تاثیرات برنامههای افزایش جمعیت بر حضور و فعالیت اجتماعی زنان
خبر نخست: «به گزارش ایسنا لایحه کاهش ساعت کاری زنان اختصاصا برای زنان سرپرست خانوار یا دارای فرزند زیر ۷ سال یا دارای همسر و فرزند معلول یا بیمار خاص یا صعب العلاج در هفت بند تنظیم و به تصویب کمیسیون فرعی و اصلی دولت رسید و در جلسه ۲۵ تیرماه سال جاری در هیات وزیران مطرح اما از دستور کار خارج شد»
خبر دوم: «پروین هدایتی در گفتوگو با خبرنگار سرویس «زنان» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، افزود: لایحه تقلیل ساعت کاری زنان شاغل از ۴۴ ساعت به ۳۶ ساعت در هفته شامل همه زنان شاغل نمیشود و تنها برای زنان سرپرست خانوار یا دارای فرزند زیر هفت سال و یا دارای همسر یا فرزند معلول یا بیمار صعب العلاج پیشنهاد شده است.»
خبر دیروز: «عبدالعلی تاجی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) درباره کاهش ساعات کاری و افزایش مرخصی زنان اظهار کرد: دولت لایحهای را درباره کاهش ساعات کاری زنان که موضوع آن افزایش جمعیت است به مجلس ارائه کرده است.»
ـ نظر شما پیرامون تاثیرات برنامههای افزایش جمعیت بر حضور و فعالیت اجتماعی زنان
قرنهاست که زنان، با حفظ وظیفۀ خطیر مادری، که شامل بارداری، به دنیاآوردن فرزند، نگهداری و تربیت میباشد عملا در همۀ صحنههای اجتماعی، از کشاورزی و دامداری در دورانهای باستانی و تمدن و نیز کار در بازارهای سنتی، مانند بافندگی و دوزندگی و خرید و فروش و… حضور داشتهاند. در صحنههایی که گهگاه ناگزیر طفل را بر پشت بسته، اما «کار» را رها نکردهاند. بنابراین، به رغم تصوری که در ذهن جامعۀ مردسالار وجود دارد، بی حضور فیزیکی (و البته اندیشواری) زن، چه اجتماعات دیروز و جه در جامعههای امروز حضور زن و کار او نقشی بسیار مهم و اساسی در شکلگیری وضعیت اجتماعی، اقتصای، فرهنگی و حتی سیاسی جامعهها داشته است.
اینک در سده بیست و یکم و در هزارۀ سوم، زنان، نه دیگر مانند گذشته، بلکه با همۀ ویژگیهای علمی و تجربی جهان امروز در همۀ امور اجتماع هم حضور دارند و هم نقش موثر و غیرقابل انکار و از همه مهمتر «غیر قابل حذف»! بنابراین – حتی – تصور کاهش و یا حذف زنان از صحنۀ جامعۀ امروز جهانی در هر نقطۀ جهان، با هر دین و باور و ایدئولوژی، کاری عملا غیرممکن و زیانآور است. هیچ دولتی نمیتواند از کنار پیآمدهای منفی این حذف – به هر بهانهای – گذر کند.
در ایران نیز که زنان، به ویژه در این سه چهار دهۀ اخیر، همزمان با روند رشد و توسعه علم و دانش و حوزههای توانهای تخصصی در همۀ امور حضور اثرگذار و کارآیی ضروری خود را نشان دادهاند. از سوی دیگر ساختار اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نیز سیاسی جامعۀ ایران، در همۀ حوزهها با حضور کمّ و کیفی زنان شکل گرفته است. مهمترین حضور اثرگذار و مثبت زنان، شرکت در راهپیماییهای سال ۵۷ و به ثمر نشاندن انقلاب بود که خود دستاندرکاران نیز هیچگاه نتوانستند آن را انکار کنند. وجود عکسها و فیلمهای حضور فعال زنان از هرنحلهای در انقلاب این مدعا را ثابت میکند.
اینک، پس از سی و اندی سال که از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران میگذرد، تصمیم به کاهش با حذف حضور زنان در اموری که با تواناییها و مشارکت آنها در این مملکت شکل گرفته است، بهنظر میرسد این کاهش یا حذف، به هر دلیل که باشد – نه اخلاقا رواست و نه عملاً اگر نگوییم غیرممکن، اما با گفت زیانبار خواهد بود. کاهش یا حذف زن از حوزۀ عمومی و مشارکت در امور جامعهای که در آن میزید، بیش و پیش از هر چیز و یا هرکس، برای خود حاکمیت و دولت مسئلهساز خواهد بود.
ــ میزان استقبال زنان از این برنامهها
بدون شک هیچ گروهی از زنان که به کاری ثمربخش در جامعه اشتغال دارند – و جامعه هم نیاز به این حضور و کار دارد – از این برنامه نه تنها استقبال نخواهند کرد بلکه قطعا جایگاه خود را به این راحتی از دست نخواهند داد. زیرا حضور در اجتماع و فعالیت و ثمربخش بودن در جامعه را، از آنجا که با هیچیک از مولفههای قرآنی/ دینیشن منافاتی ندارد و در تضاد نیست، از حقوق اسلامی و اجتماعی خود میدانند. به ویژه زنانی که با این میزان از کمّیت، دانشگاهها و تقریبا همۀ رشتههای تحصیلی را که مجاز به شرکت در آزمون آن بودهاند تصاحب کردهاند، خانه نشین کردنشان بدیهیست مشکلات اجتماعی/ اقتصادی و… به دنبال خواهد داشت. اضافه میکنم که بسیاری از پدران یا همسران این زنان نیز از حضور فعال و موثر دختران یا همسرانشان در جامعه هم مفتخر هستند و هم موافق.
ــ این برنامهها میتواند مقدمهای برای کاهش حضور زنان در اجتماع و کشاندن آنها به سمت فعالیتهای داخل خانه و همسرداری باشد
کاهش حضور زنان که میفرمایید، اگر نخواهم بگویم غیرممکن است باید بپرسم چرا؟ اگر قرار بود زن در زندگی با دیگر مردمان در اجتماعات دیروز یا جامعههای امروز حضور نداشته باشد، هم خدا که انسان را برابر و یکسان آفریده است در کتابهای مقدس دینیاش به آن توصیه میکرد. مگر قرآن نمیگوید: «انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم قبائلا لتعارفو…» (ما آفریدیم آن ها را مذکر و مونث و آن ها را قبیله قبیله (به زعم من رو به قبلههای خودشان) قرار دادیم تا بشناسند یکدیگر را…)؟ خُب، اگر قرار شود حضور زن در اجتماع کاهش یابد یا حذف شود، پس آنگاه زن، چگونه باید مانند مرد به مفاد این آیه عمل کند و به شناختن روی بیاورد؟
خانهنشین کردن زن هم به نظر من در شرایط کنونی و با گستردگی وسایل ارتباط جمعی الکترونیکی و اطلاعاتی جهان دهکده کوچک مک لوهانی امروز آیا امکانپذیر هست؟ زن باسواد متخصص تحصیلکرده امروز اگر محکوم به خانه نشینی هم بشود انقدر دانش، تجربه و توانایی دارد تا از طریق همین وسایل ارتباط الکترونیک و اطلاعاتی در کنار همه هنرهایی که آموخته است به هنر زادن شیران نر هم بپردازد.
