آن بعدازظهر لعنتی،برای زنان کارگر که در سکوت اخراج می شوند

فریده غایب: پروین ۲۶ ساله کارش را از دست داده است. هر چند به قول خودش سکوت نکرد و بی‌باکانه از کارفرمایان کارخانه دلیل اخراجش را پیگیری کرد، اما چه سود؟

پروین در میان حرف‌هایش جملهء «اعتراض‌ها به جایی نمی‌رسد، بی‌جهت تلاش نکنید» را بارها تکرار کرد; اما آمدن او از شهر صنعتی هشتگرد و پیمودن مسافتی طولانی چیز دیگری را حکایت می‌کند. هنوز نور امید در دل این زن کارگر وجود دارد. هنوز دوست دارد حق زنان کارگر را بگیرد هر چند با سرمایهء اندکش.

حدود چهار سال پیش وقتی پروین کار در کارخانهء ]….( پیدا کرد، دست از پا نمی‌شناخت. خوشحال بود از این که می‌تواند پولش را جمع کند و دست راستش را که از بچگی نقص داشت، عمل جراحی کند.از ساعت هشت صبح مشتاقانه کار می‌کرد و روزی سه هزار قطعهء الکترونیکی را روی میز کار آماده‌سازی می‌کرد. حتی اضافه‌کاری‌های اجباری تا ساعت هشت شب و حتی روزهای پنجشنبه او را ناراحت نمی‌کرد. پروین دستی را که به تیغ عمل جراحی سپرده بود نشان داد و با بغضی فروخورده گفت: «عمل دستم رضایت‌بخش بود اما بعد از دو هفته مرخصی وقتی به کارخانه برگشتم، کس دیگری جایگزین من شده بود. کارفرما هم بدون توجه به وضع جسمانی‌ام مرا به سالنی منتقل کرد که به زندان زنان معروف بود. در این سالن خط تولید برقی نبود و من مجبور بودم با دست کار کنم به طوری که تمام بخیه‌های دستم به خاطر کار زیاد در آمده بود. می‌ترسیدم مبادا چیزی بگویم و مرا اخراج کنند.»او هر سه ماه یک بار قرارداد خود را با شرکت )…[ تمدید می‌کرد. در حالی که چشمانش حرکت آرام مورچهء روی میز را دنبال می‌کند، آرام می‌گوید: «موقع تمدید قراردادم می‌ترسیدم، روزهای پنجشنبه می‌ترسیدم، عصر هر روز موقع عوض کردن لباس‌هایم در رختکن می‌ترسیدم و این ترس در جان و فکر همه بود و نه من.

این موقع‌ها بود که اسم هر کسی را که از پشت بلندگو صدا می‌کردند، دلش هری می‌ریخت پایین و می‌‌دانست که دیگر اخراج شده است. بلایی که سر خودم هم آمد. در رختکن که بودم آن صدا، اسمم را چندین بار تکرار کرد و بعد در دفتر آقای رییس بدون هیچ دلیلی مهر عدم نیاز خوردم. همین!»

این تلخ‌ترین خاطره‌ای است که در ذهن پروین مانده است اگر آن عصر لعنتی بلندگو خراب شده بود، اگر آن روز اتفاقی می‌افتاد چه می‌شد… این افکار را پروین با صدای بلند می‌گوید و بدون توجه به اطرافیان حلقه‌های اشکش روی میز می‌ریزد.

نیک‌زاد، دبیر انجمن پژوهشی کار ایران که از پروین در برابر کارفرمایش حمایت می‌کرد، سرش را تکان می‌دهد و تاکید می‌کند تا زمانی که قراردادهای موقت این‌گونه باشد، فقط کافی است کارفرما بر کارگر مهر عدم نیاز بزند و کارگر خیلی راحت اخراج شود.

دبیر انجمن پژوهشی کار ایران می‌گوید: «قراردادهای موقت تنها قدرت مانور کارفرما را در رابطه با تعدیل نیرو زیاد می‌کند، بدون این‌که تاثیر مثبتی بر روند تولیدی واحدها داشته باشد.»

وی ادامه می‌دهد: «اجرای قراردادهای موقت با روش کنونی با قوانین بین‌المللی منافات دارد و در این سیستم به کارگران اجازه داده نمی‌شود که به دنبال احقاق حقوق خود باشند و کارگران قراردادی نیز از حداقل حق اعتراض محروم هستند. کارفرما هم این اجازه را دارد که حتی بعد از هشت ساعت کار در طی روز، اضافه‌کاری اجباری را اعمال کند و در صورت مواجه شدن با اعتراض، کارگران شاکی را با کمترین بهانه اخراج کند.»

پروین دنیای کار را دنیای خشنی می‌داند که باید در برابرش تاب بیاورد و دم فرو بندد. به قول خودش: «چون مجبورم. چون باید هزینهء عمل جراحی را می‌دادم. چون نمی‌خواستم خواهر کوچکترم بدون جهیزیه به خانهء بخت برود، چون در جشن عروسی برادر کوچکترم همراهش بودم و چون همه یک حساب دیگری رویم باز کرده‌اند.»

وقتی از او می‌پرسم که آرزوی خودت چیست؟ با نگاه سردی به چشمانم زل می‌زند و می‌گوید: «هیچ! آرزویی ندارم.»

واقع‌بینی بیش از حد پروین جای هیچ آرزویی را در دل کوچکش باقی نگذاشته است. او برعکس بسیاری از جوانان در شرایط سخت خودش را در روءیا رها نمی‌کند.

در هوای سرد زمستانی در میدان ولیعصر تهران موقع خداحافظی پروین به سمت پایین میدان اشاره می‌کند و می‌گوید: «خانم! وضع من که خوب است. سری بزنید به تولیدی‌های جمهوری و ولیعصر. ببینید زنان در آن‌جا چه وضعیتی دارند.»

خیابان را به سمت پایین حرکت می‌کنم. دختران زیبای فروشندهء مغازه‌ها و بوتیک‌های ولیعصر را می‌بینم و با خودم فکر می‌کنم پشت این زیبایی، در زیرزمین‌های مغازه‌های زیبا، چند دختر و زن با چشمانی خسته و پشت قوز کرده دارند خیاطی می‌کنند، سری‌دوزی می‌کنند، بسته‌بندی می‌کنند. آن هم به خاطر غم نان… واقعائ نمی‌دانم آن پشت چه خبر است؟

منبع:صفحه ی زنان روزنامه سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.