زن قربانی
سوگل زند*
چندی پیش در یکی از گزارشهای “کانون زنان ایرانی” به جمله ای برخوردم که من را برآن داشت که این یادداشت کوتاه را بنویسم. در این گزارش که به مرور جزئیات مرگ دلخراش دکتر زهرا بنی یعقوب پرداخته بود، نویسنده عزیز برای توجیه رابطه زهرا با نامزدش،از تنهایی زهرا و نیاز او به تقسیم تنهاییش سخن گفته بود.مطمئنا تنها انگیزه نویسنده اعتراض به بازداشت زهرا و نامزدش بوده است اما بار معنایی کلمات از یک تصویرحک شده در اذهان ما حکایت دارد:زن قربانی
یکی از عناصر کلیدی در فمینیسم،” آگاهی به نقش زیردست زنان” است.آگاهی به این که زنان به دلایل فرهنگی و تاریخی، همواره نقش زیردست را بازی کرده اند چراغی است برای ورود به حوزه “توانمند سازی”. اما خطری که روند گذار از”آگاهی” به” توانمند سازی” را تهدید می نماید” پذیرش” نقش ” زیر دست” و”قربانی شرابط حاکم” است.متاسفانه در مواردی مشاهده می کنیم که این نقش چنان نهادینه شده است که بیرون آمدن ازآن به معنای از دست دادن هویت است.از طرفی این بازی در جامعه نیز تماشاگران ومشوقین بسیاری دارد.کدام تصویرتوجه بیشتری را جلب می کند:زهرایی تنها و بیکس که به دنبال تقسیم تنهایی خود بود و یا زهرایی که رابطه احساسی را حق خود می دانسته ونه از روی عجز بلکه ازسر تصمیم ، دوست یا نامزد خود را برگزیده بود. رفتاری که با زهرا و دوستش شد به قدری خلاف کرامت انسانی است که نیازبه هیچ توجیهی ندارد.
اگر ما زنان، خود باور نکنیم که به عنوان انسان حق تصمیم گیری و انتخاب داریم ، انتظار اینکه جامعه مردسالار این حق را قائل شود خیال خامی خواهد بود.
*دانشجوی کارشناسی ارشد “زنان و تو سعه”
موسسه مطالعات توسعه- دانشگاه ساسکس-انگلیس

