بقلیس سلیمانی: دانشور خالق زن تاریخی و اجتماعی
شبکه ایران زنان: این یاداشت کوتاه در شماره اخیر مجله نگاه نو منتشر شده است
ادبیاتی که توسط زنان نوشته می شود پر است از خاطرات کودکی وخانه ی پدری، روابط دختر و مادر، زن و مرد، مادر و فرزند.
تاریخ و رویدادهای آن،اجتماع و تحولات آن و روابط و مناسبات اقتصادی در آثار زنان نویسنده چندان جایگاهی ندارد. برای همین است که وقتی منتقدین از ادبیات زنانه حرف می زنند،بیش از هرچیز بر جهان درونی و شخصی شخصیت های زن داستان تاکید می کنند ،بر احساسات، تمایلات و خواسته های زنانه.
به عبارتی جامعه ی فرهنگی نیز از زنان توقع ادبیاتی متفاوت با مردان دارد.
خانم دانشور نه تنها قافله سالار زنان نویسنده ایران بود که اصولا نویسنده ا ی یگانه و یکه بود. او خالق لحظه ها و دوره های مختلف تاریخی مردم ایران در دوران اخیر بود.از این جهت او تنها با نویسنده ی اجتماعی نگاری همچون احمد محمود قابل قیاس است.
احمد محمود همسایه ها را در بستر رویدادهای تاریخی واقعه ی ملی شدن صنعت نفت نوشت،داستان یک شهر را به دوران شکست بعد از این واقعه اختصاص داد.مدار صفر درجه ی او واقعه ی عظیم انقلاب را دستمایه ی کار خود قرارداد ودر زمین سوخته رویداد های مهم جنگ را داستانی کرد ودر درخت انجیر معابد به تجربه ی حکومت دینی پرداخت .
احمد محمود تنها نویسنده ی بزرگ ایرانی است که کل رویدادهای مهم تاریخ معاصر ایران را دستمایه ی اثار خود قرار داده است و تفاوت او و خانم دانشور با نویسنده اجتماعی نگاری همچون محمود دولت ابادی در این است که دولت ابادی به رویدادهای اقلیمی و منطقه ای پرداخت ولی این دو به رویدادهای ملی پرداختند.
چنانکه می دانیم خانم دانشوردر سووشون به واقعه ی اشغال جنوب ایران در سالهای جنگ جهانی دوم توسط انگلیسیها می پردازد.کنشهای مختلف شخصیت های داستانی او با وجود هویت فردی کامل تنها در بستر تاریخی و اجتماعی ویژه آن دوران قابل فهم و درک هستند.
به عبارتی اگر مسئله ی اشغال نبود هرگز یوسف وزری ان نمی شدند که اکنون هستند به این معنا که رویداهای تاریخی تنها بستر و زمینه کنشها نیستند.بلکه تمامی کنشها فراورده ی این رویداد های تاریخی هستند.یعنی زری و یوسف و دیگران انسان تاریخی و اجتماعی هستند. و این کم دستاوردی نیست.
در رمان جزیره ی سرگردانی خانم دانشور به چگونگی شکل گیری گروه های مختلف مقاومت و مبارزه که مقدمات پیروزی انقلاب را فراهم آوردند؛ میپردازد.خانم دانشور در این اثر هم مثل دیگر اثارش به رابطه ی دیالکتیکی فرد و جامعه اهمیت می دهد.ادمهای او همانقدر که محصول جامعه و تاریخ هستند، خود نیز بر این جامعه و تاریخ تاثیر گذارند.یا سعی می کنند که تاثیر بگذارند.
البته ممکن است که خانم دانشور تصویری دقیق و قابل قبول همگان از این گروه ها ارایه نکرده باشد.اما این به معنای نفی شیوه ساختار انتخابی خانم دانشور نیست.خانم دانشور مورخ نیست اما می تواند برداشت فردی خود را از گروه ها داستانی بکند.
در رمان ساربان سرگردان خانم دانشور شخصیت های داستانیش را در یکی از گردنه ها ی مهم تاریخ ایران قرار می دهد و همراه با مردم انها را از این گردنه می گذراند.ادم های او جهان ان روز ایران را به نمایش می گذارند.
شکی نیست خانم دانشور در کوه سرگردان واقعه ی عظیم جنگ را دستمایه ی کار خود قرار داده است.این موضوع از پایان رمان ساربان سرگردان به خوبی قابل استنباط است .اگر چه من باور دارم خانم دانشور این اثر را ننوشته یا به مرحله ی نهایی نرسانده است.امیدوارم حقیقتا چنین اثری هرگز نوشته نشده باشد و چنانکه در جای دیگری گفته ام خانم دانشور به نظرم شناخت دقیقی از وقایع بعد از انقلاب مخصوصا رویداد جنگ نداشت.و اگر این اثر را نوشته باشد،بی شک اثری به قوت دیگر اثارش نخواهد بود و این مسئله را سیر اثار خانم دانشورنیز نشان می دهد.سووشن همچنان برترین اثر خانم دانشور است و جزیره ی سرگردانی بی شک اثری استوارتر از ساربان سرگردانی است.غرض اینکه خانم دانشور بر رغم چشمداشت بسیاری از مخاطبان ادبیات داستانی و بر خلاف بسیاری از نویسندگان زن،رویدادهای مهم تاریخی و اجتماعی ایران را دستمایه ی خلق اثار خود قرار داد و ادمهایی ماندگار و اشنا خلق کرد و برای نخستین بار زن را هم انسانی تاریخی نشان داد.
دانشور خالق زن تاریخی و اجتماعی است.”
”
ادبیاتی که توسط زنان نوشته می شود پر است از خاطرات کودکی وخانه ی پدری،روابط دختر و مادر ، زن و مرد ، مادر و فرزند.
تاریخ و رویدادهای آن،اجتماع و تحولات آن و روابط و مناسبات اقتصادی در آثار زنان نویسنده چندان جایگاهی ندارد.برای همین است که وقتی منتقدین از ادبیات زنانه حرف می زنند،بیش از هرچیز بر جهان درونی و شخصی شخصیت های زن داستان تاکید می کنند ،بر احساسات ،تمایلات و خواسته های زنانه.
به عبارتی جامعه ی فرهنگی نیز از زنان توقع ادبیاتی متفاوت با مردان دارد.
خانم دانشور نه تنها قافله سالار زنان نویسنده ایران بود که اصولا نویسنده ا ی یگانه و یکه بود. او خالق لحظه ها و دوره های مختلف تاریخی مردم ایران در دوران اخیر بود.از این جهت او تنها با نویسنده ی اجتماعی نگاری همچون احمد محمود قابل قیاس است.
احمد محمود همسایه ها را در بستر رویدادهای تاریخی واقعه ی ملی شدن صنعت نفت نوشت،داستان یک شهر را به دوران شکست بعد از این واقعه اختصاص داد.مدار صفر درجه ی او واقعه ی عظیم انقلاب را دستمایه ی کار خود قرارداد ودر زمین سوخته رویداد های مهم جنگ را داستانی کرد ودر درخت انجیر معابد به تجربه ی حکومت دینی پرداخت .
احمد محمود تنها نویسنده ی بزرگ ایرانی است که کل رویدادهای مهم تاریخ معاصر ایران را دستمایه ی اثار خود قرار داده است و تفاوت او و خانم دانشور با نویسنده اجتماعی نگاری همچون محمود دولت ابادی در این است که دولت ابادی به رویدادهای اقلیمی و منطقه ای پرداخت ولی این دو به رویدادهای ملی پرداختند.
چنانکه می دانیم خانم دانشوردر سووشون به واقعه ی اشغال جنوب ایران در سالهای جنگ جهانی دوم توسط انگلیسیها می پردازد.کنشهای مختلف شخصیت های داستانی او با وجود هویت فردی کامل تنها در بستر تاریخی و اجتماعی ویژه آن دوران قابل فهم و درک هستند.
به عبارتی اگر مسئله ی اشغال نبود هرگز یوسف وزری ان نمی شدند که اکنون هستند به این معنا که رویداهای تاریخی تنها بستر و زمینه کنشها نیستند.بلکه تمامی کنشها فراورده ی این رویداد های تاریخی هستند.یعنی زری و یوسف و دیگران انسان تاریخی و اجتماعی هستند. و این کم دستاوردی نیست.
در رمان جزیره ی سرگردانی خانم دانشور به چگونگی شکل گیری گروه های مختلف مقاومت و مبارزه که مقدمات پیروزی انقلاب را فراهم آوردند؛ میپردازد.خانم دانشور در این اثر هم مثل دیگر اثارش به رابطه ی دیالکتیکی فرد و جامعه اهمیت می دهد.ادمهای او همانقدر که محصول جامعه و تاریخ هستند، خود نیز بر این جامعه و تاریخ تاثیر گذارند.یا سعی می کنند که تاثیر بگذارند.
البته ممکن است که خانم دانشور تصویری دقیق و قابل قبول همگان از این گروه ها ارایه نکرده باشد.اما این به معنای نفی شیوه ساختار انتخابی خانم دانشور نیست.خانم دانشور مورخ نیست اما می تواند برداشت فردی خود را از گروه ها داستانی بکند.
در رمان ساربان سرگردان خانم دانشور شخصیت های داستانیش را در یکی از گردنه ها ی مهم تاریخ ایران قرار می دهد و همراه با مردم انها را از این گردنه می گذراند.ادم های او جهان ان روز ایران را به نمایش می گذارند.
شکی نیست خانم دانشور در کوه سرگردان واقعه ی عظیم جنگ را دستمایه ی کار خود قرار داده است.این موضوع از پایان رمان ساربان سرگردان به خوبی قابل استنباط است .اگر چه من باور دارم خانم دانشور این اثر را ننوشته یا به مرحله ی نهایی نرسانده است.امیدوارم حقیقتا چنین اثری هرگز نوشته نشده باشد و چنانکه در جای دیگری گفته ام خانم دانشور به نظرم شناخت دقیقی از وقایع بعد از انقلاب مخصوصا رویداد جنگ نداشت.و اگر این اثر را نوشته باشد،بی شک اثری به قوت دیگر اثارش نخواهد بود و این مسئله را سیر اثار خانم دانشورنیز نشان می دهد.سووشن همچنان برترین اثر خانم دانشور است و جزیره ی سرگردانی بی شک اثری استوارتر از ساربان سرگردانی است.غرض اینکه خانم دانشور بر رغم چشمداشت بسیاری از مخاطبان ادبیات داستانی و بر خلاف بسیاری از نویسندگان زن،رویدادهای مهم تاریخی و اجتماعی ایران را دستمایه ی خلق اثار خود قرار داد و ادمهایی ماندگار و اشنا خلق کرد و برای نخستین بار زن را هم انسانی تاریخی نشان داد.
