چشمانت می گوید گریسته ای،مسعود بهنود

مسعود بهنود

این نوشته کوتاه را به زبان انگلیسی برای نیمن ریپورت نشریه دانشگاه هاروارد نوشتم که شماره ویژه اش درباره روزنامه نویسی در ایران است. زمانی دارم منتشرش می کنم که ژیلا بنی یعقوب، مهسا امرآبادی و سمیه توحیدلو در زندانند. زینب پیامبرزاده را هم گرفته بودند که آزاد شد. و دیگر بچه ها هم یا در گوشه ای پنهانند و یا در انتظار حکم که همین است سرنوشت آن ها که نه خود را گل می داند و نه گلاب، نه شاهدبازاری هستند و نه پرده نشین

با جثه کوچکش می نشست ردیف جلو کلاس، چشم هایش را تنگ می کرد و گوش می داد. هیچ وقت بلند نمی گفت. حتی وقتی در پایان کلاس می آمد و در دفتر چیزی می پرسید. اما یک بار، یک درس را هرگز نتوانست یاد بگیرد یعنی نتوانست بپذیرد، نتوانست باور کند. وقتی می گفتم گزارشگر باید بی طرف باشد فرشته بلند شد و پرسید اگر رفته باشم برای مصاحبه ای با سعید جنائی باز هم بی طرف باشم. گفتم آری. با صدائی بلندتر از همیشه اش گفت چطور. چطوری بی طرف باشد.

و سعید حنائی همان بود که شانزده زن را در شمال ایران خفه کرد. محبوب بنیادگرایان شد چون ادعا کرد که برای پاک کردن زمین این زنان را کشته است. دیو بود سعید جنائی و فرشته در زبان فارسی به معنای آنژل است.

حتم داشتم نپذیرفته است که گزارشگر باید خونسرد و بی طرف باشد. حتی وقتی استدلال آوردم که کار شما تاثیرگذاری است وقتی خونسرد بودی . وقتی گزارشت از همان اول که شروع شد علیه کسی یا وضعیتی نبود. وقتی توانستی خوب وضعیت را طرح کنی یا سئوال کنی در پایان گزارشت خواننده جهت می گیرد. همان می شود که تو می خواهی. برای تاثیرگذاری هم شده باید بی طرف بود. گزارش نمی تواند جهت و طرف داشته باشد. وقتی این ها را می گفتم در نگاهش باور نبود.

دوره بعد رویا همین طور بود. این بار او بلند شد و او انکار کرد. پرسید بی طرفی. و محکم گفت چطور می شود بی طرف بود.

در همان سال ها در کلاس بنفشه دخترکی بود. وقتی گفتم گزارشی بنویسید آزاد، مردی را ترسیم کرده بود که دک و پوزش خوب است، خوب می نویسد و رمانتیک حرف می زند اما دلش سردست، نرم نیست، شاید از آهن باشد. بنفشه مرا می گفت. او هم قبول نکرده بود که شغل ما این است که بی طرف باشیم. انکارش را این طوری بیان کرد.

بی طرفی در جامعه ای که خشونت با زنان در آن نهادینه شده است کار دشواری بود و من بیهوده می خواستم دخترکان نازک دل این را دریابند، آن هائی که درد را بهتر احساس می کنند. من چرا اصرار داشتم درس های کلاسیک روزنامه نگاری را بی رحم برایشان بگویم و دیکته کنم. روزی که فرشته را دستگیر کردند، باورم نمی شد که دخترک نازک را به زندان ببرند. اما بردند و عکسی که در روزنامه بود، او را نشان می داد که با خنده داشت به زندان می رفت به دوربین چشم دوخته بود. به چشم من. انگار داشت می گفت دیدید نمی شود بی طرف بود.

وقتی بنفشه را محاکمه می کردند رفتم و نشستم ته سالن دادگاه. بیهوده خودم را پنهان کرده بود که خجالت نکشد دخترک. خطا کرده بودم او خجالت نمی کشید از این که در جایگاه متهمان ایستاده بود. سرفراز و رشید ایستاد و گفت من نوشتم . من امضا کردم برای آزادی زن، برای جلوگیری از ظلم جامعه زن ستیز، جامعه و قانون زن آزار . هیچ هم تقاضای عفو نکرد. قاضی و دادستان و مامور و دادگاه همه مرد بودند حتی وکیل بنفشه مرد بود و به جز چند تن از تماشاگران و خانواده او زنی در سالن نبود با این همه به نظرم ، حتی آن مجسمه بی روح عدالت با ترازوی خالیش داشت می گریست. اثر کلام دخترک رمانتیک.

دختران ما، شاگردان کلاس های روزنامه نگاری، دختران خبرنگار جوان در جامه ای سنتی مانند ایران، عکس می گیرند، مصاحبه می کنند و گزارش می نویسند. و گاهی مانند آسیه سلامت خود را در راه کمک به دختران پای اعدام از کف می دهند، گاهی مانند مسیح آواره می شوند، چرا که حرفی می زنند که به نظر جامعه مردسالار بزرگ تر از دهان آن هاست. میرغضب ها به آنان می گویند دهان گشاد هستید. زن باید عفیف و پاکدامن باشد بچه بزرگ کند و آشپزی کند و خانه را بروبد. لابد تا آقا از سر کار تشریف بیاورند خسته و طلبکار.

دختران ما دارند کاری در یک نسل انجام می دهند که در جوامع دیگر نسل ها و نسل ها کرده اند. چه باک اگر نمی توانند نسبت به سعید جنائی که شانزده زن را کشت و قاتلان زنجیره ای که ده تا را کشتند بی طرف باشند.

نسل امروز دختران خبرنگار ایرانی دارند کار بزرگی می کنند. نقششان به روزگار خواهد ماند. بگذار استاد ورقه شان را قبول نکند. بگذار استاد بی رحم به آن ها بگوید باید وقت نوشتن گزارش بی طرف باشید. بی طرفی زمانی معنا داشت که فرشته را به زندان می بردند و او به نگهبان لبحند می زد و به او می آموخت که با او دشمن نیست و اگر دشمنی دارد با سنت زن آزارست.

این درس را در زندگی آموخته بود.

منبع : سایت شخصی مسعود بهنود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.