بحرانهایی که برای مردان و زنان یکسان نیست
کانون زنان ایرانی- فریده غائب: “تجربههایم را مکتوب کردم به امید اینکه اگر بار دیگر جایی از این سرزمین لرزید یا سیل درنزده و بی خبر وارد خانههای هم وطنان مان شد؛ بدانیم که سیل و زلزله برخورد متفاوتی با زنان و مردان میکند.”
اینها را سارا لقمانی، پژوهشگر و مددکار اجتماعی در موسسه رخداد تازه میگوید و تاکید میکند که ثبت تجربیات امدادرسانی به ویژه به زنان و کودکان در شرایط بحرانی موضوعی است که تا کنون از آن غفلت شده است.
موسسه فرهنگی رخداد تازه، عصر سه شنبه، دوازدهم آبان ماه جلسه ای را برای معرفی کتاب “زنان در شرایط بحرانی، هنگام وقوع زلزله و سیل” نوشتهٔ سارا لقمانی که به تازگی توسط نشر شیرازه روانه بازار شده؛ ترتیب داد. نویسنده با حضور در این جلسه, بخشی از تجربههایش درباره چگونگی امدادرسانی به زنان و کودکان در بحرانهایی همچون سیل و زلزله را بازگو میکند.
او در ابتدا درباره انگیزهٔ نوشتن این کتاب میگوید؛ اینکه ثبت تجربههای چگونگی مواجهه با آسیب دیدگان سیل و زلزله، داشتن نگاه جنسیتی امدادرسانان و حضور امدادرسانان زن در چنین شرایطی ضروری است. این کتاب با استفاده از تجربههای زنان درگیر در زلزله آذربایجان و سیل بوشهر در واقع دفترچه راهنمای عملی برای امدادرسانان در لحظههای بحرانی است.
“تو چرا رفته بودی بم؟”، ” بم الان جای زنها نیست” این جملهها را بسیاری در زمان زلزله بم میگفتند. لقمانی از اولین تجربههای حضورش در شرایط بحرانی زلزله بم میگوید:” بم لرزید. دی ماه ۱۳۸۲. یک اتوبوس از دختران و پسران جوان مددکار اجتماعی راهی بم شدیم. آنچه آن روزها بیشتر از همه ذهن مرا به خود مشغول کرد نا امنی شهر بود و پادگانی شدن آن. نسبت میان مردانه شدن شهر با ناامنی چه بود؟ به وضوح متوجه میشدی هیچ نهادی به ضرورت حضورامدادگران زن اهمیت نمیدهد. از دید همه، کارها مردانه بود. سخت و خطرناک. خیلی از نقاط شهر خالی از زن شده بود. زنان بمی با دیدن مددکاران زن از چادرها بیرون میآمدند و با آنها گفت و گو میکردند. به خوبی میشد حس کرد هرجا که امدادگران زن با روحیه و پرتوان حضور دارند تنش میان افراد محلی و غیر محلی کمتر میشود. زنهای داغدار و بهت زده از لاک خود بیرون میآمدند و کودکان غم زده با حضور زنان، امیدی در چشمانشان راه مییافت. ”
نه سال گذشت. تابستان ۱۳۹۱ آذربایجان لرزید. لقمانی درباره آن میگوید:”کار را تعطیل کردم. به همراه دوستانم از این روستا به آن روستا میرفتیم. حضور زنان امدادگر به طور چشم گیری بیشتر شده بود. جمعهای زنانه میدیدی. نیازهای خاص زنان از همان روزهای اول تأمین میشد. چندین زایمان از همان روز اول زلزله با حضور زنان امدادگر صورت گرفت.”
با این حال با توجه به شرایط قومی و فرهنگی منطقه آذربایجان از این نظر که برای زنان آن منطقه حجاب امری پراهمیت تلقی میشود نحوه مواجهه با زنان آن منطقه را با جایی همچون بوشهر متفاوت میکرد.
لقمانی در ادامه درباره کتاب میگوید:” در فصل اول کتاب به رابطه بین جنسیت و بحرانهای ناشی از حوادث طبیعی پرداخته و سعی کردهام با ذکر تجربیات زیست شده در سراسر دنیا ضرورت پرداختن به امدادرسانی در بحرانها را با رعایت وضعیت متفاوت زنان نسبت به مردان نشان دهم.”
وی درباره فصل دوم کتابش میافزاید:” در فصل دوم به ارائه نکاتی در ارتباط با نحوه امدادرسانی به زنان در شرایط بحرانی پرداخته و کوشیدهام با گریز زدن به موقعیتها و ابعاد مختلف زندگی، هنگام و پس از وقوع زلزله یا سیل نشان دهم چگونه یک موقعیت مشترک میتواند برای زنان پیامدها و دغدغههایی متفاوت از مردان و گروههای دیگر جامعه ایجاد کند. این فصل شامل ۱۵ بخش است. هر بخش به یک موضوع اختصاص دارد. موضوعاتی که جامعه سیل یا زلزله زده با آن مستقیم درگیر میشود. مانند دسترسی به آب سالم، نحوه توزیع کمکها، دسترسی به سرویس بهداشتی و حمام، مراقبتهای مادر و نوزاد، تنظیم خانواده، امنیت بعد از بحران، زمین و سرپناه و …”
در این فصل نویسنده به توضیح هر یک از موضوعات مطرح شده و نحوه اثرگذاری متفاوت آنها بر زنان و مردان با ارائه مثالهای عینی از جانب زنان ساکن در شهرها و روستاهایی که تجربه زلزله یا سیل را داشتند مطرح میکند و راهکارهایی برای توجه به موقع و مؤثر ارائه میدهد که از دل تجربیات زیسته زنان سیل و زلزله زده درآمده است.
نویسنده در ادامه با نگاهی به شرایط کلی کودکان فارغ از جنسیت بر اهمیت توجه به وضعیت ویژهٔ دختر بچهها و دختران نوجوان تاکید کرده است و در آخر به بحث مهم و کلیدی ضرورت مشارکت اجتماع محلی و توانمندسازی زنان اشاره کردهام.

