداخت مالیات معاف میکنند. در پایان سال نیز اگر از این تولیدات چیزی باقی مانده باشد، وزارت بازرگانی آنها را خریداری میکند. اینها اقدامات انگیزشی خوبی هستند.
سلیقهء مصرفکننده در این اقدامات غایب است، این طور نیست؟
ما سلیقهء مصرفکنندگان را در طراحیهایمان لحاظ میکنیم. چون طراحان ما جمعی از جوانان اجتماع هستند و جدا از جامعه نیستند. آنها مشتی از خروار دختران جوان جامعه هستند. ما از آنها خواستیم که سلیقهء دوستان و همسالانشان را در طراحیها در نظر بگیرند.
پس چرا از آن زمان تاکنون هیچ زنی از لباسهای شما در اجتماع استفاده نکرده است؟
هنوز ژورنال طرح هایمان منتشر نشده است. امیدواریم ژورنال جشنوارهء قبل و لباس مشاغلمان را در جشنوارهء امسال منتشر کنیم.
تا امروز طرحهایمان در حد تولید یک نمونه بوده و به تولید انبوه نرسیده است.
ما برای تثبیت طرحهایمان کار کردهایم. ما با اقامهء دلیل، نیروی انتظامی را قانع کردیم که دیگر نمیتوانند مردم را موظف کنند تا به مدلهای ۳۰ سال قبل برگردند. آنها باید بپذیرند که در طراحیهای لباس، رنگ، زیبایی و مد باید برای مخاطب وجود داشته باشد تا آنها هم حدود را رعایت کنند.
به عقیدهء برخی افراد، لباسهایی که شما طراحی کردهاید برای اجتماع غیرقابل استفاده است. آیا واقعا این لباسها را میخواهید به تولید انبوه برسانید؟
نه این طور نیست. بخشی از چادرهایی که پارسال عرضه کردیم در حال حاضر استفاده میشود و حتی نظرسنجیهای ما هم نمیگوید که این لباسها غیرقابل استفاده است.
در نظرسنجیهایتان، نظر چه کسانی لحاظ شده و نتیجهاش چه بود؟
تمامی کسانی که به جشنوارهء پارسال آمدند و از لباسهای ما بازدید کردند. فرمهای نظرسنجیمان هم موجود است که بر اساس آن ۸۹ درصد از بازدیدکنندگان استقبال کردند.
اما استقبال که به معنای تایید نیست؟
وقتی یک نمایش لباس برای اولین بار در کشور برگزار میشود اصلا این انتظار را نداشته باشید که کاربردیترین لباس ارایه شود. ما با این کار فضا را شکستیم. فضایی که میگفت «مد» برای زنان یعنی چه؟
یعنی قبل از طرح شما، مد برای زنان معنی نداشت و آنها از مد لباس پرهیز میشدند؟
نه، اما تا آن موقع کسی نمیتوانست به راحتی از این حرفها بزند. مثلا آسوشیتدپرس به من گفت که ۲۷ سال در جمهوری اسلامی به زنان میگفتند که نپوشید و الان ۱۲۰ نوع لباس گذاشتهاند و میگویند اینها را میتوانید بپوشید.
من حرف شما را مبنی بر قابل استفاده نبودن لباسها نمیپذیرم چون خود طراحان از این لباسها در سطح اجتماع میپوشند.
سه هفته قبل در کویت بودم. برایم عجیب بود که حجاب دختران کویت از طیف صفر تا ۱۰۰ بود. از زنی که پوشیهء کامل زده تا زنی که کت کوتاه پوشیده بود و این تنوع یعنی این که آنها به خود اهمیت میدهند در حالی که در ایران جز سه-چهار نوع پوشش چیز دیگری وجود ندارد.
دلیلش چیست؟
چون دختران ما به خود این اجازه را نمیدهند که سد مد را بشکنند.
چگونه میتوان این سد را شکاند؟
این که دیگران دربارهء من چه فکر میکنند؟ در ذهن ما تابو شده و ما اصلا به راحتی لباس خودمان فکر نمیکنیم و این خیلی بد است.
آیا این حرف در مورد خود شما هم صدق میکند. الان که چادر شما معمولی است.
با وجود طراحی ۳۰ مدل چادر جدید من هم هنوز این چادر را میپوشم. شاید به این دلیل که مسوولیت دارم و در جلسات با آقایان هستم. در صورتی که استفادهء این چادر زمانهایی برایم بسیار سخت است.
خودتان چقدر حاضرید این سد را بشکنید؟
الان دخترانم از چادرهای جدید استفاده میکنند. به ویژه آن چادری که سال گذشته اولین جایزه را گرفت، بسیار چادر راحتی است. یادم میآید باید در جلسهای شرکت میکردم، اما آن زمان دستهایم درد میکردند و من از چادری که از کمر بسته میشد و قسمت بالایش مثل کت پوشیده بود و دستها کاملا آزاد بود، استفاده کردم. از این که دستهایم آزاد بود، احساسی عجیب داشتم. این تابوهایی است که ما برای خودمان ایجاد کردهایم و نباید به عدم توانایی طراحیهای جدید در جذب مخاطب نسبت دهیم. چون نمایشگاه پارسال برای اولین بار برگزار شد برای مردم عجیب بود. اعتقادم این است که یکی از شیوههای موفق تبلیغ، تکرار است و با تکرار امیدواریم این طرحها را در جامعه اشاعه دهیم.
آیا میان اجرای طرح مبارزه با بدحجابی توسط نیروی انتظامی و پیشرفت و پذیرفتن طرحهای شما در جامعه ارتباطی وجود دارد؟
نه، نیروی انتظامی میتواند بگوید این لباس را بپوش اما این که چه بپوشد برعهدهء او نیست. من در وظایف نیروی انتظامی دخالت نمیکنم، اما در عرصهء فرهنگی دخالت میکنم. چرا که اینکه چه بپوشید یک کار فرهنگی است.
نظر شخصی شما دربارهء طرح اخیر نیروی انتظامی در مبارزه با بدحجابی چیست؟
متاسفانه قضیهء پوشش زنان را رها و یله گذاشتهایم. ناهنجاریهای پوشش زنان چیز قابل انکاری نیست به طوری که وضعیت لباس پوشیدن دختران ایران برای بسیاری از مهمانان خارجی مایهء تعجب است.
چه دلیلی سبب این ناهنجاری پوششی شده است؟
ایران به لحاظ سوقالجیشی حساس است، مانند نگینی در حلقهء انگشتری آسیا میدرخشد و بنابراین طعمهء خوبی برای کشورهای غربی است. همه میدانند که کل کفر، علیه جمهوری اسلامی بسیج بودند، اما کارشان پیش نرفت بنابراین به لحاظ فرهنگی وارد شدند و وجود خروارخروار سیدیهای مبتذل و مشروب در کشور موید آن است. ما نمیتوانیم هجمهء فرهنگی آنها را فراموش کنیم، اما جوانانی که در جامعه با این پوشش دیده میشوند معدل جوانان ما نیستند چرا که جوانان ما، کسانی هستند که مذهب قوی دارند و به لحاظ علمی دارند کار میکنند.
آیا این گفته تناقض ندارد، از سویی برچسب ناهنجاری پوششی میزنید و آن را غیرقابل انکار میدانید و از سوی دیگر میگویید دخترانی که در جامعه با این نوع پوشش دیده میشوند، معدل جوانان ما نیستند.
نه من نمیگویم، معتقدم برخوردهای نیروی انتظامی باید با دختر تابلو و یک دختر دانشجو فرق کند و تذکرها متفاوت باشد. چون ما این بچهها را در راهپیمایی ۲۲ بهمن با همین قیافه دیدهایم.
خانم قند فروش! مهمترین ایرادی که به کارتان میتوان گرفت، چیست؟
این که نتوانستیم لباسها را به تولید انبوه برسانیم، اما در این موضوع هم ما مقصر نبودیم.
در کدام مورد مقصر بودید و کمکاری کردید؟
من مقصر نبودم.
یعنی در این طرح هیچ نقصی بر کارتان وارد نمیکنید؟
من قبل از پذیرش مسوولیت در استانداری، در حوزهء برنامهسازی کودکان و نوجوانان کار کردم و علیرغم ظاهرم خیلی خوب با جوانان ارتباط برقرار کردم. آذرماه سال گذشته روی کار آمدم و بهمن طرحم را مطرح کردم… قطعا مقصرم، اما این که چه ابزارهایی در اختیار من بود هم مهم است، تکتک دستاوردهایمان را با چنگ و دندان به دست آوردهایم و ابزارهای کمی در اختیار داشتیم.
طراحی و ساماندهی مد و لباس در اولویت چندم کاری شماست؟
پا به پای اولویتهای دیگر در اولویت اول است.
شما امسال لباس مشاغل را ارایه میدهید. گفته میشود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخشنامهای مبنی بر پوشش زنان کارمند به همهء ارگانها صادر کرده است، این اقدام شما با اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه ارتباطی دارد؟
ارتباطی ندارد. ما لباس مشاغل را با این رویکرد ارایه میدهیم که زنان کارمند لباس خوبی بپوشند و هزینهء تامین لباس هم برعهدهء ارگان مربوطه باشد. چرا که زنان از یافتن لباس مناسب کارمندی در بازار شکایت دارند. پوشیدن این لباس هم اجباری نیست. وظیفهء ما در حد ارایه است.همچنین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اصلا چنین بخشنامهای ندارد.
سرمایهگذاری اقتصادی در این طرح چقدر است و آیا امید به بازگشت سرمایه دارید؟
بودجهء امسال ۱۳۰ میلیون تومان بوده است، اما باید به این نکته توجه کنیم که بحث استفاده از پوشش اسلامی در کشورهای مسلمان رو به افزایش است و ما با بهرهگیری از این فرصت میتوانیم به لحاظ اقتصادی هم سود ببریم. مثلا کویت برای برپایی نمایشگاه و فروشگاه از ما دعوت کرده و این فرصت مناسبی برای اقتصاد زنان است.
منبع: روزنامه سرمایه
شرح عکس:فرحناز قندفروش در حال نشان دادن لباس های نمایشگاه زنان سرزمین من به استاندار تهران
