زن ایرانی از قطب تا صنعت ، تبعیض جنسیتی از مدرسه تا دانشگاه
مهرزاد غنی پور
کانون زنان ایرانی:زنان ایرانی در برنامه ای به مناسبت هشت مارس ،هم از موفقیت هایشان گفتند و هم از دشواریهایشان .زنان فعال در عرصه صنعت ،حمل و نقل و دانش فراز و فرودهای مبارزه خود با مشکلات جامعه مردسالار را روایت کردند و شیرینی موفقیت هایشان را با میهمانان هشت مارس تقسیم کردند و درسویی دیگر یکی از قربانیان سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه ها طعم غم هایش را به حاضران چشاند که با وجود کسب نمره های خوب ،تنها به جرم دختر بودن از تحصیل در رشته مورد علاقه اش محروم شده است.
در مراسمی که عصر یکشنبه وب سایت کانون زنان ایرانی و مدرسه فمینستی با همکاری یکدیگر برگزار کردند،سرود جنبش زنان ایران آغازگر یکی دیگر از جشن های هشت مارس است که در یک محفل خصوصی و در خانه یکی از فعالان حوزه زنان برگزار می شود.
ناهید کشاورز ،از اعضای کمپین یک میلیون امضا ضمن تبریک این روز، اظهار تاسف می کند که در آستانه یکصدمین سالروز هشت مارس که در همه جای دنیا زنان جهان این روز را جشن می گیرند، جنبش یک میلیون امضاء در ایران برای برگزاری این روز حتا در خانه های شخصی شان با مشکل مواجه است، به طوری که برای برگزاری این جشن همبستگی در روزی که «از آن خود» ماست، ما را با مشکل مواجه کردند.
اشاره ناهید کشاورز به اقدام پلیس منطقه گیشا ست که برای لغو این مراسم ساعتی قبل صاحبخانه و دو نفر از برگزارکنندگان این برنامه را تهدید کرده است .
ماموران کلانتری گیشا به آنها گفته اند برگزاری این مراسم غیرقانونی است چرا که به زعم پلیس باید از قبل یرای آن مجوز اخذ می کردند
ماموران وقتی با مقاومت و این استدلال برگزارکنندگان روبرو شدند که هیچ قانونی به هیچ کس این اجازه را نمی دهد که به خاطر برگزاری جشن هشت مارس در خانه خودمان ،از ما مجوز طلب کند ،گفتند:”حق ندارید در این مراسم از هشت مارس ،فمینیسم و کمپین یک میلیون امضا حرف بزنید.برنامه را هم خیلی زود تمام کنید چه در غیر این صورت چند اتوبوس می آوریم و همه را بازداشت و با خودمان می بریم .”
زنان موفق ،از قطب تا صنعت
” اگرزنان خود را باور کنند , مردها هم به آنها ایمان می آورند.” ماهرخ فلاحی ،گاودار ۶۵ ساله دیروز در مراسم روز جهانی زن تجربه هایش را می گوید و حاضران در جلسه با هیجان و در سکوت به حرف های زنی گوش می دهند که یک کار به اصطلاح مردانه را با تلاش خود طوری انجام داده که حالا به یکی از گاوداران نمونه ای تیدیل شده که همکاران از او مشاوره می گیرند.
“زنان موفق،از صنعت تا قطب جنوب” نام میزگردی است که سه زن موفق از سه نسل زنان ایران راوی موفقیت هایشان هستند.ماهرخ فلاحی ۶۵ ساله،ندا آذرمی ۳۲ ساله و آیرین شیوایی ۱۹ ساله.میزگردان سحر افاضلی است.
ماهرخ فلاحی از زمانی می گوید که تصمیم می گیرد یک گاوداری تاسیس کند:”همسر و فامیل همسرم اجازه انجام کارهای خشن را به من نمی دادند اما من محکم در برابرشان ایستادم.می دانستم توان انجام این کار را دارم و قاطعانه گفتم که موفق می شوم.”
او بارها در سخنانش بر باور زنان به توانایی هایشان تاکید می کند:”تردید و تزلزلی که زنان به خود راه می دهند مردها را مردد می کند.احساس ضعف زنان است که به مردان اجازه می دهد که اعمال قدرت کنند.”
این گاودار که زمانی کارمند آموزش و پرورش بوده جزو سه نفری است که خط بریل نابینایان را روی الفبای فارسی پیاده کرد و پس از بازنشستگی به فکر تاسیس یک گاوداری افتاد:”با پول فروش خانه ام یک باغچه یک هکتاری و هفت گوساله خریدم اما اکنون تعداد گاوهایم به ۱۰ هزار رسیده.این گاوها از نژادهای اصیلی اند که روزانه ۴۰ تا ۶۰ لیتر شیر می دهند.”
ندا آذرمی، مدیر عامل شرکت طراحی و ساخت جرثقیلهای سقفی، دومین زن موفق این پنل، به عنوان یک زن صنعتگر، صبر و جسارت را عامل موفقیت زنان در صنعت میداند:« متاسفانه ۸۵ درصد همدورهای های من در دانشگاه اکنون یا خانه دارند یابه انجام کارهای کوچک مشغولند.در شرکتهایی هم که به عنوان مدیر فروش بودم زنان را فقط در شغلهای منشیگری یا به عنوان کازشناس خرید و فروش میدیدم اما در بخشهای دیگر جای زنان خالی بود.»
زمانی که او تصمیم به تاسیس شرکت گرفت ، پذیرفتن این موضوع برای رقبا سنگین بود اما او که تحمل زندگی بدون هیجان را نداشت تصمیم خود را عملی کرد.
بسیاری مواقع برای آذرمی پیش آمده که با سواری شخصی ، ساعت دو نیمه شب سفر کاری به اصفهان داشته:« هر چند که پذیرش این موضوع کمی سخت است اما تنها خود زنان هستند که باید تواناییشان را ثابت کنند.»
در حالی که به خاطر ازدحام جمعیت ، هوای سالن به شدت گرم شده ، حاضران همچنان برصندلیهای خود نشسته اند تا تجربیات آیرین شیوایی ۱۹ ساله را از سفر به قطب جنوب بشنوند.آیرین در دی ماه امسال با حمایت انوشه انصاری سفری دو هفتهای به قطب داشت.
آیرین، دانشجوی رشته فیزیک هم از زمانی گفت که دانشآموز دبیرستان بود و به کلاسهای نجوم رصدخانه زعفرانیه میرفت:« همیشه تعداد دختران در کلاسها سه برابر پسران بود اما وقتی کلاسها به پایان میرسید فقط مردان در بازار کار نجوم بودند.»
او با مشکلاتی هم در خروج از شهربرای رصد مواجه بود:« کار سادهای نبود. همین حالا هم خانواده بعضی از دوستانم به سختی به آنها اجازه خروج از شهررا برای رصد میدهند.»
آیرین که سفرش را به قصد آشنایی با مباحث محیط زیستی و گرمایش زمین و تغییرات آب و هوا انجام داده اکنون علاقه بیشتری به کره زمین پیدا کرده:« تا پیش از این سفر بهستارهها و کهکشانها علاقمند بودم اما در این سفر به زمین هم علاقمند شدم.در این سفر اشکال و رنگهای یخچالها که از آبی سبز روشن تا آبی تیره و بنفش بود طوری مرا جذب کرد که به فکر ادامه تحصیل در رشته یخچال شناسی افتادم.»
پس از صحبتهای آیرین، سحر افاضلی، روزنامه نگار آماری از اشتغال زنان در ایران می دهد :« بر اساس آمارهای رسمی، ۴۸ درصد زنان تحصیلکرده بیکارند. آمار زنان بیکار در ایلام با ۷۶ درصد، بالاترین و در هرمزگان با ۱۵ درصد پایینترین مقدار را دارد. » او در ادامه با استناد به گزارش فوروم جهانی اقتصاد از افزایش ده درصدی مشارکت اقتصادی زنان در ایران نسبت به سال گذشته خبر داد.
نمایش فیلم ۲۵ درصد ، دشواریهای زنان افغانستان
مشکلات زنان نماینده در افغانستان، همان مشکلات زنان بیسواد روستایی است. این نکتهای است که حاضران در جلسه با دیدن فیلم ۲۵ درصد، فیلمی از دشواریهای زنان افغانستان به آن رسیدند.

پیش از شروع فیلم ، فریده غایب، روزنامهنگار حوزه زنان توضیحاتی درباره سازنده فیلم و وضع زنان در افغانستان میدهد:« دیانا ثاقب، فیلمساز ۲۷ ساله افغان که ۲۶ سال از زندگی اش را در ایران گذارنده و در همین کشور نیز تحصیل کرده است ،به سراغ زنان سرزمین خودش در افغانستان رفته و زندگی شش زن از ۶۸ زن مجلس افغانستان را به تصویر کشیده است. دیانا در این فیلم نشان داده است که این زنان حتی با وجود اینکه در بالاترین سطح زندگی در افغانستان بهسر میبرند،اما مشکلاتشان همان مشکلات زنان بیسواد روستایی است و از شش زن نماینده دراین فیلم، چهار زن ، همسر دوم یا سوم همسرانشان هستند.»
غائب به بررسی چند قانون درباره زنان در افغانستان و ایران پرداخت و گفت : “اگرچه سن ازدواج بر اساس قوانین افغانستان برای دختران ۱۶ سال است اما در واقعیت در این کشور دختران بسیاری را به زور در خردسالی شوهر می دهند و حتی همسر دوم و سوم و چهارم می شوند به عکس در ایران قانون ۵۰ سال عقب تر از واقعیت حاکم بر ایران است و سن ازدواج دختر را ۱۳ سال می داند.”
او واقعیت زندگی زنان ایران را پیشرفته تر از قوانین ایران و واقعیت زندگی زنان در افغانستان را عقب تر از قوانین شان توصیف کرد.
تبعیض آموزشی از مدرسه تا دانشگاه
« تبعیض جنسیتی در آموزش و پرورش شهر تهران ، نشانه بارزی از این تبعیض در آموزش و پرورش است.» شیرزاد عبداللهی، کارشناس آموزش و پرورش میهمان پنل تبعیض جنسیتی در آموزش، پنل دیگر این برنامه بود. به گفته عبداللهی، ۷۰ درصد پرسنل در سازمان آموزش و پرورش شهر تهران ، زن هستند اما تنها سه درصد مدیران این سازمان را زنان تشکیل میدهند.
دراین پنل، ترانه بنییعقوب، ، روزنامه نگار به اعمال سهمیهبندی جنسیتی در پذیرش دانشجویان اشاره کرد:« اعمال سهمیه بندی تا مدتها توسط مسوولان رد میشد تا اینکه دو هفته پیش،مسوولان خبر از سهمیه ۳۰ درصدی برای پسران، سهمیه ۳۰ درصدی برای دختران واخبصاص ۴۰ درصد هم برای رقابت آزاد دختران و پسران دادند.»
او با اشاره به این که هدف از اعمال این سهمیه، تضمین ورود ۳۰ درصدی پسران به دانشگاههاست میگوید:«پژوهش مستندی وجود دارد که نشاندهنده اعمال سهمیه ۵۰ درصدی ای است که امسال در پذیرش دانشجویان فیزیک و کامپیوتر دانشگاه علم وصنعت رخ داده .اما رییس سازمان سنجش هنوز این مستندات را قابل قبول نمیداند.»
مینا خدادادی، دانشجوی رشته دامپزشکی که متقاضی ورود به رشته پزشکی بوده و به خاطر اعمال سهمیهبندی جنسیتی شانس ادامه تحصیل در این رشته را از دست داده است نیز در این میزگردحضور داشت.او برای استیفای حقش به دیوان عدالت اداری نیز شکایت کرده:«چرا مسوولان با سرنوشت ما دختران بازی میکنند و برای ما تصمیم میگیرند که چه رشتهای را میتوانیم و چه رشتهای را نمیتوانیم بخوانیم.»
او در حالی شکایت کرد که دوستانش از حق خود گذشتند و پرداخت هزینه های دانشگاه آزاد را به شکایت ترجیح دادند.
مینا همچنین می گوید:” با توجه به اصل سوم قانون اساسی ایران بند ۹، اصل ۲۱ بند ۱،اصل ۲۸ سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاهها قانونی نیست و در مجلس با وجود مطرح شدن تصویب نشده است اما سازمان سنجش و وزارت علوم ان را اعمال می کنند و برای شرکت کنندگان تصمیم می گیرند که در چه رشته ای درس بخوانند. امیدوارم دیوان عالی کشور اجازه ندهد این روند ادامه پیدا کند و اگر در پرونده ام برنده شدم دختران ایرانی باید باورشان به یقین تبدیل شود که حقشان به خاطر جنسیتشان ضایع نمی شود.
نرگس جودکی، روزنامهنگار نیز به بحث تفکیک جنسیتی کتابهای درسی اشاره میکند:«سنتهای تازهای در آموزش و پرورش در حال شکلگیری است که در واقع یک عقبگرد محسوب میشود. بحث تفکیک جنسیتی کتابهای درسی به تازگی مطرح شده اما تفکیک اعداد و علم از سوی کارشناسان غیرممکن دانسته شده است.»
او همچنین خبر از این موضوع می دهد که از این پس دختران ازدواج کرده اجازه دارند که در مدارس عادی و روزانه تحصیل کنند :”به این ترتیب مسوولان آموزش و پرورش ازدواج دختران را در سنین پایین رسمیت بخشیده اند.”
شیرزاد عبداللهی ، سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه را نتیجه استدلال به ظاهر دلسوزانه کسانی دانست که معتقدند با افزایش دانشجویان دختر به میزان ۶۵ درصد، فرصت اشتغال از پسران را که نان آور خانواده هستند گرفته میشود و از طرف دیگر چون دختران پس از تحصیل، مشغول به کار نمیشوند ، درس خواندن آنها باعث اتلاف هزینه ها میشود.
او معتقد است که با وجود صورت مساله درست، راه حل ارایه شده نادرست است:« در شرایطی که ۴۸ درصد زنان تحصیلکرده بیکارند مسوولان باید فرصتهای شغلی بیشتری برای زنان ایجاد کنند و یا اگر مشکل ادامه تحصیل پسران سربازی است، فکری برای سربازی بکنند. »
این کارشناس به تبعیض جنسیتی در ادارههای آموزش و پرورش نیز اشاره میکند:« بافت اداره های آموزش و پرورش مردانه است. در هر اتاق پنج مرد پشت میز کارشان نشستهاند اما جای زنان در دبیرخانه است، جایی که فقط دریچه ۴۰ در ۴۰ سانتی آن باز میشود تا نامههایی که زنان تایپ کردهاند ردو بدل شود.»
عبداللهی از وزیر آموزش و پرورش انتقاد میکند:« وزیر آموزش و پرورش که تحصیلاتش در زمینه فنی است و تجربه کار در آموزش عالی را ندارد ، در قامت یک نظریه پرداز ظاهر شده و صحبت از تفکیک جنسیتی کتابهای درسی به بهانه تفاوت سن بلوغ دختران وپسران کرده است. هرچند که این ایده فقط در حد حرف است و اجرایی شدن آن اهمیتی ندارد و مخاطبان آن علمای قم هستند.»
او به روحیه مردسالارانهای که در کتابهای درسی موج می زند نیز اشاره میکند:«در کتابهای درسی پسران نقشهای مدیر و مهندس و پزشک دارند اما نقش زنان آشپزی یا حداکثر باغبانی است.»
این کارشناس وضعیت گزینش زنان معلم را نیز اسفبار دانست:«سوالهایی که از آنها میشود بیشتر مربوط به حوزه خصوصی است . مثلا اینکه در خانه چطور لباس میپوشند و جواب تلفن راچگونه میدهند.»
عبدالهی میگوید:« نتیجه ۳۰ سال تفکیک جنسیتی این شده که دختران پس از خروج از مدرسه چادر را در کیف میگذارند،روسری میپوشند و پس ازتعطیلی مدرسه با آرایش در خیابان ظاهر می شوند . اما تاثیر این سیاستها در اجتماع شدیدتر بوده طوری که حتی یک وانت نیسان هم جلوی پای معلمی که دستان گچی و روپوش سادهاش ، نشان از معلم بودن او دارد،توقف میکند تا او را به عنوان زن خیابانی سوار کند.»
عکس ها :آرش عاشوری نیا و مونا اولیایی







