خوشا به ملتی که بزرگانش زن باشند
عبدالطیف عبادی
وقتی ونیستون چرچیل – نخست وزیر بیادماندنی بریتانیا – گزارشی از نبردهای اطلاعاتی نیروهای کشورش در مقابل سرویسهای امنیتی آلمان نازی را خواند و به نقش تعیین کننده و توانایی ها و فداکاری های شگفت انگیز افسران اطلاعاتی زن انگلیسی در موفقیتها و پیروزی های میهنش پی برد ، آهسته زیر آن گزارش نوشت ” خوشا به ملتی که بزرگانش زن باشند ”
وزارت ارتباطات بریتانیا اخیرا در سپاس و به یادبود شش تن از زنان بزرگ این کشور تمبرهایی را منتشر کرده است با این ویژگی که زیر تصویر هر کدام از آنها – بجای نامشان – خدمتی که به مردم کشورشان کرده اند را بزرگتر و پررنگ تر نوشته اند. این شش تن عبارتند از : الیزابت گرت آندرسون (۱۹۱۷ – ۱۸۳۶) پزشکی جانباز که سراسر عمر شریفش را وقف خدمت به بیماران فقیر و بویژه زنان بی پناه کرد . او تا آخرین درجات تخصصی در رشتهء پزشکی پیش رفت و در کنار خدمات علمی اش رهبری کارزار برای کسب حق برابری درمان زنان با مردان را نیز در دست گرفت و عاقبت نیز پیروز شد .
میلیسنت گرت فاوکت (۱۹۲۹ – ۱۸۴۷) خواهر الیزابت گرت، نخستین استاد زن در رشتهء پزشکی کشور انگلستان و از پیشگامان جنبش فمنیستی بریتانیا و نیز رهبر کارزار کسب حق رای برای زنان کشورش بود . او همچنین برای بدست آوردن حق برابری زنان با مردان در زمینهء تحصیلات دانشگاهی نیز تلاش بسیار کرد و عاقبت موفق شد با یاری زنانی چون امیلینی پانکهورست هم زنان بریتانیا را به حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برساند و هم درهای همهء دانشگاههای بریتانیا را در همهء رشته ها و بدون هیچ محدودیتی بروی زنان هموطنش بگشاید. ایلانور راسبورن (۱۹۴۶ – ۱۸۷۲) سیاستمداری شجاع و مبارزی خستگی ناپذیر که یک عمر برای اثبات لزوم حمایت مالی حکومت از زنان خانواده کوشید . او به این نتیجه رسیده بود که که مردان خانواده به عنوان تنها تامین کننده مالی خانواده هر ستمی را که بخواهند بر زنان خود روا می دارند و زنان بیچاره نیز مجبورند با این وضعیت بسوزند و بسازند چرا که در صورت جدایی از همسرشان جا و پناهی ندارند. ایلانور راسبورن مبارزه ای بی وقفه ، طولانی و حقوقی را برای قانع کردن حکومتش به حمایت از زنانی که درآمدی ندارند آغاز کرد و عاقبت تصویب قانون حمایت مالی از خانواده ها در بریتانیا را به چشم خود دید و چند ماه بعد از آن درگذشت . ماری استاپس (۱۹۵۸ – ۱۸۸۰) دانشمندی سرشناس در علوم دیرین شناسی و نیز ژن شناسی که برای نخستین بار طرح “تنظیم خانواده” را در کشورش مطرح نمود و با تلاشی خستگی ناپذیر دنبال کرد. او رنج و مرارت زنان هموطنش را می دید که چگونه محکوم به باردار شدن هایی ناخواسته و داشتن فرزندانی بسیار بودند بی آنکه تن رنجور و بضاعت مالی شان اجازهء چنین کاری را به آنها بدهد. با مبارزات اجتماعی و فمنیستی این زن بزرگ بود که سرانجام حق تصمیم گیری زنان بریتانیا در پیشگیری از بارداری های ناخواسته به رسمیت شناخته شد. کلودیا جونز (۱۹۶۴ – ۱۹۱۵) زن سیاهپوستی که در ترینیداد – از مستعمرات بریتانیا – به دنیا آمد و از همان کودکی رنج سیاه بودن را لمس کرد . او برای نبرد با تبعیض نژادی در اروپا و آمریکا کوششی جانفرسا را آغاز نمود و نهایتا توانست حس همدلی جامعهء بریتانیا را با سیاهان مظلوم برانگیزد . کلودیا جونز به اتکای حمایت مردم انگلستان در برابر ستمهای قانونی دولت وقت آمریکا علیه سیاهان ایستاد و تا آخر عمر نیز رنجهای بزرگی را متحمل شد اما عاقبت طعم شیرین کامیابی را چشید و وقتی دیده از جهان فرو بست که سیاهان دیگر شهروندان درجه دو محسوب نمی شدند .
باربار کاسل (۲۰۰۲ – ۱۹۱۰) سیاستمدار ، فیلسوف و اقتصاددان جسور و بی باک انگلیسی نماد مبارزه برای رفع تبعیض جنسیتی در کشورش بود . او با پشتکار عجیبی که داشت توانست سکان فکری حزب کارگر بریتانیا را در دست بگیرد و تا عالی ترین مقامات وزارتی انگلستان بالا رود . باربارا کاسل زمانی پا به عرصهء دفاع از حقوق زنان نهاد که از دید سیاستمداران و نیز عموم مردم بریتانیا زنان توانایی به دست گیری پستهای مدیریتی بالا و قابلیتهای لازم برای مسئولیتهای مهم و بزرگ را نداشتند . او برای اثبات این حقیقت که زنان و مردان قدرت فکری برابری دارند و تبعیض جنسیتی مبنای عقلی و علمی ندارد، به گونه ای خستگی ناپذیر هفتاد سال تلاش کرد و عاقبت نیز توانست به آرزوی خود برسد و زمانی درگذشت که زنان بریتانیا با حقوقی برابر و با دستمزدی برابر با مردان در همهء عرصه های مدیریتی کشورشان حضوری فعال داشتند.
من این مطلب را با امید به شنیدن خبر آزادی عالیه اقدام دوست به پایان می برم . کاش این زن مظلوم می دانست که در این شبهای سرد و تنهایی اش هستند کسانی که او را فراموش نکرده اند.
منبع :
http://aebadi.blogfa.com/post-76.aspx
