استراتژی سکوت” ،رفتار سیاسی زنان ایرانی

کانون زنان ایرانی- فریده غائب: سکوت زنان در جریانهای سیاسی نه به معنای بی توجهی آنان به مسائل سیاسی بلکه به مثابه ی رفتار سیاسی آگاهانه است.

در هر اتفاق سیاسی چه قبل و چه بعد از انقلاب ” استراتژی سکوت” بهترین رفتار سیاسی از سوی زنان ایرانی بوده است.

مرضیه مرتاضی لنگرودی در سخنرانی خود با عنوان ” رفتار سیاسی زنان در دوران اصلاحات” که روز سه شنبه در دانشکده علوم اجتماعی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، از ” استراتژی سکوت” سخن گفت و معتقد بود در حاشیه بودن زنان ایرانی در صحنه های سیاسی به معنای کنار کشیدن زنان نبوده بلکه آنان با سکوت خود توانستند بسیاری از جریانها را تغییر دهند و با تحجر مبارزه کنند.

این کنش کاملاً آگاهانه علیه نظام مردانه ای است که خود را عمداً به کری و کوری زده اند.

وی در ابتدا با بیان نقش زنان در جامعه ی قبل از انقلاب گفت: زنان در نظام سنتی و طبقاتی ایران در حاشیه بودند و رفتار سیاسی آنان نه مستقیماً بلکه در کنار مردان و حاکمیت بود. زنان در اجتماع بودند اما هرگز جزء دارایی اجتماع محسوب نمی شوند.

اما رفتار سیاسی مشخص از سوی زنان در واقعه تنباکو خود را نشان داد.

واقعه تنباکو سر فصلی برای زنان ایران بود و با روی کار آمدن رضا شاه و گشوده شدن درهای مدرنیته به ایران با تعداد زیادی از زنان روشنفکر مواجه شدیم که با متحجرین زمان خود مبارزه کردند.

به عقیده مرتاضی در مجموع سهم زنان از مشروطه هیچ بود و آنها از عدالت نصیبی نبردند .

“رفتار سیاسی زنان بعد از مشروطه در دو بعد انجام شد. مبارزه با متحجرین و مبارزه با حاکمیت که به زن نگاهی ابرازی داشت. بعد از انقلاب نیز باز زنان بودند که با سنت های متحجرانه مبارزه کردند.

بسیاری از زنان بعد از انقلاب به مبارزه مسلحانه و چریکی روی آوردند، کشته شدند و از صحنه سیاست حذف شدند و از اینجا بود که سرخوردگی در زنان ایجاد شد.”

مرتاضی از موارد سکوت و سرخوردگی زنان یاد کرد. اینکه ۲۴هزار نفر از زنان شاغل و تحصیلکرده بعد از انقلاب از شغل خود بر کنار شدند، اما سکوت کردند. آنها در برابر جنگ تحمیلی، کشته شدن همسر و برادران، بازار سیاه و احتکار، تجاوزهای سربازان مهاجم، سکوت کردند.

سکوت به مثابه رفتار سیاسی از سوی زنان اتخاذ شد، هر چند مردان این سکوت را به معنای رضایت زنان در نظر گرفتند، اما سکوت زنان رفتاری برای مبارزه با تحجر و زیر سئوال بردن اقدامهای مردان بود.

به عقیده مرتاضی سکوت زنان بعد از انقلاب بسیار کر کننده تر از فریادهای زنانی بود که عبودیت نظام را پذیرفته بودند.

رفتار سیاسی زنان حاضر در دستگاههای حکومتی بعد از انقلاب نیز سکوت بود اما متفاوت از سکوت زنان عادی. رفتار سیاسی آنان محافظه کارانه بود نه منتقدانه.

این فعال امور زنان، سکوت زنان پس از انقلاب را اینگونه تشریح کرد: “زنان زندگی انقلابی را نمی خواستند. آنان در برابر زندگی موقتی و ساختگی بودن آن مقاومت کردند و روزمرگی انقلابی را تبدیل به زندگی با نشاط کردند و اجازه ندادند روحیه ی مرگ طلبی پس از جنگ در زندگی آنها جا خوش کند.

فضای اسلامی ایجاد شده، فرصت خوبی برای حضور زنان در جامعه فراهم کرد .”

هر چند مرتاضی این حضور را مساوی بیکاری و ظلم به زنان قلمداد کرد اما باز مقاومت زنان در برابر این ظلم را همان ” استراتژی سکوت” خواند. در این دوره زنان بیش از تکیه بر مردان، به ارتقاء مهارت های خود پرداختند.

به نظر مرتاضی در دوران اصلاحات استراتژی اصلی زنان همان سکوت بود. چرا که مردان اصلاحات نیز به مانند مردان اصولگرا به قدرت و تثبیت نظام به نفع خود فکر می کردند و ورود زنان به حوزه قدرت برایشان قابل تصور نبود.

وی در این باره معتقد است :”درگیری بین جناح های قدرت بدترین آسیب ها را متوجه زنان کرد.زنان در میان این آسیب ها همچنان سعی درحفظ سنت ها و رسوم ایرانی کردند، آنان با تقدس زدایی فضای سنتی ایران را تغییر دادند. زنان فهمیده اند که وقتی نمی توانند حاکمیت را تغییر دهند باید خود را تغییر دهند و توانمند کنند.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.