گفت وگو با دختران برتر کنکورسال ۸۴

عکس هاى شش دختر در صفحه اول روزنامه چشم هر بیننده اى را خیره مى کند. نفرات اول تا سوم کنکور در رشته هنر، نفرات اول و دوم کنکور در رشته ریاضى، نفر اول رشته علوم تجربى در کنکور امسال را دختران به خود اختصاص داده اند.این درخشش نمونه دیگرى از تلاش و کوشش زنان و دختران جامعه در سال هاى اخیر در عرصه هاى علمى است.وقتى پاى صحبت تک تک این دختران مى نشینیم متوجه مى شویم که آنان نه تنها با اعتماد به نفس و تلاش بسیار موفقیت خود را به دست آورده اند، بلکه از ایمان و توکل و توجه به ارزش هاى دیگر نیز غافل نمانده اند.

شنیدن حرف هاى دختران برتر کنکور براى دختران دیگر این جامعه که در پى رسیدن به جایگاه هاى بالاترى هستند، مى تواند راهگشا باشد

دخترى از جنس آسمان

* از خودت بگو

– من راییکا خورشیدیان در آذر ماه سال ۶۵ به دنیا آمدم. فرزند اول هستم. یک برادر دارم. پدرم پزشک و مادرم خانه دار است.

* در مدارس دولتى درس خوانده اى یا غیرانتفاعى؟

– دبستان، راهنمایى و دبیرستان را در مدرسه دولتى و در پیش دانشگاهى بود که از رشته ریاضى فیزیک تغییر رشته دادم و به علت علاقه زیادى که داشتم پیش دانشگاهى را در مدرسه غیرانتفاعى و رشته هنر گذراندم.

* کلاس کنکور یا معلم خصوصى داشته اى؟

– هیچ وقت معلم خصوصى نداشته ام. در کلاس هاى کنکور مدرسه ام شرکت مى کردم البته نه در تمام درس ها بلکه درس هایى را که احساس مى کردم نیاز درام.

* خانواده با تغییر رشته ات مخالف نبودند؟

– من از سال اول دبیرستان به هنر علاقه داشتم ولى خانواده ام مخالفت مى کردند سه سال دبیرستان را در رشته ریاضى فیزیک خواندم . سال آخر تغییر رشته دادم. من از سال اول دبیرستان به خوبى درس خوانده بودم.

* چند ساعت در روز درس مى خواندى؟

– روزهایى که از مدرسه دیر به خانه مى آمدم و روزهایى که زودتر مى آمدم را با برنامه ریزى و با توجه به توان و انرژى ام در آن روز سعى مى کردم از وقتم به طور کامل استفاده کنم.

* سال آخر چطور براى کنکور درس خواندى؟

– امتحان تغییر رشته تابستان گذشته بود. چهار کتاب مهم باید براى امتحان مى خواندم سعى من بود که از انرژى ام هر روز به طور کامل استفاده کنم.

* تفریح مى کردى؟

– تفریح هم مى کردم. سعى من بر این بود که تفریح ام هنرى باشد. موزه خیلى رفتم. تمام موزه هاى تهران را در سال آخر چند بار رفتم. تفریح من در ارتباط بادرس ام بود.

* فکر مى کردى این رتبه را به دست آورى؟

– در طول سال سطح من طورى بود که همه مى گفتند در کنکور اول مى شوى و من مى دانستم رتبه ام یک رقمى مى شود.

* چه زمانى متوجه شدى سوم شده اى؟

– شب قبل از اعلام نتایج از سازمان سنجش تماس گرفتند و به من گفتند سوم شده ام.

* در آن لحظه چه احساسى پیدا کردى؟

– خیلى هیجان زده نشدم. چون این احساس را قبل از آن براى خودم تصور کرده بودم ولى از اینکه نتیجه زحماتم را دیدم خوشحال شدم.

* خانواده ات چه میزان در این موفقیت تو نقش داشت؟

– خانواده ام قبل از تغییر رشته ام مخالف بودند ولى در دوران تحصیل با توجه به اطلاعاتى که کسب کرده بودم راضى و امیدوار بودند.

* چه رشته اى را انتخاب کرده اى؟

– طراحى صنعتى در دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران.

* از این که امسال دختران رتبه اول و سوم بسیارى از رشته ها را در کنکور کسب کردند چه احساسى دارى؟

– خیلى خوشحال شدم. چون دختران بیشتر تلاش مى کنند و اگر اعتماد به نفسشان بالا برود حتماً موفق مى شوند. چون به نظر من اعتماد به نفس پایین است که باعث عدم موفقیت شان مى شود.

* زنان براى به دست آوردن جایگاه حقیقى خود در اجتماع باید چه کار کنند؟

– مشکل این است که زنان خودشان زنان دیگر را قبول ندارند و حتى ترجیح مى دهند در کلاس کنکور هم معلمشان مرد باشد و همدیگر را باور ندارند.

* چه آرزویى دارى؟

– اعتقادم به خدا بیشتر شود و بتوانم آرزوى موفقیت همه را بکنم.

* آخرین هدف؟

– رسیدن به خدا.

* چه رنگى را دوست دارى؟

– همه رنگ ها بخصوص سبز و آبى، ولى همه رنگ ها کنار هم زیبا هستند.

* آخرین کتابى که خواندى؟

– کتاب شور زندگى که مربوط به زندگى ونگوگ است. آخر کتاب خیلى غم انگیز است. ونگوگ همیشه در نقاشى هایش گل آفتابگردان مى کشیده است و پس از مرگ او خاک ونگوگ تبدیل به گل آفتابگردان مى شود. او سعى مى کرده است که همواره کشاورز را به زمین وصل کند و اعتقاد داشته است که همه چیز از روح واحد تشکیل شده است. من احساس کردم تمام دنیا روح واحد است و جزیى از حقیقت مطلق که خداست و نقاشى هاى او واقعى تر از واقعیت است.

* اگر پرنده بودى؟

– به آسمان نگاه مى کردم و مى دیدم آدم هاى سبک مى توانند پرواز کنند. وقتى وابستگى نباشد پرواز امکانپذیر است.

* به کسانى که قصد شرکت در کنکور سال آینده را دارند چه توصیه اى دارى؟

– باید هنگام امتحان تصور کنند همان آزمون هاى همیشگى را مى دهند. امسال سؤالات کنکور غیراستاندارد بود. من خیلى راحت با این مسأله کنار آمدم و فکر کردم بقیه هم شرایط مرا دارند و نترسیدم. نباید از کنکور ترسید باید بچه ها راحت تر باشند تا نتیجه بگیرند.

دخترى با نگاه آبى

* خودت را معرفى کن.

– مرضیه پرنده غیبى هستم. اصالتاً اهل کرمان هستم ولى در قم بزرگ شده ام. پدر و مادرم استاد دانشگاه هستند و برادرم دانشجوى رشته برق است.

– در مدارس دولتى درس خوانده اى؟

– دبستان را در مدرسه نمونه مردمى و از راهنمایى در مدرسه فرزانگان تحصیل کردم.

* کلاس کنکور یا معلم خصوصى داشته اى؟

– نه. به کلاس کنکور و معلم خصوصى احتیاجى نداشتم چون معلمان ما خیلى کامل تدریس مى کردند.

* چند ساعت در روز درس مى خواندى؟

– وقتى مدرسه مى رفتم ۵-۶ ساعت درس مى خواندم و در تعطیلات ۱۱ ساعت مطالعه مى کردم.

* فکر مى کردى این رتبه را به دست آورى؟

– من براى رتبه یک رقمى خوانده بودم و احتمال مى دادم.

* کى متوجه رتبه ات شدى؟

– یک روز قبل با تماس سازمان سنجش.

* چه احساسى داشتى؟

– خوشحال شدم.

* و خانواده ات چه عکس العملى از شنیدن رتبه ات نشان دادند؟

– عکس العمل خاصى نبود، خوشحال شدند.

* از چه سالى براى کنکور درس خواندى؟

– تا سال سوم دبیرستان براى المپیاد مى خواندم. پارسال از باشگاه دانش پژوهان جوان مدال نقره گرفتم. ولى از اول مهر براى کنکور خواندم.

* خانواده چه اندازه در کسب این موفقیت نقش داشت؟

– خانواده به من خیلى روحیه مى داد و به من مى قبولاندند که توانایى اش را دارم. آرامش برایم ایجاد مى کردند. خانه را به محیطى علمى و درسى تبدیل کرده بودند.

* انتخاب اول تو در دانشگاه؟

– رشته برق دانشگاه صنعتى شریف.

* از اینکه دختران جایگاه بیشترى را در کنکور امسال در میان برترین ها داشتند چه احساسى دارى؟

– خوشحالم که دختران موفق بودند. البته خانم ها قبل از این هم نقشى مهم در جامعه داشته و خواهند داشت. این مسأله اى طبیعى است. تلاش مهم است شاید جامعه فکر کند که ما نمى توانیم ولى این خود ما هستیم که مى دانیم مى توانیم و جامعه هم باید این را بپذیرید.

* چه آرزویى دارى؟

– آرزوى خاصى ندارم. ولى آرزوى آرمانگرایانه من پیشرفت کشورمان ایران و رسیدن به تمدن است. آرزو دارم مسلمانان بتوانند در جهان برترین باشند و حرف اول را بزنند.

* آخرین هدف؟

– مربوط به آن دنیا شاید باشد. خدا از من راضى باشد و در برابرش سرافکند نباشم.

* چه رنگى را دوست دارى؟

– آبى

* اگر پرنده بودى؟

– پرنده ام دیگر. پرنده غیبى!

ولى سؤالاتتان از کنکور سخت تر است. اگر پرنده بودم جایى مى رفتم که خودم باشم و آسمان آبى آبى باشد و همه چیز پاک باشد با دنیایى بدون ریا.

* آخرین کتابى که خواندى؟

– نشت نشا.

* چه توصیه اى به کنکورى ها دارى؟

– بستگى به شخصیت و هدف بچه ها دارد که مى خواهند چه نقشى را در آینده داشته باشند. نباید ناامید شوند و ایمان و توانایى هایشان را حفظ کنند و بدانند چیزى دارند که هیچکس ندارد در این صورت موفق مى شوند. زیرا در سایه آرامش و تلاش و کمک از خدا موفقیت به دست مى آید.

دخترى از جنس باران

* از خودت بگو.

– زینب پیمانى هستم. شهریور سال ۶۶ در شیراز به دنیا آمده ام. پدرم کارمند و مادرم مدیر است. سه فرزند هستیم. خواهرم دانشجوى علوم سیاسى دانشگاه شیراز و برادرم دانشجوى برق دانشگاه شیراز است

* در چه مدارسى تحصیل کرده اى؟

– دبستان مدرسه دولتى و بعد فرزانگان (تیزهوشان) درس خوانده ام.

* معلم خصوصى داشته اى یا در کلاس کنکور شرکت کرده اى؟

– در شیراز براى درس ریاضى و فیزیک کلاس کنکور رفتم.

* از چه زمانى براى کنکور درس خواندى؟

– از دوران راهنمایى و دبیرستان من زیاد درس مى خواندم پارسال روزى ۳-۲ ساعت درس مى خواندم تا آخر تابستان به روزى ۶ ساعت رسید. در سال تحصیلى به ۱۰ ساعت رسید و این اواخر ۱۲ ساعت شد.

* فکر مى کردى این رتبه را به دست آورى؟

– مى دانستم رتبه خوبى خواهم داشت ولى فکر نمى کردم اول بشوم.

* کى فهمیدى این رتبه را به دست آوردى؟

– از طریق یکى از دوستانم فهمیدم از شبکه خبر شنیده بود.

* چه احساسى پیدا کردى از موفقیتى که کسب کرده بودى؟

– من فکر مى کردم رتبه ام یک رقمى است. قرار بود اگر خبرى شد، مدیر مدرسه به من خبر بدهد. وقتى خبرى نشد ناامید شدم ولى زمانى که مطلع شدم که چه رتبه اى را کسب کرده ام از خوشحالى گریه کردم و شوکه شده بودم. من و خانواده ام در آن لحظه دورهم بودیم و همه خدا را شکر کردیم.

* چه رشته اى انتخاب اول توست؟

– پزشکى شیراز.

* چرا دانشگاه تهران اولین انتخاب تو نبود؟

– مادر و پدرم از عوامل موفقیت من بودند نمى خواهم از آنها دور شوم. مى توانم در شهر خودم با امکانات کمتر موفق باشم و در کنار خانواده ام باشم.

* خانواده چه نقشى در موفقیت تو داشت؟

– مادر در برنامه ریزى ها خیلى کمکم مى کرد پشتکارم را مدیون مادرم و اعتماد به نفس و آرامش را مدیون پدرم هستم.

* موفقیت دختران به عنوان برترین هاى کنکور امسال چه احساسى را در تو به وجود آورد؟

– خوشحال شدم که رتبه اول رشته ریاضى فیزیک دختر بود. من فکر مى کنم دختر و پسر با هم فرق ندارند مهم تلاش است. هرکسى مى تواند با تلاش قابلیت هاى خود را نشان دهد.

* زنان چگونه مى توانند به جایگاه واقعى خود در جامعه برسند؟

– مهمتر از هر چیزى این است که عصمت و حجاب خود را حفظ کنند در این صورت در تمام زمینه ها موفق مى شوند.

* و آرزو؟

– تا لحظه اى که زنده هستم به مردم محروم جامعه خدمت کنم.

* چه رنگى را دوست دارى؟

– آبى

* آخرین هدف؟

– رضایت امام زمان (عج) را جلب کنم.

* تأثیرگذار ترین کتابى که خواندى؟

– داستان سیستان نوشته رضا امیر خانى. این کتاب داستان سفر رهبرى به سیستان و بلوچستان است که از دیدى متفاوت نگاه شده است. من خیلى چیزها را با خواندن کتاب حس کردم. من قبلاً هم رهبرم را دوست داشتم ولى الآن این علاقه بیشتر شده است.

* اگر پرنده بودى!

– مى رفتم مشهد روى گنبد طلاى امام رضا(ع) مى نشستم و لذت مى بردم.

دخترى از سرزمین نور

* از خودت بگو

– مریم السادات میر کمالى رایینى هستم. اصالتاً کرمانى هستم. در آذرماه سال ۶۵ به دنیا آمده ام. پدرم مدیر بخش صنعت دریایى صنایع الکترونیک شیراز و مادرم دبیر دینى و قرآن است. برادرم محصل و خواهرم ۴ ساله است.

* درچه مدارسى تحصیل کردى؟

– دبستان شاهد و بعد فرزانگان.

* معلم خصوصى – کلاس کنکور رفتى؟

– هیچ کدام.

* براى کنکور چند ساعت درس مى خواندى؟

– اوایل سال کمتر بود ولى کم کم زیاد تر شد از ۸ ساعت به ۱۲ ساعت و بعد به تدریج دوباره آن را به ۱۰ ساعت رساندم. اوایل سال درسى را مى خواندم که در آن روز به طرف آن درس کشش داشتم و از قاعده خاص پیروى نمى کردم ولى به دروس اختصاصى و تست خیلى اهمیت مى دادم.

* فکر مى کردى این رتبه را کسب کنى؟

– به تک رقمى اصلاً فکر نمى کردم.

* چطور با خبر شدى از موفقیت ات؟

– روز اعلام نتایج دوستانم در اینترنت دیده بودند. در کرمان بودم که خبرم کردند.

* و احساس تو در آن لحظه؟

– وقتى باورم شد، کم کم خوشحال شدم که مى توانم به دیدار رهبرى بروم.

* به اولین کسى که گفتى؟

– مادر و دایى ام کنارم بودند. متوجه و خوشحال شدند. من به آنها گفته بودم احتمال رتبه تک رقمى را نمى دهم و آنها با شنیدن خبر موفقیتم، هیجان زده شدند. پدرم شیراز بود. با او تماس گرفتم. کم کم باور کرد، براى او هم غیر منتظره بود.

* از چه سالى خودت را براى کنکور آماده کردى؟

– به قصد کنکور از مهرماه امسال. قبلاً به کنکور فکر نمى کردم براى المپیاد مى خواندم و مدال نقره کشورى را هم گرفتم.

* نقش خانواده ات در موفقیت تو چقدر بود؟

– خیلى مؤثر بودند. آنها روى من فشار نمى آوردند. احساس نمى کردم کنکور مى دهم، با اختیار و علاقه خودم درس مى خواندم، آرامش داشتم و این دو خیلى مؤثر بودند.

* نخستین انتخاب؟

– مهندسى برق دانشگاه صنعتى شریف.

* دختران برتر کنکور امسال چه احساسى را به تو بخشیدند؟

– خوشحال کننده است، بخصوص اینکه در رشته ریاضى مى گویند دخترها نمى توانند. دختران نشان دادند این طرز فکرها را باید کنار گذاشت.

* جایگاه واقعى زنان چگونه به دست مى آید؟

– متأسفانه مدتى است عده اى زنان با ظاهر درست در جامعه حضور پیدا نمى کنند. زن وقتى اینگونه ظاهر مى شود، ارزش واقعى خود و دیگر زنان را با این حرکت زیر سؤال مى برد. زنان ارزش خود را باید بالاتر از این بدانند و خود را باور کنند. زن موجودى با ارزش است و نباید خود را زیر سؤال ببرد.

* چه آرزویى دارى؟

– نقشى در حکومت جهانى امام زمان (عج) داشته باشم.

* آخرین هدف؟

– در زمینه علمى و معنوى پیشرفت کنم و به مردم و انقلاب خدمت کنم و دین ام را به شهدا بخصوص دو عموى شهیدم ادا کنم.

* چه رنگى مورد علاقه توست؟

– سبز – آبى.

* تأثیرگذارترین کتابى که خوانده اى؟

– در دوران دبیرستان چند بار کتاب روسرى به سرها را خواندم. این کتاب مربوط به دختران آلمانى بود که در دوره دبستان یکى از آنان با حجاب به مدرسه مى رود و دوستش اول در برابر او موضع مى گیرد، ولى کم کم ارتباط و تأثیر حجاب او بر دیگر بچه ها تا جایى مى رود که آنها که اعضاى تیم فوتبال مدرسه بودند، وقتى مى بینند مسؤولان مدرسه به دوست باحجاب شان اجازه بازى در تیم را نمى دهند، همه روسرى سر مى کنند و هیچ کدام در مسابقه فوتبال و زمین بازى حاضر نمى شوند.

* چه توصیه اى براى کنکورى ها دارى؟

– اگر کسى امسال شکست خورد، باید سعى کند اعتماد به نفس خود را به دست بیاورد. آدم باید در هر لحظه قدرت خود را پشت سر خودش ببیند تا موفق شود. در سال تحصیلى باید با تلاش و پشتکار جلو بروند و خود را باور داشته باشند. از واجبات شان هم غافل نشوند، چون باعث مى شود خدا به آنها کمک کند.

* و اگر پرنده بودى؟

– مى رفتم حرم امام حسین (ع) یا امام رضا (ع) و بالاى گنبد مى نشستم و از فضاى معنوى آنجا لذت مى بردم.

دخترى از جنس حضور

* خودت را معرفى کن.

– تارا فاتحى ایرانى متولد تیر سال ۶۶ پدرم کارمند ایران خودرو است و مادرم مهندس راه و ساختمان. یک خواهر دارم که دانشجوى رشته پلیمر دانشگاه پلى تکنیک است.

* در چه مدارسى تحصیل کردى؟

– در مدارس دولتى و از سال دوم دبیرستان تا پیش دانشگاهى در مدرسه اى غیر انتفاعى.

* کلاس کنکور مى رفتى؟

– در دروس اختصاصى.

* چند ساعت در روز براى کنکور مى خواندى؟

– اوج آن به ۱۱ ساعت مى رسید، ولى میانگین روزى ۸ تا ۹ ساعت درس مى خوادم.

* از چه سالى براى کنکور خواندى؟

– من کنکورى درس نمى خواندم. آهسته و پیوسته درس مى خواندم. طورى درس مى خواندم که در یادم بماند.

* فکر مى کردى این رتبه را به دست آورى؟

– فکر نمى کردم یک باشم. فکر مى کردم زیر ۱۰ باشم.

* کى متوجه شدى؟

– ۱۱ مرداد بود که تلفنى به من خبر دادند.

* چه احساسى داشتى؟

– کم خوشحال شدم. اطرافیان و خانواده ام بیشتر خوشحال شدند.

* خانواده ات چقدر در کسب این موفقیت نقش داشت؟

– خیلى نقش داشتند. محیط خانه آرام شده بود و همه کمکم مى کردند هر کارى که لازم بود را برایم کردند.

* رشته انتخابى؟

– تئاتر. به خاطر تئاتر درس خوانده بودم، وگرنه قبول نمى شدم.

* چه احساسى از برترى دختران در کنکور امسال داشتى؟

– ذوق کردم، ولى برایم دختر و پسر فرقى نمى کند، ولى درخشش دختران برتر در رشته ریاضى برایم جالب بود.

* زنان چگونه به جایگاه واقعى شان مى رسند؟

– با اعتماد به نفس. نباید فکر کنند با مردان فرقى دارند. همان کارى را که مردان انجام مى دهند، آنها هم مى توانند انجام دهند.

* چه آرزویى دارى؟

– موفق شوم در رشته اى که قصد تحصیلى در آن را دارم.

* چه رنگى مورد علاقه توست؟

– آبى.

* تأثیرگذارترین کتابى که خوانده اى؟

– جاودانگى و یار هستى اثر میلان کوندرا. هر جمله این کتاب حس متفاوتى به من داد که برایم جالب بود.

* چه توصیه اى به کنکورى ها دارى؟

– با علاقه درس بخوانند فکر نکنند به زور باید درس خواند. دلیلى ندارد ۱۰ ساعت در روز بدون علاقه درس بخوانند ولى اگر ۵ ساعت مى خوانند باعلاقه باشد. کنکور کار یک سال خواندن نیست باید از بیخ و بن اهل بود.

* آخرین هدف؟

– بازیگر موفقى شوم هرچند که شاید در آینده اهداف بزرگترى پیدا کنم.

* و اگر پرنده بودى؟

– به همه جا سفر مى کردم تا ببینم چه خبر است.

دخترى از جنس افق

* از خودت بگو

– آوا فتحى هست. در ۱۵ فروردین ماه ۱۳۶۵ در تهران به دنیا آمدم. پدرم فوق لیسانس حسابدارى است و مادرم دیپلمه و کارمند یک شرکت تجهیزات پزشکى است و تنها فرزند خانواده هستم.

* دوران دبستان تا دبیرستان چه مدارسى رفتى؟

– دوران ابتدایى در مدرسه دولتى، دوره راهنمایى در نمونه مردمى و مقطع دبیرستان در غیرانتفاعى درس خوانده ام.

* براى موفقیت در کنکور از کلاس هاى کنکور و یا معلم خصوصى استفاده کرده اى؟

– از مهرماه سال ۸۳ تا تیرماه امسال که کنکور داشتم دروس اختصاصى و عمومى به جز زبان انگلیسى را در مؤسسه اى گذراندم و تنها رسم فنى را به صورت نیمه خصوصى کار کردم.

* در چه سالى و در چه رشته اى دیپلم گرفتى؟

– در سال تحصیلى ۸۲-۸۱ و در رشته ریاضى فیزیک.

* براى کنکور چند ساعت در روز و چگونه درس مى خواندى؟

– به نظر من اینکه چند ساعت در روز وقت مى گذاشتم درست نیست چون دیگران با این الگو به نتیجه نمى رسند بستگى به ظرفیت هوشى و پیش زمینه افراد دارد. من کم کم ساعات را زیاد کردم. اوایل ۶-۵ ساعت در روز درس مى خواندم و اواخر به ۱۲-۱۱ ساعت در روز رسید. من زمینه آن را قبل از عید نوروز داشتم اما بیشترین تلاش من بعد از عید بود.

البته شاید ساعات مطالعه من خیلى در میزان موفقیت من مؤثر نبود. من فکر مى کنم مهم ترین عامل موفقیت من علاقه ام به این رشته بود.

* فکر مى کردى این رتبه را بدست بیاورى؟

– مى دانستم رتبه ام خوب مى شود اما رتبه دوم را فکر نمى کردم.

* چه زمانى از رتبه ات مطلع شدى؟

– دو روز قبل از اعلام نتایج کنکور از سازمان سنجش تماس گرفتند و در مورد بیوگرافى و وضعیت خانوادگى ام سؤال کردند. نگران شدم. فکر کردم شاید مدارک ام ناقص بوده وقتى گفتند رتبه دوم را بدست آورده ام زبانم بند آمد و نتوانستم هیچ صحبتى بکنم.

* از چه سالى خودت را براى شرکت در کنکور آماده کردى؟

– از تابستان سال ۸۳ تصمیم به تغییر رشته گرفتم و از مهرماه براى کنکور برنامه ریزى کردم.

* خانواده چه نقشى در موفقیت شما داشتند؟

– به نظر من نقش خانواده خیلى مشخص و بزرگ است. خانواده ام خیلى ملاحظه مى کردند تا محیط خانه را آرام نگه دارند. آنها دست به دست هم دادند چون مى دانستند در آن زمان فشار کنکور زیاد است. مادرم بیشتر در محل کار مى ماند تا من تنها باشم و درس بخوانم.

* نخستین رشته انتخابى ات در دانشگاه چه بود؟

– اولین انتخاب گرافیک و بعد موسیقى و طراحى صنعتى.

* از اینکه دختران در کنکور امسال چهره هاى برتر اول تا سوم را داشتند چه احساسى دارى؟

– طبیعتاً خوشحالم اما تمایزى بین آنها قائل نیستم. من همه جوانها را یک جور مى بینم و دختر و پسر فرقى ندارد. اینکه دختران مصمم اند به هدفشان برسند خیلى خوب است اما نگرانم که پسران کمتر موفق بوده اند چون ممکن است در آینده مشکلاتى بوجود آید.

* زنان و دختران براى رسیدن به جایگاه واقعى شان چه باید بکنند؟

– باید اراده داشته باشند. ابتدا مشخص کنند از خودشان چه مى خواهند و بعد مصمم باشند. چرا که انسان اگر اراده کند مى تواند به خواسته اش برسد.

* چه آرزویى دارى؟

– دلم مى خواهد به عنوان یک هنرمند اثرى ارائه دهم که روى انسان هاى دوره بعد هم تأثیر بگذارد و حتى نسل هاى بعد بتوانند با آن احساس رابطه برقرار کنند.

* آخرین هدف؟

– هدف داشتن، مرز ندارد. هر هدفى داشته باشى هدف دیگرى بالاتر از آن قرار مى گیرد. همین باعث مى شود زندگى انسان جریان داشته باشد.

* اگر پرنده بودى چه کار مى کردى؟

– به جاى دورى مى رفتم، تا خود خورشید، تا آسمان…. چون همیشه هدفم را خیلى دور قرار مى دهم.

* تأثیرگذارترین کتابى که خوانده اى راجع به چه موضوعى بود؟

– کتاب تاریخ هنر مدرن نوشته آرناسون که به عنوان یک مرجع در مورد اثرهاى هنرى متفاوت از هنرمندان با سبکهاى مختلف از آن استفاده مى کردم و به عنوان منبع، کار مرا راحت مى کرد.

* چه رنگى را دوست دارى؟

– عاشق رنگ قرمزم. چون قرمز نماد شور، انرژى، انقلاب و اشتیاق است.

*چه توصیه اى براى کنکورى هاى امسال دارى؟

– توصیه مى کنم بر حسب علاقه و توان رشته خودشان را انتخاب کنند چون در این صورت حرکت به سمت هدفشان برایشان آسان تر است. آنها هدفشان را دور قرار دهند نه نزدیک تا اگر به هدف نرسیدند لااقل در مسیر به جایى برسند.

.

منبع :روزنامه ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.